رودولف وقتی بیدار شد گفت که اینجا چیکار میکنه ولی سالازار امانش نداد
سالازار گفت که: کلاه رو تو دست کاری کردی ها حرف بزن تا نکشتمت
رودولف گفت: درمورد چی حرف میزنی من از چیزی خبر ندارم
_ رودلف خودتو نزن به اون راه همه میدونن کار تو بوده
_ دلیل محکمی دز این باره دارید
سالازار که خون جلو چشماشو گرفته بود طلسم کروشیو رو زد رویه رودولف رودولف که داشت از درد به دور خودش میپیچید گفتش که: اره اره کار من بوده فقط قطعش کن توضیح میدم
سالازار طلسم زو قطع کرد و گفت: حرف بزن تا دوباره درد نکشی
رودولف با قیافیه رنج کشیده گفت: یک روز یکی بهم ناشناس جغد داد و گفتش که کلاه رو دستکاری کن تا بزرگترین چیزتو از دست ندادی سعی کردم بفهمم کی بوده ولی ردی از خودش به جا نذاشته بود منم برایه اینکه چیزی از دست ندم مجبور شدم انجامش بدم
راجر گفت: چجوری کلاه رو دستکاری کردی درحالی که تو فقط یک جادواموزی
_ داخل نامه یک ورد بود وردی که هیچ وقت ندیده بودمش زیر ورد نوشته شده بود اینو به کلاه بزنی تموم میشه کارش
_ اسم ورد چی بود
_ یادم نمیاد بعد از اینکه ورد رو خوندم از رویه کاغذ ناپدید شد
هلنا که تا الان ساکت بود گفت: ولی امکان نداره حتما یک جادویه سیاه قوی بوده
سالازار گفت: نامه رو هنوز داری؟
رودولف جواب داد: اره در چمدونم در سالن خصوصیه
سالازار به نویل گفت برو و ازتویه چمدون رودولف نامه رو بیار
نویل وقتی برگشت نامه در دستش بود سالازار نامه رو گرفت و گفت: هیچ نشونه ای رویه نامه نیست
راجر که عصبی بود گفت: مگه میشه امکان نداره
هوریس نامه رو از سالازار گرفت و گفت : چقدر دست خطش اشناست انگار یه جایی دیده بودمش
همه چشم ها برگشت به سمت هوریس...
سالازار گفت که: کلاه رو تو دست کاری کردی ها حرف بزن تا نکشتمت
رودولف گفت: درمورد چی حرف میزنی من از چیزی خبر ندارم
_ رودلف خودتو نزن به اون راه همه میدونن کار تو بوده
_ دلیل محکمی دز این باره دارید
سالازار که خون جلو چشماشو گرفته بود طلسم کروشیو رو زد رویه رودولف رودولف که داشت از درد به دور خودش میپیچید گفتش که: اره اره کار من بوده فقط قطعش کن توضیح میدم
سالازار طلسم زو قطع کرد و گفت: حرف بزن تا دوباره درد نکشی
رودولف با قیافیه رنج کشیده گفت: یک روز یکی بهم ناشناس جغد داد و گفتش که کلاه رو دستکاری کن تا بزرگترین چیزتو از دست ندادی سعی کردم بفهمم کی بوده ولی ردی از خودش به جا نذاشته بود منم برایه اینکه چیزی از دست ندم مجبور شدم انجامش بدم
راجر گفت: چجوری کلاه رو دستکاری کردی درحالی که تو فقط یک جادواموزی
_ داخل نامه یک ورد بود وردی که هیچ وقت ندیده بودمش زیر ورد نوشته شده بود اینو به کلاه بزنی تموم میشه کارش
_ اسم ورد چی بود
_ یادم نمیاد بعد از اینکه ورد رو خوندم از رویه کاغذ ناپدید شد
هلنا که تا الان ساکت بود گفت: ولی امکان نداره حتما یک جادویه سیاه قوی بوده
سالازار گفت: نامه رو هنوز داری؟
رودولف جواب داد: اره در چمدونم در سالن خصوصیه
سالازار به نویل گفت برو و ازتویه چمدون رودولف نامه رو بیار
نویل وقتی برگشت نامه در دستش بود سالازار نامه رو گرفت و گفت: هیچ نشونه ای رویه نامه نیست
راجر که عصبی بود گفت: مگه میشه امکان نداره
هوریس نامه رو از سالازار گرفت و گفت : چقدر دست خطش اشناست انگار یه جایی دیده بودمش
همه چشم ها برگشت به سمت هوریس...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
⚡ 𝓒𝓪𝓽𝓬𝓱 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓸𝔀𝓷 𝓼𝓷𝓲𝓽𝓬𝓱, 𝓘’𝓶 𝓫𝓾𝓼𝔂 𝓼𝓪𝓿𝔦𝓷𝓰 𝓽𝓱𝓮 𝔀𝓸𝓻𝓵𝓭. 🔥





از اول بخون.کاریت ندارم


شنیدیم که صدایمان کردید. قصد آمدن نداشتیم، اما چه کنیم که حرف جد ما سند است. چه کار دارید؟

