هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: تاثیرگذارترین قسمت کتاب...
پیام زده شده در: ۱۵:۵۰ یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
#1
تاثیرگذارترین جامرگ دامبلدور
بودوبعدازاون مرگ سیریوس بلک
بود. وقتی هری پاترجسد لوپین و
تانکس روهم می بینه هم تاثیر گزاربود. داستان اسنیپ ومرگ اون یکی ازجالب ترین بخش در هری پاتربود. یکی ازغمگین ترین
صحنه هاوقتی بودکه هری سنگ
جادوورودردرون گوی زرین پدید
بدست می یاره وپدرومادرش و پدرخوندش وبهترین معلمش هم
پیش می یان وبااون حرف می زنن





یکی ازجالب ترین بخش هادر اون
کتاب هشتمه. عشق واقعی اسکورپیوس به رز. وکارهایی که
می کنه دلش روبدست بیاره



پاسخ به: به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
پیام زده شده در: ۱۵:۳۶ یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
#2
ولدمورت ازهمان نوجوانی از مرگ
می ترسیدوروش ساختن جان پیچ
هارویادگرفت وجی کی رولینگ در
توییترخودش گفت وقتی یک لو لوخورخوره جلوی ولدمورت وایسه
شبیه جسدخودش می شه پس از
مرگ می ترسه. وردمورت بعداز مرگ ازیک شخص دیگری هم می ترسه واون یکی ازباشرف ترین جادوگرهااست وازبزرگترین جادو
گران قرنه واون هم کسی نیست
جزآلبوس دامبلدور. اون فقط از
دامبلدورمی ترسیدولی وقتی که
قضیه پیشگویی روفهمید کلا از پسردرون پیشگویی ترسیدومی دونست که سرانجام اون پسراونو
می کشه پس ازهری پاترپسراون
پیشگویی بسیارمی ترسیدوهمون
طورکه می دونیدهمیشه تشنه به
خونش بود.



پاسخ به: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
پیام زده شده در: ۵:۱۶ یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
#3
تام ریدل یک پسربچه یتیم تو پرورشگاه بوده وازمحبت کمتری
برخورداربوده پس می شه گفت این دلیلش بوده. اما نه،نه،صبر
کن دربچگی می فهمه
که مارزبون بوده ووقتی که وارد
هاگوارتزمی شه ازقضیه نواده و تالاراسرارباخبرمی شه ودرکل مسیرزندگی اش عوض می شه و
ضدمشنگ هامیشه وعقیده خون
خالص می گیره. سعی کرده از زندگی اش بفهمه وداستان این خانواده نامعلومشه بفهمه وهمه چی مثل اسم تمام ارشدهای هاگوارتزواینجورچیزارومی بینه و
می فهمه پدرش مشنگه. درآخر اسم پدربزرگش روبه عنوان آخرین نوادگان اسلیترین پیدا می
کنه ودرهمان سالی که تالاروباز می کنه ومیرتل گریان رومی کشه
به عنوان تعطیلات بعدازهفت سال در مدرسه خارج می شه ووارد به
دهکده لیتل هنگلتون می شه. و واردخانه پدربزرگش می شه و می
بینه که فقط دایی اش اونجاست
ودایی که نمی شناستش بهش می
گه که مادرش باپسرمشنگه پول دارفرارکرده ولی پسره اونوتو همون لندن گذاشت وپدربزرگش بخواطراینکه دخترش خون خالصی روکه درنظرش خیلی مهمه
کنارگذاشته ازناراحتی می میره وحتی دیگه اسم دخترش روهم نیاورده ومی گه من دختری ندارم.
تام ریدل حافظه اونوپاک می کنه
وانگشترمارولو روکه مال زمانی مال پدربزرگش بوده تبدیل به جان پیچ می کنه ودرهمون جاقایم
می کنه. بعدازصحبت بادایی اش پدروپدرومادربزرگ پدری اش رو
می کشه وهمه فکرمی کنن کار دایی شه ودرآخراززیرزبون استاد
اش یعنی اسلاگهورن نحوساخت جان پبچ رویادمی گیره وچون عشقش زندگی جاودانس اونهارو می سازه







هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.