امروز که در تلاش بودم برای گذران وقتم شیوهای پیدا کنم، چشمم به یکی از عناوین افتاد و صرفا به این خاطر که زمانی یکی از پستهای آن تاپیک را خوانده بودم و سر سوزن اشتیاقی برای دانستن ادامه ی آن داشتم، بازش کردم.
با خواندن اولین پست، لبهایم را گاز گرفتم...چون آن نوشته خیلی بهتر از چیزی بود که فکر میکردم. با خواندن دومین پست از نویسندهای دیگر، نفسم بند آمد و متوجه شدم لازم است قبل از منفجر شدن، حس قدردانی از زیباییم را جایی تخلیه کنم. این بود که به جغددانی شخص مذکور(ة) رفتم و اندک مراتبی از تعریف به جا آوردم.
ایشان هم به رسم دوستی، نه برداشت و نه گذاشت، یک متن تازه دیگر از خودش که در همان سبک بود و بیشتر به آن پرداخته بود برایم فرستاد، که در یک کلام «محشر»بود.
حال من با زیبایی دو متن درگیر بودم که هر کدام دائم بر من سقلمه میزدند که «پاشو و کاری انجام بده!»
این افکار بر من سنگین آمد. چه کاری؟ لینک متون مورد علاقهام را در چت باکس بگذارم؟ برای دوستانم بفرستم؟ نقدی بر آنها بنویسم و زیباییشان را بستایم و برای نویسنده بفرستم؟ می خواستم همه ی اینها را انجام دهم و در عین حال هیچکدام آن چیزی که من لازم داشتم نبود.
پس این سوال بر من پیش آمد که چرا و چطور چنین متونی گمنام می مانند؟ همه ی ما عشق به خواندن داریم و لحظاتی هست که به دنبال بارقه ی نوری میگردیم و پیدایش نمی کنیم.
ولی اگر هم بخواهیم بگردیم، در جادوگران تمام نوشتهها مثل یکدیگر هستند! چه حیف! بیست و دو سال نویسندهها آمدند و رفتند، یادگرفته اند، قلم فرسایی کردهاند...و حتی یکی را میشناسم که کتاب چاپ کرده ولی اگر به شخصه از من بپرسند برای پیدا کردن یک چیز خواندنی به کدام فضای مجازی میروم صادقانه بگویم، جادوگران در لیست سه تای اول هم قرار نخواهد گرفت.
بیش از این روده درازی نمیکنم و یکسره میروم سراغ پیشنهاداتم:
اولین چیزی که به شدت نیاز به آن را احساس میکنم داشتن فضایی در پروفایلم به عنوان لیست مورد علاقهها است. میخواهم باشد تا دیگرانی که ممکن است از ذائقه ی من راضی باشند، متن مورد علاقه ام را ببینند. و می خواهم باشد تا بعدها، خودم به راحتی بتوانم این متون را پیدا کنم و ازشان بیشتر یاد بگیرم.

مورد بعدی که خواستار آن هستم «داغ ترینهای روز» است. ما همین حالا هم امکان لایک داریم. که البته به دیده ی اینجانب چندان قابل اتکا نیست...اما در هر صورت نقطه ای برای شروع هست. محل انتقاد واقع است که این مورد ممکن است باعث شود خوانندهها جستجوگری نکنند و دنبال لقمهی آمادهای که دیگران برایشان پیچیدهاند و لایک کردهاند بروند، اما یک سوال دیگر هم پیش میآید که همین حالا چند نفر همه ی تاپیکها را باز می کنند و چند نفر فقط نویسندههایی که از قبل نظرشان را جلب کردهاند دنبال میکنند؟
از طرف دیگر همه ی ما شیفته ی نوشتنیم و فیالبداهه آگاهیم که همه ی متونمان به یک اندازه ارزش خواندن ندارند. تعارف که نداریم! یک متن ده دقیقه زمان می برد، متن دیگر ده ساعت! یکی از همان لحظه که ایدهاش به ما الهام میشود محبوبمان است و دیگری را شاید خودمان هم نخواهیم گردن بگیریم. بنابراین پیگیری نویسنده محور اگرچه هنوز منطقیترین شیوه ی جستجوی نوشته ی چشمگیر است اما شانس دیده شدن بعضی متون وجد آور را حذف میکند.
پیشنهاد آخر و سوم را هم میگویم و میروم. چرا سبک متون مشخص نباشند؟ اگر در هنگام ارسال پست گزینه ای به عنوان ژانر تعریف شود، میتوان بسته به حال و هوا سریعتر بارقه ی مورد انتظار را پیدا کرد.
البته ایده های دیگری هم میشود چید. از سیستم پیشنهاد نویسنده ی هم سبک گرفته تا ایجاد یک محیط اکسپلور کامل و بسیار مواردی که مطمئنم ذهن خلاق خواننده ی این کلمات بهتر می تواند تصور کند. که می خواستم بگویم مسلما در حال حاضر امکانپذیر نیست و بعد به یاد آوردم که همین حالا هم تا چه حد جادوگران دچار تغییر شده است! علی ای حال گذاردن هر میزان انرژی وابسته به این است که نوشتهها را به عنوان محتواهایی ارزشمند و تکرار نشدنی ببینیم نه تکه حروفی که نوشته میشوند تا روزی در جنگل زوپس گم شوند.
پ.ن: ممنون از زحمات مدیران فنی. خسته نباشید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





