من هم تا جایی که برابری غلط نباشه دلیلی برای تغییرش نمی بینم ولی چوچانگ عزیز، گرگینه از بیخ و بن غلطه. می تونی برای مطمئن شدن به چند فرهنگ معتبر فارسی رجوع کنی. این کلمه نه به ضمه بلکه به فتحه خونده میشه و شرحش هیچ گونه ارتباطی با گرگ-حیوان- و توصیف خاص تر نوعی جانور نداره. :)
همونطوري که قبلا هم نوشتم به نظر من همينقدر که معادل غلط نباشه کافيه و من مشنگ رو معادل غلطي ميدونم ولي چيزي مثل گرگينه يا گرگ نما غلط نيستن و استفاده از هر کدوم به سليقه طرف برميگرده در هر حال اصلا معادل از نظر من زياد اهميتي نداره همونطور که هميشه گفتم هر کسي ميتونه معادل هاي دلخواه خودش رو به جاي کلمات قرار بده
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.
اين معادلهاتيي كه درست كرديد به نظر من اصلا جالب نيست!الان بايد كلمه ها با فارسي روز ساخته بشن! مثلا همين كلمه گرگينه كه از گرگ ساخته شده خيلي عاليه.ولي در مورد ماگلها به نظرم واژه دگه اي بايد باشه كه ادم وقتي ميخونه حس دلسوزيش گل كنه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,»
said Dumbledore, his voice a little stronger despite
the freezing water. «I am with you.»[/font] [/b]
با سلام به همه و پوزش از تاخیر طولانی تمام اونچه لازم بوده دوستان به دقت و با استدلال محکم بیان کردند. و باید عرض کنم که ماگل مهجور نیست. مجعوله. وقتی برابریابی می کنیم نمی تونیم به جای werewolf از واژه ای استفاده کنیم که به معنای مستقیم گرگ باشه. یکی از دوستان خوب بنده واژه ی گرگ سار رو پیشنهاد کردند. بین این دو کلمه باید نیم فاصله رعایت بشه یا سر هم نوشته بشه تا خواننده تصور نکنه با ترکیبی از دو حیوان روبرو هست.
همون طور که دوستمون هری پاتر اشاره کردن demantorها آدمخوار نیستند. اصلا نباید با cannibalها اشتباه گرفته بشند چون هیچ شباهتی به هم ندارند. دست بالا میشه بهشون لقب شادی خوار داد!
من شخصا ترجیح میدم بنا بر جا افتادن کلمه ی مشنگ بین خوانندگان فارسی زبان عجالتا دست به ترکیب نه چندان صحیحش نزنم. همین که من مترجم بخوام تلفظ های شرم آور قبلی رو قدری تصحیح کنم بار سنگینی برای خواننده ایجاد می کنه. همین طوری هم بعضی از برابریابی های غلط مثل گرگینه محل بحث هستند. اگر دوستان موافق باشند در حال حاضر از برابرهای بسیار کلیدی داستان صرف نظر کنیم.شاید فرجی شد و بعد از کتاب شش تونستیم قدم های محکم تری برای تصحیح خطاها برداریم.
پ.ن. شاید همه ی برابرهای تازه در کتاب شش به کار نرند اما بیایید به کار برابریابی مون با دقت و سختگیری ادامه بدیم.
هوم! آخه گرگ نما معادل درستي نيست؛ چون گرگينهها افرادي هستن كه ماهي يك بار ميشن گرگ و درحالت عادي نماي! گرگ رو ندارن؛ به همين علت باز گرگينه بهتره؛ هر گند من وركانا رو بيشتر پسنديدم؛
حالا منظور از گرگ نما هم این نبوده که همیشه نمای گرگ رو داشته باشه دیگه نمیتونسته بگه «گرگ ماهی یه بار نما» در مورد گرگینه یا گرگ نما سلیقه مطرحه فقط من اولی رو بیشتر میپسندم و این ورکانا هم که اصلا به معنی گرگه قابل قبول نیست
نقل قول:
اول از همه یه معادل به جای مرگ خوار ! اون کلمه مرتاپار هست . در زبان فارسی پهلوی معنی انسان خوار یا آدم خوار میده . به نظرم کلمه بدی نباشه .
دوم هم میخوام در مورد موتاک بگم که من پیشنهاد کردم به جای ماگل . این کلمه به نظر خصوصیاتی نظیر کلمه ماگل داره یعنی
آدم خوار که اصلا چیز دیگه ای هستش و کلا فرق داره مرگ خوار به نظر من موردی نداره تا بخوایم کلمه نا آشنا جاش بزاریم و در باره موتاک این کلمه همونقدر برای من نا آشناس که وقتی اولین بار ماگل رو شندیم ماگل برام نا آشنا بود در نتیجه همون ماگل رو ترجیح میدم فقط این میمونه که ماگل انگلیسیه و این یکی فارسی اینجام مه برنامه فارسی را پاس بداریم نیست در نتیجه به نظر من مترجم هر کدوم رو دوست داشت میتونه بزاره
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.
اول از همه یه پیشنهاد دارم . یه بخشی توی سایت ایجاد بشه درباره رای گیری در مورد معادلهای مختلف . اصلا میشه توی همین تاپیک هم نظر سنجی گذاشت . ======================================= حالا میرسیم به معادل کلمات ! اول از همه یه معادل به جای مرگ خوار ! اون کلمه مرتاپار هست . در زبان فارسی پهلوی معنی انسان خوار یا آدم خوار میده . به نظرم کلمه بدی نباشه .
دوم هم میخوام در مورد موتاک بگم که من پیشنهاد کردم به جای ماگل . این کلمه به نظر خصوصیاتی نظیر کلمه ماگل داره یعنی : 1- هر دو کلمه به گوش مخاطب نا آشنا است . 2- لفظ دو تا کلمه شبیه به همه . 3- کلمه معنای انسان ضعیف رو میده که به ماگل هم میاد. اما در مورد کلمه ورکانا که پیشنهاد من به جای گرگینه یا گرگ نما بود باید بگم که درسته که اون کلمه معنی گرگ رو میده ولی از گرگینه و گرگ نما بهتره به این دلیل : اصولا ما موجودی که معادل werewolf باشه توی ادبیات و افسانه هامون نداریم . پس معادل و موجودی به اسم گرگینه یا گرگ نما اصولا توی فرهنگ ما نیست . پس گرگینه یا گرگ نما کاملا اختراعی هستن و باز هم به نظر من ناتوان در رساندن مخوف بودن werewolf . اما درسته که ورکانا معنی گرگ رو میده اما این کلمه میتونه وحشت از این موجود رو برسونه . چون این لغت مال زمانیه که اجداد ما هیچ سپر دفاعی در مقابل حمله گرگها نداشتن بنابراین نوع و واژ کلمه به گونه ای هست که حداکثر ترس رو منتقل میکنه .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست ! عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
هوم! آخه گرگ نما معادل درستي نيست؛ چون گرگينهها افرادي هستن كه ماهي يك بار ميشن گرگ و درحالت عادي نماي! گرگ رو ندارن؛ به همين علت باز گرگينه بهتره؛ هر گند من وركانا رو بيشتر پسنديدم؛
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.
به نظر من کلمه ی گرگینه به اندازه ی کافی بار معناییwerewolf رو میرسونه توی زبان انگلیسی هم عبارت ولف واضحه و کسی که این کلمه رو میخونه میدونه یک ربطی به گرگ داره ولی ورکانا که هاگرید مثال زد برای 99.99% خواننده های ایرانی که اطلاعاتی در مورد زبان ایران قدیم دارند نا مانوسه و اصلا نمیفهمه این خوردنیه یا پوشیدنی البته ممکنه با تحقیق بیشتر کلمات خوبی که مناسب برای اصطلاحات باشه و حداقل به گوش بعضی ها آشنا باشه رو پیدا کرد در مورد حیوونایی مثل هیپوگریف یا تسترال همون اسم خودشون باید آورده بشه چون اختراعی خود رولینگه و ما نمی تونیم برای خودمون معادل براش بسازیم در مورد بوگارت هم فکر کنم بدل ساز یا ترسنما از شکل ساز بهتر باشه هالف بلود هم که واضحه یعنی نیمه خون پس یعنی کسی که نصف خونش اصیل و جادوگری باشه و نصف دیگش ماگلی باشه و در کل همون نیمه اصیل منظوره