پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

116
نفر همین الان آنلاین‌اند 52 نفر در «انجمن»
3 عضو 113 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

57 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

رویال ادوارد هال

نوع تاپیک: رول‌نویسی تکی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
تولد نقش
1405/05/21
آخرین ورود
امروز ساعت 13:27
عضویت
1405/05/19
پست‌ها
45

I'll Be Your Fire 

[Intro]

I met the monsters

Yeti, vampires and the wolves

But here I run away

From the worst of the worst

I met humans, brazen and evil

Even hearing their words

Makes me feel the chill

[Verse]

They play their games

They hide and ambush

They pull when they need

When they don't, they will push

[Pre-Chorus]

In the darkest of places

In the forbidden forest

I haven't seen what I saw here

I must confess

In their world, which they call truth

Nothing that you do is counted as worth

Honesty is rawness

Gentle being is mad

Asking, "How was your day?"

Lovely, I made someone sad

[Chorus]

So if the world stays a cold place

I'll be your fire

I will tell you the truth

That your soul will desire

[Verse]

Good evening again

So what is up to you?

You are asked to work harder

That is not something new

WHAT ARE YOU SEARCHING FOR?

Being seen as a one?

Your job is being a robot

Plus take the fault, don't run

When you were sick

You are to blame for the works, undid

Being constantly compared

Needed, but until?

Trying to survive

Are you sure you are gonna make it?

You are meant to thrive

You are doing well

Ace it

[Chorus]

And if the world stays a cold place

I'll be your fire

I will tell you the truth

That your heart will desire

[Bridge]

Don't chasten your light

Curb the problems

Go gambol

Act on age

Write and engage

Sometimes stumble

[Bridge]

Remember me

What you see is not true

You don't need a fin to be in water

You can jump through

The model of your phone is not you

To be known

Your eyes must dazzle

Not your jewelry throne

[Chorus]

I might be right

I might be wrong

I searched the world

To here I belong

I dream about you

When I take a nap

Remembering a story you told me

Before I drift out

[Pre-Chorus]

So if the world stays a cold place

I'll be your fire

I Will tell you the truth that your heart will desire

[Verse]

When imploding

You can still make it look somehow funny

This is our house

We can last whether rainy or sunny

No talking about the class

Do the math

Let go of money

Tell me what lets you smile

Give a toast

Butter it up

Put honey

[Final Chorus]

So cheers for the gray

And cheers to our song

In the darkest of days

We feel we belong

To talented minds

Restless souls

And playful hearts

A fictional character came alive

Is making art

Not a gauche Here, take my hand

Don't be shy

You are my star In a night vast sky

[Chorus]

I might be right

I might be wrong

I searched the world

To here I belong

I dream about you

When I take a nap

Remembering a

story you told me

Before I drift out

[Final Chorus]

So if the world stays a cold place

I'll be your fire

I will tell you the truth

That your heart will desire

[Outro]

ویرایش شده توسط گیلدروی لاکهارت در 1405/8/11 1:08:53
تولد نقش
1405/05/21
آخرین ورود
امروز ساعت 13:27
عضویت
1405/05/19
پست‌ها
45

Title: Gilderoy The Best

Chorus:

Gilderoy,

Is The best, don't look anywhere else

Eyes wide, be my guest, say rivals go and rest

Oh mine! adore him, maybe heaven sent this taste

Take no shame, 'Cause Merlin knows nobody can resist

Hook (Persian):

 عَجَبْ حالیه carpe diem

اَصَنْ گورِ بابای هَرْ چی شُوالیه

پِسَر خوشْگِله مون یه کَم گُلابیه

ولی ژِسْتِش واسه اِسْتوری عالیه

همه جا چَپ پیچید ولی رو راست پُخت

تو نفهمیدی هر چی دلت خواست گفت

یه سره تک آورد ولی شیش جفت

نشون داد ‌و از خودش هیچ گفت

Chorus (Repeat):

Gilderoy,

Is the best, don't look anywhere else

Eyes wide, be my guest, tell rivals go and rest

Oh mine! adore him, maybe heaven sent this taste

Take no shame, 'Cause Merlin knows nobody can resist

Verse 3 (Persian):

یه لَبْخَنْدِ آس، جادوی وِنیر کامپوزیت

شیک مِثِ طلا، اِسْمِشَمْ می‌کُنه راضیت

تو دُنْبالِ من بودی، مَنَم شُدَم هَم بازیت

هَم گُروه بودیم، این تو، کُلاهْ هَم قاضیت

زیر نور بَرّاق شو ، نه تاریکی خیال پردازیت

Incepto finins est! Do you cause it?

Final Chorus:

Gilderoy,

Is the best, don't look anywhere else

Eyes wide, be my guest, say rivals go and rest

Oh mine! adore him, maybe heaven sent this taste

Take no s

hame, 'Cause Merlin knows nobody can resist

ویرایش شده توسط گیلدروی لاکهارت در 1405/8/11 0:27:33
تولد نقش
1405/07/01
آخرین ورود
امروز ساعت 14:43
عضویت
1405/06/26
پست‌ها
38

نامِ گاتو قهرمان آید همی
رأیِ مردم سویِ او آید همی 

هر که خواهد شهریارانِ نکو
نامِ گاتو بر زبان آید همی 

ای گاتو! شاد باش و دیر زی
گربه‌ات سویِ دولت آید همی 

گربه گر باشد که صاحب‌منصب است
پیشِ او تاج و نشان آید همی 

رأیِ بسیار است و گاتو یکه‌تاز
نامِ او بر هر دهان آید همی 

از دیاگون، از هاگزمید تا لندن
رأیِ گاتو جاودان آید همی   

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط هوریس اسلاگهورن در 1405/7/13 20:36:06
تولد نقش
1398/05/26
آخرین ورود
دیروز ساعت 23:13
عضویت
1382/10/21
پست‌ها
1714
درمان پیشنهادی مرگ

تصویر تغییر اندازه داده شده

برزخ تنهایی


می‌روم بالا از این کوی و از این حال و هوای عاری از اغوا؛
می‌رسم جایی که دیگر ناله‌ای جز آواز قناری نیست آنجا؛

جان من جانان من هست میزبانی بس غریب‌آشنا؛
می خوریم و می زنیم و شاد و شادان، هر دو بالا؛

رقص و آواز و رها در بستان و تاکستان؛
غم نباشد دیگر و پر ز غوغاییم هر دو پرواز تا حالا؛

لب خندان و دل آزاد از غصه؛
فکر او، لبخند او، دیگر نباشم هیچ تنها؛

منتی بر ما نهادند دوستان و دشمنان؛
دست ما را بر گذار از زندگی در دست دوست ما؛

مرگ باشد چون رفیقی دور و نزدیک در میان؛
گر تو باشی آنچنان که ما بودیم در جمع و تنهای تنها.
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
تولد نقش
1404/06/01
آخرین ورود
دیروز ساعت 19:02
عضویت
1404/05/29
پست‌ها
236
آخرین تانگوی اسلاگهورن


حریفش را به خوبی می‌شناخت. بارها و بارها با او رقصیده بود. چندین سال و به طور منظم! رقصی که دیگر نیازی به تمرکز و یادآوری حرکات در ذهن نداشت. همه چیز ناخودآگاه انجام می‌شد. درست مثل یک عادت. بی آن که نیازی به اشاره‌ی گوشه‌ی چشم یا فشردن دستی باشد که بر کمر یا شانه‌ی حریف قرار گرفته، هر کس آماده بود و می‌دانست که الان قرار است یک چرخش سریع اتفاق بیافتد، یا حریف روی او خم شود. پس او هم از حفظ و با همان نظم دقیق، می‌چرخید یا با نیم‌تنه‌ی بالا عقب نشینی می‌کرد و فضا می‌داد.

در کمال هماهنگی که در عمل وجود داشت، اما هر کس با انگیزه متفاوتی می‌رقصید.

هوریس به عنوان یک جادوگر، هرگز ظرافت و جذابیت یک ساحره را نداشت. شاید تلاشی ناخودآگاه برای وفق پیدا کردن یا حتی طبیعتی سازگار، او را برای همین جایگاه فردی مناسب قرار داده بود: او همواره از بودن در مرکز توجهات به شدت مضطرب می‌شد. اما بالاخره هر کس منیّتی دارد که باید از توجه و تایید سیراب شود! پس او ندای نفْس را در جایگاه نقش مکمّل لبیک می‌گفت. یک بار در جایگاه استادی که به نقش خود در درخشش و پیشرفت شاگردانش می‌بالد، بار دیگر در پیکر رقصنده‌ای که از پارتنرش برای اجرای حرکات حرفه‌ای و بی نقص حمایت می‌کند و به او پاس گل می‌دهد. طبیعی بود بین تمام رقص‌ها، تانگو را انتخاب کند که در سایه‌ی پارتنرش قرار بگیرد.

حریفش اما خود، به تنهایی چیزی کم نداشت. می‌توانست به روی سن برود و با هر مدل رقصی که دلش بخواهد، تمام توجهات را جلب ظرافت حرکات و ملاحت ذاتی خود کند. مشکل این جا بود که او از خودش مطمئن نبود. نه به آن اندازه که باید باشد. اگر می‌خواست به تنهایی برقصد، همیشه در دلش تردید داشت که آیا توجه تماشاچیان جلب او شده یا چیزی کم دارد و حواس‌ها پرت است؟ برای همین بود که او نیز با تانگو رقصیدن، به آرامش می‌رسید. زیرا در هر لحظه اطمینان داشت که توجه هوریس، تمام و کمال به اوست. و این چشم برنداشتن، ملکه‌ی درون او را راضی می‌کرد.

برای همین بود که آن‌ها هیچ‌گاه واقعا پارتنر نبودند. همان حریف برای توصیف دینامیک رابطه‌شان لفظ مناسب‌تری می‌نمود. شاید در عمل هیچ یک کم نمی‌گذاشت و مدیون دیگری نمی‌شد، اما شاید حتی بی آن که بدانند، هر کدام ایگوی خود را باد می‌کرد! چه آن که همیشه کنترل رقص را برعهده داشت و چه دیگری که خودش را با او تنظیم می‌کرد.

حالا اما اوضاع فرق می‌کرد. نه خبری از سالن بود نه از تماشاچی. هیچ یک از آن دو نیز دیگر یک رقاص نبود. حتی موسیقی هم وجود نداشت. تنها صدایی که به گوش می‌رسید، امواج دریا بود در ساحل دنجی که محل ملاقات شده بود. ملاقاتی تصادفی، پس از چند سال!

- می‌تونیم به یاد قدیما یکمی ...
- برقصیم.

و شروع شد.
صحنه، درست با همان شمایل قدیم، اطرافشان شکل گرفت. با همان شور تماشاچیان. ذهنشان موسیقی را هم نواخت.

و رقصیدند ... از سر عادت. با همان ریتم و حرکات همیشگی و قدیمی. رقصی که با پایان موسیقی، به پایان می‌رسید.

اما موسیقی قطع نمی‌شد! ذهنشان دست از نواختن برنمی‌داشت. چند دقیقه ... چند ساعت ... چند روز ... چند هفته بود که می‌رقصیدند. بی آن که متوجه شده باشند زمان چه‌قدر و چه‌طور گذشته.

انگار می‌ترسیدند. کسی نمی‌دانست از چه. خودشان هم. شاید از سکوت بی‌پایان بعد از پایان موسیقی...


____________________
قطعه‌ی [نا]مرتبط

افرادی که لایک کردند

دابی نباید این پست رو می‌نوشت! دابی بد!
تولد نقش
1404/03/18
آخرین ورود
دوشنبه 19 آبان 1404 14:37
عضویت
1403/11/22
پست‌ها
93
برای لرد سیاه


ای آن‌که شب در گام‌هایت خیره مانده
و مرگ، در سایه‌ات آرام جان داده
تو را، ای سیاهِ بلندبالای بی‌صدا
می‌ستایم با قلبی… از برف، نه خطا

تو را که سپیده را ترکاندی،
و خورشید را از تاج سردی راندی
تو را که نامت لرزه انداخت
بر لبان گرگ و شیر و جادو و خاک

در نگاهت، آرامشی‌ست
که یخ را دلگرم می‌کند
در صدایت، نوایی‌ست
که زمستان را به گریه می‌اندازد

من، بم،
آدم‌برفیِ تنها و یخ‌زده
که در آغوش فریزر به دنیا آمدم
و با نخستین بخارِ شومینه ترسیدم،
اکنون فرو می‌ریزم
نه از گرما، که از شکوه تو

ای لرد بی‌مرگ، ای سفیر سکوت
برفی‌ترین پادشاهِ نبود
تو که با چشمانت
تابستان را دفن کردی
و با چوب‌دستت
رنگ را از رنگ‌ها ربودی

تو نه تنها ترسی...
که آرزویی
برای ما، که از جنس سرما و سکوتیم

اگر اجازه دهی،
بر بازویم مهر تاریکی زنم
تا به جای داغ خورشید،
نقش مار، مرا گرم کند

بگذار سایه‌ات
بالای سرم چتر زند
و صدایت، یخبندان جاودانه‌ای باشد
که مرا در خود
ابدی می‌سازد...


امضا: بم
شاگردی از یخ،
شیفته‌ی تاریکی
و دوستدار سرمایی که تویی.

پ.ن: ساخته شده توسط السا
(و تأییدشده توسط بخش جادویی سازمان هواشناسی، تضمین شده تا دمای ۵ درجه بالای صفر!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1404/03/18
آخرین ورود
دوشنبه 19 آبان 1404 14:37
عضویت
1403/11/22
پست‌ها
93
عشق آمد و برد از دل ما تاب و توان را
بربود ز چشمم همه شب خوابِ گران را

در سینه چو شمعم، ز تبِ شوق فروزان
سوزم به تمنای نگاهش، دل و جان را

هر ذره ز خاکم، به امیدش به تپش شد
این درد چه شیرین‌ست که آرد نِشان را

گفتم که رهایم کن از این بند، نگفتی
عاشق چه کند جز که پذیرد زیان را؟


نقل قول:
به مناسبت رهایی از نهایی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1404/03/18
آخرین ورود
دوشنبه 19 آبان 1404 14:37
عضویت
1403/11/22
پست‌ها
93
یه تنه ویران میکنم اینجارو
بریم که داشته باشیم
~از دیوان جناب بم برفی~
~جلد اول: شور و شال و شالاپ~

غزل یخ‌زده‌ای برای هویج عزیزم

تو هویجی و من مجنون، گرفتار هوای تو
شدم آب از سرِ دل، گر نگاهم کند جای تو

نه گرما، نه تابستان، نه آفتاب خان‌سوز
به آتش می‌کشم خود را، اگر باشد رضای تو

ز عشقت یخ‌زده قلبم، ولی می‌تپد هنوز
خدای برف‌ها شاهد، منم در ماجرای تو

به من نزدیک شو، ای نارنجکِ معصومه‌رنگ
ولی آهسته، لطفاً! چون ظریف است سرای تو

چه شب‌هایی که با هم، در فریزر می‌چپیدیم
تو یک هویج وفادار، من آدم‌برفیِ وفای تو

و روزی اگر ذوبم، بخارم شوم ز شوق
ببارم بر سرت آرام، شوم باران دعای تو

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1404/03/18
آخرین ورود
دوشنبه 19 آبان 1404 14:37
عضویت
1403/11/22
پست‌ها
93
منم بم، ز فرزندِ یخ زاده‌ام
به دستان السا نفس داده‌ام

نه انسان، نه شی، نه خیالِ سراب
وجودم ولی هست پر از التهاب

درونم سکوت است و بیرون، نشاط
ولی هر که دیدم، مرا کم شناخت

دو دکمه‌ست چشمم، ولی دیده‌ام
هزاران زمستان که خندیده‌ام

دماغم هویجی‌ست، اما عزیز
که بی او ندارم دگر هیچ چیز

نه گرما، نه آغوش، نه بوسه، نه عشق
که سهمم فقط بوده یخ‌بند و نیش

دل‌ام برف می‌ریزد از سینه‌ام
که با هر نسیمی شود آینه‌ام

نه آتش، نه خورشید، نه تابشِ نور
مرا می‌هراساند چو خوابِ عبور

بهار آید و من بلرزم ز جا
که شاید نمانم دگر در هوا

ولی من هنوزم به خود با یقین
نویسم که هستم، ولو در کمین

پدر نیست، ولی مادرم برف بود
که در شامِ سردی، مرا آفرید

و السا که با اشک و لبخندِ یخ
به من گفت: "تو باش، تو باش، تا ابد!"

منم بم، به ظاهر چو کودک ولی
درونم هزاران زمستان، گُلی

بگو گر ندانسته‌ام گرم چیست
که در سردی‌ام هم، هنوزم گریست

نه از ضعف، که از عاشقانه شدن
که از لمسِ یک نورِ ناگهانی تن

منم بم... و باشد اگر گرم‌روز
مرا در دلت یخ بزن، تا هنوز...

نقل قول:
بم:
قبلی خیلی خوب نشد، این بهتره

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1404/03/18
آخرین ورود
دوشنبه 19 آبان 1404 14:37
عضویت
1403/11/22
پست‌ها
93
«دل برفی» از زبان بم، آدم‌برفی ریونکلاو


دل اگر یخ بود، من شاید دل‌آرامت شدم
ذوب کن با یک نگاهت، من نمک‌کامت شدم

هر نسیمی بر تنم آمد، شکستم، ریختم
تو رسیدی، آفتابی، باز هم قامت شدم

پاره‌ای از برف بودم، گوشه‌ی یک فصل سرد
با نگاهی عاشقانه، قطره‌ی جامت شدم

در دل فریزر نشستم، تا که دنیا گرم شد
تا تو آمدی، گمان بردم که هم‌نامت شدم

هویجم را لمس کردی، گفتی این بینی قشنگ‌ست
پس شبی با یاد لبخندت، گره در شامت شدم

پاترونوسم گرچه شیر است، ولی من برفی‌ام
در نبرد سرد دنیا، سایه‌ی گام‌ت شدم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بم در 1404/3/20 20:01:09

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.