هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۴۴:۳۳ شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

ویکتوریاویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۰۸:۵۰ جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۳:۱۴:۵۸ دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰
از کنار زندگیم!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 4
آفلاین
نام: نارسیسا بلک( مالفوی)
جارو: ندارد
گروه: لسلیترین
شغل:مرگخوار
چوب دستی : چوب درخت گردو با ریسه قلب اژدها، انعطاف پذیر
او همسر لوسیوس مالفوی و مادر دراکو مالفوی ، دو نفر از شخصیت‌های مهم داستان بوده است ، که ادامه خود نیز جزء شخصیت‌های اصلی شد. به واسطه ازدواجش با لوسیوس ملفوی، وی را نارسیسا مالفوی نیز می‌نامند. رنگ موهای او بلوند ، چشمانش آبی و خونش خالص است ، او در دوران تحصیل خود در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز در گروه اسلیترین فعالیت میکرده است .

نارسیسا بلک فرزند کیگانوس بلک و درولا رویسر است او کوچکترین فرزند از میان سه دختر بود ، بلاتریکس و آندرومیدا دو خواهر بزرگتر وی بودند. او اولین بار در چهارمین داستان هری پاتر یعنی هری پاتر و جام آتش ظاهر شد.

نام نارسیسا از لحاظ ریشه کلمه به نارسیسوس بر می‌گردد که نام یک قهرمان اسطوره‌ای بوده است. در زبان انگلیسی برای گل نرگس کلمه Narcissus به کار می‌رود که از ریشهٔ مشترکی با آن چه درباره نام نارسیسا ذکر شد برخوردار است. در روایات اسطوره‌ای نارسیسوس وقتی که در دریاچه‌ای می‌پرد که در آن تصویر معشوقه‌اش را دیده بود، غرق می‌شود و می‌میرد؛ جالب آن که در کتاب‌های هری پاتر هم، موهای بلوند و بلند نارسیسا به عبارت «مانند فردی که غرق‌شده باشد» توصیف شده‌ان.


لطفا به پیام شخصی‌ای که بهتون زده شده پاسخ بدید.


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱۳ ۲:۲۰:۳۶
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱۳ ۲:۲۶:۳۶

سعی نکن مثل بقیه باشی....
خودت باش تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱:۰۳:۴۷ جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰

پاترهری


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۵۸:۲۳ پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۹:۴۳:۲۹ سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
از دنیایی با طراوت و نشاط از دنیایی پر از غشق ♥
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 9
آفلاین
نام:نیمفادوراتانکس
(ولی فقط تانکس یا نهایتا دورا صداش کنید! خیلی حساسه رو این موضوع!)

سن: 25 سال در زمان مرگ

گروه: هافلپاف

پاترونوس: ابتدا یه خرگوش بوده که بعد از عاشق ریموس شدن، تبدیل به گرگ میشه.

معرفی شخصیت:
تانکس، فرزند آندرومدا بلک و تد تانکس بود که از این لحاظ دورگه محسوب میشه. وارد گروه هافلپاف میشه و بعد از فارغ التحصیلی به وزارت سحر و جادو میره تا کارآگاه بشه و زیر نظر مودی چشم باباقوری، موفق میشه. با برگشت لرد ولدمورت، به محفل ققنوس میپیونده و در اونجا کم کم عاشق ریموس لوپین میشه.
با اینکه ریموس هم به تانکس علاقه مند میشه ولی به خاطر سن و وضعیت گرگینگی اش، حاضر به تن دادن به این عشق نمیشه تا اینکه بلاخره با هم ازدواج میکنند و حاصل ازدواجشون تدی به دنیا میآید.
در شب نبرد هاگوارتز، ریموس به تانکس میگه که تدی امشب به مادرش نیاز داره و تانکس جواب میده : "اون تا صبح میخوابه و مثل باباش خروپف میکنه... این تو هستی که امشب به من نیاز داری"
تانکس توسط بلاتریکس لسترنج (دخترعموی مادرش) کشته میشه و ریموس هم توسط دالاهوف. تدی(ادوارد) ریموس لوپین، پیش پدر بزرگ و مادربزرگش فرستاده میشه تا بزرگ بشه که بعدا عاشق ویکتوریا ویزلی میشه.

ویژگی های ظاهری:
تانکس، یک دگرگون نما هست. یعنی قابلیتی مادرزادی و جادویی داره که میتونه تغییر شکل، تغییر رنگ و ... بده. این تغییرات میتونه جزیی یا کلی باشه. به همین دلیل تونست در قسمت استتار ِ آزمون کارآگاهی بالاترین نمره رو کسب کنه.
این خاصیتش ارادی و غیر ارادی هست. یعنی بعضی اتفاقات عاطفی، مثل وقتی که عاشق شده بود، روی قدرت دگرگون نمایی اش تاثیر میذاره.
رنگ موهاش قهوه ای خرمایی هست و کوتاه به صورت سیخونکی ولی اغلب اوقات و قبل از عاشق شدن صورتی یا بنفش روشن بود! ( تو فیلم ولی موهاش تا روی شونه اش بلند بود)!


تایید شد. خوش اومدین!



ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱۰ ۱۸:۵۵:۳۴

زیبا ترین چیزدردنیا خود دنیاست.تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۰:۲۷:۱۲ سه شنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۰

گریفیندور

جنیفر داون


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۴۲:۳۷ یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۳:۵۸:۲۸ سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
از هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 3
آفلاین
نام: جنیفر
فامیل: داون
گروه:گریفیندور
نژاد:اصیل زاده
چوب دستی:33 سانتی متر،چوب توسکا،انعطاف پذیر،با هسته پر ققنوس
پاترونوس:آهو
ملیت: بریتانیایی
تاریخ تولد:۱۰ آوریل ۲۰۰۷
ظاهر: تقریبا همیشه یه شلوار پیشبند دار جین و یه بلوز زرد می پوشه .موهاش قهوه ای تیره و کوتاهه. رنگ چشماش قهوه تیره ست.
ویژگی های اخلاقی:خیلی باهوشه،خیلی شجاعه، خیلی مهربونه و به قدری کتاب خونه که یه کتاب قطور رو توی دو روز تموم میکنه.
زندگی نامه:جنیفر و پدر و مادرش داخل یه جنگل بدون خطر زندگی میکنن. از۷ سالگی پدر و مادرش از هاگوارتز و جادوگری چیزای زیادی براش گفتن. وقتی که نامه ی هاگوارتز براش اومد پدر و مادرش بهش خیلی افتخار کردن. اونا جنیفر رو به به کوچه ی دیاگون بردن و وسایل جادوگری مورد نیازش رو براش خریدن. وقتی دومین سال هاگوارتز رو تموم کرد پدرش داخل حیاط بزرگ خونه براش یه زمین کوییدیچ درست کرده بود و اونو مادر و پدرش هر روز با هم کوییدیچ تمرین میکردن. پدرش معلم کوییدیچ اون شد و این ورزش رو به طور کامل و حرفه ای بهش یاد داد. به همین خاطر قهرمان کوییدیچ مدرسه ست.


تایید شد!


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۷ ۱۷:۴۸:۲۸

❤Jennifer Down❤


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۰۳:۱۱ جمعه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۰

گریفیندور، مرگخواران

کتی بل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۴ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۶:۱۰:۳۵ یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰
از زیر زمین
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
مترجم
مرگخوار
پیام: 165
آفلاین
نام : کتی
نام خانوادگی: بل


القاب: کیت، کت، کیت کت، رنگین کمان

جبهه: تاریکی

گروه : گریفیندور

نژاد : اصیل زاده


چوبدستی : چوب درخت مرغ، با هسته موی پشمالو بدعنق، انعطاف پذیری 12

جارو : نیمبوس 1900

پاترونوس : ببر

ویژگی های ظاهری و اخلاقی:
موهای سیاه رنگ و نامرتبی که همیشه خدا در هواست، با اینکه قد کوتاهی دارد ولی خیلی تر و فرز است. با اینکه قاقارو هیچوقت قلاده نمیبندد، اون همیشه یه دونه قلاده رو شونس میزاره و میره بیرون. این خانم محترم مغرور و کمی زیادی خندان تشریف دارند. وضع مالیشونم خوشبخاته با ریش مرلین خوبه!


درس مورد علاقه : معجون سازی

ظاهر : شنلی چروکیده بر دوش و موهایی آشفته در هوا
قدرت : کنترل کردن قاقارو هم قدرت حساب میشه؟


محل زندگی : هر جای دنیا به جز برج کج پیتزا.

حیوان: پشمالو

زندگی خلاصه :
او در خانواده ای دو نفره که متشکل بود از خودش و ( برادر مغرور بی مصرف علافش) به دنیا آمد. او در پاریس متولد شده بود و طبیعتا در سن یازده سالگی به هاگوارتز رفت. متنها چون ( برادر مغرور بی مصرف علافش) پولی نداشت، مجبور شد خودش پول زار و زندگی اش را بدهد. با اینحال او همیشه میخندید و خوشحال بود. حرفی هم داشت تا اطرافیانش را قانع کند.
- مردن هیچ فرقی با افسردگی نداره.
او بر خلاف ( برادر مغرور و بی مصرف علافش) که مانند نردبان دراز بود و مثل برج زهرمار رفتار میکرد، خوش اخلاق و قد کوتاه بود. با اینکه قدش کوتاه بود و به خاطر این مسئله مسخره میشد، اما کاری کرد که قلدر ترین بچه مدرسه هم گوش به فرمانش باشد، البته به جز ( برادر مغرور بی مصرف علافش.) او استعداد بارزی در کنترل کردن افراد داشت. یک روز برای تولدش، یه پشمالو هدیه گرفت. متنها این پشمالو هم میتونست حرف بزنه، هم تغییر شکل بده. برای همین، کتی از اون روز به بعد یه کلاه پشمالو داشت تا روی سرش بزاره، اون با این پشمالو، تونست از تنهایی در بیاد و خونه ای برای خودش دست و پا کنه. و ( برادر مغرور بی مصرف علافش) را در خانه قبلی گذاشت و زندگی جدیدی را آغاز کرد.بعد از تلاش های فراوان او و کمک های بسیار زیاد دوستانش، کتی همیشه خندان و پر جنب و جوش توانست جای خودشو داخل ارتش تاریکی باز کنه...


لطفا تعویض کنین!



جایگزین شد!


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۳ ۱۹:۴۹:۲۵


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۱۷:۳۲ پنجشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۰

HaRmE


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۰۶:۱۶ دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۲۲:۳۴:۴۴ دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰
از میدان گریمولند
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 13
آفلاین
نام: هلنا ریونکلاو(دختر روونا ریونکلاو ،روح گروه ریونکلاو)
گروه: ریونکلا
پاترنوس:کره اسب تک شاخ
چوبدستی: پر ققنوس و ریسه ی قلب اژدها قطر 1 و طول 15.7 سانتی متر
لقب:بانوی خاکستری
ظاهر کلی : موهای بلند مشکی و چشمان براق آبی .قد نسبتا بلند و خوش هیکل
توضیحات :هلنا ریونکلاو دیهم را از مادرش رونا دزدید در حالی که نمی دانست هوش سرشاری که از مادر جوانش به ارث برده است بسیار بیشتر از ان دیهم می ارزد.! هم اکنون به عنوان بانوی خاکستری روح ریونکلاو در هاگوارتز زندگی می کند..! هلنا ریونکلاو دختر رویا پردازی که سر انجام از بازی سرنوشت زاد می شود و به دنیایی می رود که به ان تعلق دارد.گفته شده که این مرگ هلنا به خاطر دزدیده شدن دیهم نوعی مجازات بوده و نوعی طلسم محسوب میشود.برای همین او به یک روح تبدیل و در هاگوارتز زندگی می کند.اما هلنا ریونکلاو ..وعده داده شده که 100 سال بدین صورت زندگی کرده و بعد به صورت انسانی باز می گردد.طلسم شکسته می شود و از میان حریر شب بر می خیزد .
او دوباره زنده خواهد شد زیرا که دوران مجازات سپری شده است.
وی توسط بارون خون الود (شبح اسلیترین )کشته شد...




امیدوارم این دیگه قبول بشه



تایید شد!


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۲ ۲۰:۱۳:۴۷

شجاعت=هری♥♥i
مهربانی=جینی♥♥
هوش=هرمیون♥♥
قدرت مالفوی ها

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۰۳:۱۱ چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

HaRmE


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۰۶:۱۶ دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۲۲:۳۴:۴۴ دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰
از میدان گریمولند
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 13
آفلاین
نام: لونا
نام خانوادگي:لاوگود
گروه: ریونكلاو
چوبدستي: چوب درخت بلوط ريسه اي از جنس قلب تسترال
سال تولد: سال ١٩٨١
ويژگي هاي ظاهري: قد متوسط، موهاي بلند طلايي، چشمان گرد و صورت گرد.
چوبدستي: معمولي
علاقه مندي ها: چيزهاي عجيب و غريب و خرس مستربين
جارو ندارد
مو: تا کمرش می رسد.

بيوگرافي: مادرش جادوگر كنجكاوي بود كه وقتي درحال انجام انواع و اقسام جادوها رو امتحان ميكرد از دنيا رفت و لونا بي مادر شد؛ پدرش زنوفيليوس لوگود سردبير مجله ي طفره زن بود و عقايد عجيب و غريبي داشت، ظاهرا لونا هم به پدرش رفته و همانند او اخلاق و رفتار عجيب و غريبي داشت. حتي لباس ها و غذاهاي عجيبي ميخورد و معمولا كسي حرف هايش را نميفهميد. از نظر برخی او دیوانه و خل و چل بود و به همین دلیل او را لونی صدا می زدند. لونا سرانجام با رالف اسکمندر نوه ی سبزه جانور شناس جادویی مشهور نیوت ازدواج کرده و صاحب دو پسر دو قلو است.
اما ناگفته نماند که لونا بسیار جزاب است.



شخصیت لونا لوگود توسط ایشون گرفته شده. لطفا از بین شخصیت‌های گرفته نشده شخصیتی رو انتخاب کنین و معرفیش رو اینجا ارسال کنین.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط HaRmE در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱ ۱۸:۰۳:۰۱
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۲ ۱۸:۲۵:۱۷

شجاعت=هری♥♥i
مهربانی=جینی♥♥
هوش=هرمیون♥♥
قدرت مالفوی ها

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۳۲:۱۸ سه شنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۰

HaRmE


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۰۶:۱۶ دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۲۲:۳۴:۴۴ دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰
از میدان گریمولند
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 13
آفلاین
نام: چو چانگ

جنسیت: مونث

گروه: ریونکلاو

پاترونوس: قو

گروه خونی: دورگه

علایق: کوئیدیچ ،

ویژگی ظاهری: موهای مشکی ، چشمانی قهوه ای و آسیایی ، قد بلند و زیبا

ویژگی های اخلاقی: اجتماعی ، مهربون ، رمانتیک ، خنده رو وباهوش.

زندگی نامه:
ناتالی تایلر ساحره ی بسیار ماهر و در عین حال ماجراجویی بود. به این خاطرهمین که از هاگوارتز فارغ التحصیل میشه بار سفر بسته و سفر دوردنیا را آغاز می کنه. در طی همین سفرها بود که به یک کشور آسیایی به نام ژاپن میرسه. در این کشور تکنولوژی هایی رو میبینه که اجراشون حتی با روش های جادویی هم بسیار سخت و پیچیده ست. خلاصه علاقه مند میشه و چند سالی اونجا ماندگار میشه. در این حین عاشق یه دانشمند ماگل به نام لی چانگ هم میشه و باهاش ازدواج میکنه.
ماگل بیچاره وقتی میفهمه زنش ساحره ست سکته اوله رو میزنه و دست چپش تا حدودی لمس میشه (سکته دومه رو هم وقتی چو رو سوار بر جاروی پرنده تو یه بازی به اسم کوئیدیچ میبینه میزنه و این دفعه دستش کلا از کار میفته )ولی بالاخره با قضیه کنار میاد.

چو از همون بچگی نشون داد که هم استعداد جادویی مادرش رو به ارث برده و هم مثل پدرش به شدت باهوش هستش. موفقیت هایی که در درس و کوئیدیچ از خودش نشون میده باعث میشه پسرها و دخترهای زیادی دور و برش جمع بشند. پس از همون سال دوم وارد دیت و رابطه میشه و هیچ وقت تنها نیست تا اینکه دوست پسر زیباش سدریک میمیره و خوب دو سالی به این کارا وقفه میده. البته نه اینکه دیت نداشته باشه ها ولی وارد رابطه نمیتونه بشه یه مدتی

بعد از فارغ التحصیلی هم جستوجوگر تیم کوئیدیچ تورنادو میشه و افتخارات زیادی رو کسب میکنه. یه مرکز تحقیقاتی و مطالعاتی جادویی هم احداث میکنه



سلام. لطفا با استفاده از خلاقیت خودتون معرفی شخصیت جدیدی بنویسید.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱ ۱۵:۰۲:۴۷

شجاعت=هری♥♥i
مهربانی=جینی♥♥
هوش=هرمیون♥♥
قدرت مالفوی ها

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۱۶:۳۴ یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰

ریونکلاو

دنی کرشاو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۴۸:۰۴ شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۹:۵۳:۴۱ دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰
از جایی که زندگی می کنم^-^
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 8
آفلاین
سلام
نام:دنی (داینا)
فامیل:کرشاو
نام کامل:داینا سلنه کرشاو
گروه:ریونکلا
رتبه خون:دو رگه
چوب دستی:32 سانتی متر،چوب درخت بلوط ،انعطاف پذیر،مغز پر ققنوس،مناسب برای انواع افسون و به خصوص افسون های سیاه
پاترونوس:گرگ قطبی
جانور نما:پرستو
ملیت: بریتانیایی
تاریخ تولد:18 ژوئن 2008
مکان تولد:انگلستان،یورک شایر
توانایی خاص:هوش بالاش بهش اجازه میده وردهای حریف رو پیش بینی کنه و در استفاده از افسون کروشیاتوس مهارت داره.
محدودیت ها:توی استفاده از نفرین آوداکداورا مشکل داره چون انگیزه ی قتلش تقریبا صفره و به نظرش با کشتن مردم این فرصت که خودشون رو اصلاح کنن رو ازشون میگیره.بنابراین همیشه یه چاقوی ضامن دار یا ترجیحا کلت همراهش داره.اگرچه چون ابزار ماگلی هستن کاربرد چندانی به نظر نمی یاد که داشته باشن ولی اگه مجبور بشه افسونشون میکنه تا به هدفش برسه.
ظاهر:عموما یه شلوارک پیشبند دار جین و یقه اسکی می پوشه .موهای قهوه ای تا زیر گوش و مجعد داره و چشم های آبی خیلی تیره.قبلا موهاش خیلی کوتاه بود و عموما فکر می.کردن پسره.اکثر اوقات دستکش های بدون انگشت دستشه .
عموما یه نیش خند گوشه ی لبشه و باعث میشه هیچ کس نفهمه الان در واقع چه احساسی داره.
ویژگی های اخلاقی:به شدت باهوشه،با تقریبا همه سیاست مدارانه برخورد می کنه ،طعنه زنه،از اینکه روی مخ بقیه اسکی کنه بدش نمیاد،احترام زیادی برای بلاتریکس لسترنج و لرد سیاه قائله،اهمیت چندانی نمی ده که در مرکز توجه باشه و بعضی اوقات ضد حال زنه قهاریه.ترجیح می ده یه گوشه بشینه و کتابشو بخونه.تا حدودی تنبله.
یکی از معدود دوستاش پیتر جونزه که اولین بار افسون کروشیو رو روی اون اجرا کرده و البته کسی که بهش پیشنهاد کرد مرگ خوار بشه پیتر بود.
زندگی نامه:اون یه دو رگست که پدرش ماگل و مادرش ساحره بود.مادرش رو وقتی 7 سالش بود یکی از مرگ خوارها.جلوی چشماش کشت چون مادرش ساحره ی توانایی بود ولی مرگخوار شدن رو رد کرده بود.اونم کنترلش رو از دست داد و اونو با جادوی ذاتیش ناکار کرد.بعدشم با چوب دستی مادرش ،روی پدرش افسون دست کاریه حافظه رو اجرا کرد جوری که پدرش فکر کنه اونو و مادرش توی یه سانحه ی رانندگی مردن.چون می ترسید بعدا برای پدرش هم مشکلی درست بشه.
بعد موهاش رو کوتاه کرد و از خونه رفت.تا 11 سالگی پادویی می گرد و همه فکر میکردن پسره.چون هم موهاش کوتاه بود و هم خودش رو دنی معرفی کرده بود.
بعد رفتن به هاگوارتز هم به کسی اجازه نمی داد داینا صداش کنه.هرچند بعضی ها بابت اسم پسرونش مسخرش می کردن ولی بعد اینکه با روی دیگش رو به رو شدن کلا دیگه می ترسیدن اسمش رو بیارن.
مرگ خوار شد چون از بعضی لحاظا عقایدش با لرد یکی بود و فکر می کرد جادوگر و ماگل نباید با هم ازدواج کنن و ماگل زاده ها هم تا جای ممکن نباید بیان هاگوارتز.ولی دلیلش این بود چون فکر می کرد که اون ها از خیلی لحاظ ها آسیب میبینن نه اینکه لایق جادوگر شدن نیستن.
توی 12 سالگی وقتی فهمید خودش می تونه جانورنما بشه به طرز غیر قانونی جانورنما شد.
هیچ علاقه ای به کوییدیچ نداره چون کلا حس تکون خوردن غیر ضروری نداره.شطرنج بازه ماهریه.
پاترونوسش که گرگه مربوط به مادرشه چون مادرش عاشق ماه بوده و این از اسمش هم معلومه.(داینا:الهه ماه رومی.سلنه:الهه ماه یونانی)


تایید شد!


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱ ۱۵:۱۶:۰۹

گاهی اوقات ایده آل گرایی منجر به شرارت میشه.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۲۳:۵۸ شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰

جینی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۱۴:۰۶ شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱:۲۶:۰۱ دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰
از یه ماموریت خطرناک برای محفل
پیام: 48
آفلاین
نام: جینی ویزلی
رنگ مو:قرمز
گروه:گریفیندور
نژاد: اصیل‌زاده
عضویت در:ارتش دامبلدور


ویژگی های ظاهری:

دختری مو قرمز همچون سایر ویزلی ها با صورت کک مکی اما زيبا . او داراي قدي متوسط و چشماني به رنگ آبي ميباشد

ویژگی های اخلاقی:

دختری کمی لجباز که دست کمی از پیر ها ندارد چون تمام عمرش را با پسر ها گذرانیده است. کمی لوس و باهوش و تقريبا هم ادم توداريه...همين ديگه

معرفي كوتاه:
جيني ويزلي جوانترین عضو خانواده ی ویزلی است .جینی فرزند آرتور و مالی ویزلی که هفتمین فرزند و تنها دختر آنها محسوب میشود. او خواهر رونالد، فرد، جورج، بیل، چارلی و پرسی ویزلی و همسر هری پاتر و خواهر شوهر هرمیون گرنجر
می باشد.
جيني و شش برادر بزرگترش قبل از شروع تحصیل در هاگوارتز در خانه ( بارو) توسط پدر خود اقای ویزلی آموزشهای ابتدایی جادویی را فرا گرفت. در یازده سالگی جینی ویزلی اولین سال تحصیل خود را در مدرسه ی علوم وفنون جادوگری هاگوارتز اغاز کرد. جینی دوران بسیار سختی را در اولین سال حضور در هاگوارتز سپری کرد. چرا که در آن زمان تالار اسرار به روی جادو های سیاهی که جینی را تحت تسخیر خود در آورده بودند باز شده بود . طی سال اول و دوم حضور او در هاگوارتز جینی احساسات عاشقانه ای نسبت به بهترین دوست برادرش پیدا کرد. کسی که در جامعه ی جادوگران شهرت بسیاری داشت : هری پاتر.
این موضوع باعث شد او در مقابل هری رفتار متفاوتی از خود نشان دهد مثل : ساکت بودن – خجالت کشیدن یا فاصله گرفتن از هری و صحبت نکردن مستقیم با او در حضور برادرش. تا جاییکه در قسمتی از داستان رون به هری میگوید: "نمیدونم اون چه ش شده؟ در حالت معمولی هیچوقت اینقدر ساکت نیست ." در سال چهارم حضور او در هاگوارتز درست موقعی که او از هری انتظار دارد که برای جشن یول بال از او تقاضای رقص کند هری با دعوت نافرجامی از چو تمام نقشه های جینی را برای شروع دوستی به هم میزند. با این حال جینی جشن رقص را از دست نمی دهد و به ناچار پیشنهاد نویل لانگ باتوم رامیپذیرد.
در ادامه جینی که از رفتار سرد و بی توجهی هری نسبت به خود آزرده شده با یکی از دانش آموزان ریونکلاو به نام مایکل کورنر طرح دوستی میریزد. اما این عمل او نه تنها باعث جلب توجه هری نمی شود بلکه باعث کشمکش و درگیری دائم با برادرش رون میشود. ضمن اینکه مایکل در کوییدیچ رقیب جینی محسوب میشود و موجبات ناراحتی هرچه بیشتر اورا فراهم میکند.جینی به توصیه ی هرمیون به اصطلاح خود را وارد اجتماع کرده و رفتاری خیلی معمولی و عادی ای را با هری در پیش میگیرد. در این زمان هری برای اولین بار متوجه رفتار غیر معمول جینی در برخورد با خود میشود و به این پی میبرد که جینی دیگر آن دختر کوچک خجالتی و کم حرف سابق نیست. جینی برای بار دیگر فرصتی به هری میدهد تا اورا جور دیگری ببیند. به این ترتیب که پس از به هم زدن دوستی خود با مایکل کورنر با همکلاسی هری در گریفین دور به نام دین توماس دوست می شود. آخرین تلاشهای جینی برای جلب توجه هری سر انجام نتیجه می دهد و حس حسادت پسرانه ی هری تحریک میشود. جینی که بالاخره پس از پنج سال به عشق قدیمی خود رسیده است در پایان سال پنجم و پس از گذراندن دوره ی کوتاهی با هری از سوی او طرد می شود. او به خوبی میداند که علت این رفتار هری بی مهری او نسبت به جینی نیست بلکه ترس های پنهانیست که همواره یک قهرمان را آزار می دهد. اما او تصمیم خود را گرفته است و می خواهد تا ابد در کنار قهرمان خود بماند و او را در مشکلاتی که در آینده خواهد داشت همراهی کند.جینی ویزلی سال ها بعد با هری ازدواج کرده و صاحب دو پسر به نام‌های جیمز سیریوس و آلبوس سیوروس و یک دختر به نام لی لی لونا می‌شود. او نمونه ی قهرمانی است که با جسارتی مثال زدنی و مهارتی قابل توجه در کنار قهرمانان دیگر داستان با بی عدالتی ها و ستمگری جبهه ی شر مبارزه می کند.تا جاییکه برادران بزرگتر او که همیشه اورا کودک حساب میکنند از او به عنوان کسی که در آینده جادوگر بزرگی درست به بزرگی خود آلبوس دامبلدور خواهد شد یاد می كنند

تایید شد.
خوش اومدی.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۹ ۱۹:۵۴:۵۹

در یک شرایط سخت:
یک گریفندوری برای تو می میرد♥♥
یک اسلیترینی برای تو می کشد💚💚
یک هافلپافی با تو می میرد💛💛
یک ریونکلا یی کاری می کند که هیچ = نمیرد💙💙تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۰۰:۵۲ چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰

اسلیترین

مایکل رابینسون


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۵۲:۳۷ دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۰۲:۰۳
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 5
آفلاین
نام : مایکل رابینسون
گروه : اسلیترین
نژاد : اصیل زاده
ویژگی های ظاهری و اخلاقی : پوست روشن - موی کوتاه و سیاه رنگ - قد ۱۷۰- چشم های عسلی - بینی متعادل - فردی شجاع ، مهربان ، مراقب ، زرنگ ، شوخ طبع و گاهی هم بداخلاق
چوب دستی : چوب درخت سپیدار + پر قفنوس
جارو : نیمبوس 2001
معرفی کوتاه : غم... کلمه‌ای که در ظاهر فقط دو حرف دارد اما هزاران معنا و مفهوم پشتش خوابیده است... کلمه ای که تنها اجاره نشین خانه‌ی دل مایکل رابینسون بود...
مایکل رابینسون یک اصیل زاده از خانواده اصیل و شریف رابینسون بود... دقیقا در هنگام تولدش مادرش را از دست داد و پس از مرگ مادرش، پدرش نیز دچار افسردگی شدید شد و او هم دنیای فانی را وداع گفت...
تمام خانواده‌اش مسئولیت حفاظت از او را قبول نکردند، اما پدربزرگش که مرد بسیار پیری بود مسئولیت او را قبول کرد و مایکل در کنار او بزرگ شد... پس از سال ها مایکل در کنار پدربزرگش تبدیل به یک اصیل زاده واقعی شد و هدف آینده‌اش را یافت...
در ده سالگی پدربزرگش فوت کرد... و مایکل ضربه روحی بدی خورد ولی بازم قدرت خودش را حفظ کرد زیرا می‌دانست اگر پدر و مادر و پدربزرگش بودند از او می‌خواستند که قوی باشد...
سپس در سن یازده سالگی به تحصیل در هاگوارتز در گروه اسلیترین مشغول شد...

---
تایید شد، خوش اومدی.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۵ ۲۱:۲۸:۱۹







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.