جین دولورس آمبریج به قتل رسیده است.رنگ سلستینا به سفیدی گچ شد...
رابستن با چشمانی گرد شده از سلستینا پرسید:تو اون رو کشتی؟احمق میدونی اگه لرد بفهمه حسابت با کرام الکاتبینه؟آخه چرا همچین کار احمقانه ای کرد؟
سلستینا با عصبانیت گفت:چیکار میتونستم بکنم؟اون خپل همینطوری زل زده بود به من و ...
سوزش دستش اجازه ادامه حرف زدن به او نداد و رابستن هم دستش سوخته بود پوزخندی زد و به سلستینا گفت:تو مُردی خانوم کوچولو!لرد ازمون خواسته برگردیم.
رابستن که دید چیزی نمانده سلستینا پس بیفتد فوری ادامه داد:البته ممکن هم هست کار دیگه ای داشته باشه ها!شاید فقط خواسته ما رو ببینه.
رابستن خودش هم فهمید چه حرف نامربوطی زده و بدون حرف دیگری ناپدید شد و سلستینا هم بلافاصله ناپدید شد و به این اندیشید که چگونه میتواند برای لرد توضیح دهد که عامل دستگیری یکی از مرگخوارانش است؟
/./././././././././././.
لرد با صدای سرد و بیروحش دستورات جدیدی را به مرگخواران داد:خب.رابستن.رودولف و بلا میرن تا تانکس رو بیارن و در این میون از حمایت فورتسکیو برخوردارن.حسن مصطفی،رباستین لسترنج و سامانتا ولدمورت میرن تا پرسی رو نجات بدن.در ضمن ایگور و آنتونین و تئودور هم میرن به کلبه ایگور و منتظر کاراگاهان میشن.و تو سلستینا.همینجا میمونی تا من یه سری سوال ازت بپرسم.
همه با صدای پاقی ناپدید شدند و سلستینا لرزان و رنگ پریده به لرد نگاه کرد...
آنلاینها
18 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15
مهمانان
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
پیام امروز
[[continious]] در بحبوحه سیاهی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: بحبوحه ای در سیاهی
Re: بحبوحه ای در سیاهی
Re: بحبوحه ای در سیاهی
Re: بحبوحه ای در سیاهی
Re: بحبوحه ای در سیاهی
Re: بحبوحه ای در سیاهی
Re: بحبوحه ای در سیاهی
Re: بحبوحه ای در سیاهی
Re: بحبوحه ای در سیاهی
Re: بحبوحه ای در سیاهی
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


