شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
زندگینامه: او در خانواده اصیل و نه چندان مذهبی بلک چشم به جهان گشود. به هاگوارتز رفت و در گروه اسلیتیرین جای گرفت. در هاگوارتز شاگرد نمونه ای نبود و تا پانزده سالگی هم شاگرد محبوبی نبود. اما پس ز آن به دلیل زیبایی ظاهرش در میان دانش آموزان مذکر(!) از محبوبیت خاصی برخوردار بود. در سن بیست سالگی سنت گردنزنی جن های خانگی را در خانواده بلک بنیان نهاد. به منظور ترویج این سنت، هفتاد جن خانگی را گردن زد و تنها کریچر پیر باقی ماند. خواهرش پیش از او ازدواج کرد و صاحب پسری به نام سیریوس شد. اینکه سیریوس چه ربطی به الادورا دارد به اینجا برمیگردد که سیریوس ژن جانورنماییش را از الادورا به ارث برده بود.
الادورا بلک عضو مرگخواران بود تا جایی که پیش از نبرد هاگوارتز بر اثر کهولت سن جان سپرد.
نام کاراکتر: دیانا کارتر گونه: ساحره، دگرگوننما پدر و مادر: سدریک و الیزا کارتر(ساختگی) مهارت ها: تغییر شکل(مهارت های دگرگوننمایی)، افسون های فراموشی، افسون های تغییر شکل. علایق: کدوحلوایی، رنگ فیروزه ای و کوییدیچ
زندگینامه: دیانا کارتر در خانواده ای مذهبی متولد شد(چی بگم خب؟!). وی در یازده سالگی به هاگوارتز رفت و در آنجا چندان هم دانش آموز نمونه ای نبود. ولی هرجوری بود پاس کرد و از هاگوارتز فارغ التحصیل شد. بیشتر وقت خودش را روی نیروهای دگرگون نمایی اش میگذاشت. او خودش را دوست داشت و هنوز هم دارد. وی از نبرد هاگوارتز جان بدر برد و در مجردی خویش زندگی اش را میکند
متاسفانه این شخصیت به تازگی توسط ایشون گرفته شده. لطفا یه شخصیت دیگه انتخاب کن. سعی کن یکم بیشتر راجع به شخصیت انتخابیت توضیح بدی.
ظاهر : موی بلند قرمز تیره ، چشم های قهوای ، پوست روشن و شور و شوقی که از چهره اش می بارد
ویژگی های اخلاقی : بی خیال به موضوع های جدی ، کمی حواس پرت ، همیشه می خندد و شور و شوق دارد
توضیحات : سه تا گربه به اسم نودلشکلات و پیتزادارد که نه از اسمشان راضی اند نه از صاحباشان چون هرقت آلانیس صدایشان می زند فرار می کنند ، و به هیچ چیز علاقه نشان نمی دهند .آلانیس زیاد عصبانی یا ناراحت نمی شود اما اگر هم بشود زیاد طول نمی کشد. از مشنگ ها و مشنگ زاده ها خوشش نمی اید
زندگینامه : در یک شب پرستاره در لندن به دنیا آمد و تا 10 سالگی به بیشتر جاهای دیدنی سفر کرد بعد بع لندن برگشت و فعلا به سفر دیگری نرفته
توانایی ها : هیپنوتیزم ، سرعت بسیار زیاد در دویدن ، توانایی ترمیم بدن خود را دارد ، قدرت جسمانی اش بسیار زیاد است ، توانایی قابل توجهی در جادوی سیاه دارد
علاقه مندی ها : خون کودکان و افراد جوان ، مطالعه و تمرین جادوی سیاه
ویژگی های ظاهری : قد متوسط ، اندام ظریف اما ورزیده ، موهای سفید ، پوست رنگ پریده ، یکی از چشم های او قهوه ای و دیگری قرمز رنگ می باشد ، معمولا چهره ی خود را با نقاب میپوشاند. چهره ی بدون نقاب
ویژگی های اخلاقی : در اغلب موارد ارام و به شدت گوشه گیر به نظر میرسد اما در مواقع خطر یا وقتی عصبانی میشود بهتر است تا جایی که میتوانید از او و دندان های نیشش فاصله بگیرید.او فردی شجاع و بسیار ریسک پذیر است که اغلب دوستی ندارد اما اگر کسی در قلبش جا باز کند او از تمام توانایی اش برای محافظت استفاده میکند و بسیار وفادار است. رک است و ترسی از گفتن حقایق ندارد. دیگران او را فردی خشک و رسمی با ظاهری افسرده میدانند تمایلش به جبهه تاریکی از او فردی به دور از عواطف انسانی ساخته است.او ابایی از این که شما را هیپنوتیزم و سپس وادار به انجام دادن اعمال شرم آوری کند ندارد پس سعی کنید خیلی در چشم هایش نگاه نکنید.
توضیحات : او فرزند مادری خون آشام و پدری جادوگر است و هر دو را در کودکی از دست داده و در نوانخانه و میان مشنگ ها بزرگ شده است و همواره به دلیل تفاوت های ظاهری و فیزیکی اش مورد ازار و تمسخر آن ها واقع می شده. البته این آزار ها وقتی اجساد آن کودکان -که جای دو دندان نیش روی گردنشان خودنمایی میکرد- در انبار پیدا شد متوقف شد. پس از ورود به هاگوارتز به دلیل جسارت و شجاعتش به گریفندور فرستاده شد و همواره وفاداری اش را به این گروه نشان داده است. از سخنان شعاری و تابو ها بیزار است بنابراین برخلاف بسیاری از اعضای گروهش هرگز حسی جز تحسین نسبت به ارباب تاریکی در قلبش نداشته است. او تعلق خاطر زیادی به نقابش دارد و به جز در مواقع خاص آن را از صورتش برنمیدارد.
تایید شد. خوش برگشتی. فقط این که تو لیست شخصیتها من فقط جیسون سوان دیدم و به همین اسم تاییدت کردم. اگه اشتباه کردم و شخصیتی به اسم جاستین هست که خودت فامیل سوان رو روش گذاشتی، یا فامیل سوان تو لیست هست و اسم جاستینو روش گذاشتی، بهم اطلاع بده تا درستش کنم.
نام:ربکا مک دو ویلر گروه:ریونکلاو نژاد:دورگه پاترونوس:عقاب
چوبدستی:چوب رز با مغز پر ققنوس،۱۲ سانتی،نرم و انعطاف پذیر
ویژگی ظاهری:پوستی روشن با موها و چشمان بنفش
جبهه:نامعلوم
علاقه مندی ها:شکلات،باشگاه دوئل
ویژگی فردی: خونسرد،باهوش،مهربان، مغرور،اجتماعی
زندگینامه: ربکا در شهر لندن متولد شده. او دختر ترزا و جان مک دو ویلر است. او دارای یک برادر به نام رابرت است که ۲ سال از خودش کوچکتر است. ربکا در طول دوران کودکی خود در مزرعه مادربزرگش در روستای چارلتون شمشیربازی و اسب سواری میکرد.
اخلاقیات: دارای شخصیتی پسرانه عشق هیجان و دردسر رازدار و قابل اعتماد. دارای عصبانیت های کشنده گاهی بی منطق و لجباز درس مورد علاقه: دفاع در برابر جادوی سیاه او بسیار به ظاهر و پوشش خود اهمیت داده و عاشق زیوارآلات و خریدن لباس است. . . .
تایید شد. خوش برگشتین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Keneriya_Idel در 1400/3/17 16:00:50 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1400/3/17 16:50:39
ویژگی های ظاهری: پسری خوش قیافه با پوستی روشن ، ظاهری مرتب و خوش پوش که نشان از اصیل زادگی اش میداد ، موی تیره خوش حالت و چشمانی درشت به سیاهی شب که میشه گفت برجسته ترین قسمت چهره اش چشمانش است که علی رغم جذابیت خاصشان میشد به راحتی یک خلا و غم بزرگ را در آنها مشاهده کرد
ویژگی های اخلاقی : آدم مرموزی است و هیچکس نمیتواند داخل دیدارهای اولیه او را بشناسد . اهل ماجراجویی و فرد کنجکاوی است و هر ریسکی را قبول میکند. میتواند به راحتی با استدلال ها و نحوه رفتار طرف مقابل، هرکسی را قانع کند .
سایر توضیحات : از بچگی توسط پدرش شروع به آموختن انواع طلسم های باستانی کرد که حتی بزرگترین جادوگر ها هم به سادگی نمیتوانستند از پس آنها برآیند. تمام خانواده اش قربانی جادوی سیاه شده اند و تمام فکر و ذکرش انتقام از لرد سیاه بود. به عقیده او یک جادوگر خوب برای داشتن قدرت جادویی فوقالعاده بیش از هر چیزی به ذهنی قوی و نیروی کافی احتیاج داشت و لازمه داشتن آن دو هم ، دارا بودن یک بدن سالم و قوی بود و برای همین به ورزش هم اهمیت میداد.
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1400/3/16 18:43:51
سحر و جادو میتواند شما را به یک فرشته و یا یک شیطان تبدیل کند.... و این « انتخاب شما است »
چوبدستی: 35 سانتی متر، چوب درخت خاس با ریسه قلب اژدها
جارو: Firebolt Supreme
علاقمندی ها: کوویدیچ، نویسندگی، رویا پردازی
سپر مدافع: اژدهای شاخدار
حیوان درونی: عقاب طلایی
شغل: جادوآموز،جست وجوگر تیم ملی کوویدیچ ایرلند،یکی از اعضای محفل ققنوس
ملیت: ایرلندی
پدر و مادر: سیریوس کارتر، مینروا مالفوی
ویژگی های ظاهری: موهام بلند و فره و رنگش قهوه ایه.رنگ چشمام هم فیروزه ایه.در کل هم یک سفیدپوست و یک دگرگون نما هستم.اما تنها تغییری که دوست دارم تغییر. رنگ موم از قهوه ای به مشکیه.
ویژگی های اخلاقی: همیشه آرام، صبور، مهربان، خیال پرداز و زیرک هستم و به حل کردن معما های سخت و چالش برانگیز علاقه خاصی دارم.اعتماد به نفس بالایی دارم و همه ی کارهایی که شروع می کنم رو با موفقیت کامل به پایان می رسونم.حافظه ی خیلی قوی دارم در حدی که با اولین برخورد با چیزی، می تونم تا ابد اونو به خاطر داشته باشم.به خاطر اینکه در محفل ققنوس هستم در اجرای طلسم ها و وردهای جادویی، چه ممنوعه و چه غیر ممنوعه مهارت خاصی دارم.فقط با یکبار دیدن یک ورد اونو تا ابد به خاطر میسپارم و می تونم اونو به نحو احسن انجام بدم.اما با این وجود دوست ندارم از طلسم های ممنوعه استفاده کنم.دوست دارم تمام وقت خالی که دارم رو با کتاب خوندن و نوشتن داستان پر کنم.از مرگخوار ها خوشم نمیاد و جز در مواقع لازم خودم رو از اونا دور نگه می دارم و باهاشون درگیر نمیشم.
توانمندی ها: من یک جانورنمای قوی هستم و جانورنمام عقاب طلاییه. بعضی اوقات به شکل عقاب و در حال پرواز دیده میشم و بعضی اوقات به حالت انسانیم بر می گردم.در هاگوارتز که هستم،فقط بعضی شب ها به شکل عقاب به گشت زنی میرم.در اجرای طلسم ها و حتی طلسم های ممنوعه درست مثل مرگخوار ها مهارت دارم.یکی از اعضای محفل ققنوس هستم.جست وجوگر تیم کوویدیچ ایرلند هستم و پیروزی های زیادی براشون به ارمغان آوردم.لقب Fiery storm رو به خاطر اینکه سریع می تونم گوی زرین رو پیداکنم و در همون ثانیه های اول بازی اونو بگیرم بهم دادن.
توضیحات: بزرگترین فرزند سیریوس کاتر، تاریخ تولد 8 آگوست سال 2006 ، همانند پدرم یک اسلیترینی باوقار، در هاگزمید زندگی می کنم،بر خلاف خاندان مالفوی،به خاندان کاتر و ویزلی شبیهم یکی از اعضای محفل ققنوس هستم(مثل پدربزرگم و پدرم)،ازطرف مادرم به خاندان مالفوی، ازطرف پدرم به خاندان کاتر و ازطرف مادربزرگم به خاندان ویزلی وصل هستم. پدربزرگم اسم بهترین دوستش رو روی پدرم گذاشته، و نام مادرم هم از اسم مدیر اون موقع هاگوارتز، مینروا مک گونگال برداشته شده. نام مدیر هاگوارتز در زمان من پروفسور فیلت ویکه. در مدرسه به دروس ریاضیات جادویی، دفاع در برابر جادوی سیاه و ورد های جادویی علاقه مندم.جست وجوگر تیم ملی کوویدیچ ایرلند هستم و در هاگوارتز هم جست وجوگر تیم اسلیترینم و همچنین یکی از اسلیترینی هایی هستم که جادوی سیاه رو انتخاب نکردند.
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دیانا کارتر در 1400/3/16 12:31:06 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1400/3/16 13:30:06
اسم:گریس فامیل:ناتلی گروه:هافلپاف ملیت:کره ای حیوان خانگی:یک گربه به اسم کارامل خصوصیات اخلاقی:مهربون کیوت شیطون شوخ طبع علایق:نقاشی موسیقی جادو کتاب خوندن ویزگی منحصر به فرد:صدای زیبایی داره که هرکس بشنوه محو صداش میشه ویزگی ظاهری:موهای بلند و قهوه ای روشن و البته چتری چشمای میشی پوست سفید خون:ماگل زاده قسمتی از زندگی:گریس همیشه به جادو اعتقاد داشت ومیدونست جادو وجود داره اما پدر و مادرش که ماگل بودن به اون میگفتن جادو وجود نداره و اون هیچوقت قرار نیست به جادو برسه اما ی روز که جلوی پنجره نشسته بود و بیرون رو نگاه میکرد با یه چیزی مواجه شد که براش عجیب بود... جغدی که یک نامه به منقارش گرفته.... خب دیدن جغد تویه روز معموی داخل کره اصلا چیز طبیعی نیست وقتی جغد پایین اومد و نامه رو به دست انا داد اون تا نامه رو خوند بال دراورد موضوع رو به پدر مادرش گفت اون ها دفعه ی اول مخالفت کردن اما بعداز اصرار های گریس راجب وجود خارجی داشتن هاگوارتز تحقیق کردن واون رو به هاگوارتز فرستادن جنس چوب دستی:موی تک شاخ و چوب درخت سرو پاترونوس:تک شاخ
متاسفانه گروه این شخصیت گریفیندوره. لطفا یکیو انتخاب کن که گروهش تو کتاب مشخص نشده یا یه نفر که گروهش هافلپافه. تایید نشد.
درستش کردم بانو لینی^-^
لطفا سعی کن بعد از ویرایش ناظر یا مدیر پست جدید بزنی و اقدام به ویرایش نکنی، چون ممکنه اون پست دوباره چک نشه و متوجه تغییراتی که رخ داده نشیم تا بتونیم پاسخی بدیم. تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1400/3/16 1:36:28 ویرایش شده توسط kimkarol در 1400/3/16 1:58:06 ویرایش شده توسط kimkarol در 1400/3/16 1:59:44 دلیل: برای ایرادی که از شخصیت گرفته شد ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1400/3/16 2:48:37
ویژگی ظاهری : چشم سبز و مو سیاه. دارای انواع زخم در همه ی نقاط بدن .
ویژگی اخلاقی : به طور عجیبی دست و پا چلفتی . همچنین قابلیت اینو داره که زلزله صد ریشتری به پا کنه. معتاد انواع قهوه؛ اخرین باری که پدرش مجبورش کرد چهار ساعت قهوه نخوره، زد کل خونه رو داغون کرد.
خلاصه زندگی: خیلی بچه ارومی بود! به طوری که مادر و پدرش مجبور شدن هشتا خونه عوض کنن. وقتی یازده سالش شد هیچ کس توقع نداشت براش نامه هاگوارتز بیاد! البته از از مرلینشون بود که برای ایزابلا نامه نیاد، فکر کنین یکی از خرابکاری هایی که توی خونه انجام میداد رو توی هاگوارتز انجام بده... اونوقت چه جوری باید تو چشم دامبلدور نگاه میکردن؟
برخلاف تصور والدینش برای ایزابلا نامه اومد و این بار ایزابلا به دلیل اختیار از کف دادن؛ خونهی هشتمی رو خراب کرد.
وی هنگام رفتن یه عالمه قهوه قاچاق کرد چون توی هاگوارتز نوشیدنی ای به جز اب کدوحلوایی و نوشیدنی کره ای پیدا نمیشه. (مسئولین رسیدگی کنین)
در سال سوم تحصیلش در هاگوارتز برای جستجوگر تیم کوییدیچ هافلپاف اتنخاب شد و طی مسابقه ها چند تا بچه رو ناقص کرد.
ایزابلا اکنون فارغ التحصیل هاگوارتزه و دنبال شغل مناسبی برای خودش میگرده.
نام: ادنا نام خانوادگی: پاتریج سن: 16 مشغله: دانش آموز خون: دورگه اخلاق: بعضی مواقع آروم و بعضی وقتا شلوغ، به شدت ریسک پذیر، اهل درس و مطالعه. بعضی وقتا زیادی مهربون چوب دستی: چوب درخت موطلایی با مغز موی تک شاخ و 9اینچ طول پاترونوس: سگ :/ ظاهر: چشمای درشت مشکی با موهی لخت و مشکی(باید بگرم ی عکس خوب براش پیدا کنم توانایی: معجونای خیلی خوبی میتونم درس کنم :)) سریع یاد میگیرم توضیحات: خانواده ی مادرم خاندان اصیلی هستن و جادوگرای خیلی برجسته ای دارن اما پدرم یه مشنگ زادس. شور و هیجان مادرم رو دارم و امیدوارم که یه جادوگر برجسته بشم :)
معرفی شخصیتت خیلی کوتاهه لطفا بعدا حتما برگرد و تکمیلش کن. تایید شد.