شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
به نام او که ریش را را آفرید تا از میانش مرلینی بر زمین ظاهر شود و با ذهن زیبای خود،نقش آفتابه را طراحی کند. به نام آنکه آفتابه را مقدس کرد تا گراپی را به وصال رساند.
یاد کنید از او که عشق به گراپی را در دل کالین کریوی جوشاند و کالین پله های عرفان را دو تا یکی پیمود تا به عرش رسد و چهره ی گراپ را بر ماه ببیند. و اینگونه بود که کالین یگانه مرد آسلام شد.
او که زیبایی بر جبینش موج میزند.آغوشش برای همه ی آسلامیون باز است و غیر آسلامیون نیر در صورت رضایت کتبی لیلی،میتوانند از آن بهره ببرند.
اینجانب آرشام به همراه رفیق و رقیب دیگرم(گراپی) ،کنار کشیدن خودمان را از انتخابات وزارت اعلام میکنیم.باشد که آسلام بر جامعه ی جادوگری حکم فرمایی کند و وزیری،دوران آستکبار مدیریت را به پایان رساند. همچنین همه ی مدیران را به راه کالین دعوت میکنیم.
یا سپاس فراوان،آرشام و گراپ
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://www.jadoogaran.org//images/pictures/ketabe-Rael.zip]الوهیم مرا به
و آرشام خیره ماند.به یقین این تحریف تاریخ بود.کتاب را بست و آن را بر روی میز مقابلش پرتاب کرد.هنوز هم میتوانست عنوان این کتاب سراسر دروغ را تشخیص دهد"خاطرات من و آرشام" نوشته شده توسط ماندانگاس فلچر
آرشام گوشی کا هفتصد و پنجاهش را از درون جیبش بیرون کشید و همان طور که شماره میگرفت،دفتریاداشت مقابلش را چک کرد -الو...سلام اناکین...همه ی قرار های امروز رو کنسل کن آناکین:شما با مدیران کنفرانس دارید. آرشام:مدیر کیه؟دل خوش سیری چند؟بهت میگم کنسل کن.زنگ بزن به کالین و گراپ و ایگور،بگو بیان اینجا.اصرار کن.بگو بیان که کارها مونده. سپس بدون اینکه منتظر پاسخی بماند،گوشی را قطع و بر روی کتاب "خاطرات من و آرشام"پرتابش کرد.کمی از لیوان مشکوک مقابلش نوشید و پس از حس گرمایی که چهره اش را فرا میگرفت،پا ها را بر روی یکدیگر انداخت و به کشید سیگار برگی که در جا سیگاری مقابل میسوخت،مشغول شد...
ادامه:
ايگور تك و تنها در ستادش نشسته بود و فكر ميكرد.آرشام وگراپ دور از او در ستاد خودشون نشسته بودن و هر كدوم به تبليغ مشغول بودن.3 دوستي كه هميشه در كنار هم بودن حالا جدا شده بودند.آيا دست سرنوشت اونها رو دوباره بهم ميرسوند؟ اين سوالي بود كه ذهن پر مشغله ايگور كه اين روز ها ديگر جايي براي افكار ديگر نداشت توجه خود ساخته بود.قطرات بارون از پنجره هميشه باز ستادش به صورتش بر خورد ميكرد و جاي اشكهاي روي صورتش رو ميپوشاند.
ناگهان صدايي افكارش رو پاره كرد.با عجله به اطرافش نگاه كرد تا شايد منبع صدا رو پيدا كند.به تلفن زير پايش خيره شد كه ديگر چيزي ازش نمانده بود ولي انگار كسي كه پشت خط بود اينقدر مصمم بود كه حتي آن تلفن كهنه و خراب هم به صدا در اومده بود.دستي به صورتش كشيد و با مكث تلفن رو برداشت.صداي باراني كه بر شيشه ستادش برخورد ميكرد تمركزش رو بهم ميزد.
و تلفن قطع شد.نميدونست چه چيزي باعث شده بود اون كلمات همچون سرب داغي بر روي مغزش حكاكي شد و به سرعت براش تكرار ميشد.معني كلمات رو نميفهميد ولي يه چيزي او را به طرف ستاد آرشام ميكشيد.يك احساس عجيب!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
آرشــــــــــــام .... آرشـــــــــــــام .... پیرزن های های کمی جوون تر از مرلین یک صدای میکردند و آرشام که خدایان فرند شیپ را نیز مبهوت خود کرده بود دستش را برای جمعیت تکان میداد و کم کم آنها را به سکوت فرا خواند :
- بله ...من سعی میکنم جامعه اسلامی پرورش دهم ... من حقوق جادوگران و ساحره ها رو برابر میدونم ... کماکن حتی دو برابر ....
در همین لظه چند ساحره کهن سال روی زمین ولو میشن و عکس آرشام و به سینه فشار میدهند ....
در همین لحظه انگشت دست یکی بالا میاد و تمام جمعیت به وی خیره میشن ، ماندانگاس !!!! پدیده بی ناموسی به آرشـــــــام خیره شده ...
ملت سوت و چکش و اینا ... تک و توک ساحره های جوان در محفل میپرن تو بقلش و اینا ...
ماندانگاس با صدایی چون شیر فریاد کشید : تو بی ناموسی رو میخوای تحریم کنی ؟
و آرشام خیره ماند ....
ادامه:
و آرشام خیره ماند.به یقین این تحریف تاریخ بود.کتاب را بست و آن را بر روی میز مقابلش پرتاب کرد.هنوز هم میتوانست عنوان این کتاب سراسر دروغ را تشخیص دهد"خاطرات من و آرشام" نوشته شده توسط ماندانگاس فلچر
آرشام گوشی کا هفتصد و پنجاهش را از درون جیبش بیرون کشید و همان طور که شماره میگرفت،دفتریاداشت مقابلش را چک کرد -الو...سلام اناکین...همه ی قرار های امروز رو کنسل کن آناکین:شما با مدیران کنفرانس دارید. آرشام:مدیر کیه؟دل خوش سیری چند؟بهت میگم کنسل کن.زنگ بزن به کالین و گراپ و ایگور،بگو بیان اینجا.اصرار کن.بگو بیان که کارها مونده. سپس بدون اینکه منتظر پاسخی بماند،گوشی را قطع و بر روی کتاب "خاطرات من و آرشام"پرتابش کرد.کمی از لیوان مشکوک مقابلش نوشید و پس از حس گرمایی که چهره اش را فرا میگرفت،پا ها را بر روی یکدیگر انداخت و به کشید سیگار برگی که در جا سیگاری مقابل میسوخت،مشغول شد...
ادامه دارد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرشام در 1386/7/13 19:18:43
[url=http://www.jadoogaran.org//images/pictures/ketabe-Rael.zip]الوهیم مرا به
شما که ادعای آسلامی بودن می کنید چرا خود از کالین حمایت نمی کنید که در راه خدمت به آسلام ید طولا دارد؟
یک نقل قول بیاورید که بیانگر آسلامی بودن بنده است.من تکذیب میکنم.
نقل قول:
آیا آسلام شما از نوع آمریکایی است؟ اگر چنین است چرا به صدای بلند اعلام نمی کنید تا تنویر افکار عمومی شود؟
آسلام ما از نوع رولپلینگیست و آسلام ماگلی را نفی میکند.
نقل قول:
آیا چشم بسته می توانید بگویید ریش مریلین دقیقاً چقدر است و چند تار مو دارد؟!
دقیا ریشش از هشت هزار و دویست و پنجاه و سه تار مو تشکیل شده و در فصل بهار به حداکثر بازدهی و وزنی در حدود سه کیلو میرسد.
نقل قول:
ریش خود شما چقدر است؟
شما یک نگاه در چهره ی بنده بیاندازید.عظمت محسان بر روحتان خواهد نشست
نقل قول:
آیا همه جامعه ذکور را وادار به گذاشتن ریش و جامعه نسوان را وادار به پوشیدن برقه می کنید؟
آیا خطوط شبکه پرواز جداگانه برای ذکور و نسوان تهیه می کنید؟
آیا محل های جداگانه استفاده از پورت کی برای ذکور و نسوان ایجاد می کنید؟
آیا محل های جداگانه استفاده از پورت کی برای ذکور و نسوان ایجاد می کنید؟
آیا قانون منع ورود نسوان به تیم کیدیچ ذکور را به عنوان نخستین گام در راه پاکسازی زمین های کیدیچ ازضعیفه ها تصویب می کنید
آیا یک مدرسه کاملاً جداگانه برای دخترکانی که پا به جامعه جادوگری می گذارند تاسیس می کنید تا آسلام را از شر این مراوده های بی مورد در هاگورات راحت کنید؟
یعنی مشکل جامعه ی ما اینه؟ذکور ما باید برند ارزشی بازی در بیارند.مونث باید سوژه های رول رو ارتقا بده.یعنی مشکل ما اینه؟واقعا شما فکر میکنید که اینه؟ نه واقعا مشکل ما اینه؟ ما میخوایم بیایم رولپلینگ رو سروسامان بدیم.نه شما به من بگید.مشکل جادوگران الان اینه؟
نقل قول:
- آيا اين درست است كه معاون اول شما از جامعه ارواح يا جامعه اجنه است؟ - آيا شما تصديق ميكنيد كه با ارواح و اجنه روابط حسنه داريد؟ 1- آيا همي شما هي همي ميگوييد؟ 1- آيا شما بعد از وزير شدن با مابقي رقبا چه خواهيد كرد؟ 1- آيا شما روش ** تك تك ** را براي كلهپا كردن مابقي رقبا در پيش خواهيد گرفت؟ 1- آيا شما بعد از وزير شدن با مديريت برخورد خواهيد نومود؟ 1- آيا هوريس در دستگاه شما جايي خواهد داشت؟ 1- آيا شما وجود رول را به سود سايت ميدانيد؟ 1- آيا درست است كه ميگويند شما بعد از وزير شدن همه نزديكان خود را ناظر و مدير خواهيد كرد؟ 1- آيا كي شما را براي وزارت تاييد نومود؟ (تا اونجايي كه من خبر دارم شما استعفا داده بوديد) 1- آيا اين تاييد شما بعد از استعفا از كانديداي وزارت همان تبعيض نژاديست؟ 1- آيا شما گاراژ را دفتر اصلي كار خود قرار خواهيد داد؟ 1- آيا چرا شما كتمان ميكنيد كه عضو فعال آجاس بوديد؟
یک سری از سوالات شما روح بزرگوار و خفن سایت به دلیل افشا کردن مدیران امنیت جواتی جادوگران،بی پاسخ میمونه یک سری از سوالات شما روح بزرگوار و خفن سایت به دلیل افشا شدن سیاست های انتخاباتی بی پاسخ باقی میمونه
رقبا به دو دسته تقسیم میشوند.عده ای به نفع بنده کنار خواهند کشید.آن ها به رفقا تبدیل میشوند.عده ای هم راه مخالف در پیش گرفته و در صحنه ی انتخابات حضور به هم میرسانند.آنها را در چنگال خودم له خواهم کرد
هیچ استعفایی از بنده وجود نداره.یک استعفا نشان دهید تا من همین الان صحنه ی انتخابات را وداع گویم. اجاس و اداس جزئی از مناطق دیدنی دوران وزارت بنده خواهند بود. زمانی یک اجاسی بودم.اما عوض شدم.عوض شدن مشکلی نداره. همینک به همه ی ساحره های سایت میورزم
بنده در دهان این مدیریت میزنم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://www.jadoogaran.org//images/pictures/ketabe-Rael.zip]الوهیم مرا به
سلام بر آرشام كبير. همي بعد از خواندن سوالات مابقي دوستان و اجمعين، براي ما هم سوالاتي پيش آمد كه خواهيم پرسيد. باشد كه با صداقت كامل جواب دهيد.
سوالات ارواحي: 1- آيا اين درست است كه معاون اول شما از جامعه ارواح يا جامعه اجنه است؟ 1- آيا شما تصديق ميكنيد كه با ارواح و اجنه روابط حسنه داريد؟ 1- آيا همي شما هي همي ميگوييد؟ 1- آيا شما بعد از وزير شدن با مابقي رقبا چه خواهيد كرد؟ 1- آيا شما روش ** تك تك ** را براي كلهپا كردن مابقي رقبا در پيش خواهيد گرفت؟ 1- آيا شما بعد از وزير شدن با مديريت برخورد خواهيد نومود؟ 1- آيا هوريس در دستگاه شما جايي خواهد داشت؟ 1- آيا شما وجود رول را به سود سايت ميدانيد؟ 1- آيا درست است كه ميگويند شما بعد از وزير شدن همه نزديكان خود را ناظر و مدير خواهيد كرد؟ 1- آيا كي شما را براي وزارت تاييد نومود؟ (تا اونجايي كه من خبر دارم شما استعفا داده بوديد) 1- آيا اين تاييد شما بعد از استعفا از كانديداي وزارت همان تبعيض نژاديست؟ 1- آيا شما گاراژ را دفتر اصلي كار خود قرار خواهيد داد؟ 1- آيا چرا شما كتمان ميكنيد كه عضو فعال آجاس بوديد؟
اميدوارم به اين سوالات ما هم جوابي دقيق دهي.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=000066]من ديگه تو امضام هيچي نميزارم. هيچي هم نميگم. به يه نوع ج�
بنده از کاندیدای وزارت چند سوال مهم و اساسی و حیاتی داشتم:
1. شما که ادعای آسلامی بودن می کنید چرا خود از کالین حمایت نمی کنید که در راه خدمت به آسلام ید طولا دارد؟
2. آیا آسلام شما از نوع آمریکایی است؟ اگر چنین است چرا به صدای بلند اعلام نمی کنید تا تنویر افکار عمومی شود؟
3. آیا چشم بسته می توانید بگویید ریش مریلین دقیقاً چقدر است و چند تار مو دارد؟!
4. ریش خود شما چقدر است؟
5. آیا همه جامعه ذکور را وادار به گذاشتن ریش و جامعه نسوان را وادار به پوشیدن برقه می کنید؟
6. آیا خطوط شبکه پرواز جداگانه برای ذکور و نسوان تهیه می کنید؟
7. آیا محل های جداگانه استفاده از پورت کی برای ذکور و نسوان ایجاد می کنید؟
8. آیا قانون منع ورود نسوان به تیم کیدیچ ذکور را به عنوان نخستین گام در راه پاکسازی زمین های کیدیچ ازضعیفه ها تصویب می کنید؟
9. آیا یک مدرسه کاملاً جداگانه برای دخترکانی که پا به جامعه جادوگری می گذارند تاسیس می کنید تا آسلام را از شر این مراوده های بی مورد در هاگورات راحت کنید؟
پیرزن های های کمی جوون تر از مرلین یک صدای میکردند و آرشام که خدایان فرند شیپ را نیز مبهوت خود کرده بود دستش را برای جمعیت تکان میداد و کم کم آنها را به سکوت فرا خواند :
- بله ...من سعی میکنم جامعه اسلامی پرورش دهم ... من حقوق جادوگران و ساحره ها رو برابر میدونم ... کماکن حتی دو برابر ....
در همین لظه چند ساحره کهن سال روی زمین ولو میشن و عکس آرشام و به سینه فشار میدهند ....
در همین لحظه انگشت دست یکی بالا میاد و تمام جمعیت به وی خیره میشن ، ماندانگاس !!!! پدیده بی ناموسی به آرشـــــــام خیره شده ...
ملت سوت و چکش و اینا ... تک و توک ساحره های جوان در محفل میپرن تو بقلش و اینا ...
ماندانگاس با صدایی چون شیر فریاد کشید : تو بی ناموسی رو میخوای تحریم کنی ؟
و آرشام خیره ماند ....
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جونم فدای عشقم ، نفسم فدای رفقا ، شناسه ام هم فدای سر آرشام
من خواستار رسیدگی به این ستاد هستم و اینکه جواب سوالات من باید توسط کاندیدای انتخاباتی داده بشه نه کاندیدای رد صلاحیت شده
در جلسه ای که به زودی تشکیل میشود،پیرامون این موضوع بحث خواهیم کرد.خبرش را به شما میدهیم.نتیجه ی رسیدگی را از طریق بلیت،برایتان ارسال میکنیم.
نقل قول:
آرشام حیا کن وزارت رو رها کن
وقتم پره.برای شانزدهم آبان ماه،-ساعت شش بعد از ظهر -از منشیم وقت بگیرید.در اون زمان به حرف هاتون گوش میدم
ویرایش: از آنجاییکه آرشام یک شخصیت غیر هری پاتریست.پس از گرفتن کلاه وزارت،نظر سنجی پیرامون شخصیت وزیر انجام خواهد شد.تا مشخص شود که ملت جادوگری کدام شخصیت وزیرشان را دوست دارند.همانا با همان بازخواهم گشت.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرشام در 1386/7/12 22:03:45
[url=http://www.jadoogaran.org//images/pictures/ketabe-Rael.zip]الوهیم مرا به