جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

6 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
5 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] ردا فروشی مادام مالکین

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: یکشنبه 22 آذر 1383 21:45
نمایش جزئیات
آفلاین
سالازار يواشكي مياد تو
پيست پيست مانيا

مانيا : ا تو اينجايي
سالزارا: محموله چي شد راحت گرفتيش
مانيا : آره
سالازار : كسي كه نديدت
مانيا : نه

سالازار : خيلي خوب بدش به من
مانيا : اينجا
سالازار : آره زود باش

مانبا از زير ميز يه رداي سبز براق در مياره ميگه بيا اين رداي ضد طلسمت
سالازار : تو بانك 30 مليون گاليون به حسابت اضافه شد
مانيا : ممنون
سالازار : قابلي نداشت

و با صداي تقي نا پديد ميشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نمایشنا
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: یکشنبه 22 آذر 1383 21:39
نمایش جزئیات
آفلاین
در همون حال كه مانيا فرود امد هاگريد و مادام ماكسيم رو ديدكه داشتن گل ميگفتن و گل ميشنيدن مانيا به سمت انان رفت و
در كمال خونسردي گفت : حالا نوبت منه!!
هاگريد و مادام ماكسيم وحشت زده بلند شدند
ماكسيم : هي مانياي (...)فكر كردي چي الان حسابت رو ميرسم!!
و چوبدستي خود را به طرف مانيا گرفت
اجي مجي
كه ناگهان مانيا سپري جلوي خود درست كرد(از همونايي كه دامبلدور جلو ولدمورت درست كرد)
نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
طلسم به سپر برخورد كرد و به سمت هاگريد و مادام ماكسيم رفت
هر دو سرشان را دزديدند اما بادي كه ايجاد شده بود ان ها را از جا كند و با خود برد (ببينيد چقدر قوي بوده كه دوتا هيكل به اون بزرگي رو با خودش برده ! )
==================
هاگريد روي زمين افتاد و مادام ماكسيم روي اون
اخ له شدم كمك
هاگريد از جا بلند شد و به اطراف نگاه كرد
ناگهان دو ادم فضايي رو ديد كه با ابروهاي بالا رفته به ان ها نگاه ميكنند
هاگريد خواست چيزي بگويد كه فضانورد ها ان ها را به عنوان اولين ادم فضايي ها به زمين بردند
==================
بقيه اين داستان را در قسمت بعد تعريف ميكنيم
اين داستان ادامه دارد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
ارسال شده در: یکشنبه 22 آذر 1383 00:38
نمایش جزئیات
آفلاین
چه قده گفتم با اين دامبل نگرد بيا نتيجه ش شد اين!
15 سالشه هنوز بلد نيست بنويسه اختلاس!!!
------------------------------------
مسئول اينجا الان كيه؟
مانيا يا فلامل؟؟
هر كي هست!من يه ردا مي خوام كه با رنگ موهام رنگش عوض شه!!
اگه مدلشم با مدل دماغم عوض شه كه چه بهتر!!
پولشم از واحد خواهران بگير!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Poor Is The Pupil Who Does Not Surpass His Master
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
ارسال شده در: شنبه 21 آذر 1383 23:54
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

godric.griffindor نوشته:
سلام عزيزان:
مانيا چندروزي نميتونه بياد.(سرما خورده)
و انجا رو به من سپرده تا چند روز من جوابگوي شما هستم.

‹ پرنل فلامل›


بیا اینم از این حالا که 50 میلیون و هاپولی کرده معلومه که نمیاد
منم بودم نمیومدم
یه روز به روش خندیدیم دیدی چجوری اختلاص کرد
آهای سالی فکر کنم تو رم خام کرده یه سری به اون موسسه مالی اعتباری بزن
سالی....
سااااااالی.....
نیستش
با هم فرار کردن
من ردامو میخوام .... میخوام .... :ydrol:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
ارسال شده در: شنبه 21 آذر 1383 22:25
نمایش جزئیات
آفلاین
مانیا که دوباره عذاب وجدان گرفته از شدت وجدان درد به عیادت هاگرید میره !
هاگرید که یکی از چشمهاشو مادام پامفری باند پیچی کرد خیلی موذیانه به مانیا نگاه میکنه !
مانیا کم کم داره مشکوک میشه !
هاگرید :
مانیا : نه خواهش میکنم !
هاگرید چیزی نمی گه و خیلی ریلکس چتر صورتیش را توی دستش تاب میده !
نه ! خواهش میکنم !
هاگرید چتر را به طرف مانیا میگیره !
گرومپ ! شترق ! بنگ !
-----------------------------------------------------
کات
صحنه از دید یک فضا نورد ایستگاه بین المللی !
هی جک ( دوست فضانورده ) اون چیه داره به صرعت به طرف ما میاد؟
جک : داره به سرعت به نزدیک میشه !
فــــــــــــــــــرار کن ! کــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــــــــک!
بومب !
------------------------------------------------
اخبار ساعت 9 شب!
گوینده:امروز در اتفاقی غیر منتظره ایستگاه بین المللی با موشکی مورد هدف قرا گرفت و منهدم شد . گفته میشود دست بن لادن و لرد ولدمورت در این حادثه دخیل بوده است !
-------------------------------------------------
هاگرید یه وری لم داده و داره با ماکسیم خانم گل میگه و گل میشنوه !
---------------------------------------------------
مانیا چی شد ؟ رفته اورانوس گل بچینه !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
ارسال شده در: شنبه 21 آذر 1383 01:52
نمایش جزئیات
آفلاین
اخي مانيا كه داشت اون شعرو ميخوند (مانياي واقعي :من اين شعرو نشنيدم نميدونم از كجا يادش گرفتم!)
يه هو به سرش زد كه بره بيرون
و همونجا بود كه : ادم فروش دسته تو رو شده برام
مانيا:تو خجالت نميكشي با احساس مردم بازي ميكني؟
هاگريد:ببخشيد نه..............
شترق
هاگريد:اي كمك اين دفه واقعا كور شدم
مانيا:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
ارسال شده در: شنبه 21 آذر 1383 01:48
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

lili_potter نوشته:
نخير شما كور نيستي من مانيا از شخصيت هري خوشم مياد ولي تو رو نميدونم چه جوري هستي

ددید همه دیدید به من گفت با شخصیت
خانوم الان دیگه تو ابرام من اصلا
این ردا چنده .... نه اصلا کل این ردیف چنده
نه اصلا این قفسه چنده
بابا یه کلوم مغازت چند ؟ بده بریم که ایول داری
عجب خانوم با مرامی هستیا تو رو دیر یافتم ولی بالاخره یافتم
... ا کجایی من یافتمت ولی چرا نمیبینمت
صدایی از دور میاد: هان پاتر عینک زن با دیده نظر کن هان
هری: آهان الان دیدم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
ارسال شده در: شنبه 21 آذر 1383 01:42
نمایش جزئیات
آفلاین
سالزار يه وسليه عجيب قريب شبيه نيش مار از تو جي رداي سياهي كه بتن داشه در مياره و روي رداي نويي ميكشه كه مانيا باورده بود
سالازار : هوووومك ! اصله ولي باسيليسكش جوون بوده
مانيا : خوب آخه باسيليسك پير پيدا نميشد ميدونم پوستش مرغوب تره ولي پيدا نشد
سالازار : هوووووووم خوب اشكالي نداره همين خوبه

نا گهان هري ميخوره به سالازار :
هري : ا ببخشيد فكر كردم اينجا راه خروجه
سالازار :
هري : ميشه بگين راه خروج كدوم طرفي
سالازار : بيا پسرم از اون طرف دستتو بگير به اين ديوار و برو ( راه دستشويي زنونه )
هري : دستشو ميگيره به ديوار و حركت ميكنه به انتهاي راهرو كه ميرسه نا گهان با شخصي برخورد ميكنه و ..........

سالازار : هاگريد بي غيرت بروي اون هري رو بگير يه راست رفته تو بقل ماكسيم ..... كه نا گهان هري از سقف پرت ميشه بيرون


يه چند دوري ميزنه و از اونطرف سقف يه ضرب ميفته رو سالازار (قزويني برداشت نكنين )

سالازار : خودم كردم كه لعنت بر خودم باد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نمایشنا
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
ارسال شده در: شنبه 21 آذر 1383 01:38
نمایش جزئیات
آفلاین
بی وفایی بی وفایی دل من از غصه داغووووون شده ه ه ه ه .......
مانیا که به خیال خودش زده چشمهای من را کور کرده حالا با آواز حزین این شعر را میخونه و دونه دونه اشک میریزه . آخه عذاب وجدان بد دردیه!
اما از اونطرف هاگرید که فعلا جون سالم بدر برده در با شادی آواز آدم فروش را میخونه و غش غش به مانیا میخنده !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
ارسال شده در: شنبه 21 آذر 1383 01:29
نمایش جزئیات
آفلاین
آها البته من که چون سنم قانونی نیست هنوز نمیتونم باید به دامبل بگم ببینم چطوری زیر سن قانونی ها میتونن حساب باز کنن
در ضمن اون موسسه همش باند بازیه یه سری آقا زاده ها اومدن توش پیام امروز رو خوندید


نقل قول:
لطفا اينو در كمال خونسردي بخونيد:هري منظور شما از روز همون زوره؟؟

نه خیر منظورم همون روزه یعنی رداهای 50 گالیونی شما فقط آپ تو دیت و به روز هستن

ببینم شما فکر کردی من عینک میزنم کورم یعنی؟
اصلا من رنجیدم از شما در خروج از کدوم وره ...
آها از اینوره

( هری میره میخوره به دیوار)
هاگرید : هوووو مگه کوری
هری:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.