×
آنلاینها
13 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
2
اعضا
×
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
×
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
هلنا
مرسی از کامنتت
آره یهویی قر و قاطی شدن و از توش اون سانتوره (گورخره) دراومد
مرسی از کامنتت
آره یهویی قر و قاطی شدن و از توش اون سانتوره (گورخره) دراومد
2
افرادی که لایک کردند
هلنا ریونکلاو
چهارشنبه 16 اردیبهشت 1405 18:00
روونایا این پرانتز باز و بستهها چی بود اون وسط.
یعنی ریونکلاوی بودنت در این توضیحات علمی میدرخشید. 
از بابای روشنفکر لولا بسیار خوشم اومد. زیادی از زمانهی خودش جلو بوده.
در نهایت مشتاقم بدونم ماجرای غول جادوگر به کجا میرسه.
یعنی ریونکلاوی بودنت در این توضیحات علمی میدرخشید. 
از بابای روشنفکر لولا بسیار خوشم اومد. زیادی از زمانهی خودش جلو بوده.

در نهایت مشتاقم بدونم ماجرای غول جادوگر به کجا میرسه.
2
هلنا چقدر ذوق کردم از خوندن کامنتت.
خیلی ممنونم ازت. ادامه ماجرای غول جادوگر و باباش و پرانتز باز و بسته هارو
حتما در آینده متوجه خواهیم شد.
خیلی ممنونم ازت. ادامه ماجرای غول جادوگر و باباش و پرانتز باز و بسته هارو
حتما در آینده متوجه خواهیم شد.
1
افرادی که لایک کردند
نتیجه میگریم هنوز بعضی از اشرف مخلوقات از غولهای بیابونی هم عقب ترن که تا دخترکشون به سن حساب کتاب کردن دودوتا چهارتا میرسه میگن دختر درس میخواد چیکار، شوعرش بدین بره سر خونه زندگیش. هرچی زودتر هم مزدوج بشن بهتره. الکی خرج یونی هم میمونه تو جیبمون.
پدر لولا در مقابل اشرف مخلوقات:
پدر لولا در مقابل اشرف مخلوقات:
1
افرادی که لایک کردند
هلنا ریونکلاو
یکشنبه 13 اردیبهشت 1405 20:22
وای خیلی پست سرگرمکننده و بانمکی بود. هرچی بگم کم گفتم. غول بودن مامان هاگرید خوب سوژهساز شده.
2
افرادی که لایک کردند
هلنا ریونکلاو
شنبه 12 اردیبهشت 1405 18:15
واو پس این گوی زرین آواتار بردلی از اینجا اومده. چه دوستی طولانیمدتی!
با همدیگه حرف هم میزنین دیگه؟
با همدیگه حرف هم میزنین دیگه؟
2
افرادی که لایک کردند
زدی تو خال هلنا! چه قشنگ نکته شو گرفتی. دوستی طولانی مدت زیبا. و بله حرف هم میزنیم. هر روز.
2
افرادی که لایک کردند
احتمالا گوی زرینه از دست چند تا جادوگر نابلد در رفته بوده پناه اورده بوده به اغوش نوزادیت
1
افرادی که لایک کردند
دیگه مجال پرداختن بهش نبود. در همین حد کافی بود تا برسیم به شخصیت های بعدی. وگرنه اگه میخواستم بیشتر بهش بپردازم چیزی که احتمالا در ذهنم میومد این بود که گوی زرین هم مثل چوبدستی جادویی، خودش دوستشو انتخاب میکنه. یعنی یه ارتباطی با بردلی داشته ناخوداگاه. و اتفاقا خیلی هم چابک و تیز و فِرز بوده. از یه مسابقه کوییدیچ که سه روز قبل برگزار شده بوده گریخته بوده و هنوز جستجوگرهای حرفه ای اون بازی نتونسته بودن بگیرنش تا بالاخره میرسه به بردلی.
1
افرادی که لایک کردند
لیلی لونا پاتر
شنبه 12 اردیبهشت 1405 23:24
پس فکر کنم به معنی واقعی کلمه بردلی از تو قنداق با اسنیچ بزرگ شده
1
افرادی که لایک کردند
گروگان استامپ
یکشنبه 13 اردیبهشت 1405 12:06
درخواست دارم پست بعدی پروفسور بالتازار رو معرفی کنی.
0
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
لیلی
آره درسته.
جزو شخصیت پردازیشه
استامپ
شرمنده م. الان کلیات شخصیت هاگرید تو ذهنمه و میخوام بنویسمش. بعد از هاگرید هم باید مکملش، لولا رو بگم. اما بعد از لولا، چشم. میریم سراغ بالتازار
آره درسته.
جزو شخصیت پردازیشهاستامپ
شرمنده م. الان کلیات شخصیت هاگرید تو ذهنمه و میخوام بنویسمش. بعد از هاگرید هم باید مکملش، لولا رو بگم. اما بعد از لولا، چشم. میریم سراغ بالتازار
1
افرادی که لایک کردند
و درحالی که همزمان با اون لحظه، در جای دیگری که هاگوارتز نام داشت و تیم ریونکلاو با سختی مشقتی درحالی که از تیم حریف عقب بودند مشغول ویراژ با نیمبوسهاشون بودند ناگهان صدایی به هول و قوه مرلین از اسمان پخش شد و گفت: 100 point for ravenclaw!
و اینگونه شده که بازیکنان تیم حریف با شعار تلقب تلقب! به داور مسابقه و بازیکنان از همجا بیخبر ریونکلاوی یورش بردند و گردوخاکی دیگر در آن سوی جهان هستی به وقوع پیوست.
و اینگونه شده که بازیکنان تیم حریف با شعار تلقب تلقب! به داور مسابقه و بازیکنان از همجا بیخبر ریونکلاوی یورش بردند و گردوخاکی دیگر در آن سوی جهان هستی به وقوع پیوست.
0
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
جغددانی
خروج
) رفت استقبالش آوردش هاگوارتز. لولا در هاگوارتز گروهبندی شد و افتاد گریفیندور. عین هاگرید. طبیعتا غول ها کله خر هستن و شجاع، پس تعجبی نداره این قضیه.












)

، اِسپانسِر زایمان هاگرید شده بودن، مادام پامفری که از طرف هاگوارتز اونجا حاضر بود سریع دکتر پرستارهارو دوا درمان کرد و خوب شدن. 



... میعو میعـــــو کردن... هاپ هاپ کردن! ... ولی هیچکدوم جواب نداد.
در نهایت سر و کله پرستار پیدا شد و به بابای بردلی گفت:
و گرد و خاک همه جا رو گرفت... در این اثنی، ناگهان از پنجره باز اتاق، یک گوی زرین زیبا در حالی که به سرعت تمام پرواز میکرد و ویراژ میداد اومد تو. 

ولی فکر کن سانتور با اون ابهت بشه گورخر...