تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پیام امروز
شباهت کتاب های هری پاتر و ارباب حلقه ها
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
ماگل
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت:
آخرین ورود:
پستها:
0
جی کی رولینگ به هیچ وجه از رومان لرد حلقه ها تقلید نکرده.
ایشون یک نویسنده قهار و با مهارتی هستند.
آنقدر کوچک نیستند که بخواهند از رومان کم ارزشی مانند ارباب حلقه ها تقلید کند.
ارباب حلقه ها کتابش را خواندم و به نظر به هیچ وجه در سطح هری پاتر نیستش. هری پاتر اسطوره ای در میان کتاب ها به شمار می رود.
اما ارباب حلقه ها فقط آثار سینمایی اش شاید از هری پاتر کمی بهتر باشد.
در نهایت می گویم که ارباب حلقه ها کوچک تر از آن است که با هری پاتر اسطوره ای مقایسه شود.
ایشون یک نویسنده قهار و با مهارتی هستند.
آنقدر کوچک نیستند که بخواهند از رومان کم ارزشی مانند ارباب حلقه ها تقلید کند.
ارباب حلقه ها کتابش را خواندم و به نظر به هیچ وجه در سطح هری پاتر نیستش. هری پاتر اسطوره ای در میان کتاب ها به شمار می رود.
اما ارباب حلقه ها فقط آثار سینمایی اش شاید از هری پاتر کمی بهتر باشد.
در نهایت می گویم که ارباب حلقه ها کوچک تر از آن است که با هری پاتر اسطوره ای مقایسه شود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

این تاپیک سوال خوبی را مطرح کرده است اما متاسفانه به نظرم میرسد که یک حالت احساسی گرفته و از بحث منطقی فاصله گرفته است. من هر دو اثر را چندین بار خوانده ام باضافه کلی نقد و بررسی این دو. بنابراین از یک سطح بالاتر به این قضیه نگاه می کنم.
در ادبیات واژه Archetype به معنای شخصیتها یا موقعیتهایی است که مستقل از زمان و مکان وجود دارند. به زبان ساده در آثار ادبی مطرح ملل مختلف در اعصار مختلف این کارکتارها را می توان یافت.
حال توجه به این نکات ضروری است:
1- تفاوت زمانی نوشته شدن «ارباب حلقه ها» و «هری پاتر» کمتر از 60 سال است.
2- هر دو نویسنده انگلیسی هستند و ساختار هر دو داستان (نه محتوی و موضوع) آنگلوساکسون می باشد.
3- تِم THEME (محور و خمیر مایه) اصلی هر دو داستان «تم منجی» می باشد.
4- هر دو از آثار بزرگ ادبی هستند و از archetypeهای مختلفی استفاده کرده اند.
با توجه به نکات فوق می توان گفت این دو اثر لااقل در قسمتی از ساختار به هم شبیهند.
از مهمترین دلایلی که در پستهای این تاپیک این دو کتاب را شبیه دانسته اند شباهت گاندالف و دامبولدور است. این یکی از همان Archetypeهاست که به نام "Archetype of the Old Wise Man" مشهور می باشد.
خصوصیات این Archetype: پیر خردمند دنیا دیده، از لحاظ بدنی خیلی قوی تراز یک پیرمرد، مو و ریش بلند سفید یا خاکستری، آرامش و تومانینه در مواجهه با خطرات، داشتن یک هماورد قوی از دنیای تاریکی و شر، همیشه به یک جوان که باید شر را نابود کند راه را نشان می دهند.
از این قبیل archetypeها در این دو داستان فراوانند. شباهتهایی رو که idn در این تاپیک به آنها اشاره کرده از همین نوعند. یکی از دلایل ماندگار شدن و بی مرز بودن یک اثر ادبی هم وجود Archetype می باشد. چون همان طور که گفتم یک Archetype برای انسانها در مکانها و حتی اعصار متفاوت قابل فهم و جذاب می باشند.
اما از لحاظ موضوع و سبک داستان ــ با جود تم اصلی مشترک و شباهتهای ساختاری ــ این دو اثر بسیار متفاوتند. تالکین در ارباب حلقه ها یک دنیای نو خلق کرده است. داستان او متکی به آثار بزرگ ادبیات گذشته اروپا مانند «شاه آرثور» و افسانه های «بیو ولف»، «مرلین» و «ولسانگ» می باشد.(شاید اسم اینها به گوشتان نخورده باشد ارزش اینها در اروپا مانند شاهنامه برای ایرانیان است.) او حتی ادبیات شرق (هند، چین و ایران) را نیز مطالعه کرده بود. از سوی دیگر تالکین یک زبان شناس و استاد ادبیات و زبان شناسی دانشگاه آکسفورد بود. او برای کتابهایش واقعا چندین زبان اختراع کرد. ارباب حلقه ها قصه نابودی شری است که چند هزار سال دوام آورده است. قطعا دراین زمینه ارباب حلقه ها اثری بس با ارزشتر از هری پاتر می باشد.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که قطعا خانم رولینگ از ارباب حلقه ها ایده گرفته است همانطور که آثار دیگر اروپایی یا غیر اروپایی نیز ایده گرفته است و نام این کار تقلید(به معنای منفی آن) نمی باشد. قسمت عمده ادبیات عالم همین گونه است و هر چند صد سال یک بار یک نفر پیدا می شود که کار واقعا جدیدی ارائه دهد. پس این کار خانم رولینگ هنرمندانه بوده و هیچ ایرادی نیز ندارد. همانگونه که ذکر شد تالکین هم همین کار را کرده و داستانش را با نگاه به افسانه های گذشته نوشته است.
در ادبیات واژه Archetype به معنای شخصیتها یا موقعیتهایی است که مستقل از زمان و مکان وجود دارند. به زبان ساده در آثار ادبی مطرح ملل مختلف در اعصار مختلف این کارکتارها را می توان یافت.
حال توجه به این نکات ضروری است:
1- تفاوت زمانی نوشته شدن «ارباب حلقه ها» و «هری پاتر» کمتر از 60 سال است.
2- هر دو نویسنده انگلیسی هستند و ساختار هر دو داستان (نه محتوی و موضوع) آنگلوساکسون می باشد.
3- تِم THEME (محور و خمیر مایه) اصلی هر دو داستان «تم منجی» می باشد.
4- هر دو از آثار بزرگ ادبی هستند و از archetypeهای مختلفی استفاده کرده اند.
با توجه به نکات فوق می توان گفت این دو اثر لااقل در قسمتی از ساختار به هم شبیهند.
از مهمترین دلایلی که در پستهای این تاپیک این دو کتاب را شبیه دانسته اند شباهت گاندالف و دامبولدور است. این یکی از همان Archetypeهاست که به نام "Archetype of the Old Wise Man" مشهور می باشد.
خصوصیات این Archetype: پیر خردمند دنیا دیده، از لحاظ بدنی خیلی قوی تراز یک پیرمرد، مو و ریش بلند سفید یا خاکستری، آرامش و تومانینه در مواجهه با خطرات، داشتن یک هماورد قوی از دنیای تاریکی و شر، همیشه به یک جوان که باید شر را نابود کند راه را نشان می دهند.
از این قبیل archetypeها در این دو داستان فراوانند. شباهتهایی رو که idn در این تاپیک به آنها اشاره کرده از همین نوعند. یکی از دلایل ماندگار شدن و بی مرز بودن یک اثر ادبی هم وجود Archetype می باشد. چون همان طور که گفتم یک Archetype برای انسانها در مکانها و حتی اعصار متفاوت قابل فهم و جذاب می باشند.
اما از لحاظ موضوع و سبک داستان ــ با جود تم اصلی مشترک و شباهتهای ساختاری ــ این دو اثر بسیار متفاوتند. تالکین در ارباب حلقه ها یک دنیای نو خلق کرده است. داستان او متکی به آثار بزرگ ادبیات گذشته اروپا مانند «شاه آرثور» و افسانه های «بیو ولف»، «مرلین» و «ولسانگ» می باشد.(شاید اسم اینها به گوشتان نخورده باشد ارزش اینها در اروپا مانند شاهنامه برای ایرانیان است.) او حتی ادبیات شرق (هند، چین و ایران) را نیز مطالعه کرده بود. از سوی دیگر تالکین یک زبان شناس و استاد ادبیات و زبان شناسی دانشگاه آکسفورد بود. او برای کتابهایش واقعا چندین زبان اختراع کرد. ارباب حلقه ها قصه نابودی شری است که چند هزار سال دوام آورده است. قطعا دراین زمینه ارباب حلقه ها اثری بس با ارزشتر از هری پاتر می باشد.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که قطعا خانم رولینگ از ارباب حلقه ها ایده گرفته است همانطور که آثار دیگر اروپایی یا غیر اروپایی نیز ایده گرفته است و نام این کار تقلید(به معنای منفی آن) نمی باشد. قسمت عمده ادبیات عالم همین گونه است و هر چند صد سال یک بار یک نفر پیدا می شود که کار واقعا جدیدی ارائه دهد. پس این کار خانم رولینگ هنرمندانه بوده و هیچ ایرادی نیز ندارد. همانگونه که ذکر شد تالکین هم همین کار را کرده و داستانش را با نگاه به افسانه های گذشته نوشته است.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Gandalf Grayhem در 1384/7/28 0:01:48
ویرایش شده توسط Gandalf Grayhem در 1384/7/28 0:03:22
ویرایش شده توسط Gandalf Grayhem در 1384/7/28 0:03:22
Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy
between what is right and what is easy
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

مشخصه که این دو کتاب بهم هیچ ربطی ندارن . جز این که تعداد خیلی خیلی معدودی از شخصیت های اون ویژگی های مشترک دارن ( همون طور که دوستان اشاره کردن) اما توجه کنین که این ویژگی ها خیلی محدود هستند .
برای مثال همین دامبلدور و گندالف خاکستری (که خیلی ها در بیان شباهت ها نام این دو رو بردند) فقط از بعضی جنبه ها به هم شبات دارن . مثل ظاهر پیرمرد خردمند و جادوگری که از پس هر کاری بر میاد.
اما اگه کتاب ارباب حلقه ها رو خونده باشید ، می بینید که این دو شخصیت از نظر اخلاقی چندان شباهتی باهم ندارن. گندالف خیلی شخصیت خشک تری نسبت به دامبلدور داره. وقتی هم داخل دره افتاد تنها دلیلی که باعث شد ناراحت بشم این بود که گندالف کسی بود که بهتر از هر کس دیگه ای می تونست راهنمای فرودو و دوستانش باشه و فرودو کسی رو که می تونست بهش تکیه کنه از دست داد. در واقع چندان دلم به حال گندالف نسوخت ( بیش تر برای فرودو)
اما دامبلدور فردی مهربان و با گذشته . بر عکس گندالف زبان تیزی نداره. کسیه که حتی با دشمنانش هم با ملایمت بر خورد می کنه.
می شه گفت در بسیاری از موارد کودکانه برخورد می کنه . (شرط می بندم اگه گندالف به جای آلبوس بود برای رمز عبور دفترش یکی از اون جملات باستانی به زبان الفی یا یه زبان عجیب و غریب تر از اون رو انتخاب می کرد . اما البوس همیشه اسم خوراکی ها رو انتخاب می کنه ، مثلا تافی خامه ای)
از دامبل و گندالف سفید و خاکستری که بگذریم. در مورد تقلید رولینگ:
رولینگ هرگز از تالکین تقلید نمی کنه. چه در مورد داستان ، چه در مورد شخصیت ها. حتی در بعضی قسمت های کتابش با تالکین شوخی هم می کنه. مثلا در نوشته ی تالکین گندالف توسط یک *بالروگ* به دره سقوط می کنه . اما رولینگ درین باره چی نوشت؟ یادتون میاد؟ :
نویل از لونا پرسید " خور خط دیگه چیه؟!" *بالروگ =خورخط*
لونا :" روح آتشه. موجودی که چهار نعل می تازه و همه چیز رو نابود می کنه.."
می بینید؟ رولینگ موجودی رو که تالکین به عنوان یک موضوع جدیحطرناک نشون میده ، از زبان دختری بیان می کنه که همه بهش لونی و خل و چل می گن ، به این ترتیب بالروگِ تالکین رو موضوعی احمقانه و خنده آور مطرح می کنه.
این یعنی خلاقت در نویسندگی ، نه تقلید. رولینگ اگه تقلید کار بود ، می تونست از بالروگ به عنوان یکی از موجودات خطرناک جنگل ممنوع یاد کنه . اما این کارو نکرد.
موضوع و محیط داستان دو کتاب هم کاملا باهم فرق میکنن. ارباب حلقه ها داستانی حماسی داره . محیط داستانش هم تا چشم کار می کنه جنگل هاییه که فقط طرز قرار گرفتن درخت هاش با هم فرق دارن ...همین باعث می شه با این که کتاب طرح داستانی قوی و جذابی داره ، اما خواننده زود تر زمانی که باید خسته می شه. اما رولینگ با اینکه بیش تر داستانش در محیط های تکراری و مشخص اتفاق می افته ( مدرسه ، کلاس های درس، خانه ی دورسلی ها و ویزلی ها ) اما داستان جذابیت خودش رو حفظ می کنه ، به طوری که خواننده بی اختیار به خوندن کتاب ادامه میده.
..........................................................................
* اگه ولم کنین همین طوری تا چهل صفحه بررسی دو کتاب رو ادامه می دم! فقط یه کم ضایع ست ... فعلا تا همین جا داشته باشین . در آخر این رو اضافه و تاکید کنم که این کتاب ها مثل هم نیستن اما خیلی جای بحث داره
برای مثال همین دامبلدور و گندالف خاکستری (که خیلی ها در بیان شباهت ها نام این دو رو بردند) فقط از بعضی جنبه ها به هم شبات دارن . مثل ظاهر پیرمرد خردمند و جادوگری که از پس هر کاری بر میاد.
اما اگه کتاب ارباب حلقه ها رو خونده باشید ، می بینید که این دو شخصیت از نظر اخلاقی چندان شباهتی باهم ندارن. گندالف خیلی شخصیت خشک تری نسبت به دامبلدور داره. وقتی هم داخل دره افتاد تنها دلیلی که باعث شد ناراحت بشم این بود که گندالف کسی بود که بهتر از هر کس دیگه ای می تونست راهنمای فرودو و دوستانش باشه و فرودو کسی رو که می تونست بهش تکیه کنه از دست داد. در واقع چندان دلم به حال گندالف نسوخت ( بیش تر برای فرودو)
اما دامبلدور فردی مهربان و با گذشته . بر عکس گندالف زبان تیزی نداره. کسیه که حتی با دشمنانش هم با ملایمت بر خورد می کنه.
می شه گفت در بسیاری از موارد کودکانه برخورد می کنه . (شرط می بندم اگه گندالف به جای آلبوس بود برای رمز عبور دفترش یکی از اون جملات باستانی به زبان الفی یا یه زبان عجیب و غریب تر از اون رو انتخاب می کرد . اما البوس همیشه اسم خوراکی ها رو انتخاب می کنه ، مثلا تافی خامه ای)
از دامبل و گندالف سفید و خاکستری که بگذریم. در مورد تقلید رولینگ:
رولینگ هرگز از تالکین تقلید نمی کنه. چه در مورد داستان ، چه در مورد شخصیت ها. حتی در بعضی قسمت های کتابش با تالکین شوخی هم می کنه. مثلا در نوشته ی تالکین گندالف توسط یک *بالروگ* به دره سقوط می کنه . اما رولینگ درین باره چی نوشت؟ یادتون میاد؟ :
نویل از لونا پرسید " خور خط دیگه چیه؟!" *بالروگ =خورخط*
لونا :" روح آتشه. موجودی که چهار نعل می تازه و همه چیز رو نابود می کنه.."
می بینید؟ رولینگ موجودی رو که تالکین به عنوان یک موضوع جدیحطرناک نشون میده ، از زبان دختری بیان می کنه که همه بهش لونی و خل و چل می گن ، به این ترتیب بالروگِ تالکین رو موضوعی احمقانه و خنده آور مطرح می کنه.
این یعنی خلاقت در نویسندگی ، نه تقلید. رولینگ اگه تقلید کار بود ، می تونست از بالروگ به عنوان یکی از موجودات خطرناک جنگل ممنوع یاد کنه . اما این کارو نکرد.
موضوع و محیط داستان دو کتاب هم کاملا باهم فرق میکنن. ارباب حلقه ها داستانی حماسی داره . محیط داستانش هم تا چشم کار می کنه جنگل هاییه که فقط طرز قرار گرفتن درخت هاش با هم فرق دارن ...همین باعث می شه با این که کتاب طرح داستانی قوی و جذابی داره ، اما خواننده زود تر زمانی که باید خسته می شه. اما رولینگ با اینکه بیش تر داستانش در محیط های تکراری و مشخص اتفاق می افته ( مدرسه ، کلاس های درس، خانه ی دورسلی ها و ویزلی ها ) اما داستان جذابیت خودش رو حفظ می کنه ، به طوری که خواننده بی اختیار به خوندن کتاب ادامه میده.
..........................................................................
* اگه ولم کنین همین طوری تا چهل صفحه بررسی دو کتاب رو ادامه می دم! فقط یه کم ضایع ست ... فعلا تا همین جا داشته باشین . در آخر این رو اضافه و تاکید کنم که این کتاب ها مثل هم نیستن اما خیلی جای بحث داره
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Nur Liebe Und Die Richtigkeit!!
تنها برای عشق و عد
تنها برای عشق و عد
جزئیات کاربر

به نظر من اصلا اين دو تا داستان به هم شبيه نيستن چون هر دوتاي اونا داستاني متفاوت با شخصيتهايي كتملا متفاوت دارن.
البته ممكني بتونيم بعضي چيزهاي مشترك بين اونا پيدا كنيم ولي اين دليلي بر شباهت 80% اونها نداره و مربوط به شكل داستان ( تخيلي بودن آن ) است.
در مورد دابي و اسميكل هم بايد بگم اصلا مثل هم نيستن چون دابي شخصيتي تقريبا مثبت داره و براي اربابش هر كاري را ميكنه چون جن هاي خانگي خودشونو موظف به انجام دستورات اربابشون ميدونن ولي اسميكل شخصيتي منفي داره و در عين حال كه سعي ميكنه به دستورات اربابش عمل كنه از آنها سرپيچي هم ميكنه.
و در مورد هري و فرودو بايد بگم ممكنه فرودو بعضي وقتها خرابكاري ميكرد ولي هري تا به حال اين كار را نكرده.
دراكو و لگولاس هم اصلا شكل هم نيستن به نظر من لگولاس خيلي قيافش بهتر از دراكو هست.
البته ممكني بتونيم بعضي چيزهاي مشترك بين اونا پيدا كنيم ولي اين دليلي بر شباهت 80% اونها نداره و مربوط به شكل داستان ( تخيلي بودن آن ) است.
در مورد دابي و اسميكل هم بايد بگم اصلا مثل هم نيستن چون دابي شخصيتي تقريبا مثبت داره و براي اربابش هر كاري را ميكنه چون جن هاي خانگي خودشونو موظف به انجام دستورات اربابشون ميدونن ولي اسميكل شخصيتي منفي داره و در عين حال كه سعي ميكنه به دستورات اربابش عمل كنه از آنها سرپيچي هم ميكنه.
و در مورد هري و فرودو بايد بگم ممكنه فرودو بعضي وقتها خرابكاري ميكرد ولي هري تا به حال اين كار را نكرده.
دراكو و لگولاس هم اصلا شكل هم نيستن به نظر من لگولاس خيلي قيافش بهتر از دراكو هست.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
He is their friend 

جزئیات کاربر

نقل قول:
به هیچ وجه آخه اسمیکل کجاش به دابی می خوره که تو این دوتارو با هم مقایسه کردی همینطور لگولاس با دراکو (اقیافه شون هیچم شبیه هم نیست اگه هم شبیه باشه قیافه ی بازیگراشونه نه خودشون) سارون هم به هیچ وجه به ولدمورت شباهتی نداره فرق هری با فرودو هم اینکه هری خودش یه جادوگره ولی فرودو نه تازه فرودو نمی خواد خود سائورون رو نابود کنه می خواد حلقه رو نابود کنه ولی هری خود ولدمورت رو هم می خواد نبود کنه .تازه توی کتاب هری همه می تونن جادوگر شن ولی توی ارباب حلقه ها جادوگرها همه شون از نژاد خاصی هستن، درجه دارن ، تعدادشون خیلی محدوده و ...
.sepideh felton نوشته:
به نظر من خیلی به هم شبیه هستن النته از لحاظ شخصیت ها
اسمیکل= دابی
فرودو= هری ( که همه کارها رو خراب میکنه )
لگولاس= دراکو ( از لحاظ قیافه )
گاندولف = دامبلدور
سایرون = ولدمورت
و...
به هیچ وجه آخه اسمیکل کجاش به دابی می خوره که تو این دوتارو با هم مقایسه کردی همینطور لگولاس با دراکو (اقیافه شون هیچم شبیه هم نیست اگه هم شبیه باشه قیافه ی بازیگراشونه نه خودشون) سارون هم به هیچ وجه به ولدمورت شباهتی نداره فرق هری با فرودو هم اینکه هری خودش یه جادوگره ولی فرودو نه تازه فرودو نمی خواد خود سائورون رو نابود کنه می خواد حلقه رو نابود کنه ولی هری خود ولدمورت رو هم می خواد نبود کنه .تازه توی کتاب هری همه می تونن جادوگر شن ولی توی ارباب حلقه ها جادوگرها همه شون از نژاد خاصی هستن، درجه دارن ، تعدادشون خیلی محدوده و ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
من بالاخره سحر و جادو را از سر این بچه می اندازم....
:
:
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

یادمه خیلی مدت پیش که تازه کتاب سرزمین اشباح امده بود بحث سر این بود که کتابا خیلی شبیه هم هستن!
من بازم می گم مگه چندتا ایده به مخ می رسه؟ همه انسانیم و همیشه ممکنه چیزایی شبیه ای در کتابا پیدا بشه این باعث نمی شه من بگم این کتاب شبیه اینه یا نه! کتابایی که جادوگری هستن تقریبا تو مایه هایه هم هستن! پس بحث الکی نکنید من ده تا کتاب براتون پیدا می کنم که شباهت هایی با هری پاتر داره!
من بازم می گم مگه چندتا ایده به مخ می رسه؟ همه انسانیم و همیشه ممکنه چیزایی شبیه ای در کتابا پیدا بشه این باعث نمی شه من بگم این کتاب شبیه اینه یا نه! کتابایی که جادوگری هستن تقریبا تو مایه هایه هم هستن! پس بحث الکی نکنید من ده تا کتاب براتون پیدا می کنم که شباهت هایی با هری پاتر داره!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
اگه كتاب ارباب حلقه ها رو نخوندين بايد بگيم كه اونم كتابش با فيلمش خيلي فرق داره...كتابش يك اثر ادبي و حماسيه......مثل شاهنامه ما........
تو كتابش بعضي جاها كلمه هاي قلمبه داره كه اصلا نميفهمي....
هري پاتر يك رمان براي همه سنه.....اما ارباب حلقه ها رو من 2 بار خوندم بعضي جاهاش هيچي نفهميدم
پس لطف كنين الكي مقايسه نكنين
اصلا اين 2 تا هيچ ربطي ندارن به هم
تو كتابش بعضي جاها كلمه هاي قلمبه داره كه اصلا نميفهمي....
هري پاتر يك رمان براي همه سنه.....اما ارباب حلقه ها رو من 2 بار خوندم بعضي جاهاش هيچي نفهميدم
پس لطف كنين الكي مقايسه نكنين
اصلا اين 2 تا هيچ ربطي ندارن به هم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Life is an open road to me
جزئیات کاربر

خب به نظر من این دو کتاب اصلا قابل مقایسه با هم نیستن چون ارباب حلقه ها رو یک دکترای زبان آنگلو ساکسون نوشته و هری پاتر رو یک نویسنده معمولی .
هری پاتر یک دنیای مجازی در همین دنیا هستش و هیچ پیشینه ای نداره ولی ارباب حلقه ها یک دنیای کاملا جداگانه با پیشینه 3 هزار ساله هست و هر کدوم از مکانها و شخصیت ها برای خودشون تاریخ جداگانه ای دارن .
هری پاتر یک دنیای مجازی در همین دنیا هستش و هیچ پیشینه ای نداره ولی ارباب حلقه ها یک دنیای کاملا جداگانه با پیشینه 3 هزار ساله هست و هر کدوم از مکانها و شخصیت ها برای خودشون تاریخ جداگانه ای دارن .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
The Death Prophet is coming to U
Enemies of the heir beware
Enemies of the heir beware
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج