تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخاب بهترینها
هفتاد و هفتمین دورهی ترینهای سایت جادوگران برای انتخاب بهترینهای فصل تابستان 1405، از 25 شهریور آغاز شده است و تا 28 شهریور ادامه خواهد داشت. از اعضای محترم سایت جادوگران تقاضا میشود تا با شرکت در عناوین زیر ما را در انتخاب هرچه بهتر اعضای شایستهی این فصل یاری کنند.
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
اشعار جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: شنبه 21 شهریور 1405 14:55
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

آهای آهای بچه ها بیان بهمراه ما
میخوام براتون بگم یه شعرخوب از خودم
این شعرو که میخوام بگم از زبون خودم بگم
درباره یه مرده که خیلی وقت پیش مرده
میگفتن اون قدیما یه مرده هست اونجاها
که میکنه کارهای عجیبو باورنکردنی
با یه تیکه چوب کوچیک همه رو میکرد کوچیک
هر کسی رو بدون حرف میکرد با چوبش علف
یه چیزی میگفت و اونوقت دیگه هیشکی هیچی نمیگفت
یه روزی از روزهای خوب که همه بودن دنبال توپ
یه اتفاقی افتاد ......
میخوام براتون بگم یه شعرخوب از خودم
این شعرو که میخوام بگم از زبون خودم بگم
درباره یه مرده که خیلی وقت پیش مرده
میگفتن اون قدیما یه مرده هست اونجاها
که میکنه کارهای عجیبو باورنکردنی
با یه تیکه چوب کوچیک همه رو میکرد کوچیک
هر کسی رو بدون حرف میکرد با چوبش علف
یه چیزی میگفت و اونوقت دیگه هیشکی هیچی نمیگفت
یه روزی از روزهای خوب که همه بودن دنبال توپ
یه اتفاقی افتاد ......
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

every body knows پاتر is admin
every body knows ممل is استكبار
every body knows گيلدي is پيچامه
every body knows كاركارف is باقالي
every body knows that how its works
every body knows ونوس is بي جنبه
every body knows ولدي is بي كله
every body knows that how its works
every body knows داركي is emperor
every body knows ويكي is doctor
every body knows that how its works
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Those were the days my friend
We thought they'd never end
We'd sing and dance forever and a day
We'd live the life we choose
We'd fight and never lose
For we were young and sure to have our way.
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

هم همه در جادوگران **** نحوه ی برخورد به میان
هر طرفی که بنگری **** شناسه ها دوان دوان
یکی شکایت میکند ****یکی حمایت میکند
هر که به ادعای خود**** فضل در او چه بیکران
با گفتمان بی هدف **** ,با حرف های کذب و خف
هر کس تلاش میکند**** شاید برای این و آن؟
آخر مدیری خوش سخن **** در ازدحام من و من
دعوت به آرامش کند ****هم با خرد هم با زبان
معنی: در جادوگران دعوا و هم همه ای در مورد نحوه ی برخورد به وجود امده است
و همه برای زدن حرف خود دوان دوان به تاپیک مربوطه میرن
عده ای شکایت میکنند و عده ای حمایت
و هر کسی فکر میکند حق با اوست و اوست که حرف درست را میزند و برای موجه جلوه دادن خود هر دروغی را میگویند
اما در اخر مدیری فرهیخته و عاقل در حالی که هر کسی از خود تعریف میکند همه را دعوت به آرامش میکند و به قائله خاتمه میدهد
خف = خفن , حرفهای کذب و خف = دروغهای خیلی تابلو و خفن
شاید برای این و آن = در ظاهر دارد از دیگران دفاع میکند اما در واقع دارد حرف دل خود را میزند و ازخود دفاع میکند
هر طرفی که بنگری **** شناسه ها دوان دوان
یکی شکایت میکند ****یکی حمایت میکند
هر که به ادعای خود**** فضل در او چه بیکران
با گفتمان بی هدف **** ,با حرف های کذب و خف
هر کس تلاش میکند**** شاید برای این و آن؟
آخر مدیری خوش سخن **** در ازدحام من و من
دعوت به آرامش کند ****هم با خرد هم با زبان
معنی: در جادوگران دعوا و هم همه ای در مورد نحوه ی برخورد به وجود امده است
و همه برای زدن حرف خود دوان دوان به تاپیک مربوطه میرن
عده ای شکایت میکنند و عده ای حمایت
و هر کسی فکر میکند حق با اوست و اوست که حرف درست را میزند و برای موجه جلوه دادن خود هر دروغی را میگویند
اما در اخر مدیری فرهیخته و عاقل در حالی که هر کسی از خود تعریف میکند همه را دعوت به آرامش میکند و به قائله خاتمه میدهد
خف = خفن , حرفهای کذب و خف = دروغهای خیلی تابلو و خفن
شاید برای این و آن = در ظاهر دارد از دیگران دفاع میکند اما در واقع دارد حرف دل خود را میزند و ازخود دفاع میکند
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
که برد نزد مدیران ز من یوزر پیامی
که بکوی چت نشینان دو هزار تاپیک به لامی(منظور لام سلام است:دو هزار تاپیک به لام سلام من نمیارزد )
شده ام بلاک و بدنام و هنوز امیدوارم
که به همت آبرفورث بکنم بنده غلامی(غلامی کردن:فعالیت در سایت)
تو که خود فروم نویسی کمکی به حال ما کن
که مقاله ای نداریم و فکنده ایم دامی
عجب از وفای دامبل که حمایتی نفرمود(منظور آبرفورث دامبلدور است که حمایت قشر آسیب پذیر را به عهده دارد)
نه بنامه ای خطاری نه به دانه ای کلامی(خطار=اخطار..اشاره به استکبار آبر)
اگر این فروم خوابست اگر آن عضو فعال
به هزار بار بهتر ز هزار عضو ،خوابی
سر بخش رولو دارم بدهم به لطف،نقشی
که چو بنده کمتر آید که بماندش دوامی
بکجا برم شکایت بکه گویم این حکایت
که فروم از آن ما بود و نداشتی مرامی
بگشای تیر حذفت و بریز پست اعضا
که چنان نظارتی را نکند کس انتقامی
که بکوی چت نشینان دو هزار تاپیک به لامی(منظور لام سلام است:دو هزار تاپیک به لام سلام من نمیارزد )
شده ام بلاک و بدنام و هنوز امیدوارم
که به همت آبرفورث بکنم بنده غلامی(غلامی کردن:فعالیت در سایت)
تو که خود فروم نویسی کمکی به حال ما کن
که مقاله ای نداریم و فکنده ایم دامی
عجب از وفای دامبل که حمایتی نفرمود(منظور آبرفورث دامبلدور است که حمایت قشر آسیب پذیر را به عهده دارد)
نه بنامه ای خطاری نه به دانه ای کلامی(خطار=اخطار..اشاره به استکبار آبر)
اگر این فروم خوابست اگر آن عضو فعال
به هزار بار بهتر ز هزار عضو ،خوابی
سر بخش رولو دارم بدهم به لطف،نقشی
که چو بنده کمتر آید که بماندش دوامی
بکجا برم شکایت بکه گویم این حکایت
که فروم از آن ما بود و نداشتی مرامی
بگشای تیر حذفت و بریز پست اعضا
که چنان نظارتی را نکند کس انتقامی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
ناز كشيدن وب مستر
وقتي هري ناراحت باشه
جادوگران ما بي تابه
وقتي همه مهربون نباشن
وقت از بين رفتن سايته
وقتشه با هم ديگه خوب باشيم
كه خود خود خود دوست ماييم
وقتي رول از حس افتاده
وقتي بي سوژه ، كسي رول نوشته
وقتي كه همه با دشمني حرف ميزنن
وقتي دوستي ما خراب آباده
وقتشه كه هري جون ما برگرده
كه خود خود خود وب مستر سايته
دست بكش به شيشه هاي سايت
مشكلات پشت پنجره
هري ، با نيرو قد بكش
اي اي بهترين وب مستر ما
اي شكوه غايب هر منظره
وقتشه هري جون ناز نكنه
كه خود خود خود ناز كش منم
نوبت دوباره سر گرفتن سايته
فصل عوض شدن پوست سايته
وقته خنديدن به كاراي نميد
وقته ترك اعتياد آخر توست ،هري
وقتشه......
1992 laguna beach
وقتي هري ناراحت باشه
جادوگران ما بي تابه
وقتي همه مهربون نباشن
وقت از بين رفتن سايته
وقتشه با هم ديگه خوب باشيم
كه خود خود خود دوست ماييم
وقتي رول از حس افتاده
وقتي بي سوژه ، كسي رول نوشته
وقتي كه همه با دشمني حرف ميزنن
وقتي دوستي ما خراب آباده
وقتشه كه هري جون ما برگرده
كه خود خود خود وب مستر سايته
دست بكش به شيشه هاي سايت
مشكلات پشت پنجره
هري ، با نيرو قد بكش
اي اي بهترين وب مستر ما
اي شكوه غايب هر منظره
وقتشه هري جون ناز نكنه
كه خود خود خود ناز كش منم
نوبت دوباره سر گرفتن سايته
فصل عوض شدن پوست سايته
وقته خنديدن به كاراي نميد
وقته ترك اعتياد آخر توست ،هري
وقتشه......
1992 laguna beach
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

جنگ گیلدی و رودی:
دلیری کجا نام او لسترنج پاشد داد زد همسان یک مشت برنج
*******
بیامد که جوید ز سفیدان نبرد یهو عطسه کرد دید هوا گشته سر
*******
بشد تیز Amus با خود و واند رفن جلو و رودی را زود براند(چه ربطی داشت؟)
*******
پاشد گیلدی و همی سرفه کرد خداییش هوا گشته بود خیلی سرد
*******
سوار دسته جاروی سپیدش بشد(رخش) چنان رفت با سرعت که نمفهمیدمی من چه شد
*******
بگفتا گیلدی کی لستنج بخواهم که جنگم با تو till the last range
*******
بخندید رودی و بگفت ببخشید شما؟ برو و بیا به همراه مامان و بابا(برو با بزرگترت بیا)
*******
سپس بگفتش رودی بیشین بینیمیوس الان میفرستمت من پیش سیریوس
*******
بگفتا گیلدی کی رودی خان اسی را دوست دارد جی کی همچو جان
*******
نخواهد که نابود کن دوست خود پس بشین بکن از سرت پوست خود
*******
سپس با یه نفرین عالی و خوب بینداخت دسته جارویش تو جوب
*******
پاشد رودی و گفت ایمپریو بخندید لشکر سیاه و بگفتند همه گیلدیوhammer::
*******
ز جا خاست گیلدی و بشد خمشگین فرستاد نفرینی از روی کین
*******
بگفتا آوادا... که آمد کسی بیامد سوی آن دو فریاد رسی
*******
و او کسی جز استار نبود کسی جز همان فرد بی کار نبود
*******
بگفتا استار کین دعوا چیست؟ زود باشید و بگویید که تقصیر کیست
*******
شدند گیلدی و رودی هر دو رنگ رنگ بدانستند کینحاست پایان جنگ
*******
بگفت گیلدی کین رودی بود که پاشد و داد زد ز بالای رود
*******
بزد لبخندی استار و بگفت بود تقصیر شما ها! هر دو! جفت!
*******
لیک اینک نیست جای دعوا و فغان آمدم من که آرم دوستی را ارمغان
*******
بگیرید دست یکدگر تند و زود کز اول همین بهترین کار بود
*******
و اینگونه رودی و گیلدی خوب و نیک شدند دوست هم خیلی خوب و شیک
*******
قهر هم در همان لحظه جان در بداد چنان شد که رفتش همانند باد
دلیری کجا نام او لسترنج پاشد داد زد همسان یک مشت برنج
*******
بیامد که جوید ز سفیدان نبرد یهو عطسه کرد دید هوا گشته سر
*******
بشد تیز Amus با خود و واند رفن جلو و رودی را زود براند(چه ربطی داشت؟)
*******
پاشد گیلدی و همی سرفه کرد خداییش هوا گشته بود خیلی سرد
*******
سوار دسته جاروی سپیدش بشد(رخش) چنان رفت با سرعت که نمفهمیدمی من چه شد
*******
بگفتا گیلدی کی لستنج بخواهم که جنگم با تو till the last range
*******
بخندید رودی و بگفت ببخشید شما؟ برو و بیا به همراه مامان و بابا(برو با بزرگترت بیا)
*******
سپس بگفتش رودی بیشین بینیمیوس الان میفرستمت من پیش سیریوس
*******
بگفتا گیلدی کی رودی خان اسی را دوست دارد جی کی همچو جان
*******
نخواهد که نابود کن دوست خود پس بشین بکن از سرت پوست خود
*******
سپس با یه نفرین عالی و خوب بینداخت دسته جارویش تو جوب
*******
پاشد رودی و گفت ایمپریو بخندید لشکر سیاه و بگفتند همه گیلدیوhammer::
*******
ز جا خاست گیلدی و بشد خمشگین فرستاد نفرینی از روی کین
*******
بگفتا آوادا... که آمد کسی بیامد سوی آن دو فریاد رسی
*******
و او کسی جز استار نبود کسی جز همان فرد بی کار نبود
*******
بگفتا استار کین دعوا چیست؟ زود باشید و بگویید که تقصیر کیست
*******
شدند گیلدی و رودی هر دو رنگ رنگ بدانستند کینحاست پایان جنگ
*******
بگفت گیلدی کین رودی بود که پاشد و داد زد ز بالای رود
*******
بزد لبخندی استار و بگفت بود تقصیر شما ها! هر دو! جفت!
*******
لیک اینک نیست جای دعوا و فغان آمدم من که آرم دوستی را ارمغان
*******
بگیرید دست یکدگر تند و زود کز اول همین بهترین کار بود
*******
و اینگونه رودی و گیلدی خوب و نیک شدند دوست هم خیلی خوب و شیک
*******
قهر هم در همان لحظه جان در بداد چنان شد که رفتش همانند باد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
انقدر از دست جمله های قشنگ خسته ام که نخوام توی امضام ازشون استفاده کنم!
جزئیات کاربر

نميد بعد از ينكه هري رو با كتك از ستاد انتخاباتيش برده
روبه هري :اگه تو رو با كتك بردم از ستاد منو ببخش
اگه زير آبت رو زدم پيش استاد منو ببخش
منو ببخش من نمي خوام به تو يه لقمه نون بدم
منو ببخش كه تورو ميخوام فقط برا كتك زدن
اگه ازت بدم مياد خيلي زياد منو ببخش
روبه هري :اگه تو رو با كتك بردم از ستاد منو ببخش
اگه زير آبت رو زدم پيش استاد منو ببخش
منو ببخش من نمي خوام به تو يه لقمه نون بدم
منو ببخش كه تورو ميخوام فقط برا كتك زدن
اگه ازت بدم مياد خيلي زياد منو ببخش
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ارادتمند-ساتانيكا ملوني
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
