جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] حمام عمومی هافلپاف

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 19 آذر 1384 14:00
نمایش جزئیات
آفلاین
از این به بعد رز زلر رزی و من رز نامیده میشم
.............................................................

همه : هنوز حوصه نداری
دامبدور :نه
رزی : ولش کنید قائم باشک حال نمی ده بیاین کلاغ پر بازی کنیم
همه :باشه
هلگا : خوب بیاین
کلاغ
همه پر
رزی
رز :پر
هلگا : ای بابا رز عجب ادمی هستیا
رز : خوب با چوب دستی می پره دیگه نمیپره
رزی : حالا ادامه بدین
دامبلدور:من اومدما
همه:برو بابا
دامبلدور : سدریک سک سک هلگا سک سک هلن سک سکرزی سک سک ا رز کو؟
رز :سکسک همه ازاد
همه:
دامبلدور : بچه تو چرا همیشه برای من دردسر درست می کنی از دستت خسته شدم ولم کنبخدا غلط کردم بهت توهین کردم ولم کن
رز:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=0000FF]توی آسمون دنیاهر کسی ستاره داره .?
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 19 آذر 1384 09:16
نمایش جزئیات
آفلاین
سوزان :‌خوب من نوارم پيداشد بزارم ؟
دامبل:‌ببخشين ضبط همراهتونه؟
سوزان:‌اي واي اين كه سي دي منه
هپزيبا:‌مگه كسي گفت مال منه خوب معلومه مال توئه
رز:‌خوب حالا كي بلده نوار بزاره تو سي دي من
شاهزاده :‌بچه ها ميگم خوب نيست تا خواننده بزرگي اينجاست ما سي دي گوش كنيم ها
هلكا:‌پس چي كار كنيم ؟
شاهزاده :‌قايم موشك
تريسي:خوب حالا كي چشم بزاره
هلكا:‌سدريك چطوره
سدريك :‌من چند بار بزارم هپزيبا چشم بزاره خوب
هپزيبا :‌نه عزيزان بنده يكم اين چشم درونم اذيت ميشه خواهشا من رو عفو بفرماييد اما حالا كه خيلي التماس مي كنيد باشه اما بايد قبلش به كپي رايت از سدريك چند تا مسئله رو روشن كنم
همه
خوب اول از همه
هپزيبا يه كاغذ پوستي از غيب ظاهر مي كنه و شروع مي كنه به خوندن
يك عدد گوجه فرنگي سه عدد تخم مرغ نمك و فلفل به مقدار لازم
رز: اينها كه دستور آشپزيه
هپزيبا :‌اي واي خداي من اشتباه شد ببخشين
هپزيبا يه كاغذ ديگه ظاهر مي كنه و مي خونه
يك :‌تمامي كساني كه قرار است قايم شوند بايد قسمتي از بدنشان پيدا باشد (فكر نكنين براي اينكه كار بنده راحت شود ها
دو:‌همه در يك جا قايم شوند تا كار جوينده راحت باشد (ترجيحا پشت سر من )هوم
سه :‌هيچي گذاشتم سه تا كامل شه
چهار :‌از كساني كه چايي شيرين بازي از خودشان در كنند و جاي بقيه را لو دهند بعد ها پذيرايي خواهد شد
پنج:‌قانون ندارم پفك بدم ؟
شش:‌هوم در صورت لزوم با كساني كه جاي سخت قايم شوند برخورد خواهد شد زيرا سر كار گذاشتن يك دوشيزه متشخص گناه بزرگي است براي كسب اطلاعات بيشتر به رساله ي توضيح المسائل مرلين آفتابه زاده مراجعه كنيد)ها
هفت :‌هيچي الكي گذاشتم هفت خوان كامل شه
بر و بچ

رز:‌خوب پس هوم م م مي گم ها يكي ديگه چشم بزاره بهتره نه ؟؟
شاهزاده :‌من بگم كي چشم بزاره
سدريك :‌كي بزاره ؟
شاهزاده :‌هر كي داوطلب شد چشم بزاره
شاهزاده : آنجل تو باز شروع كردي از اين تيكه ها انداختي به جون من ؟
دامبلدور:‌خوب داوطلب بودن يا نبودن مسأله اين است
هپزيبا :‌هوم بله ممنونم از دامبلدور كه داوطلب شد بر و بچ قايم شين زودي
دامبلدور:‌اه كوشين من حالا از كجا شما رو پيدا كنم يهو نيست شدين كه
دامبلدور كمي دور و ور حموم رو مي گرده بعد مي ره مي شينه وسط حموم شروع مي كنه به پفك خوردن (از كجا اومد منم نمي دونم )و بدون هيچ نگراني آواز مي خونه
هاها ها هو هو (وزن و قافيت كجا رفته پسر؟)؟
صداي هلكا:‌آهاي دامبلي كجايي چرا نمي ياي دنبالمون
دامبلدور : من جام خوبه حوصله ندارم هر وقت حوصلم اومد سر جاش ميام دنبالتون تا اون موقع تكون نخورين ها
برو بچ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پنهان شده ام

پشت ابر چشمهايم...

باران در اتاق من است...

خالي هاي اتاقم را

از تصوير زنده ي نامش پر مي كن
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: جمعه 18 آذر 1384 09:49
نمایش جزئیات
آفلاین
وبلی: جون مادرتون بسه . من گناه دارم شما چرا جنبه ندارین
هیزیپا: بابا اصلا من می گم شعر مهر بی خی خی بیاین نوار بزاریم کی نوار اورد
سوزان:من من اوردم فقط کجاست ؟ کی برداشته ها ها ها ؟
هلگا تو گوش رز میگه :
من میدونم کی برداشته !
رز : همه گوش کنید هلگا میدونه کی برداشته !!
هلگا :
رز : من فکر کنم گند زدم من می رم بای
هلگا :واسا بینم اینطوریاس اقا رز برداشته حاا می خواد بره
رز : من من ای خدا من نه
وبلی : رز بیا می خوام ببرمت به پاسگاه بیا بیا !!!
رز :نه نه نه ....
هلگا: حالت جا اومد وایسا بابا شوخی کردم
رز :
سدریک : بابا من یه دونه دیگه از اون نوارا دارم حالا می رم بیارمش
رز :هلگا اگه به مامان نگفتم یه اشی برات نپختم خیلی بدی
هلگا : مامان نه نگو جون من نگو هن کجاست
رز داد می زنه : نکنه هلن دزدیدتش
هلگا :منم می خواستم همین رو بگم
همه :
رز : نه نه هلن نه هلن دزد نیست
همه به در خیره شدن هلن داشتمی رفت بیرون
رز: یه لحظه واسا
دومبل: من برم بگردمش
رز : یه چیزی بهت می گما !!!
دومبل:
هلگا : من میرم
سدریک وارد شد
سوزان : ا ا ا این که نوار منه اون نشونه هم روش هست
رز میزنه زیرگریه !!!!
هیزیبا : تو چرا گریه می کنی ....
رز: من من اخه به خواهرم تهمت زدم
هیزیپا: هووووووووو
سدریک:رابطه زیبای خواهرانه
سوزان : تودزدی ......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=0000FF]توی آسمون دنیاهر کسی ستاره داره .?
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: پنجشنبه 17 آذر 1384 19:52
نمایش جزئیات
آفلاین
من: همون شعر قدیمی!!!
دامبول: راست می گی. حالا 1 2 3
دیگه دوستم نداری دیگه دوستم نداری تو می خوای باز منو تنهام بذاری
هلگا: این که خیلی قدیمیه. ویگولنزج منصوب به بیگانه می باشه.
رز: خب پس چی بخونیم.
هپزیا: من یه فکر خوب دارم:
Every nights in my dreams I C U I feel U......
همه:
یهو ولدی از راه می رسه:
ولدی: خب اگه نمی دونین چی بخونین بذارین من بخونم:ای ساحل آرامشم... سوی تو پر می کشم... از دوریت در آتشم... در آتشم یارا..........
دومبول: نه بابا اصلاً ولش کن.موسیقی هم خز شد.
ولدی: هااااااااا... خودت خز شدی
دومبول: به من می گی خز
ولدی: ها نه پس به تو می گم خز (قهقهه های شیطانی)
دومبول: پس اینو وگیر
ولدی: آخ
تریسی: آخ جون دعوا..... وَپِر....آآآآآآآ
در این هنگام خدای خدایان حضرت ویلیام ادوارد تشریف فرما می شوند
ویلی: ها؟؟؟ ای جا چه خبره؟؟؟ زد و خورد اونم تو منطقه استحفاضی من(منظور کلّ وب می باشد)
ولدی و دومبول با هم: Stop خب ما تصمیم گرفتیم که دیگه با هم دعوا نکنیم شما هم موافقین؟
همه:بعله
دومبول: پس 1 2 3 وَپِر
ویلی : آی واخ آخ اوه غلط کردم [sensored] خوردمآآآآآآآآآآآی ی ی ی ی ی ی


افتظاح,هيچ اميدي نيست.از من ميشنوي همين الان برو خودتو تسليم وبمسترا بكن تا حذف شناست كنن,حيف كه دسترسي ندارم به رز گفتم اميدي هست به تو ميگم هيچ اميدي نيست(شوخي بود)ولي جدا بايد خيلي كار كني.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1384/9/19 10:39:02
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: پنجشنبه 17 آذر 1384 17:07
نمایش جزئیات
آفلاین
دامبل : ب ب ب اقا من دلم درد می کنه باید برم الان میام .
هلگا :حالا تا دامی جون بیاد کی میاد بخونه ؟
هالف:من می تونم بخونم اما نه از این اهنگای درپیت از اون اهنگهای قدیمی .
رز :باشه باشه بخون اما نه غمگین!!!
هالف:باشه
هلگا : 1...2... برو
هالف: مرا ببوس مرا ببوس برای اخرین بار...
رز :هووووو این اهنگ خیلی شاده یه ذره غمگین تر
هالف :من غیر از این هیچی بلد نیستم من نمی خونم من می رقصم .
هیزیبا:من از همون اول گفتم من میخونم حالا بگو : تو می گی سلام... دستا بالا بالا بالا بالا
همه:
سوزان: دامبل اومد
دامبل خوب قرار بود من چی بخونم ...

راستش نميدونم چندمين پستت بود ولي خب زياد جالب نبود يعني بايد بيشتر روش فكر ميكردي ولي خب همه ي ما هم از يه همچين پستهايي شروع كرديم پس نااميد نشو و ادامه بده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1384/9/19 10:33:54
[b][size=medium][color=0000FF]توی آسمون دنیاهر کسی ستاره داره .?
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 16 آذر 1384 19:36
نمایش جزئیات
آفلاین
شترق در با صداي فجيعي باز مي شه ... و يه غريبه مي ياد تو ...
_"به جرم استفاده غير قانوني از حموم شما رو به پرداخت جريمه ي... "
سوزان رساله توضيح المسائل گيلدي رو مي گيره جلو دماغ اون ...
هلگا : "تو اين سايت كه ازادي ديني ... سدريك ... سنگ پام !‌"
سدريك :" ببين حرف سياسي زدي ...حالا بكش... "
هپزيبا :" مننم بي سنگ پا شده ! "
رز : "سنگ پاي منم نيست ! ... "
دامبل :" خب كه چي ؟‌"
هلگا :"كسي سنگ پاي منو نديده ؟ سنگ پاي قزوين بود ... "
رز :" من سنگ پامو مي خوام ... "
سوزان (تريپ فراصوت ):" سنگ پاي منم نيست ! اگه پيدا كنم اونيو كه سنگ پامو برداشته !"
رز :" رو كه نيست ... سنگ پاي قزوينه ... "
سوزان :" كي با تو بود ؟ "
دامبل : "مواش ! اينا چرا اين طوريند ؟ "
غريبهه :" بالاخره من چي كار كنم ؟ "
سدريك :" بگرد سنگ پاي منم گم شده ! "
هالف : "تو ام ؟‌"
سدريك :" كادوي تولدم بود... قزويني اصل... "
هالف :" به من مي گي قزويني ؟‌"
غريبهه : " منم سنگ پا م نيست ... "
هپزيبا : " از اونجا كه سنگ پاي من تا همين دو دقيقه پيش كنارم ... "
دامبل :" من اصلا نمي فهمم شما چرا سنگ پا مي ياريد حموم ؟ "
هلگا :" اگه نياريم پس سر گم شدن چي جيغ ويغ كنيم ؟‌"
در همين وقت يه صدايي تق همه رو ساكت مي كنه ... همه به غريبه نگاه مي كنند كه يه سنگ پا از توي رداش افتاده پايين ...
غريبهه:"من... "
دامبل :"خداوند جوانان معصوم حكومت گيلدي را از دزدي دور بدارد ... "
سوزان :"رو كه نيست سنگ پاي قزوينه ... "
............................
ادامه دارد
...................
ديگه نمي دونستم دنباله نمايشنامه هلگا رو چي بنويسم.اين اولين نمايشنم بود اگه بد شد ببخشيد .

خوبه!واسه اولين نمايشنامه واقعا عالي بود!...هر چي بگم كم گفتم!...اگر واقعا اولين نمايشنامت بود كه فوق العاده بود!
ميتونم بگم كه اولين نفري هستي كه تويه اولين نمايشنامش اينقدر زيبا مينويسه!اميدوارم اگر فعال باشي البته بعدا اسمت رو به عنوان بهترين رول نويس سايت ببينم!....يك استعداد جديد!البته بديش ابن بود كه هيچ ربطي به پست هلگا نداشت و از بقيه خواهش ميكنم پست هلگا رو ادامه بدن و البته يه جورايي اين علامت هاي"" زياد بود و حوصله آدم رو سر ميبرد و به نظرم طرز نوشتنت رو عوض كني واقعا زيبا ميشه!
در كل اگر تويه سايت فعاليت بكني شرط ميبندم به زودي يكي از بهترين نمايشنامه نويسان سايت بشي!

دامبلدور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/9/17 4:00:28
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 16 آذر 1384 12:30
نمایش جزئیات
آفلاین
هلگا:اه..جون من بيخيال شين ديگه..هي سوك سوك..سوك سوك!
شاهزاده:شما فكر بهتري داري؟
هلگا:اصلا به من چه...دامبل معلم ماگل شناسي..اون بايد بگه ما چي بگيم!
بروبچز:ها..راست وگوئه!
شاهزاده:دامبل بايد برقصه..از حاجيم نترسه...دامبل بايد برقصه از حاجيم نترسه..ا...خب مگه چي گفتم دامبل جان ا..
دامبل:حالا نشونت مي دم
هلگا :ها...همچي حرف بديم نزديا..كي سي دي منش رو با خودش آورده؟!
سوزان:من توي خوابگاهم دارم!برم بيارم؟
هپزيبا و هلگا و شاهزاده:
دامبل:اصلا به من چه؟!اين همه دختر ريختن اينجا اونوقت من بايد برقصم؟!
سدريك:خب دخترام مي رقصن!
رز:گفته باشما...من بدون شال عربي نمي رقصم!
هلگا:خب تو بندري برقص!
هپزيبا:آقا من بخونم؟صدام خوبه ها!
هلگا:خودم اول پيشنهاد دادم..خودمم مي خونم!
سدريك:صداي من از عنفوان كودكي خوب بودا!حالا بگم!
سوزان:من اومدم!
شاهزاده:ايول..حالا شروع كنيم؟
هلگا:اول كنسرت زنده يا اول سي دي بزاريم؟!
دامبل:من كه مي گم سي دي رو بي خي خي..خودمون مي خونيم!
سوزان:پس من بيكار بودم اين همه راه رفتم؟!
سدريك:نه عزيزم سي ديم ميزاريم!
سوزان:باشه پس اشكالي نداره!
سدريك:سوزان :bigkiss:
سوزان:سدريك :bigkiss:
دامبل:هوووووووي..چيكار مي كنين؟!
هلگا:دامبل ولشون كن..دارن با نگاهشون واسه هم احساس در ميكنن!
هپزيبا:چقدر رومنتيك!
رز:نمي دونستم اينجا از كارام داريم!
دامبل:پس چي فكر كردي!
شاهزاده:حالا بيا بالا وسط رو خالي نذار.. كي مي گه بده مادر شوهر؟..
سوزان:واستا ببينم..من آماده نبودم!
دامبل:پس از اول...منم گيتار در وكنم!
شاهزاده:پس "كي مي گه بده مادر شوهر"رو بزن!
دامبل:اوكي!
هلگا:1..2..

آها!...همينو ميخواستم!....يك داستان جديد ساختن!....آفرين!
پستت قشنگ بود و واقعا زيبا.ولي بازم ميتونستي تيكه هاي ظريف توش بگذاري.در كل من پيشنهادم اينه كه يه چند نفر معروف رو هم به حموم وارد كنيم.مثل حاجي و گيليدي و اينا.به هر حال پستت واقعا زيبنده حموم بود و من ايرادي جز اينكه بعضي اصطلاحاتش تكراري بود نميتونم ازش بگير.
البته اين دفعه شكلك هم زياد زده بودي كه زياد البته مهم نيست.چون خود پستت قشنگ بود!
البته غلظت خاله بازيشم زياد بود!
دامبلدور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/9/17 3:57:23
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 آذر 1384 23:29
نمایش جزئیات
آفلاین
من: حرفای سیاسی وزنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رز: نه این سیاسی نیست اجتماعیه
در این هنگام حاجی وارد می شود...
یالّا همه بیرون رز، هپزیا، هلگا لباساتون کو؟؟؟ خجالت نمی کشین جلوی نامحرم
رز: نا محرم کجا بید؟ هم گروهی مون بیدن
حاجی: طبق رساله ی توضیح المسائل مرلین آفتابه زاده هم گروهی جز محارم محسوب نمی شه.
هپزیا: خب به ما چه ربطی داره ما مرجعمون گیلدیه
حاجی : خب این شد یه چیزی... پس من رفتم
من : نه نرو .بیا ایده بده به جای سوک سوک چی بگیم؟
حاجی: ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بذار فکر کنم...........

ها!...اين يكي از قبليه بهتر بود ولي بازم نسبت به قبلنا افتضاح بود!...به هر حال اون تيكه مرجعمون گيليديه واقعا قشنگ بود!
در كل بازم پستت كوتاه بود و يه كم مسائل حاشيه ايش زياد!....يه داستان جديد در داستان الان بساز....يه خط داستاني زيبا...حتما كه نبايد به حاشيه ي داستان بپردازي!

دامبلدور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/9/16 2:38:03
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 آذر 1384 10:05
نمایش جزئیات
آفلاین
در همین هنگام رز هافلپاف وارد شد :
دارین چی کار می کنین ها؟ها؟ها؟
هلگا :داریم قائم باشک بازی می کنیم تو هم بیا .
رز ه *: من من باشه حتما خوب کی چشم می زاره .
half...: من من.
هگا: به نظر تو بجای سوک سوک چی بگیم؟
رز*:ساک ساک (خوب بید)
------------------------------------------------
ببخشید من اولین نمایش نامه ام بود دیگه ببخشید!!
رز* یعنی رز هافلپاف

هوووم!...خب رز جان!...واسه اولين نمايشنامه خوب بود!....يه چند تا نصيحت براي شروع نمايشنامه نويسيت بكنم!:1-سعي كن قشنگ فكر كني!....2-سعي كن هميشه داستان بسازي واسه خودت و سعي نكني به مسائل حاشيه اي داستان مربوطه وارد بشي و سعي كني داستاني در داستان مربوطه بسازي.البته نه اونطوري كه خيلي پيچيدش كنه....3-سعي كن نمايشنامه هاي بلندتري بزني....4- و مهمترين چيز اينه كه در قسمت رول پليينگ سايت بشيني نمايشنامه هاي اعضاي خوب سايت رو بخوني!......مثلا برو پستهاي لرد ولدمورت سايت رو در حال حاضر بشين بخون...خيلي چيزا ياد ميگيري....سعي كن مثلا مثل اون بنويسي البته كار سختيه ولي با مشقت زياد ممكنه!

دامبلدور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/9/16 2:37:49
[b][size=medium][color=0000FF]توی آسمون دنیاهر کسی ستاره داره .?
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 14 آذر 1384 21:23
نمایش جزئیات
آفلاین
من: حالا اشکال نداره، شوخی بود . من اوّل چشم می زارم ته استخر شما برید قایم شید هرکی تونست خودشو برسونه ته استخر و بگه ...اِم م م م م .... کسی ایده نداره
رز: بگیم سوک سوک
زاخی : نه سوک سوک واسه ماگل هاست.
هپزیا : خب پس چی بگیم؟؟؟ ها؟ ها؟ ها؟
هلگا : نمی دونم.یکی بیاد ایده بده

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
خارج از متن:
یکی بیاد به من بگه تو این مدّتی که نبودم چی به چی شده.به خدا گناه دارم

شاهزاده جان!....كلا قبلنا بهتر مينوشتي!...اين جوري كه نوشتي يه كم مثل تازه كاراست!...بابا يه كم مثل قبل بنويس!!!

دامبلدور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/9/16 2:31:15
تصویر تغییر اندازه داده شده