مالي , ممنونم از اينکه حرفمو تکميل کردي!
لي جردن, در جواب شما هم بايد بگم که منظور من از ""چيزي که دامبلدور مي گفت"" , دقيقا سرچشمه ي عرفانه!
من به پيامبر اسلام کاري ندارم, ولي با بخشي از حرفت که در اون کلمه ي عرفان رو به کار بردي تقريباً موافقم.
.
اما ما هم جدوگرها رو خيلي دست بلا گرفتيم! قبلا هم که گفتم, جادو هم علمه. و همون طور که ما مشنگ ها در حال حاضر دچار محدوديت هستيم, اونها هم با محدوديت هاي خاص خودشون مواجهن.
.
از اينکه به جلسه ي حضوري دعوت کردي ممنون. فقط چون ميدونم با هم خيلي فاصله داريم, بهتره که با چت انجام بشه! البته اگر حوصله داري?!!
.
( فقط يک چيزه که هيچ محدوديتي نداره ,که اون خودش همه چيزه!
چيزي که دامبلدور گفت)!
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
حد و مرز جادو!
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

خب ببينيد دنياي جادو توسط رولينگ حتما يه مرز هايي براش نوشته شده كه بيش از اون هيچكس نميتونه اجرا بكنه!در واقع اگر جادوگري بتونه مرده زنده بكنه و يا قدرت جادويي بگيره و از اين حرفا ديگه اين وسط خدا معني پيدا نميكنه و رولينگ هم اين قصد رو نداره و البته همينجوريش بهش اعتراض ميشه و اگر اين حد و مرز رو نميذاشت ديگه ميكشتنش بيچاره رو!!!
حد و مرز جادو به نظر من چند نكته اساسي داره و البته بعضياشم يادم نيست كه دوستان هم حتما گفتن ديگه خب!
1-توليد پول..اگر چنين چيزي توسط جادو ممكن بود در بانك گريگوتز فقط امانتي هاي مهم نگه داري ميشد و ديگه نيازي نبود اصلا پول بره توش و در واقع كار تو وزارت خونه نيازي نبود و حتي ويزلي ها هم به اين سختي زندگي نميكردن.
2-زنده كردن مردگان كه اصلا مهم نيست.البته جان پيچ و اين موارد هست كه اصلا به زنده شدن دوباره مربوط نميشه..زنده شدن به معني برگشت دادن از برزخ و اينا به دنياي ماهاست.
3-گرفتن قدرت جادويي كه ابدا ممكن نيست.در اين صورت آزكابان نيازي نبود ديگه!هر كي زنداني ميشد مثل مرگخوارا قدرت جادوييشون رو ميگرفتن و آزادشون ميكردن!اصلا مسخره ميشد ماجرا.
حد و مرز جادو به نظر من چند نكته اساسي داره و البته بعضياشم يادم نيست كه دوستان هم حتما گفتن ديگه خب!
1-توليد پول..اگر چنين چيزي توسط جادو ممكن بود در بانك گريگوتز فقط امانتي هاي مهم نگه داري ميشد و ديگه نيازي نبود اصلا پول بره توش و در واقع كار تو وزارت خونه نيازي نبود و حتي ويزلي ها هم به اين سختي زندگي نميكردن.
2-زنده كردن مردگان كه اصلا مهم نيست.البته جان پيچ و اين موارد هست كه اصلا به زنده شدن دوباره مربوط نميشه..زنده شدن به معني برگشت دادن از برزخ و اينا به دنياي ماهاست.
3-گرفتن قدرت جادويي كه ابدا ممكن نيست.در اين صورت آزكابان نيازي نبود ديگه!هر كي زنداني ميشد مثل مرگخوارا قدرت جادوييشون رو ميگرفتن و آزادشون ميكردن!اصلا مسخره ميشد ماجرا.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/28
تولد نقش: 1396/06/22
آخرین ورود: پنجشنبه 23 شهریور 1396 00:17
از: fozool sanj
پستها:
280

سلام. خوب اینی که میگم نظر شخصیمه.با کلی تحقیق در این رابطه. ابتدا باید عرض کنم که چیزی که ما به اسم جادو میشناسیم احتمالا وجود نداره. این کارا تا حالا ثبت نشده. اما. کارای پر سودتر از جادو هم هست. مثل دخل و تصرف در طبیعت یا همون معجزه. البته از زمان پیامبر اسلام میگن تصرف در طبیعت.
وبااید بگم که هیچ ربطی به رگ و ریشه نداره. یعنی به جنبه ی عرفانی افراد بستگی داره. یعنی در عرفان شما هر چقدر پیشرفت داشته باشین بیشتر این قددرت رو دارین.
خوشحال میشم در جلسات حضوری با شما عزیزان در این رابطه بیشتر بحث کنم.
وبااید بگم که هیچ ربطی به رگ و ریشه نداره. یعنی به جنبه ی عرفانی افراد بستگی داره. یعنی در عرفان شما هر چقدر پیشرفت داشته باشین بیشتر این قددرت رو دارین.
خوشحال میشم در جلسات حضوری با شما عزیزان در این رابطه بیشتر بحث کنم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای بد به سرت میزنه.
همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای خوب از سرت پر میزنه
همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای خوب از سرت پر میزنه
جزئیات کاربر

نقل قول:
اشاره ای که در کتاب 7 به دزدیدن جادو شده یک اعتقاد غلط و انحرافی ناشی از تعصب بیش از حد اصیل زادگان و بی اطلاعی اونها از قوانین اولیه ژنتیکه! رولینگ جواب این سوال رو داده. موگل زاده هایی که یکهو دعوت نامه از هاگوارت به دستشون می رسه به خاطر بارز شدن یک ژن نهفته جادوگری در اونهاست که شاید سالها مغلوب بوده یعنی مثلاً اگه هرمیون گرانجر همونطوری که ته کتابهای مدرسه رو درآورده یه ذره گیر به شجره نامه خونوادگیش بده حتماً در اجداد مادری یا پدری یک جادوگر یا ردی از خاندان های جادوگر پیدا می کنه!
البته در کتاب7 اشاره ای به دزدیدن جادو شده بود که ممکنه همچین چیزی اتفاق بیافته و هر کس که می خواد قدرت جادویی به دست بیاره ولی من مطمئن نیستم.
اشاره ای که در کتاب 7 به دزدیدن جادو شده یک اعتقاد غلط و انحرافی ناشی از تعصب بیش از حد اصیل زادگان و بی اطلاعی اونها از قوانین اولیه ژنتیکه! رولینگ جواب این سوال رو داده. موگل زاده هایی که یکهو دعوت نامه از هاگوارت به دستشون می رسه به خاطر بارز شدن یک ژن نهفته جادوگری در اونهاست که شاید سالها مغلوب بوده یعنی مثلاً اگه هرمیون گرانجر همونطوری که ته کتابهای مدرسه رو درآورده یه ذره گیر به شجره نامه خونوادگیش بده حتماً در اجداد مادری یا پدری یک جادوگر یا ردی از خاندان های جادوگر پیدا می کنه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=CC0000]جادوی عشق، قوی ترین جادوهاست
جزئیات کاربر

من فکر می کنم حد جادو فقط در خصوص زنده کردن مردگان هستش که غیر ممکنه.ولی در بقیه زمینه هاقابل پیشرفته(مثل اسنیپ که ورد های مختلفی ساخته)
البته در کتاب7 اشاره ای به دزدیدن جادو شده بود که ممکنه همچین چیزی اتفاق بیافته و هر کس که می خواد قدرت جادویی به دست بیاره ولی من مطمئن نیستم.
البته در کتاب7 اشاره ای به دزدیدن جادو شده بود که ممکنه همچین چیزی اتفاق بیافته و هر کس که می خواد قدرت جادویی به دست بیاره ولی من مطمئن نیستم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b]« فکر جنگ را با
جزئیات کاربر

من با فوکس موافقم! هیچ علمی حد و مرز نداره حتی جادو! این ما هستیم که محدودیم، بشر ظرفیتی خیلی زیاد داره ولی شاید به علت محدودیت جسمه که فکر و روح هم محدود میشه و نمی تونه کامل ازش استفاده کنه. شایدم باید خدا رو شکر کرد که این محدودیت وجود داره چون با این شرایط هم کسی که ذره ای از این محدودیت فاصله میگیره دیگه خدا رو بنده نیست و اسیر قدرتش میشه.
جادو حد و مرز داره؟! نه! قلمروهای جادو مثل هر علمی خیلی گسترده است تا هر کسی بتونه ذره ای ازش برداره یا سرزمینی جدید در این قلمرو کشف کنه.
جادو حد و مرز داره؟! نه! قلمروهای جادو مثل هر علمی خیلی گسترده است تا هر کسی بتونه ذره ای ازش برداره یا سرزمینی جدید در این قلمرو کشف کنه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=CC0000]جادوی عشق، قوی ترین جادوهاست
جزئیات کاربر

ممنونم از موافقتت ريگولس بلک.
و در مورد اون خط آخر حرفم بايد اين توضيح رو بدم که هيچ علمي مرز نداره و فقط محدوديت هست که مارو از دستيابي به انتهاي اون علم بازميداره!
جادو هم يک علمه چون پيشرفت ميکنه حالا يا يکي مثل ولدمورت جادوي سياهو گسترش ميده يکي هم مثل دامبلدور 12 کاربرد خون اژدها رو کشف ميکنه.
به هر حال من رو حرفم هستم!
اگر جادو رو به عنوان يک علم در نظر بگيريم, ميشه محدوديت هاشو بر طرف کرد!
من فکر ميکنم زندگي جادوگرا هم درست مثل ماست.
فقط تنها جنبه ي جادو که حتي مشنگ ها هم ميتونن درکش کنن و بين تمام آدما مشترکه همون جنبه از جادوست که دامبلدور مي گفت!
همونيه که حد و اندازه نداره!
همونه که بين ما و جادوگرا مشترکه!
هموني که دامبلدور مي گفت !
و در مورد اون خط آخر حرفم بايد اين توضيح رو بدم که هيچ علمي مرز نداره و فقط محدوديت هست که مارو از دستيابي به انتهاي اون علم بازميداره!
جادو هم يک علمه چون پيشرفت ميکنه حالا يا يکي مثل ولدمورت جادوي سياهو گسترش ميده يکي هم مثل دامبلدور 12 کاربرد خون اژدها رو کشف ميکنه.
به هر حال من رو حرفم هستم!
اگر جادو رو به عنوان يک علم در نظر بگيريم, ميشه محدوديت هاشو بر طرف کرد!
من فکر ميکنم زندگي جادوگرا هم درست مثل ماست.
فقط تنها جنبه ي جادو که حتي مشنگ ها هم ميتونن درکش کنن و بين تمام آدما مشترکه همون جنبه از جادوست که دامبلدور مي گفت!
همونيه که حد و اندازه نداره!
همونه که بين ما و جادوگرا مشترکه!
هموني که دامبلدور مي گفت !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
آخرين باري که مي دونستم و گفتم کسي جدي نگرفت پس از اين به بعد
[url=http://www.jadoogaran.org/modules/article/view.article.php/2168]مودونوم او نوموگوم[/u
[url=http://www.jadoogaran.org/modules/article/view.article.php/2168]مودونوم او نوموگوم[/u
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/05
آخرین ورود: پنجشنبه 4 مهر 1392 13:25
از: ما که گذشت، فقط درگذشتمان مانده!
پستها:
414

خب به نظر من اين تاپيك رو هر كس دوباره باز كرده ،دستش درد نكنه!!!
ولي اي كاش در تالار يادگارهاي مرگ ميبود تا راحت تر باشيم...
من تا حد زيادي با آليس لانگ باتم موافقم:
نقل قول:
دقيقا ... من يادمه پلنگ صورتي با يه ساحره ي پير در افتاده بود...ساحره با چوبدستش كه يه ستاره رو نوكش بود يه ضربه ميزد به هويج ..ميشد ماشين...يكي ميزد به پلنگ صورتي...داغ ميشد... غير ممكن ترين كارها رو ميكرد و تمومي نداشت.
جذابيت داستان هري پاتر كاملا برعكسه... به خاطر اينكه با يك چوبدست نميتوني هرغلطي بكني...
بايد جادو رو ياد گرفت ...جادو، كما بيش يك علمه...يك مهارت.استعداد توش نقش مهمي داره(براي گزينش مدرسه)...يه مشت(( آيين خرافي و من در آوردي)) نيست..بلكه قانون داره.
و هر چيزي كه قانوني باشه حتما حد و مرز داره :محدوديت ها ممكنه ذاتي باشند يا طبيعي:
1. مرزها قرارداديه:محدوديت جادو براي افراد زير سن قانوني
2.مرزها منعطفند: محدوديت جادو براي افرادي كه هنوز قدرت جادوييشون رو كنترل نكردن...(در سال 4 الستور قلابي ميگه:اگه همتون به سمت من طلسم آواداكداورا رو نشونه برين...حتي از بيني ام خون نمياد يا ناتواني هري در چفت شدگي در سال6)
3.مرزها قابل گسترشند: مثل جادو هاي پيشرفته، جادوهاي سياه و باستاني
فوكس ميگه:
نقل قول:!
((البته من منظور آخرين خط رو از فوكس نفهميدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟))
4.مرزها هميشگي اند: محدوديت تهيه ي مواد 5 گانه...شامل غذا ،پول،...( بقيه رو يادم نيست ولي هرميون يه جا اون هارو ميگه)كه امكان نداره اون ها رو از غيب بشه ظاهر كرد.
5..
البته فكر كنم منظور اصلي تاپيك مورد 4 باشه. كار هايي كه جادوگران (البته در دنياي جي كي رولينگ )نميتونن انجام بدن خيلي زياده(اصلا همين كه اكثر جادوگران براي جادو كردن به چوبدست نياز دارن،خودش يه محدوديته!): مرده رو زنده كردن(برعكسش ميhameer:)، 5:غير ممكن، غيب و جادو كردن در بعضي جاها ... حتي خيلي از كارهاي اونها ناقصه..
اگه قرار بود جادو مرزي نداشته باشه آدمي كه بهش دست پيدا كنه ميتونه هر كاري بكنه(حالا نه مثل كارتون ها)...و ديگه انسان ناقص نميشد!!!
قدرت بي حد ومرز براي خداست و بس!
البته رولينگ در جواب اينكه : آيا شما خودتون به جادو اعتقاد دارين؟ ميگه؟ There Is No Magic But...LOVE در اين مورد (با فوكس همنظرم:)... اين جادو هيچ مرز و قانوني نميشناسه.
در نهايت بايد بگم: غير ممكن غير ممكنه.
{من با نظر اوتو بگمن به شدت مخالفم:خونِ ِآدم كه باعث نميشه فرد خوب بشه يا بد بشه!!!!!!!!! اين چه حرفيه! كسي كه كتابهاي هري پاتر رو خونده باشه ،نبايد به چنين نتيجه اي برسه... انسان ها رو اختيارشون و قدرت انتخابشون ميسازه...نه خون!!!(البته عوامل محيطي در انتخاب تاثير دارن ولي باز هم خوب يا بد بودن، به خون مربوط نميشه) انسان پاك و معصوم زاده ميشه.}
ولي اي كاش در تالار يادگارهاي مرگ ميبود تا راحت تر باشيم...
من تا حد زيادي با آليس لانگ باتم موافقم:
نقل قول:
در واقع اين حد ومرز داشتنِِِ ِجادو يه قسمت اعظمي از عوامل زيبا شدن كتابهاي رولينگ رو تشكيل داد...فكر كنين: اگه قرار نبود دنياي جادوگران قانون داشته باشه... كه هري پاترم مي شد مثه بقيه ي رمان هاي بچه گونه!!!
دقيقا ... من يادمه پلنگ صورتي با يه ساحره ي پير در افتاده بود...ساحره با چوبدستش كه يه ستاره رو نوكش بود يه ضربه ميزد به هويج ..ميشد ماشين...يكي ميزد به پلنگ صورتي...داغ ميشد... غير ممكن ترين كارها رو ميكرد و تمومي نداشت.
جذابيت داستان هري پاتر كاملا برعكسه... به خاطر اينكه با يك چوبدست نميتوني هرغلطي بكني...
بايد جادو رو ياد گرفت ...جادو، كما بيش يك علمه...يك مهارت.استعداد توش نقش مهمي داره(براي گزينش مدرسه)...يه مشت(( آيين خرافي و من در آوردي)) نيست..بلكه قانون داره.
و هر چيزي كه قانوني باشه حتما حد و مرز داره :محدوديت ها ممكنه ذاتي باشند يا طبيعي:
1. مرزها قرارداديه:محدوديت جادو براي افراد زير سن قانوني
2.مرزها منعطفند: محدوديت جادو براي افرادي كه هنوز قدرت جادوييشون رو كنترل نكردن...(در سال 4 الستور قلابي ميگه:اگه همتون به سمت من طلسم آواداكداورا رو نشونه برين...حتي از بيني ام خون نمياد يا ناتواني هري در چفت شدگي در سال6)
3.مرزها قابل گسترشند: مثل جادو هاي پيشرفته، جادوهاي سياه و باستاني
فوكس ميگه:
نقل قول:
ولدمورت (در سال6 در خاطرات دامبلدور)مي گفت که من بيش از هر کسي مرز هاي جادو رو گسترش دادم؟
دامبلدور هم در جوابش گفت که تو فقط بخشي از اونو گسترش دادي!!!
اگر جادو رو به عنوان يک علم در نظر بگيريم, ميشه محدوديت هاشو بر طرف کرد
((البته من منظور آخرين خط رو از فوكس نفهميدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟))
4.مرزها هميشگي اند: محدوديت تهيه ي مواد 5 گانه...شامل غذا ،پول،...( بقيه رو يادم نيست ولي هرميون يه جا اون هارو ميگه)كه امكان نداره اون ها رو از غيب بشه ظاهر كرد.
5..
البته فكر كنم منظور اصلي تاپيك مورد 4 باشه. كار هايي كه جادوگران (البته در دنياي جي كي رولينگ )نميتونن انجام بدن خيلي زياده(اصلا همين كه اكثر جادوگران براي جادو كردن به چوبدست نياز دارن،خودش يه محدوديته!): مرده رو زنده كردن(برعكسش ميhameer:)، 5:غير ممكن، غيب و جادو كردن در بعضي جاها ... حتي خيلي از كارهاي اونها ناقصه..
اگه قرار بود جادو مرزي نداشته باشه آدمي كه بهش دست پيدا كنه ميتونه هر كاري بكنه(حالا نه مثل كارتون ها)...و ديگه انسان ناقص نميشد!!!
قدرت بي حد ومرز براي خداست و بس!
البته رولينگ در جواب اينكه : آيا شما خودتون به جادو اعتقاد دارين؟ ميگه؟ There Is No Magic But...LOVE در اين مورد (با فوكس همنظرم:)... اين جادو هيچ مرز و قانوني نميشناسه.
در نهايت بايد بگم: غير ممكن غير ممكنه.
{من با نظر اوتو بگمن به شدت مخالفم:خونِ ِآدم كه باعث نميشه فرد خوب بشه يا بد بشه!!!!!!!!! اين چه حرفيه! كسي كه كتابهاي هري پاتر رو خونده باشه ،نبايد به چنين نتيجه اي برسه... انسان ها رو اختيارشون و قدرت انتخابشون ميسازه...نه خون!!!(البته عوامل محيطي در انتخاب تاثير دارن ولي باز هم خوب يا بد بودن، به خون مربوط نميشه) انسان پاك و معصوم زاده ميشه.}
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اینم طاخچه ی افتخارات... ریا نشه البته!


جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

خب به نظر من هم اصلا ربطي به اصالت و رگ و ريشه نداره.
چون كسي كه جادو مي كنه در واقعه توي خودشه و ربطي به كسي نداره. و كسي كه از يه خانواده مشنگ به دنيا مياد مثل هرميون جادوش خيلي بهتر از رون مي شه كه يه اصيل زادست.
و نظر من در اني مورد اينه كه رون كه از بچگي جادو ديده ديگه علاقه اي براي انجام آن به بهترين صورت نداره. ولي هرميون كه با مشنگ ها بزرگ شده دوست داره كه بهتر و بيشتر جادو كنه.
چون كسي كه جادو مي كنه در واقعه توي خودشه و ربطي به كسي نداره. و كسي كه از يه خانواده مشنگ به دنيا مياد مثل هرميون جادوش خيلي بهتر از رون مي شه كه يه اصيل زادست.
و نظر من در اني مورد اينه كه رون كه از بچگي جادو ديده ديگه علاقه اي براي انجام آن به بهترين صورت نداره. ولي هرميون كه با مشنگ ها بزرگ شده دوست داره كه بهتر و بيشتر جادو كنه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

[b][size=medium][
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج