در همون حین که ملت محو تماشای این صحنه های تخیلی انتحاری بودند لارتن کاپوت ماشین رو میزنه پایین!
لارتن: دیدین گفتم سریع درست میشه . من یه عمر توی این جاده های ماگلی بودم!
ملت : ایول بابا
در همون لحظه دوربین دور تا دور خیابون رو نشون میده. همه ماشین ها به هم خوردن و غر شدن و مینی ماینر لارتن به شکل معجزه آسایی سالم مونده.
بییییبوووووو بیییییبووووو بییییییبووووووو ایییییییییییی!
بلافاصله یک عدد ماشین پلیس با آرم کبرا یازده جلوی مینی ماینر لارتن رو میگیره!
- زورتون بخیر ... ما سمیر و تام هستیم از پلیس بزرگراه!
اسکاور: ما هم از گروه حمایت از موجودات جادویی هستیم و خوشبخت هستیم!
تام و سمیر: هن؟ گروه چی چی؟
سینسیترا: ببخشید آقای للیس؟ بلیس؟ آها پلیس بزرگراه متاسفانه وزارت سحر و جادو بودجه کم آورده ما مجبوریم با این وسایل ماگلی سفر کنیم ... به ریش مرلین ما باید دو ساعت پیش به هاگوارتز میرسیدیم هنوز نرسیدیم. اگر یه جارو بهمون میدادن حل بودا! من واقعا نمیدونم شما ماگلای بدبخت چطور بدون جادو زندگی میکنید!(همدردی)
تام و سمیر برای مشورت از مامورین حمایت از موجودات جادویی فاصله میگیرن.
تام: سمیر فهمیدی اینا چی میگن؟ هاگوارتز؟ وزارت سحر و جادو؟ ماگل؟ جادو؟ فکر میکنم اینا یه جور رمزن! احتمالا میخوان مارو گمراه کنن!
سمیر: درسته ... اینا حتما یک باند حرفه ای از سارقینن باید دستگیرشون کنیم! دیدی چطور نظم جاده رو به هم ریختن؟ تازه اونی هست که موش قرمزه ... مطمئنم اینو قبلا یه جا دیدم!
تام: ایول قسمت بعدی سریالم جور شد. پس بریم بازداشتشون کنیم!
دو پلیس در حالی که دو شی عجیب مشنگی رو دراورده بودند به سمت مینی ماینر راه می افتن.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

گفت:
)
حالا چیکار کنیم؟!!!
:no:


آهان بگو براي بيهوشي سه اژدهاي 200 تا 250 ساله ميخوام.
)معجون بيهوشي براي بيهوشي سه اژدهاي 200 تا 250 ساله ميخوام.
خودش رو به محل اژدها ها رساند:


اي متقلبها!
خب ا دقیقا " چی اوردی ؟



....بیرون!....فردا مسابقات باید برگزار بشه بعد شما هنوز اینجا منتظرید؟!...برید سالن مسابقه رو آماده کنین!
.شنیدم توی جنگل های امازون،مدل موی اسموت مد شده.