هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: بهترین ایده و زننده تاپیک
پیام زده شده در: ۷:۴۵ جمعه ۱ دی ۱۳۹۱
#21
تاپیک ما میمیریم خوب بود ولی این تاپیک هورکراکسی بود که نا آگاهانه ساخته شد
یعنی خود زننده تاپیک چیز خاصی ننوشته بود و پست های بعدی به خصوص مال مورفین گافنت خوب بودن و تاپیکو هدایت کردن.
ولی سوژه خوبی بود و نشون میده یه خط اشاره هم برای خط دادن به بقیه کافیه



Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


پاسخ به: ما میمیریم؟!
پیام زده شده در: ۹:۴۸ چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۱
#22
مشکل من با این مردن از قرار زیره:

1- چون بنده سابق بر این پسر برگزیده و به قول اون ور آبیای آب زیر کاهیا chosen one و یکه و تنها و مثال زدنی بودم اگه این یکی یه دونه دردونه شما بمیره یه برگزیده دیگه از کجا پیدا میکنید البته یعنی منظورم اینه که میکنند. (منظور زنده های ماجراست) )من در این خصوص خیلی عذاب بیشتری میکشم از مرگ خودم. به عبارتی حسابی دامبلی گونه اصلا به فکر نبودن خودم نیستم بلکه به فکر بودن سایرین بدون من هستم. مطمان هستم عذاب زنده بودن شما بی من از بودنتان بیشتر است. پس افتخار دارید با من بمیرید تا اینکه با عذاب بی من بودن با هم زنده باشید.

2- چرا مکه و معبد سلیمان و اینا مگه این هاگوارتز خودمون چش بود چرا لوکیشن عوض میکنید. من کلی تمرین کرده بودم.


من نمیدانم که چرا میگویند در حال رسیدن به پایان دنیاییم. ما میمیریم ...
و چرا در هیچ جا از زنده ماندن پسر همیشه زنده حرفی نیست ...
آخه جون من هاگوارتز چه بدی داشت که آن را به دو زار برج شیطان فروختید ...
مقبره دامبلدور چه کم از معبد هیکل دارد ....
دامبولی از برج پرید ...
اسنیپ مکثی کرد ...
هری عینکی که به چشمش داشت به تاریکی ولدی بخشید ...
چوب جادویی چرخاند و گفت ...
من گریفیندوریم ...
دشمنم اسنیپ است ...
هاگوارتز خانه من ....
من حال شما را یکی یکی میگیرم....
من پیرو دامبولی، سر سپرده جینی هستم ...
من آمده ام تا زنده بمانم ...
تا کور شود هر آنکه نتواند دید...
من از تمام مرگ ها رسته ام ...
من موجودی وارسته ام ...
شما بگویید چی چی باید بخورد هر کس که از مرگ من حرفی بزند ....
روزی خواهم آمد بعد از 21 دسامبر 2012...
به همین فروم ...
همین جا ...
سر کوچه وایستا تا بیام ...
به کوری چشم شماها ...
دوباره جولان خواهم داد ...
پسر باید خود برگزیده ... پسر باید خود هری پاتر باشد ....







ویرایش شده توسط هری پاتر در تاریخ ۱۳۹۱/۹/۲۲ ۹:۵۷:۰۰

Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۸:۳۰ سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۱
#23
این مشکل اینه که شما در صفحه پست های کاربران شماره صفحه رو فقط از سال 2011 به اینطرف دارید.

به دلیل اینکه شمارش همه پست ها از اول تاسیس سایت خیلی رم از سرور مصرف میکرد و باعث مشکل میشد الان فقط پست های از اول سال 2011 به اینطرف رو میشمره و صفحه بندی میکنه برای دیدن پست های قدیمیتر باید خودتون دستی شماره صفحه بدید.
مثلا برای پست های یوزر 1
صفحه 29: (تو هر صفحه 10 پست هست و در اون ضرب میشه)

http://www.jadoogaran.org/modules/new ... wpost.php?uid=1&start=290

صفحه 299:
http://www.jadoogaran.org/modules/new ... post.php?uid=1&start=2990

این جریان چاره ای نداره و کلا شمارش همه پست ها و درست کردن شماره صفحه رم زیادی مصرف میکنه


Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


پاسخ به: شبیه بودن 80% کتاب هری پاتر با ارباب حلقه ها
پیام زده شده در: ۱۰:۴۸ شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۱
#24
من هر دو کتاب LOTR و HP رو نه از مترجمین بلکه از زبان اصلی خوندم و روی هیچ کتابی یا نویسنده ای تعصب ندارم. بلکه کلا روی چیزی تعصب ندارم و همیشه چیزی رو که میبینم میگم.

ترجمه اسلامیه هم از نظر صحت و هم از نظر انتقال سبک نویسنده کاملا زیر سواله و هر آدم منصفی که کتاب انگلیسی رو بخونه یا حتی ده صفحه رو مطابقت بده به این پی میبره.
مقاله زیرو ببینید
http://www.jadoogaran.org/modules/art ... w.article.php/2231/c15732

شما اگر متن انگلیسی HP رو بخونید میبینید به هیچ وجه با کتاب کودکان طرف نیستید. حتی لغات تکی هم به خوبی قصد نویسنده رو نشون میدن چه برسه به مفهوم کلی. مثلا لغت مثله شدن mutilate در کتاب هفتم به کار رفته که چه در فارسی و چه در انگلیسی عمرا بچه زیر 15 سال شنیده باشه. جملات بار معنایی و فلسفی دارن و خود هدف کتاب و معانی پشتش رو بچه ها که هیچی حتی کتاب خون های مبتدی هم متوجه نمیشن.
شما فقط کافیه مقدمه کتاب هفتم که از ویلیام پن هست رو بخونید تا متوجه بشید که معانی کتاب فراتر از این چیزها هست.

من 5 سال پیشم نوشتم الانم میگم که به نظر من رولینگ بسیار از اینکه کتاب هاش کودکان خطاب بشن ناراحت بود و میخواست همه بدونن که کتاب های هری پاتر اینطور نیست.
شخصیت منفور آمبریج که رفتار کودکانه داره به خوبی نفرت رولینگ از این جور رفتار رو نشون میده.
بعد از اون نوشتم که رولینگ کتاب بعدیش رو برای بزرگسالان خواهد نوشت و همینطور هم شد و میبینید که چیزی نوشته که کلا پدر مادرا اجازه ندن بچشون طرفش بره. حتی ناشرش رو هم عوض کرد تا کلا از کودکان دور باشه.

در مورد نقش شانس در هری پاتر اینو ببینید
http://www.jadoogaran.org/modules/article/view.article.php/2218

من قبلا نوشتم که هر کتابی دارای یک ساختار و یک محتواست. محتوا چیزی هست که شما یاد میگیرید و دنیایی هست که نویسنده از اون خبر داره و معلوماتش رو داره و شما رو وارد اون میکنه و در واقع اون ظرایف کار نویسندگی هست. تالکین یه استاد مسلم در تاریخ ادبیات انگلیسی بوده و دنیایی رو خلق کرده که پر از اطلاعات و محتواست و شما رو دنبال خودش میکشه.
ولی ساختار یا structure به استخوان بندی کار برمیگرده. این جا زیاد معلومات به درد نمیخوره و قریجه نویسندگی و تفکر اون نقش داره. اینجاست که شما ممکنه با جملاتی خیلی ساده طرف باشید که معانی پیچیده دارن.
به نظر من کتاب LOTR محتوای عالی داره و خیلی چیزا به شما میده ولی ساختارش سادس یعنی چیز پیچیده ای رو در خودش نداره که شما نفهمی یا سوالی رو در ذهنت ایجاد کنه که نیاز به مکاشفه داشته باشه. همه چیز به خود دنیاش برمیگرده و معلوماتی که نویسنده داره به ذهن شما وارد میکنه. منظورم اینه که شما ده ساعت فکر کنی چیزی نمیتونی اضافه کنی

ولی سری هری پاتر دارای ساختار پیچیدس که شما میبینی سوالات زیادی توش وجود داره که خیلیا متوجه نشدن در حالیکه مثل یا دالان مخفی تو داستان بوده و بعد از توضیح یک نفر همه تازه متوجه میشن که همیشه در کتاب پاسخش وجود داشته.
به این دلیله که شما میبینید همچنان چیزی به نام پاتر مور وجود داره که در واقع چیز جدیدی نیست و فقط باز تکرار کتابه.


Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


پاسخ به: پيام امروز
پیام زده شده در: ۹:۲۹ پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۱
#25
آگهی استخدام


یک نفر مرد عاقل و بالغ و بدون تکلیف* جهت انجام یک کار سبک و بی دردسر نیازمندیم.

- ساعات کاری: اکازیون: کار فقط یک روز جمعه در هفته به مدت دو سه ساعت

- نیازمندی ها: توانایی لبخند ژکوند، آشنایی با فک و فامیل هری پاتر، قد متوسط، دارای پروفسورا از فروم های سایت جادوگران و سایت های مرتبطه مخصوصا مربوط به 5 سال پیش، به قول معروف این رقم آگهی ها دارای روابط خصوصی بالا

- وظایف: زدن اون لبخنده بالاییه، صحبت در مورد فک و فامیل بالاییه، ادعای فضل در مورد پست های سایت های بالاییه

* منظور از تکلیف اون تکلیف که براش جشن میگیرن نیست بلکه تکلیف مدرسه و خانواده و مهمانی میباشد.

حقوق پیشنهادی: دو سه گالیون به عبارتی برای هر ساعت یه گالیون ( تا اینجا دلتون غش رفت نه؟ کور خوندید من عمرا از این پولای ماگلی مثل دلار استفاده نمیکنم)


Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


پاسخ به: میتینگ غیر رسمی - پاییز 91
پیام زده شده در: ۸:۴۱ پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۱
#26
من خیلی معذرت میخوام اگه سوء برداشت شد از حرفم ولی به نظر من اگر کسی میتونه بره حتما باید بره و بهانه نیاره. خود من الان 6 جمعه متوالی هست که هیچکدومو در اختیار خودم نبودم. یا مهمون یا مهمونی یا عروسی میدونید که الانم فصل عروسیه.

من قبلا هم نوشتم که جمعه ها روز آزادی من یکی نیست اگه دقت کنید من جمعه ها حتی نتم نمیتونم بیام (نت خونه داره خاک میخورهD: )
مثلا اگه امروز بود میتونستم اقلا ساعت 15 بیام.

در مورد زمان پیشنهاد من 5شنبه بود حوالی ظهر قبلا هم اینو نوشته بودم.
در مورد مکان به نظر من یه پارکی مثل ساعی یا ملت بهتر از یه فاست فوده مخصوصا الانا ظهر ها خیلی خلوته گرمم نیست و لازمم نیست هر کسی کار خاصی بکنه و به نظرم برای همه راحته.

در هر حال بازم میگم اگر مشکل اجازه دارید یا در هر حال فک میکنید میتونید حتما برید. بقیه هم که میرن مثل خودتون هستن و فرقی نمیکنه.


Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


پاسخ به: میتینگ غیر رسمی - پاییز 91
پیام زده شده در: ۸:۳۹ چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۱
#27
آقا کساییم که نمیتونن بیان میتونن اعلام کنن D:

متاسفانه من روزای جمعه معمولا مشکل دارم و نمیتونم بیام و این جمعه هم مهمون دارم یعنی میزبان هستم و اصلا نمیتونم. البته جمعه های قبلیش هم دایم درگیر بودم.

به نظر من روزای 5شنبه برای میتینگ خیلی بهتره چون مدرسه ای ها که تعطیل هستند و کسانیم که سر کار میرن اکثرا یا تعطیل هستند و یا نیمه وقت هستند.


Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۵:۵۸ یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۱
#28
برای اینکه ایمیل شما رو کسی نبینه باید توی ویژگی های فردی بری و گزینه << نمایش پست‌الکترونیکی به دیگر کاربران>> رو روی نه بزاری

مال تو روی نه هست. خودت میبینی ولی افراد دیگه نمیبینن.

من لینک های پست های جدید رو درست کردم.

پست های جدید

الان اگر شما لاگین کرده باشید و روی لینک بالا یعنی پست های جدید برید فقط پست هایی رو میبینید که اونا رو نخوندید یعنی در تاپیکش نبودید.



Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۵:۱۹ چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۱
#29
سیستم جستجو در فروم کلا دچار مشکل بود. الان امکانات زیر اضافه شد.
- های لایت کلمات کلیدی در جستجو و در تاپیک ها
- امکان جستجو در یک تاپیک خاص با نوشتن کلمات در باکس بالای همون تاپیک
- امکان انتخاب تکه های متن پست که دارای کلمات کلیدی هستند و نمایش اونها



Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۳:۳۰ یکشنبه ۹ مهر ۱۳۹۱
#30
در فروم امکانی رو گذاشتم که وقتی شما روی تاپیک میزنید شما رو میبره به آخرین پستی که از اون تاپیک خوندید.
یعنی الان در بلاک بغلی " پاسخ های جدید در انجمن های عمومی " روی هر تاپیکی بزنید به پستی میرید که در آخرین بازدید شما وجود داشته.
در تاپیک هایی که هیچی رو نخوندید بسته به نوع دید شما به اولین یا آخرین پست ارسال شده میره.


Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.