جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: ساز مخالف
ارسال شده در: چهارشنبه 7 خرداد 1404 00:59
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه جدید




- بودن یا نبودن، مسئله این است!

لرد در حالی که با یک دست کتابی را مقابل صورتش نگه داشته بود و دست دیگرش را پشتش قرار داده بود، این جمله را گفت و وارد آشپزخانه خانه ریدل‌ها شد. او بسیار سرحال به نظر می‌رسید و با جدیت مشغول خواندن کتابش بود. اما برخلاف او، بقیه افرادی که در آشپزخانه حضور داشتند، اصلاً حال و روز خوبی نداشتند.

ساعت شش صبح بود و مروپ هر کسی را که توانسته بود برای صبحانه بیدار کرده بود. مشکل این بود که جز خودش و لرد، کسی به صبح زود بیدار شدن عادت نداشت. در حقیقت، قیافه افراد بسیار وحشتناک بود. سالازار با موهای ژولیده به وسط میز خیره شده بود و چای شیرینش را هم می‌زد. گلرت تنها با یک پتو پشت میز نشسته بود و چیز دیگری بر تن نداشت. رابستن به جای آبی، سبز رنگ بود و تقریباً نصف موهای پف کرده سیبل که کنارش نشسته بود، در دهانش فرو رفته بود. صندلی دارکو مالفوی خالی بود و او به زیر میز سقوط کرده و بیهوش شده بود. این تنها بخشی از تراژدی میز صبحانه بود و بقیه افراد هم اوضاع جالبی نداشتند.

البته برای مروپ این اوضاع کمترین اهمیتی نداشت و در حالی که داشت آهنگ زمزمه می‌کرد، اوتمیل را قاشق قاشق در دهان بچه رابستن می‌گذاشت. در همین حال، لرد کتابش را بست و روی میز گذاشت. بلافاصله بعد از این حرکت، تمام افراد میز به او خیره شدند. لرد عینک گذاشته بود.

تام ریدل که گردنش کبودی عجیبی داشت، با صدای گرفته‌ای پرسید:
- تام بابا... این عینک چیه؟

کجول هات بلافاصله پرسید:
- ارباب میگم، شما دماغ... میگم عینکتون به چی وصله؟

در حالی که همه انتظار داشتند لرد برای صبحانه کجول هات را به شکنجه مهمان کند، او لبخندی زد و گفت:
- به گوشهام وصله... پرسیدن چنین سوالی مودبانه و ادبی نیست! شما هیچی از ادبیات نمی‌دونین! کاش همه می‌توانستین شکسپیر رو بخونین!

همه از تعجب زبانشان بند آمده بود.

تام به سمت مروپ برگشت و گفت:
- من میگم بذار یکم بیشتر بخوابیم! بیا! بچم از دست رفت!

شوک بعدی وقتی به میز صبحانه وارد شد که مروپ با بی‌خیالی گفت:
-هیچیش نیست! عسل مامان فقط به نمایش‌نامه علاقه‌مند شده! قراره اجراش کنیم!
- چیکار کنیم؟

لرد حرف والدینش را قطع کرد و گفت:
- نمایش‌نامه اجرا می‌کنیم! شکسپیر! ما باید مرگخوارهای با فرهنگی باشیم! باید فرهنگمون رو بکنیم تو چشم ملت اصلاً!... رابستن! تو هملت می‌شی!

رابستن که داشت نان پنیرش را با طعم موهای سیبل می‌خورد، به نشانه تایید سرش را تکان داد.

افرادی که لایک کردند

THERE IS NO GOOD OR EVIL.THERE IS ONLY POWER, AND THOSE TOO WEAK TO SEEK IT
ساز مخالف
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 خرداد 1404 01:10
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام کردن می‌شم به همگی

تاپیکی براتون آوردن شدم که دق و دلیتون رو توش خالی کردن بشین.

روند این تاپیک به این شکله که فرض کنین من یک پست می‌زنم. آخر این پست به گونه‌ای تموم می‌شه که "رابستن دارو را می‌خورد تا حالش بهتر شود."
اینجا من قصدم این بوده که حال رابستن رو بهتر کنم. حالا دلفی میاد که پست من رو ادامه بده. اون باید با روند داستان من مخالفت کنه و به شکلی که خودش می‌خواد تغییر بده. در اینجا اون باید داستان رو جوری شروع کنه برعکس خواسته‌ی من باشه. مثلا می‌تونه اینجوری ادامه بده. "ولی دارو را همراه با قاشقش می‌خورد و قاشق در گلویش گیر می‌کند و می‌میرد." و به داستان خودش ادامه بده. باز نفر بعدی روند پست دلفی رو عوض می‌کنه و همینجوری تا آخر داستان!

قرار نیست مخالفتتون منطقی باشه. به هر شکلی که به ذهنتون می‌رسه مخالفت کنین.

فقط حواستون باشه که اگه پستی می‌نویسین یه مسیر داشته باشه تا بشه باهاش مخالفت کرد.

امیدوارم از فعالیت توی تاپیک لذت ببرین.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط رابستن لسترنج در 1404/3/6 23:18:01
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/20 18:13:38