- آفرین دافنه!
تری به هوش بیارشون!تری در حالیکه هنوز به شکلات ها فکر میکرد و اشک میریخت، با هق هقی به فلور جواب مثبت داد و سورس و کلنل رو بهوش و آورد و از اونجایی که هم فلور و هم تری مرگخوار بودند، هر دو آنتی ساحریال رو قبل از اینکه به خودشون بیان، تحت طلسم فرمان میگیرن!
- راستی فلور، با این الفیاس چی کار کنیم؟
دافنه این رو میگه و با سرش به الفیاس اشاره میکنه که کنار بانو نشسته و داره باهاش صحبت میکنه!
فلور که برای مدتی الفیاس رو یادش رفته بود، با این حرف دافنه متوجه الفیاس میشه و صداش میکنه:
- الفیاس!
به عنوان رئیس این انجمن بهت دستور میدم بیای اینجا!الفیاس در حالیکه هنوز دستش تو دست بانوئه، همراه با بانو پیش فلور میره:
- بله بانو دلاکور، با من کاری داشتین؟
- پ ن پ! همینطوری صدات کردم یکمی بخندیم!
میخوام بدونم کسی که عضو گروه آنتی ساحریال هستش، چرا هنوز اینجا مونده و داره با یکی از اعضای این انجمن صحبت میکنه؟الفیاس در حالیکه یه تیکه کاغذ پوستی رو به دست فلور میده، بهش میگه:
- اگه اجازه بدی، میخوام برای همیشه اینجا بمونم!

فلور نگاهی به کاغذ میندازه:
نقل قول:
نام : الفیاس دوج
نظر شما راجع به گشت های آرشاد : خیلی گیر میدن! بهتره کلا نباشن!
نظر شما راجع به جادوگر ها : بعضی ها، فقط بعضی هاشون خوبن!
پیشنهادات شما برای حمایت از ساحرگان مظلوم : به قول بانو() هیچ ساحره ای مظلوم نیست!
اینم مدرک استعفای من از آنتی ساحریال!
فلور درحالیکه کاغذ پوستی رو توی دستش نگه داشته و به این فکر میکنه که الفیاس چطوری تونسته توی کاغذ پوستی شکلک بزنه، به الفیاس میگه:
-....
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

چوبدستیشو گرفت و وردی رو زمزمه کررد که تمامی جادوگر ها به خواب رفتند.



