جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

37 کاربر(ها) آنلاین هستند (28 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
37 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[educate]] کارگاه داستان‌نویسی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
ارسال شده در: چهارشنبه 8 تیر 1384 23:16
نمایش جزئیات
آفلاین
دوست دادلي:اين عينك ها رو از كجا آوردي
دادلي:از كمو هري كش رفتم
دوست دادلي: همه ش ته استكانيه
دادلي:آره
دوست دادلي:اميد وارم خوب كار كنه
دوست دادلي:هي بچه ها اوومد بزنيد
دادلي:عجب توهمي داره...
دوست دادلي:چه سفيد...
عمو ورنون پشت دادلي وايستاده:
دادلي:واااااااااااااااااااااااااااااااااي اين چه چيزيه
دوست دادلي:واي چرا من اين رو كشف نكرده بوودم...عجب چيزه مامانيه..
(اي منحرف ها همتون منحرفيد )
عمو ورنون:حالا منو دو در مي كني مياي سيكار مي كشي
دادلي:عجب توهمي سگ گربه يقه آدم رو مي گيرن
ورنون: اين چي كشيده؟
دوست دادلي:بنگ دوست داري
عمو ورنون:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
ارسال شده در: چهارشنبه 8 تیر 1384 20:59
نمایش جزئیات
آفلاین
_یعنی میشه این پوست موز رو نبینه
وپله اول از همه واستاده:میگم بچه ها اینکار رو نکنیم
دومیه:خوبه نمره تکتو تو کارنامه بذاره
سومی:ببیند خورد زمین
دومی:حمله
معلمشون:صبر کنید اینا که برگهای امتحانی نیسسسسسسسسست

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
ارسال شده در: چهارشنبه 8 تیر 1384 19:06
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
ناگهان دادلی که بالاتر از همه خم شده بود روی چهار نفر دیگر میفته... بومب.. دلنگ... بووووق....
هری: چیکار میکنی! هممونو ضایع کردی..
ونوس از راه میرسه: به به سلام .. بچه های خوب؟ خوبین شماها؟
همه با هم:
ونوس: چیه؟ مگه شما الهه ندیدین؟ :bigkiss:
همه:
ونوس: ای بابا شما چرا سکته کردین؟ من براتون گل آوردما!
هری: امم... امم... ش.. ش.. شما... ون... منظورم... اصغر هستین؟
ونوس کمی فکر میکنه و بعد میگه: اصغر کیه؟
همه با هم بلند: بچه ها! ونوس اومده... ونوس!!! بدوید بیاین اینجا!! محله بالا پایین!! ونوس ونوس!!
و هر کدام در کوچه ها سرازیر میشوند.. گویا تازه متوجه حضور ونوس شده اند.
ونوس به راه میفته و در کوچه ها به گشت و گذار میپردازه. ناگهان از سوراخ یک درخت گیلدی بیرون میپره و جلوی ونوس رو میگیره: سلام.. به به بانو... (و یک لبخند ژکوند )
ونوس: بازم تویی گیلدی؟
گیلدی: من خوشگلترین مرد روی زمین از شما خوشگلترین زن البته از من که خوشگلتر نیستین.. ولی خوب ازتون خواستگاری میکنم..
ونوس: ماااااااااااااااااا
بچه هایی که پشت درها و دیوار ها و درختها قایم شده بودند و گوش میدادند: مبارکه مبارکه.. عروسیتون مبارکه.. مبارکه مبارکه عروسیتون مبارکه..
گیلدی:
ونوس:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
ارسال شده در: چهارشنبه 8 تیر 1384 18:36
نمایش جزئیات
آفلاین
- هنوز نيومده؟
- عزيز جان صبر كن الانه كه پيداش بشه
- از كجا مطماني كه از اين ور مياد؟
- راش از اين ور ميون بره
هري يهو داد زد: ببينيد ببينيد اومدش اونجا... ته كوچه
همه بچه ها دارن سكته ميزنن: آه اووووه
- آره ونو...
هري دستشو ميزاره جلوي دهن طرف: ساكت ... ميخواي همه بريزن اينجا؟ يادت باشه فقط اسم مستعار
ونوس از ته كوچه وارد ميشه كلي دسته گل تو دستشه
بچه ها در گوشي به هم ورود ونوسو اعلام ميكنن هر كي به بغل دستيش توي خونه ها بالاي پشت بوما و ... : اصغر گل به دست اومد ... اصغر گل به دست اومد
هري: خب بچه ها تا شماها بريد دست صلح براش دراز كنيد. منم ميرم برو بچ محله بالايي رو خبر بدم اونام براي دست درازي حاضر باشن
بچه ها در حاليكه به طرف ونوس ميدون: من اول .. من اول

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 تیر 1384 23:02
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام خب راستش من امدم که کارگاه رو آزمایشی بچرخونم امیدوارم بتونم موفق باشم

خب من برای اولین بار یک عکس می زارم تا تنوعی باشه شما فکر کنید هر کدوم از اینا یک عضو (منظورم شخصيت هايه سايت) از سایت هستن و یک نمایشنامه بنویسید (البته خارج سایت هم باشه مثل دامبلدور که نداریم اشکالی نداره ولی فکر نکنم سن هیچ کدوم از اینا به دامبلدور بخوره!)
خب اینم عکس منتظر نمایشنامه هاتون هستم
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فلور دلاكور در 1384/4/7 23:43:57
ویرایش شده توسط فلور دلاكور در 1384/4/7 23:48:24
ویرایش شده توسط فلور دلاكور در 1384/4/7 23:52:28
ویرایش شده توسط فلور دلاكور در 1384/4/7 23:59:14
ویرایش شده توسط فلور دلاكور در 1384/4/8 0:09:28
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 تیر 1384 18:57
نمایش جزئیات
آفلاین
اين تاپيك دوباره باز شد... مسوول جديد فلور دلاكور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
ارسال شده در: یکشنبه 22 خرداد 1384 12:15
نمایش جزئیات
آفلاین
این تاپیک فعلا، تا پیدا شدن یک مسئول مناسب، قفل می باشد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
ارسال شده در: یکشنبه 22 خرداد 1384 11:08
نمایش جزئیات
آفلاین
بابا آمبریج کجایی تو پس؟این نمایشنامه ها بو گرفت از بس اینجا موند!بیا یه اهی پیفی پوفی چیزی بگو برو دل ما جوونا رو شاد کن!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اون کسی باش که هستی یا اون کسی که هستی باش
Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
ارسال شده در: پنجشنبه 19 خرداد 1384 09:12
نمایش جزئیات
آفلاین
این دو تا عکس قبلا توسط آمبریج برای نمایشنامه نویسی گذاشته شده فعلا با ایتا سر کنید تا خود آمبریج بیاد.
[color=990000]برای اطلاعات بیشتر به صفحات قبل رجوع شود.


[/color]تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
ارسال شده در: چهارشنبه 18 خرداد 1384 12:22
نمایش جزئیات
آفلاین
من مي خوام اينجا يه نمايشنامه بنويسم...بايد ادامه نمايشنامه ديگران بنويسم با متنمو وارد كنم؟؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آن روز همايون كه به عالم قفسي نيست..
اي مرغ گرفتار بماني و ببيني...