طرد شدن پاتريشيا وينتر بورن از گروه HCo
به گزارش خبر گزاشتن سيستم او ا دون سرژ تانكيان حكم شوت كردن پاتريشيا وينتر بورن را صادر كرد
بدون مقدمه گزارش رو بشنويد و ببينيد
مجري:جواد تقي پور
مجري: سيد سيد...ميكروفون درسته..فوت فوت...
سيد:برو بريم
دوربين زوم كرده رو چهره مجري
مجري:سلا خدمت بينندگان محترم شبكه بوق سيما...همانطور كه ميدانيد شايد هم نميدانيد چون ما تازه فهميديم پاتريشيا وينتربورن از اچ سي او پوت شد بيرون.
دوربين از حالت زوم در مياد و دور ميشه و ما سرژ و زاخي رو ميبينم كه سره بلندي ناخن در حال گفتگو هستند
م:اقاي تانكيان آيا شما واقعا همچين كاري كرديد؟
سرژ:ا...ا..البته من...
همون موقع زاخارياس ميپرد جلوي دوربين
زاخي:هوي...من رئيس اچ سي او هستم...با من صحبت كن!
مجري بدون توجه به زاخي:خب..اقاي تانكيان واقعا شما اين حكم را صادر كرديد؟
زاخي:هوي مرتيكه..مگه نميگم من رئيس اچ سي او هستم...سرژ كدوم الاغيه؟من همه كارم..با من صحبت كن
م:اقاي تانكيان آيا واقعا....
اوداكداورا
مجري دوم با ترس و لرز وارد ميشود
م2:اقا يكي به خونواده اي بنده خدا خبر بده...
عده اي هراسان وارد صحنه ميشوند و جسد را بيرون ميبرند
گم:خب..اقاي اسميت..ايا اين واقعيت دارد كه شما پاتريشيا وينتر بورن را اخراج كرديد؟
زاخي:چي؟كي كرده؟ ؟كي؟سرژ؟
سرژ:بلي...من كردم.به قول شاعر خوش ذوق ايراني:همينم كه هستم،همينم ميمونم!!در هر صورت به دليل اينكه پاتريشيا وينتر بورن ماهي يك بار ميايند و ما هر ترفندي بود گزاشتيم از جمله ازدواج من با ايشان باز هم باعث بيشتر امدن او نشد..به نظر ميرسه كه او
زاخي:بسه..من به عنوان رئيس اچ سي او ميگم كه بسه...
م2:بله..خب تمام شد...
كارگردان:كات
زاخي در لحظات اخر خود را جلوي دوربين مي اندازد:من رئيس اچ سي او هستم.
پيام بازر گاني
دين دينگ...كاسه اي زير نيم كاسست...رعنا...سس مايونز كه رعناس ،طعم غذا چه زيباست...رعنا
گراپي جلوي دوربين مياد و انگشت ميزنه تو سس و ميخوره :رعــــــــــــــــــــــنا
به گزارش خبر گزاشتن سيستم او ا دون سرژ تانكيان حكم شوت كردن پاتريشيا وينتر بورن را صادر كرد
بدون مقدمه گزارش رو بشنويد و ببينيد
مجري:جواد تقي پور
مجري: سيد سيد...ميكروفون درسته..فوت فوت...
سيد:برو بريم
دوربين زوم كرده رو چهره مجري
مجري:سلا خدمت بينندگان محترم شبكه بوق سيما...همانطور كه ميدانيد شايد هم نميدانيد چون ما تازه فهميديم پاتريشيا وينتربورن از اچ سي او پوت شد بيرون.
دوربين از حالت زوم در مياد و دور ميشه و ما سرژ و زاخي رو ميبينم كه سره بلندي ناخن در حال گفتگو هستند
م:اقاي تانكيان آيا شما واقعا همچين كاري كرديد؟
سرژ:ا...ا..البته من...
همون موقع زاخارياس ميپرد جلوي دوربين
زاخي:هوي...من رئيس اچ سي او هستم...با من صحبت كن!
مجري بدون توجه به زاخي:خب..اقاي تانكيان واقعا شما اين حكم را صادر كرديد؟
زاخي:هوي مرتيكه..مگه نميگم من رئيس اچ سي او هستم...سرژ كدوم الاغيه؟من همه كارم..با من صحبت كن
م:اقاي تانكيان آيا واقعا....
اوداكداورا
مجري دوم با ترس و لرز وارد ميشود
م2:اقا يكي به خونواده اي بنده خدا خبر بده...
عده اي هراسان وارد صحنه ميشوند و جسد را بيرون ميبرند
گم:خب..اقاي اسميت..ايا اين واقعيت دارد كه شما پاتريشيا وينتر بورن را اخراج كرديد؟
زاخي:چي؟كي كرده؟ ؟كي؟سرژ؟
سرژ:بلي...من كردم.به قول شاعر خوش ذوق ايراني:همينم كه هستم،همينم ميمونم!!در هر صورت به دليل اينكه پاتريشيا وينتر بورن ماهي يك بار ميايند و ما هر ترفندي بود گزاشتيم از جمله ازدواج من با ايشان باز هم باعث بيشتر امدن او نشد..به نظر ميرسه كه او
زاخي:بسه..من به عنوان رئيس اچ سي او ميگم كه بسه...
م2:بله..خب تمام شد...
كارگردان:كات
زاخي در لحظات اخر خود را جلوي دوربين مي اندازد:من رئيس اچ سي او هستم.
پيام بازر گاني
دين دينگ...كاسه اي زير نيم كاسست...رعنا...سس مايونز كه رعناس ،طعم غذا چه زيباست...رعنا
گراپي جلوي دوربين مياد و انگشت ميزنه تو سس و ميخوره :رعــــــــــــــــــــــنا
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سرژ تانكيان در 1384/6/26 22:46:28

