واقعا دارم فرهنگ پستزنی بسیاری از این اعضا رو میبینم! چقدر پستهای سنگین و پرملاتی زدید همهتون!
چند مورد کاملا تکراری رو باید متذکر بشم: 1- پست پینگلیش ممنوعه. 2- پست الکی و محض شوخی و مسخرگی ممنوعه. 3- پست بدون ذکر شرح و دلیل ممنوعه. 4- چند پست پشت سر هم ممنوعه.
آخه من چند بار اینا رو باید هی تکرار کنم و شما هی گوش نکنید؟ این آخرین باره که در کل این فروم اخطار میدم! از این به بعد فقط پست پاک میکنم. بعدا نیاید بگید پستمونو چرا پاک کردی!
تام ریدل 1. یک بار دیگه ببینم به این شکل فرهنگ خودتو نشون دادی مطمئن باش کاری میکنم نتونی پاتو توی سایت بذاری! توهین به هیچ کس جایز نیست.
خیلی مشکوکه ولی هم می تونه زنده باشه هم مرده. چون اسنیپ از دامبلدور بدش میومد و خیلی جاها رولینگ به این اشاره کرده ولی از طرف دیگه اگه اسنیپ دامبلدورو کشته یعنی دامبلدور در مورد اسنیپ اشتباه فکر می کرده ولی آخه دامبلدور مگه اشتباهم می کنه؟
پس قول نشكستني چي ميشه ماموريت مالفوي اخر كار معلوم شد همون موقع يكي از مرگ خوارا گفت: لرد سياه اين ماموريت رو به مالفوي داده البته از يك ديد ميشه گفت ماموريت مالفوي فقط كشف راهي براي ورود مرگخوار ها به هاگوارتز بوده و گرنه اون چه احتياجي به ورود اونا داشتهIQ ما بيشتر از اين جواب نميده
ویلیام بردلی جان من چند وقته که توی این تاپیک نیومده بودم نمیدونستم جواب من رو دادی ولی خب با این وجود اشکالی نداره الان سعی میکنم جوابت رو بدم توی این مثالهایی که زدی من فقط بگم که دلیل گریه کردن فاکس این بوده که صاحبش دامبلدور مرده من فکر میکنم همین یک دلیل کافی باشه بقیه حرفات هم که چه طوری بگم ساخته و پرداخته ذهن خودت هستن و فعلا وجود خارجی ندارن و همون طور که تو این همه دلیل آوردی که بعدش دامبلدور زنده میمونه و یک چیزی رو شبیه خودش میکنه و دیگه اینکه با اسنیپ از طریق ذهنش رابطه برقرار میکنه توی کتاب به این موضوعها اشاره ای نشده منم میتونم از خودم هزارتا دلیل در بیارم که اینطوری نبوده اگر نظر من رو میخوای من دیگه هر چی به فکرم میرسیده اینجا نوشتم همون بهتره صبر کنیم تا کتاب هفتم در بیاد چون نه من حرف تو رو قبول دارم و نه تو حرف من رو قبول داری البته بالاخره مجبوری قبوول کنی دیگه خود رولینگ گفته بود که یکنفر توی کتاب میمیره دیگه اون یکنفرم دامبلدور بوده خدا رحمتش کنه
خب محض اطلاتون بگم شاید این اصلا ربطی نداشته باشه که طرف باید بمیره تا تابلوش به وجود بیاد بعد یعنی شما با این همه دلیل من انتظار دارید که من با یه دلیله نا معلومه شما راضی بشم؟
خب من یه دفعه هم قبلا گفتم بازم میگم دامبل سر دراکو رو گرم کرد تا بتونه با استفاده از ارتباط ذهنی اسنیپ رو خبر کنه به نظر شما دلیل گریه ی ققنوس چی بود؟؟ من که میگم دامبل ممکنه وقتی از برج پایین افتاده نمرده باشه و حتما مک گونگال و چند تن از اعضای محفل از این موضوع خبر داشتند و دامبل رو به یه جا دور از چشم اینو اون برده باشن و اسیبی که دیده بود رو به وسیله ی اشک ققنوس شفا دادند چون به جای اینکه بیشتر ناراحت و نگران مرگ دامبل باشند نگران صورت بیل بودند خب خودتونم میگین توانایی مبارزه کردن نداره اما ورد خواندن فرق داره خب پس می تونسته شئ رو به شکل خودش در بیره که بهجای اون خاک کنن اخه اگه واقعا مرده باشه تکلیف رهبری محفل و رازداری چی میشه اگه مرده باشه مسئله رازداری یه چیره هچل هفت میشه که و با عقل جور در نمیاد که مرده باشه تنها کسی که ولدمورت ازش می ترسید دامبل بود و فقط دامبل تمام اسرار مربوط به ولدمورتو میدونست پس در این صورت میدان برای ولدمورت خیلی وا شده و راحت می تونه محفل از هم بپاشه چون خدتون دیدید در این درگیری اخر چون دامبلدور وارد ماجرا نشد محفل در معرض شکست قرار گرفت پس اگه خود ولدمورتم حضور داشت دیگه چیزی از محفل باقی نمی موند
معلومه كه دامبلدور نمرده زيرا 1 قبل از اينكه اسنيپ بكشدش در چشماش نگاه مي كنه و ارعتباط ذهني با اون برقرار ميشه 2 وقتي طلسم مرگ به دامبلدر خورد دامبلدور پرتاب شد 3 شايد اگه كسي از ته قلب يه طلسم رو انجام نده شدتش كم بشه؟! شايد هم رولينگ اينا رو فقط براي اين گذاشته كه ما فكر كنيم دامبلدر زنده است در صورتي كه مرده
خب من در مورد اینکه چرا طلسم وقتی به دامبلدور برخورد کرد دامبلدور رفت هوا توضیحی ندارم یک سری نظر دارم ولی مطمئن نیستم ولی بازم فکر میکنم که طلسم همون آواداکدورا بوده و فوقشم اگر موقع برخورد طلسم نمرده وقتی از بالای برج سقوط کرده دیگه کارش تموم شده این موضوع هم اصلا فکر نکنم یک نقشه بوده از سوی دامبلدور و اسنیپ چون که نه دامبلدور از حمله خبر داشت و نه اسنیپ و دامبلدور هم در اون لحظه نمیتونسته اطمینان داشته باشه اسنیپ حتما اونجا میاد یعنی اصلا فکر نکنم این یک نقشه باشه علت اینکه اثر طلسمم از بین رفته یک دلیل منطقی میتونه داشته باشه و اونم اینه که چون دامبلدور کشته شد اثر طلسمشم بر روی هری از بین رفت خب منم حرفم رو از خودم در نیاوردم توی کتاب دامبلدور به هری میفهمونه که فقط از این طریق میتونه که بر جادوهای ولدمورت غلبه کنه وگرنه خود دامبلدور هم بدون کمک میتونه ولدمورت رو شکست بده و در ضمن ر.آ.ب نتونسته ولدمورت رو شکست بده اون فقط یکی از جاودانه سازهارو شایدم بیشتر نابود کرده ولی در پیشگویی گفته که فقط یکی میتونه اون یکی رو شکست بده و این شمال حال این قضیه ر.آوب نمیشه. حالا شاید ر.آ.ب به طور غیر مستقیم به هری کمک کرده باشه ولی این اصلا به نیروی عشق ربط نداره مسئله بعدی هم اینه که فقط هری پاتر که این نیرو رو نداره هر جادوگری که قلبش پاک باشه از این نیرو برخوردار هست به هر حال من درست منظور شما رو نمیفهمم برای همین هر چی که به نظرم رسید توضیح دادم نه اینکه توانایی ورد خوندن نداره توانایی مبارزه کردن رو نداره با سرعت مهارت هم همچین هری رو طلسم نکرد هری پشتش به دامبلدور بود و متوجه حرکت چوبدستی دامبلدور نشد وگرنه دامبلدور اگر اون موقع حالش خوب بود فکر میکنم در اون شب تمام مرگ خواران حاضر در هاگوارتز دستگیر میشدن همون طور که دامبلدور در سازمان اسرار تقریبا یک نفره تمام مرگخواران رو به غیر از یک نفر دستگیر کرد البته اونم دستگیر کرده بود ولدمورت نجاتش داد