جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13 مهمانان 4 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 7 اسفند 1383 12:09
نمایش جزئیات
شغل
آنلاین
مرلين از سنت مانگو مرخص شد!
مجري: خبرنگاران ما براي فيلم گرفتن از مرلين به بيمارستان سنت مانگو رفتند ولي مرلين از بيمارستان مرخص شده بود! پس از پيدا كردن آدرس خانه مرلين خبرنگاران ما با دوربين ويژه خبرگزاري به خانه مرلين رفتند تا ببينند چگونه مي‌شود كه به اين زودي مرخص شده؟
مرلين را مشغول كشيدن پيپ يافتيم در حاليكه كتابي بزرگ زير بغلش بود.
گزارشگر ما: سلام جناب مرلين.. اجازه هست وقت شما رو بگيريم؟
مرلين از جايش برخواست و با حالت مرموز هميشگي‌اش گفت: تا اينجا كه اومدين توي خونه من! خب بفرماييد ببينم چي ميگين؟
گزارشگر ما: مگر كرام شما رو با نفرين پاك كردن حافظه هدف قرار نداد؟ مثل اين كه مي‌بايست شما براي درمان دو ماه بستري مي‌بوديد..
مرلين: من متوجه نميشوم.. براي يك موضوع به اين پيش پا افتادگي آيا واقعا لازم مي‌بود گروه خبري بيان خونه من و مزاحمم شوند؟
گزارشگر ما: خب اين براي مردم خيلي مهمه كه بدونن چطور ميشه مرلين حافظش پاك شه و بعد خوب شه..
مرلين پيپ را از لب دهانش برداشته و به گوشه اي مي‌اندازد(پيپ در هوا غيب مي‌شود) و سپس روي مبل خاك خورده اش مي‌نشيند و ميگويد: شما هيچ وقت به اين فكر كردين كه ممكن نيست بشه با دو انگشت پا يك نفرين رو كامل اجرا كرد؟ اون هم نفرين از بين بردن حافظه كه براي اجراي اون بايد لا اقل يك ماه تمرين و ممارست كنين؟ به اين فكر نكردين كه كرام اصلا سنش به اين چيزا قد نميده كه بتونه با يه نفرين ساده منو از پا دربياره؟
گزارشگر: منظورتونو متوجه نميشيم..
مرلين:‌ بابا اون آي كيوتو به كار بنداز بشر! حتي اگر اين نفرين توسط ماهرترين جادوگر سياه بر روي من انجام مي‌شد مطمئن باش در كمتر از 1 ساعت من حافظم درست ميشد.. اين گفته رو به خاطر داشته باشين:‌ هر چه ذهن انسان فراتر رود محدوديتش كمتر خواهد بود!
گزارشگر:
مرلين: يه چيز ديگه ... به كرام بگيد وقتي درد ميكشه جيغ نزنه! فكر هم اتاقياش هم باشه ... حالا ديگه بهتره از خونه من بريد بيرون.. به اندازه كافي به همه چي گند زدين!
گزارشگر با ترس از تصوير بيرون ميرود و دوربين قطع مي‌شود...
ناگهان كرام بر روي تصوير ظاهر مي‌شود...
كرام: جادوگر تي وي پس گرفته شد! بشتابيد اي ياران! كينگزلي در انتظار شماست.. . مرلين شكست خورده! من اونو توي دوئل شكست دادم! برنده نهايي من بودم خود خود خودم!
گودريك وارد تصوير مي‌شود و ميكروفون جادويي رو از كرام ميقاپه..
گودريك: برو بابا.. مثل اينكه دردي كه تا صبح توي رخت خوابت كشيدي بست نبود؟
كرام:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 7 اسفند 1383 08:14
نمایش جزئیات
آفلاین
ادامه دوئل نابرابر!!!!!

کرام که سوار برانکارد بوده....زیر چشمی به مرلین نگاه میکنه....حواس مرلین اصلا به کرام نبوده و غرق رویای خودش بوده!!!!
کرام رو به دوربین:همیشه از یک مار زخمی بیشتر بترسید!!!
بعد لبه کفش((تنها پای سالمشو ))میذار رو لبه برانکارد و کفششو در میاره!!
کرام رو به دوربین:هیچوقت جوراب نمیپوشیدم!!!
با انگشتای پاش!!!
چوبدستیشو در میاره و ورد فراموشیو به زبون میاره!!!!
----------------
تصویر قطع میشه و داخل سنت مانگو رو نشون میده

پرستار:اقای کرام شما مرخصین!!....ظرف یک روز تمام استخوانهای شما جایگزین شدند....ولی متاسفانه آقای مرلین باید دو ماه در سنت مانگو بستری باشن تا حافظشون برگرده!!!!!

کرام:ممنون پرستار!!!
سپس رو به دوربین میکنه و میگه:برنده نهایی!!...ویکتور کرامه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 7 اسفند 1383 00:45
نمایش جزئیات
شغل
آنلاین
تصاويري از دوئل نابرابر مرلين و ويكتور كرام
مجري: اين تصاوير به صورت پنهاني و شكار لحظه ها از زيرزمين خانه كرام گرفته شده.. گويا قرار بوده است كرام با مرلين دوئلي داشته باشند.. با هم ببينيم..
مرلين سمت راست تصوير مشغول تميز كردن آستين ردايش زيرچشمي به كرام نگاه ميكند.. كرام در حالي كه باد غرور گردنش را كلفت كرده به مرلين خيره ميشود..
مرلين: خب اي جوون! خودت خواستي با من در بيفتي.. اگر از همون اول كه بهت پيشنهاد همكاري دادم ميومدي به سمتم شايد الان چيزي بيش از يك انسان پست بودي!
كرام: بيش بينيم باا حال نريم!! تو با اون ريشاي چپل چولت اومدي واسه ما ادعات ميشه؟ زود باش بيا باهام بجنگ!‌يه اواداكداورا كورت ميكنه!
مرلين: براي بار آخر بهت توصيه ميكنم.. تو جووني نا پخته اي.. گول حرفاي كينگزلي رو خوردي.. پس فردا كه كينگزلي قدرتش بيشتر بشه ديگه به تو احتياجي پيدا نميكنه!‌ اون وقت ممكنه براي زنده بودن زندگي رو انتخاب كني!
كرام: ببين.. تو حساب كردن بلد نيستي... ادبياتتم كه مزخرفه!‌ يادم باشه برم توي پيام امروز بنويسم.. زود باش دوئلو شروع كنيم.. خيلي دوست دارم لحظه اي رو ببينم كه جسدتو جلوي كينگزلي ميندازم..
مرلين: من هر چي بگم در دل سنگ تو فرو نميره! جووني! جون خودتو به اين راحتي از دست نده... الان وقت لجبازي نيست... به فكر همسرت هرميون باش.. زندگي كه ممكنه به خاطر لجبازي تو نابود بشه!
كرام: ديگه ور نزن.. مي‌ترسم وسط دوئل دستشوييت بگيره..
مرلين: خيلي خوب .. خودت خواستي...
3... 2...
كرام واندشو در مياره و : آواداكداورا!! نور سبزرنگ از نوك چوب كرام به بيرون ميجهه و يكراست به سمت سينه مرلين ميره و از اون عبور ميكنه!!... مرلين اونجا واينستاده!
مرلين از پشت سر كرام به حرف مياد: اين يه بازي بچه گونه نيست... يعني تابحال به فكرت نرسيده من به اين راحتي شكست نميخورم؟
(توضيح: مرلين غيب شده و در پشت سر كرام ظاهر شده)
كرام بلافاصله برميگرده و : سورنونكورالو!!!
نور بنفش به جايي كه به ظاهر مرلين قرار داشت برخورد مي‌كنه و صداي شكستن شيشه مي‌آيد...
آينه اي كه مرلين در آن پيدا بود خورد ميشود..
(توضيح: اين يكي از كلكهاي قديمي است كه در دوئل هاي حرفه اي به كار برده مي‌شد.. در اين روش جادوگر خود را درون آينه قرار مي‌دهد و همزمان از آن نقطه ميتواند حريف را تحت نظر بگيرد و از آسيب تير او در امان باشد.. زيرا تمام قدرت افسون به آينه برخورد خواهد كرد)
مرلين: دست بردار! فايده اي نداره..
كرام: كدوم گوري هستي؟ نكنه فرار كردي؟ يادم باشه توي پيام امروز ثبت كنم كه مرلين از چنگ من فرار ميكنه...
صداي مرلين از بالاي سقف شنيده شد: نه عزيزم.. چشمان تو نياز به عينك داره.. من بالاي سرتم!
كرام بشكني مي‌زنه و دسته جارويش رو احضار مي‌كنه و سوار شده و به سمت سقف پرواز ميكنه...
مرلين روي زمين منتظر بازگشت كرام ايستاده!
مرلين: ديگه حوصلمو سر بردي.. امروز سنت مانگو ميهمان عزيزي خواهد داشت!
شپلق... كرام از آن بالا به پايين پرتاب شده و متلاشي ميشود(نگران نباشيد زندس.. فقط چند تا استخونش شيكسته!)
مرلين: فكر ميكنم يه شب زجر كشيدن برات كافي باشه.. الان گيلدروي مياد
كرام: نه! جون خودت گيلدي رو صدا نكن!
كرام به طرف واندش خيز برميداره كه واند در دست مرلين قرار ميگيره...
مرلين سوت ميزنه و گيلدروي از سوراخ كليد وارد ميشود..
گيلدي: به به كرام جون خودم
كرام:
گيلدروي: اوه انگار دستا و پاهات شكستن! .. بذار يه نگا بندازم..
كرام: جون خودت بيخيال شو... چيزي نشده يه خراشه..
گيلدروي: هووومك! يه خراش؟ من قبلا هزار بار اين ورد رو اجرا كردمم درد نداره.. الان همه استخونات به هم ميچسبن.. 1... 2...
كرام: نههههههههه
تمام نقاط شكسته شده بدن كرام(شامل دو دست يك پا و كتف و استخوان لگن) شل و وا رفته ميشود..
مرلين: خب حالا نوبت دكتر بلاتريكسه كه شما رو ويزيت كنه اميدوارم شب خوبي رو داشته باشي جوونه كم عقل!

در اينجا مرلين و گيلدروي كرام رو از زيرزمين به بيرون مي‌برند و ديگر دوربين ما توان فيلم گرفتن اتفاقات درون حياط را نداشت.. اما كرام شب در سنت مانگو به سر مي‌برد و خوابهاي طلايي(همراه با درد) مي‌بيند... به اميد ديدار شما و برنامه اي ديگر خدا يارتان باد پيروز باشيد.. جادوگر تي وي JTV

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: چهارشنبه 5 اسفند 1383 15:27
نمایش جزئیات
آفلاین
{ خوب دوستان...باسلام یکی دیگر از برنامه های آشپز جادوگر رو آغاز میکنیم. امروز طرز تهیه ی خوراک وزغ (!) رو آموزش میدیم...مواد لازم :
1- 3 گرم پای وزغ
2- 23 گرم آرد جادو
3- نمک مصر به مقدار کافی
4- سه پیاله شکر تصفیه نشده
5- عصاره گل تیغی!
خوب...طرز کار به این شرحه که ابتدا پای وزغی که 3 روز از مرگش میگذرد را با 10 گرم از 23 گرم آرد لازمه مخلوط کنیم و با چوبدستی همراه با ورد " میکسیوس " مخلوط کنیم تا به رنگ طلایی در بیاد... 13 گرم آرد باقی رو با عصاره گل تیغی مخلوط میکنیم .
ساحره های محترم توجه داشته باشین که عصاره گل تیغی خوب رنگ زرد مایل به بنفش سوخته (!) دارد که در حین خرید به آن دقت کنید. این مخلوط رو هم با ورد "میکسیوس" مخلوط مخلوط میکنیم تا برنگ قرمز تبدیل شود...و بعد با محلول طلایی قبلی مخلوط میکنیم!
میرسیم به شکر تصفیه نشده که ترجیحا از ینجه زارهای اسکاتلند باشد... این شکر را در 5 گرم آب ریخته و 3 روز قبل آنرا......}
ناگهان تصویر قطع میشه و برفکی و بعد تصویر مرلین در کنار فاج و گریفندور ظاهر میشه...

{ مرلین : این صدای دموکراسیست! این صدای جادوگران است...
فاج : مردم آگاه باشید جادوگر تی.وی گرفته شد...
گریفندور : به همت شما...این حکومت داره میره...
مرلین : این صدای شماست...صدای تویی که حق را از ناحق تشخیص میدهی...جادوگر تی.وی در اختیار ماست...
فاج : امروز صبح به همت گودریک و مرلین و عده ای ج.تی.وی گرفته شد پس...
همه با هم : این صدای دموکراسیست...این صدای آزادیست...
گریفندور : این حکومت رفتنیست...مردم...آگاه باشید جادوگر تی.وی نزدماست...ما پیروزیم...
مرلین : به خیابانها بریزید...کولاک کنید که این دموکراسیست...
فاج : این صدای جادوگران است...}
---------------------------------------------------------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 3 اسفند 1383 08:11
نمایش جزئیات
آفلاین
همنیشینی با مسئولین

مجری:آقای کرام...مردم میخواهند در باره واقاعی اخیر بیشتر بدونن؟

کرام:مردم نباید در مورد مسایل خصوصی افراد چیزی بدونن!!!....متاسفانه موارد خصوصی من با موارد کاریم قاطی شده!!!

م:علت در چیه؟

کرام:این پیرمرد((مرلین!!))نشست زیر پای همسرم که من وزیر بشم...تو از کرام طلاق بگیر ...بیا با من!!!.....متاسفانه همسرم خام شد!!!....وگرنه او زنی است..دلسوز!!...خانواده دوست!!!...من معتقدم گول افراد نا باب رو خورده!!!

م:پس چرا این بلاها رو سرش میارید؟

کرام:هیچکس نباید به همسر ایندش خیانت کنه!!...تو این زمونه این باب شده ....افراد به تنها کسی که وفادار نباشن همسراشون باشه!!!!.....من در خدمت کینگزلی به آب و نونی رسیده ام...اونوقت!!...همسرم ضد من و کینگزلی با اون مرلین پیر فعالیت میکنه!!!.....
((در اینجا کرام احساساتی میشه!!!))

م:آقای کرام...ولقعا فردی محترم هستند و من مطمئنم که ایشون همسر آیندشونو میبخشند!!!!!

م:آقای کرام چرا شما این اواخر فعال نیستید؟

کرام:متاسفانه این هفته هفته فعالیتمه!!......ولی از هفته بعد مخالفی در سایت نمیبینم!! یا اعدام یا آزکابان اینو به شما قول میدم!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 2 اسفند 1383 19:08
نمایش جزئیات
آفلاین
بینندگان عزیز با شما هستیم در برنامه ی جادوگر نیوز ,گزیده ی خبرها:
- افشاگری ها خانوم گرنجر و فاش شدن هویت واقعی کرام
- به زندان رفتن مرلین و خانوم گرنجر
- پیوستن عضو جدیدی به نام اختر به حزب گری
-گران شدن آواتار در بازارهای جهانی
- افتتاح کارخانه ی روغن سوروس

و اکنون مشروح خبر ها :
همکاران من مصاحبه ای با خانوم گرنجر ترتیب دادند که به اتفاق میبینیم .سلام عرض میکنم آقای گزارشگریان.
گ: من هم سلام دارم خدمت بینندگان عزیز با ما باشید با گزارش مطبوعاتی .
گ: سلام خانوم گرنجر
گرنجر : من تا وقتی وکیلم نیاد با کسی صحبت نمیکنم
گ: ببخشید .. ولی ما از جادوگر تی وی مزاحم میشویم ..
گرنجر: اوه .. چیزه .. خوب .. آقا من نسبت به محیط زندان اعتراض دارم این جا به ما رسیدگی نمیشه .. تختاش کک داره.. بوی نم میده .. غذای سالم به ما نمیدن .. بخاری نداره .. سقفش چکه میکنه ..
گ : اهم .. از هلال احمر که نیومدیم ..
گرنجر :
گ: خوب خانوم گرنجر میشه بگید به چه جرمی زندانی شدید ..؟
گرنجر : من بدون حضور وکیلم یک کلمه هم حرف نمیزنم .
-صدا میپره- گزارشگر داره یک چیزایی به گرنجر میگه بعد هم دوربین را نشون میده -صدا دوباره وصل میشه-
گرنجر : خوب از اول میگفین .. من اصلا" کاری نکردم !! این کرام معلوم الحال منو به دلیل خصومت های شخصی و مسائل خانوادگی انداخته زندان .. اونم بدون دادگاه!!
گ: خوب این کار بسیار ناشایستی هستش که از مقام بزرگی مثل معاونت بعیده.. من از جناب وزیر استدعا دارم روی انتخاب معاونشون تجدید نظر کنند. گویا آقای کرام موارد دیگری هم داشتند .
هرمیون: بله .. گفتم چند فقره قتل انجام دادند؟
گ: بله فکر میکنم ..
هرمیون: گفتم کلاه گیس میگذاره ؟
گ:
هرمیون: گفتم لنز جادویی میگذاره که تو مسابقه ی کویدیچ اسنچ رو زود تر ببینه؟ گفتم شبا آشغالا را ساعت 12 میبره پایین ؟ گفتم مسواک نمیزنه؟ گفتم جایزه ی اسکار را با ارفاق صد و بیست و پنج هزارم گرفته؟ گفتم شبا با اسم مستعار میومده به خودش رای میداده؟ گفتم ...
گ: بله .. مرسی خانوم گرنجر ما صدای مظلوم شما را به گوش ملت جادوگر میرسانیم .. در آخر مصاحبه اگه میخواهید پیامی به هم میهنان خود بدید ..
گرنجر: :lash:بله و من در این جا ,جا دارد از معلم دبستانم خانوم مک گونگال و همه ی کادر آموزشی مدرسه ی اللساحره تشکر کنم . به بچه ها هم توصیه میکنم درسشون را بخونند .. به هر کسی اعتماد نکنن .. با غریبه ها حرف نزنند و خلاصه اینکه ما بزرگ میشویم و باید چهارخانه هایی را پر کنیم و بیرون نزنیم و کامل پر کنیم تا بتوانیم به دانشگاه برویم . تا همه از بهاری سبز و شیرین لذت ببریم . از مسئولان این برنامه گروه تدارکات ..نویسنده .. نورپرداز و همه ی عوامل هم تشکر میکنم . برنامتون واقعا" عالیه . فقط اگه ممکنه وقت برنامه را بیشتر کنید . حرف های ما رو هم به گوش مسئولان برسونید .. این دستشویی اینجا واقعا" بو میده ...
گ: بله گویا همکاران من در استدیو اشاره میکنند که وقت برنامه تموم شده ..
گزارشگر واحد مرکز , گزارشگریان .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 20 بهمن 1383 17:26
نمایش جزئیات
آفلاین
با ما هستید در برنامه ی نیوز (news) من الناز پاتر هستم .
ارتباط مستقیم داریم با گرازشگر برنامه در خیابان کینگزلی .. ایشون دارند صحنه های تظاهرات مردمی را گزارش میکنند . آقای رضا پاتر سلام عرض میکنم .
ر: من هم سلام عرض میکنم خدمت بینندگان عزیز برنامه .. همانطور که میبینید خیابان کاملا" اشغال شده .. یک طرف خیابان سربازان نوشابه ای و طرف دیگر فاج و فاج خواهان قرار دارند . در قسمت میانه هم یک عده کفن خاکستری پوشیدند . و شعار : گری همیشه هر جا , ما کینگ و فاج نمیخواهیم .. را سر میدهند .. در طرف دیگه که نیروهای فاج هستند شعار : ما اهل هاگزمید نیستم فاجو تنها بگذارند .. میدهند
دوربین میچرخه طرف نیروهای فاج : فاجی ها دست های خونیشون را به دوربین نشون میدهند ..
رضا پاتر : اوه در شمال غرب خیابان تراکم جمعیت فاجی زیاده گویا کسی مرده ... دوربین بیا
دوربین حرکت میکنه به اون سمت ..
یکی از مردم میاد طرفشون : بیا برادر بیا از این سس ها بمال به دستت .. فاج گفته هر کی این کارو بکنه بهش پول ...
بعد دور بین را میبینه : چیزه .. این نیروهای فاسد اون اسموت {..} زدند جوونای ما رو کشتند ... اوهو اوهو .. جوون مردم ناکار شده .. جلو نرید .. خیلی دلخراشه ..
رضا پاتر : خوب حالا به سمت دیگر خیابون میریم جایی که نیروهای کینگ قرار دارند ...
نیروهای وزیر: وای اگر شکلبولت حکم جهادم دهد ...
نیروهای فاج: طلسم ..افسون و نفرین .. دیگه فایده نداره ..
نیروهای وزیر : تا اصالت در رگ ماست ..کینگزلی رهبر ماست .
رضا پاتر: با یکی از این نیروها صحبت میکنیم ,سلام پدر ..
یک پیرمرد : سلام جوون خیر از جونیت ببینی .. منو از این خیابون رد کن ... مرلین خیرت بده ...
رضا پاتر: بله بینندگان عزیز به پایان این بخش از اخبار بعد از ظهرآنگاهی رسیدیم تا دیدار بعد مرلین یارتان باد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 28 شهریور 1383 08:40
نمایش جزئیات
آفلاین
من يه پست شاهكاز زدم و همه دارن من دارم از بالا دسن تكون ميدم
..........خواهش ميكن......خواهش ميكن تشويق نكنين
همه:
من:مرسي...مرسي
از ماشين شخصيم(شيشيه هاشم دوديه كسي ترورم نكنه)پياده ميشم
يه خبرنگار مياد جلو
ـ شما احساستون چيه كه بامزه ترين عضو يا بهتر بگم بامزه ترين ستاره ي دنيا هستيد
من:
خبرنگاره:بله متوجه شدم
گيلدي از دور مياد:استار امضا ميدي؟
اسنيپ:كوكو پست بامزه
ـــ استار!استار!پاشو ديگه رو انتني تو باز سر ضبط خوابيدي؟
من رو آنتن بلندترين برج لندن وايسادم و دارم سخنراني ميكنم
يه دفه يه پارچ اب خالي ميشه رو سرم
من:ها؟من كجام؟سفينه ي مادر كو؟تو كدوم كهكشونم؟
ــ شاو ديگه برنامست،جادوگر تي وي،چگونه همه با هم مهربان باشيم ه
من:تو خواب هم نميزارين راحت باشم؟ تازه جاهاي خوبش بود رو انتن بلندترين برج لندن بودم
كارگردان:آ’ كيو....انتن هوايي نه كه اين انتن
من:آها
كارگردان:پس صدا! دوربين.......
من:وايسا وايسا نگي اكشنا
كارگردان :(مدل بامشاد)خودم ميدونم.......حركت!
سلام سلامي چو بوي خوش ارسالهاي بانمك،سلامي چو وقتي كه همه شدن......آآآآآآآآآآآآآه سلام سلام
امروز بازم با همون سري برنامه هاي ×ة× در خدمتتون هستم........هوممممم اين چند وقته مثل اينكه خيلي دعوا شده بود زنگ زدم سفينه ي مادر از كهكشونمون نيروي كمكي بفرستن .......... حيف كه وقتي برسن بايد فسيل اونايي ك دعوا كردنو اشتي بدن بگذريم ميخواستم بگم با شروع شدن ماه مهر،ماه محبت ،ماهي كه تو تنگ روي سفره ي هفت سين.........ببخشيد اشتب شد ماهي كه توش همه بايد اشتي كنن فرا رسيده و ديگه...........
ـــ پاشو!پاشو!
(من كه فكر ميكردم هنوز خوابم ):بزارين راحت باشم ديگه دارم رويا ميبينم
ــ رويا چيه؟پاشو الان سه ساعته پاي كامپيوتري،از چند روز ديگه هم كه مدرسه شروع ميشه و ديگه بايد كامپيوترو بي خيال شي!پاشو!
مامان گيزر نده ديگهاصلا باشه بابا
خب بينندگان عزيز ديدي كه بازم فرصت نشد كسيو آشتي بديم پس تا دفه ي بعد درود و صد بدرود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
انقدر از دست جمله های قشنگ خسته ام که نخوام توی امضام ازشون استفاده کنم!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 20 شهریور 1383 00:08
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
lona
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 19 شهریور 1383 04:36
نمایش جزئیات
شغل
آنلاین
در دفاع از خود نسبت به حلاجي كردن تاپيك شكنجه‌گاه:
من پلك زدن رو توي نوشتم مدل اين كه فلاني مي‌گه خواب بود بيدار شد يا بوگارت ديده بود يا كروشيو زده بود ننوشتم... در واقع ديدم حساس شدن گفتم كه واسه خنده بگم كه مرلين پلك زد و بقيه با خاك يكسان شدند(اين دفاعيه مربوط به نمايشنامه بيده)
و اما در مورد اوناييي كه تك پسته زدم در مورد پلك زدن و با خاك يكسان شدن... اين كار تقليد مستقيم از ايده‌ي بلاتريكس در سر كلاس كوييديچ(يا يه كلاس ديگه) بود كه مدام اين پست رو با كمي تغيير تكرار مي‌كرد: يه بسته كود حيواني جلوي پاي مرلين مي‌خوره...
يه كاميون كود حيواني ميفته جلوي پاي مرلين...
كلاس با كود حيواني پر ميشه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده