هوریس اسلاگهورن
نگهبان دروازه هاگوارتز، مدیر رسانهای جادوگران پلاس، بانکدار گرینگوتز
از باشگاه اسلاگ!
- تولد نقش
- 1405/07/01
- آخرین ورود
- دیروز ساعت 23:46
- عضویت
- 1405/06/26
- پستها
- 40
افتخارات
خلاصه!
پس از آنکه کلاه گروهبندی گروه تعدادی از دانشآموزان و استادان هاگوارتز را تغییر داد، سالازار، هلنا، نویل و راجر تلاش کردند علت این اتفاق را پیدا کنند. آنها به این نتیجه رسیدند که احتمالاً کلاه دستکاری شده و رد ماجرا ممکن است به یکی از دشمنان هاگوارتز برسد. بررسیها آنها را به رودولف لسترنج رساند؛ کسی که حضورش در هاگوارتز مشکوک بود و حالا برای پاسخگویی به جلسه احضار شده است.
رودولف لسترنج هنوز بیهوش بود و جلسه هم هنوز به نتیجهای نرسیدهبود. سالازار که از دیدن آدمهای بیهوش و کلاههای بدعنق ظاهراً سیر نمیشد، تصمیم گرفت بالاخره بفهمد چه کسی پشت این ماجراست. البته رودولف هیچ اطلاعی از ماجرا نداشت، ولی این موضوع برای سالازار دلیل کافیای بود که بیشتر به او شک کند.
راجر نقشه غارتگر را دوباره باز کرد. نقشه یک نقطه قرمز نشان میداد. نقطه قرمز حرکت میکرد و هر چند ثانیه یک بار ناپدید میشد و دوباره ظاهر میشد.
ـ ببینید مردم! ببینید که مجرم داره از دست عدالت فرار میکنه!
ـ اون نقطه خودتی راجر.
راجر به کفشهایش نگاه کرد. واقعاً خودش بود. نقشه غارتگر هم ظاهراً از مرحله جاسوسی به مرحله مسخره کردن صاحبانش رسیدهبود.
سالازار نقشه را از دستش گرفت و ناگهان متوجه شد که نقطه دیگری هم روی آن ظاهر شده. نقطهای که در هاگوارتز بود.
ـ ای ملت! پس معلوم شد کار کیه!
همه به هم نگاه کردند. هاگوارتز پر از آدمهایی بود که میتوانستند کلاه را دستکاری کنند، اما فقط یک نفر وجود داشت که میتوانست بدون اجازه وارد هر جایی بشود و بعد هم ادعا کند که اصلاً آنجا نبوده.
لرد ولدمورت!
در همان لحظه شومینه روشن شد و چهره لرد از میان شعلهها ظاهر شد.
- داشتیم خواب هفتهورکراکس میدیدیم.
شنیدیم که صدایمان کردید. قصد آمدن نداشتیم، اما چه کنیم که حرف جد ما سند است. چه کار دارید؟
- لرد ولدمورت مجرمه!
راجر این را گفت و با چنان اطمینانی به لرد اشاره کرد که انگار همین الان شخصاً از زیر ردای او یک کلاه گروهبندی دیگر بیرون کشیدهبود. سالازار به راجر نگاه کرد. سالازار جد لرد بود و طبیعتاً نمیتوانست همینطوری نواده خود را متهم کند. جد بودن مسئولیت داشت. مخصوصاً وقتی نواده آدم لرد ولدمورت باشد.
ـ ببینید مردم! ببینید که این بچه میخواد با متهم کردن نوهام، شجرهنامه خاندان اسلیترین رو به گند بکشه!
راجر اما کوتاه نمیآمد. راجر به این نتیجه رسیدهبود که اگر لرد مجرم نبود، پس چرا هر بار اسمش میآمد شومینه روشن میشد؟ این استدلال از نظر علمی دقیقاً به اندازه این بود که هر وقت اسم هاگرید میآمد، یک اژدها از پنجره رد میشد.
لرد هم که از این اتهام ناراحت شدهبود، دستی به ردایش کشید و گفت:
ـ ما کلاه رو دستکاری نکردیم.
گفتیم که، ما داشتیم خواب هفتهورکراکسمون رو میدیدیم. جز اون هم از خونه نمیریم بیرون. مگه این که بریم آشغالا رو بذاریم سر کوچه و برگردیم.
یا مگه این که بخوایم چندتا ماگل شکنجه بدیم که اون رو هم مرگخوارامون برامون انجام میدن.
مجرم هم خودتونید!
پس از آنکه کلاه گروهبندی گروه تعدادی از دانشآموزان و استادان هاگوارتز را تغییر داد، سالازار، هلنا، نویل و راجر تلاش کردند علت این اتفاق را پیدا کنند. آنها به این نتیجه رسیدند که احتمالاً کلاه دستکاری شده و رد ماجرا ممکن است به یکی از دشمنان هاگوارتز برسد. بررسیها آنها را به رودولف لسترنج رساند؛ کسی که حضورش در هاگوارتز مشکوک بود و حالا برای پاسخگویی به جلسه احضار شده است.
رودولف لسترنج هنوز بیهوش بود و جلسه هم هنوز به نتیجهای نرسیدهبود. سالازار که از دیدن آدمهای بیهوش و کلاههای بدعنق ظاهراً سیر نمیشد، تصمیم گرفت بالاخره بفهمد چه کسی پشت این ماجراست. البته رودولف هیچ اطلاعی از ماجرا نداشت، ولی این موضوع برای سالازار دلیل کافیای بود که بیشتر به او شک کند.
راجر نقشه غارتگر را دوباره باز کرد. نقشه یک نقطه قرمز نشان میداد. نقطه قرمز حرکت میکرد و هر چند ثانیه یک بار ناپدید میشد و دوباره ظاهر میشد.
ـ ببینید مردم! ببینید که مجرم داره از دست عدالت فرار میکنه!

ـ اون نقطه خودتی راجر.

راجر به کفشهایش نگاه کرد. واقعاً خودش بود. نقشه غارتگر هم ظاهراً از مرحله جاسوسی به مرحله مسخره کردن صاحبانش رسیدهبود.
سالازار نقشه را از دستش گرفت و ناگهان متوجه شد که نقطه دیگری هم روی آن ظاهر شده. نقطهای که در هاگوارتز بود.
ـ ای ملت! پس معلوم شد کار کیه!

همه به هم نگاه کردند. هاگوارتز پر از آدمهایی بود که میتوانستند کلاه را دستکاری کنند، اما فقط یک نفر وجود داشت که میتوانست بدون اجازه وارد هر جایی بشود و بعد هم ادعا کند که اصلاً آنجا نبوده.
لرد ولدمورت!
در همان لحظه شومینه روشن شد و چهره لرد از میان شعلهها ظاهر شد.
- داشتیم خواب هفتهورکراکس میدیدیم.
شنیدیم که صدایمان کردید. قصد آمدن نداشتیم، اما چه کنیم که حرف جد ما سند است. چه کار دارید؟
- لرد ولدمورت مجرمه!

راجر این را گفت و با چنان اطمینانی به لرد اشاره کرد که انگار همین الان شخصاً از زیر ردای او یک کلاه گروهبندی دیگر بیرون کشیدهبود. سالازار به راجر نگاه کرد. سالازار جد لرد بود و طبیعتاً نمیتوانست همینطوری نواده خود را متهم کند. جد بودن مسئولیت داشت. مخصوصاً وقتی نواده آدم لرد ولدمورت باشد.
ـ ببینید مردم! ببینید که این بچه میخواد با متهم کردن نوهام، شجرهنامه خاندان اسلیترین رو به گند بکشه!

راجر اما کوتاه نمیآمد. راجر به این نتیجه رسیدهبود که اگر لرد مجرم نبود، پس چرا هر بار اسمش میآمد شومینه روشن میشد؟ این استدلال از نظر علمی دقیقاً به اندازه این بود که هر وقت اسم هاگرید میآمد، یک اژدها از پنجره رد میشد.
لرد هم که از این اتهام ناراحت شدهبود، دستی به ردایش کشید و گفت:
ـ ما کلاه رو دستکاری نکردیم.
گفتیم که، ما داشتیم خواب هفتهورکراکسمون رو میدیدیم. جز اون هم از خونه نمیریم بیرون. مگه این که بریم آشغالا رو بذاریم سر کوچه و برگردیم.
یا مگه این که بخوایم چندتا ماگل شکنجه بدیم که اون رو هم مرگخوارامون برامون انجام میدن.
مجرم هم خودتونید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!



از اول بخون.کاریت ندارم
،آفرین


