عضو جدید خانه ریدلها کیست؟
حمید معصومینژاد بعد از مشاهده و نشست خبری با لرد، عاشق و شیفته ایشان شده و از این شماره به بعد مسئولیت خبرهای ستون لرد نیوز را بر عهده دارد. ایشان که خانه و زندگی خود را رها کرده و در چادری جلوی خانه لرد زندگی میکند، در چند شب گذشته متوجه رفت و آمدهای عجیبی به خانه لرد شده و با پیگیریهای زیاد به راز اسپایسی خانه ریدلها پی برده است.
معصومینژاد از شبی که متوجه ماجرا شده، اینگونه یاد میکند:
"شب خیلی سردی بود. البته من آشغالهای خانه لرد را گشته بودم و توانستم چند کاغذ برای سوزاندن و گرم کردن خودم پیدا کنم. ولی چیز قابل گزارشی از آشغالها پیدا نشد و... خب باعث شد من از غصه خوابم نبرد... چون هیچ خبری از لرد نداشتم و نگرانش بودم. یک دفعه دیدم کسی با ردای سیاه دارد خیلی آرام وارد خانه ریدلها میشود. خیلی ترسیدم! آخر نیمه شب بود! با خودم گفتم نکنه کسی به لرد عزیزم آسیب برساند یا حتی زبانم لال... پناه به مرلین... پناه به هورکراکسها... نکنه لرد یک "دوست خیلی نزدیک" پیدا کرده! خلاصه از چادر زدم بیرون و تعقیبش کردم و درست وقتی پشت سرش بودم، موهای بافته و لباس زردش را دیدم!"
(محتوای این گزارش به درخواست خود لرد سانسور شده است. ایشان گفتند فقط دوست خیلی نزدیک دارند و کلا بگیر نیستند. به ایشان دل نبندید.)
بعد از گزارش معصومینژاد، تیم لرد نیوز با بررسیهای فراوان شخص مورد نظر را شناسایی نمود و او کسی نبود جز بانو هلگا از هافلپاف!
بعد از این کشف، تیم لرد نیوز با تمام امکانات راهی خانه ریدلها شدند تا علت این ملاقاتهای شبانه را جویا شوند. (این بار از بردن دستیار خانم امتناع شد.)
بعد از اصرارهای فراوان، مروپ گانت که هنوز از "حادثه تام ریدل" ترمیم نیافته بود، بر سر تیم خبری فریاد زد:
- پسر مامان رفته مامی پیدا کرده!
بعد دوباره گریهکنان خانه ریدلها را ترک کرد.
در مصاحبهها (التماس و خودزنی مقابل لرد برای جواب دادن به سوالات) بالاخره لرد بر سر تیم خبری منت نهاد و گفت:
• ما "مامی" را در یک شب که به هاگواتز سر زدیم دیدیم و مامی یک دل نه صد دل عاشق ما شد و گفت میخواهد مامی ما باشد. ما گفتیم ما خودمان مادر داریم ولی در طی یک جلسه عملی؛ فهمیدیم خیلی هم به مامی احتیاج داریم! حقیقت این است که ما از میوه خوردن خسته شدهایم، دلمان کیک میخواهد با خامه فراوان! پاستا پنه میخواهیم! پیتزا ناپولیتن حتی! مامی برایمان درست میکند!
در حالی که گروه خبری ما در بهت و حیرت و حسرت فرو رفته بود، هلگا هافلپاف از پشت لرد بیرون آمده و در حالی که پیشبند تنگی بسته بود، از "پسرخواندهاش" به صورت عملی دفاع کرد.
(حرفها و حرکات مامی به دستور لرد حذف گردید. ایشان فرمودند روی مامی غیرت دارند و پسرخواندهای بسیار نزدیک میباشند.)
از آنجا لرد به تنهایی کمر به حذف والدین خود بست؛ یکی از دستیاران مذکر گروه پرسید:
• حالا که مامی دارید؛ میخواهید ددی هم بیاورید؟
لرد با ذکر "بیا بریم اون پشت جوابتو بدم" دستیار مورد نظر را توقیف نموده و تا کنون نیز خبری از وی به دست ما نرسیده است.
(تا کنون یک دستیار زن و یک دستیار مرد از گروه خبری لرد نیوز به سرقت رفته است، از یابنده تقاضا میکنیم جان مامی اش این دو تن را به ما بازگردانده و مژدگانی دریافت نماید.)
.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج













و ما با ایما و اشاره داشتیم بهش میگفتیم که اگه دستمون بهش برسه اون جاروی نیمبوس دو هزار درازمونو میکنیم تو حلقش! 

و ویکتور کرام داره ازمون امضا میگیره! 
" میخنده.




