هري در حالي كه با آراامش از كنار ديوار به دختر موبلوندي كه واسه خودش نمايش اجرا ميكرد گوش ميداد جلوتر ميومد...!!(جو بگيريد...!! اهنگ پلنگ صورتي!!!!)
- آااااااااه! سرورم!
هري سرك ميكشه...لونا تعظيم كرده!!!
جلوي لونا چيزي سياه شبيه به يه انسان....ولي ساخته شده از دود ايستاده بود...و با اينحال...ميشد سوراخهاي بيني مارمانند و چشكمهاي سرخشو تشخيص داد...
-لـــــــــونــــــــــا!!!!!
هري ميپره جلو شبح ولدمورت!
هري: اي بوق! بي ناموس! تو به دختر مردم چيكار داري! اي...بوووووووووووووق!(تذكر: به دلايل بيناموسي سانسور شد) مگه اين شيشه شيرتو پيدا نكردم! مگه نزدم داغونت نكردم! مگه...اخ!

كله هري ميخوره تو كنتور برقي در همون حوالي!(حالا توچيكار داري از كجا اومده اخه..اومده ديگه!!)
ولدمورت:
در اين بين لونا به دلايلي به ولدمورت خيره شده!
هري: لونا؟
لونا:

هري: لونا! بيدار شو! ميخواد براي نه هزار و هفتصد و دويست و هشتادمين!!! بار هوركراكس درست كنه! لونا!
لونا: نيگا چه خوب ميرقصه!

ولدمورت:
هري بطرف ولدمورت برميگرده: خفيوس پيوزيوس! (چه ربطي داشت حالا!)
چهره ولدمورت اب ميره! دماغ دومتري جاي بيني ماري ولدمورت سبز ميشه...! موهاش در حالتي بس چرب!!! روي صورتش ميفته...گوشاش به درازي گوشاي جن خانگي ميشه...(براي افراد مبتلا به فقدان اي كيو: تبديل به پيوز ميشه!)
هري: ا....چه خوشگل شدي امشب...!
صحنه:ثابت-نگاه بوقي شكل: متمركز روي هري)
پيوز منفجر ميشه!
- تو....************ وقتي من دارم با لوني جون!!!! خلوت ميكنم تو چرا ميپري وسط؟ پاشدي برديش مهموني اسلاگي به همه نشونش دادي بس نبود؟ نه من ميخوام بدونم تو تو زندگيت هيچي نميفهمي؟؟؟؟
صحنه: اسلوموشن -- پاي هري در حال عقب رفتن!
هري به ارامي به عقب ميره...
صحنه سرعت ميگيره! هري بدو بدو از صحنه بيرون ميپره!
نتيجه اخلاقي: غيرت نداشته باشيد!!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



هری با غضب به پیوز چشم میدوزه: منظورت از دوربین چیه ؟

