لرد با بی حوصلگی نجینی را فشار داد و بعد چنگال نقره ای رنگی که روی کاناپه به چشم می خورد برداشت و بعد در حالی که فلس های نجینی را می کند گفت:
-حوصله ارباب سر رفت.چی کار کنم؟فلس های تو هم که داره کنده میشه. بعدش ارباب چی کار کنه؟
نجینی :فش فوس فیییس فبششش اووش فیییس(چه می دونم. برو چهارتا مو رو اون کله کچلت بکار.)
-هییی مار خنگ، آخه بعدش چی ؟بعدش چی کار کنم؟اینا مادیاته.نباید دل بست.
نجینی در حالی که کبود شده بود و در حال خفه شدن بودبه چشمان سرخ لرد سیاه خیره شد
-فشش بیسس بوسسش..
(پس برو بمیر.)-نجینی، یه فکری دارم ،چطوره به دامبل حمله کنم؟ آخه تنهایی؟ هییی جوانی کجایی که یادش بخیر.چاره ای نیست.خودم تنهایی میرم دوتا کروشیو می زنم به دامبل و برمیگردم. تا برگردم حواست به غذا باشه.
-قشش فوووش فیششش.
( به من چه؟ مگه من آشپز تو ام؟)محفل ققنوس:
تدی و جیمز به آرامی وارد اتاق شدند. کلونی که خود را به مریضی زده بود با صدای به ظاهر ضعیفی گفت :
-چی شده؟ من خیلی مریضم. من دارم میمیرم.
تدی در حالی که نیشخندی بر لب داشت به جیمز اشاره کرد.جیمز با ناراحتی به کلونی که روی تخت افتاده بود نگاهی کرد و بعد در حالی که چشمانش پر از اشک شده بود با بغض گفت:
-چی؟ قهرمان من داری میمیری؟نه تو نباید بمیری. تو امید منی. ما کلی نقشه داشتیم. تو قول داده بودی منو با خودت ببری
-آره دیگه. دارم میمیرم. هان؟ تویی جیمز؟ بیا تو درو ببند.
تدی در حالی که نیشخندی بر لب داشت به در اشاره کرد و بعد روی تخت نشست .سپس زیرچشمی به جیمز نگاه کرد و بعد در حالی که برق شیطنت در چشمانش دیده می شد گفت :
-درو که بستیم.من بستما.جیمز نبست.
-نخیر. تو می خوای چهره منو پیش کلونی عزیزم خراب کنی. تدی داره میمیره. نگاش کن ،اگه بمیره من چی کار کنم؟ وای باید برم یه قهرمان دیگه پیدا کنم که مرگخوارم باشه که بد بتونم بیارمش اینجا و نقشه بکشیم که لو نره.
-جیمز، من هیچیم نیست.

در همین لحظه صدای فریاد نیمفادورا ساختمان محفل را به لرزه در آورد
-ولدی اومده دامبل رو کروشیو کنه.
تدی

جیمز:جیـــــــــــغ

کلونی:
-ولدی؟ اگه منو ببینه چی؟ چی بهش بگم؟ سالازار به دادم برس.

--------
نقد بشه .
به زودی نقد میشه پنه ی عزیز، اما از این به بعد لطفا درخواست های نقدتون توی انجمن محفل ققنوس رو ، توی تاپیک نقدستان محفل ققنوس مطرح کنید.
10 امتیاز
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



(غرغر نکن بذا بخوابم!)




) میده که در مدت حضور جرج تو گریمالد کمکشون کنه تا جرج لو نره!


