سیریوس:چرا اهمیت داره چون تو باید زنده بمانی تاولدمورت رو بکشی این همون پیشگوییه که انجام شده هری بدون با هرچی بازی کنی با تقدیر نمی تونی.حالا اینا اهمیت نداره منو و دامبلدور سر اونا رو گرم می کنیم تو هم سریع فرار کن و برو.
ناگهان ولدمورت در میان مرگخوارها ظاهر می شود
همه ی افراد درون صحنه نبرد رو كردند به ولدمورت و دامبلدور .
دامبلدور: بالاخره اومدي تام!!من فکر کردم که شجاعتتو از دست دادی!!!
ولد مورت: تا زماني كه تو نمیری من راحت نميشينم.
الانم برای همین دلیل اینجا اومدم.
دامبلدور: از بچگيتم همينطور بودي و هیچ وقت هم موفق نبودی.
ولدمورت: خفه شو تو هنوز قدرت کامل من رو ندیدی.
در اين هنگام ولد مورت چوب دستی شو بلند میکنه و سيلي از نفرين هاي مختلف را به سوی دامبلدور می فرستد ولی دامبلدور در کمال آرامش همه آن ها را دفع می کند
هری هنوز مطمئن نبود چه كار بايد بكند اگه تو پیش گویی کشتن ولدمورت توسط او اومده بود پس اين مبارزه فقط بین او و ولد مورت بود.
در اين لحظه هری تصمیم گرفت تا با كمك روح سیریوس سراغ دراكو مالفوي برود. دراکو برای جبران کارهای دامبلدور با سفیدا همکاری خواهد کرد ولی ناگهان یک طلسم نابخشودنی از کنار هری رد شد و به دراکو خورد که تازه وارد ماجرای این جنگ صلح ناپذیر شده بود و او تازه به محفل ققنوس پیوسته بود تا به وظایفی که بر عهده اش گذارده شده بود را انجام دهد. دراکو به خودش پیچید و از درد ناله ميكرد. صورتش سرخ شده و از دهانش خون
آنلاینها
20 کاربر(ها) آنلاین هستند (15 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17
مهمانان
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
داستان های پنــچ کلمه ای!
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
Re: داستان های سه کلمه ای!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
