پسردایی محترمم، جناب یوما ایکیوچی!
امیدوارم نامهای که برایم نوشتید، به این معنا باشد که مرا بابت اتفاقات شب عروسی بخشیدهاید؛ هرچند از اشارههایتان به آن هویداست که فراموشش نکردهاید.
پیش از جواب دادن به دو پرسشتان، باید از شما عذرخواهی کنم. همانگونه که نوشتید، حماقت کردم که کوشیدم متلکگوییهای توبیاس را با اشارهی چشم و ابرو مهار کنم و باید قاطعتر در مقابلش ظاهر میشدم. آن زمان، شوهرم را به درستی نمیشناختم و گمان میبردم متوجه اشارتهای غیرمستقیم میشود؛ لیکن در این دو ماه زندگی مشترک، دریافتم که او از کسانیست که باید مستقیم به آنها گفت سکوت کنند؛ زیرا به چشم و ابرو التفاتی ندارند.
و اما دو پرسشتان. نخست، پرسیده بودید که زندگی با توبیاس اسنیپ چهگونه پیش میرود. راستش را بخواهید؛ او خیرخواه است؛ لیکن خیرخواه جاهل. هنگامی که به خاطر سر کار رفتن، کتاب خواندن یا نقاشی کشیدنم سرم عربده میکشد، در دیدهاش نگاه پدری را میبینم که مجبور شده برای خیر و صلاح فرزندی سرکش، تنبیهش کند و خودش هم بدان راضی نیست.
میدانم توبیاس خیر مرا میخواهد؛ لیکن آن خیری را که از نظر خودش صلاح است. چنان افکارش را دور خود تنیده که نمیتواند بیرون از آن را ببیند و گمان میبرد صلاح منی که ساز و کار ذهنم به نحوی دیگر است هم با خودش فرقی ندارد.
دوم، پرسیده بودید به سرنوشت اعتقاد دارم یا نه. میدانم عقیدهتان دربارهی غیببینها چیست؛ برای همین از آنها صرف نظر میکنم و فقط به شما اطمینان خاطر میدهم که حتی در بنبست اسپینر هم به سراغ آنها نمیروم.
یادم است زمانی گفته بودید:«آدم برای این که بفهمد تشنه است یا نه؛ به ادارهی آب مراجعه میکند؟» فکر کنم همین جمله، تمام حرف مرا خلاصه کند؛ آدمی باید نقدیرش را خود دریابد.
من نمیتوانم کسانی را که گوشهای مینشینند و میگویند:«سرنوشت ما چنین است!» تحمل کنم. من طرفدار تقدیری زندهتر و مبارزترم.
پرسش دیگری نیز از شما داشتم که به پرسش دوم خودتان مرتبط است؛ آن هم این که به نظر شما، مورداعتمادترین راه یافتن مسیر سرنوشت واقعی چیست؟ زیاد یاوهسرایی نمیکنم؛ میدانم نامه تا همین جا هم بیش از حد طولانی شده.
با آرزوی موفقیت،
آیلین پرینس.
اینستاگرام
آنلاینها
10 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
شور یک نیمچه هنرمند
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ: شور یک نیمچه هنرمند
پاسخ: شور یک نیمچه هنرمند
آیلین جانم، دنیای داستانیتو خیلی دوست دارم و بسی لذت می برم از خوندن پستات.
افرادی که لایک کردند
پاسخ: شور یک نیمچه هنرمند
پاسخ: شور یک نیمچه هنرمند
من که اون موقع طفل صغیری بودم، مادر. ولی واقعا جین ایرم سوزوند؟ این یه جنایته! جنایت!
شما غصهشو نخورین، لیاقت دوست داشته شدن رو هیچوقت نداشت... ارزش سفید شدن یک تار موی شما رو هم نداره.
شما غصهشو نخورین، لیاقت دوست داشته شدن رو هیچوقت نداشت... ارزش سفید شدن یک تار موی شما رو هم نداره.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
کارش که واقعا جنایت بود...
توبیاس کلا آدم متحجری بود؛ میدونم که خودتون هم یادتون میاد.
توبیاس کلا آدم متحجری بود؛ میدونم که خودتون هم یادتون میاد.
افرادی که لایک کردند
پاسخ: شور یک نیمچه هنرمند
پاسخ: شور یک نیمچه هنرمند
چه قلم زیبایی و چه ذهن خلاقی که چنین نوشتههای قشنگی رو خلق میکنه.
افرادی که لایک کردند
درسته والتر نصفشبا با خنجرش حرف میزنه و آرامشو از خوابگاه گرفته اما آدم خوبیه. این داریا کجاست که برم عظمتو ازش بگیرم! با این اخلاق زشتش شرط میبندم جموکراته!
افرادی که لایک کردند
دوشیزه داریا هم آدم بدی نیست؛ فقط معلوم نیست بین شور و بیرحمیش، جای پسرک من کجاست.
افرادی که لایک کردند
پاسخ: شور یک نیمچه هنرمند
به والتر که دسترسی ندارم، اما سوروس تو بیا بگو که دیگه سیگار نمیکشی.
افرادی که لایک کردند
روح، انصافا روحت شاد نشد با دیدن همچین مادر روشنفکری؟ حالا مادر خودتو ببین... برا یه نیمتاج قاتل زنجیری فرستاده دنبالت!
افرادی که لایک کردند
اون موقع که مامانم فرستادش که هنوز قاتل نبـ... چی؟
من دارم از بارون دفاع میکنم؟
تو کاری کردی من از بارون دفاع کنم؟
نــــــــــفـــــــــس کــــــــــــش!
:و ناگهان کل وسایل شروع به تکون خوردن میکنه:
من دارم از بارون دفاع میکنم؟
تو کاری کردی من از بارون دفاع کنم؟
نــــــــــفـــــــــس کــــــــــــش!
:و ناگهان کل وسایل شروع به تکون خوردن میکنه:
افرادی که لایک کردند
پاسخ: شور یک نیمچه هنرمند
آخی... الان بیشتر میتونم درک کنم آیلین چه تاثیر عمیقی بر والتر داشته و برعکس، آیلین چرا اونو مثل پسر خودش میدونه.
اسفند دود کنیم بترکه چشم حسود و حسد. (هلنا همزمان دود رو به سمت اسنیپ فوت میکنه)
اسفند دود کنیم بترکه چشم حسود و حسد. (هلنا همزمان دود رو به سمت اسنیپ فوت میکنه)
افرادی که لایک کردند
پاسخ: شور یک نیمچه هنرمند
ای بابا... متاسفانه و شوربختانه من خبر نمیکنم! عادت زشتیه، خودم میدونم! عذرخواهم...
افرادی که لایک کردند
نه، مشکلی نیست جناب مرگ. اتفاقا در مورد استلا، شما خبر کردین؛ از پنج سالگیش داشتین خبر می کردین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بلی! تایید میکنم که مواردی بسیار خاص و نادر وجود دارند. همچنین به این موضوع هم اشاره میکنم که کار من، باعث میشه که خوبیهای هرچیز بیشتر و برجستهتر به چشم بیان. چیزهایی که خیلی توی چشمن، به یه هنرمند نیاز دارن که اونا رو هنرمندانهتر و ظریفتر به چشم بکشه. کاری که شما به طور شایستهای در انجامش موفق ظاهر شدین!
افرادی که لایک کردند
خانم پرینس، نوشته بسیار سانتور ذوبکنی بود. 
اما من درخواست دارم پست بعدیتون بسیار بسیار شاد و دست و هورا طلب و سانتورلرزان ( بدین شکل ﴿
﴾ ) باشه.

اما من درخواست دارم پست بعدیتون بسیار بسیار شاد و دست و هورا طلب و سانتورلرزان ( بدین شکل ﴿
﴾ ) باشه.
افرادی که لایک کردند
پاسخ: شور یک نیمچه هنرمند
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
دقیقا!
افرادی که لایک کردند