خب من فکر میکنم که یه جور قانون جادویی برای کسی که وارد قدح میشه وجود داشته باشه که بر اساس اون نمیشه از محدوده خاطره طرف خارج شد چون کسی که وارد خاطره یک نفر میشه باید به جزییاتی که برای صاحب خاطره هستش توجه بکنه وگرنه دیگه معنایی نداره که بری توی خاطره فرد x بعد کارهایی که فرد y میکنه رو دنبال کنی .
در مورد سوال فلور هم فکر کنم که اگه هری بتونه از خاطرات دامبلدور استفاده بکنه خیلی براش میتونه مفید باشه ولی همه خاطرات دامبلدور که داخل قدح نیستن . در این صورت کار هری کمی سخت میشه
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
19 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
18
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
درون قدح انديشه
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

من چون نمی خواستم دوباره تاپیک بزنم گفتم بحث اونکه تموم شد حالا یک بحث دیگه درباره قدح اندیشه
به نظر شما ممکنه دامبلدور تمامه خاطراشو که برای هری خوبه در یک جا پنهان کرده باشه تا هری در مواقع مورد نیاز بره سرشون؟مثلا همین قدح اندیشه دامبلدور به نظر من تجربه ی دامبلدور در طول زندگیش خیلی زیاد بوده و باید خودش این فکرو می کرد که ممکنه تجربه هاش به درد هری بخوره
مثلا چطور دامبلدور این همه قدرت پیدا کرد و شد بهترین جادوگر زمان خودش از چه راهی و چه چیزایی یاد گرفت فکر کنم هری اگر خاطره ها رو داشته باشه بتونه به تنهایی راهشو برای مراحل بعد پیدا کنه چون دامبلدور و تجربه هاش همیشه کمکش کردن حالا که دامبلدور نیست افکارش اونو کمک می کنن بازم باید بحث کنم و یکم فکر دوباره نظراتمو می گم
به نظر شما ممکنه دامبلدور تمامه خاطراشو که برای هری خوبه در یک جا پنهان کرده باشه تا هری در مواقع مورد نیاز بره سرشون؟مثلا همین قدح اندیشه دامبلدور به نظر من تجربه ی دامبلدور در طول زندگیش خیلی زیاد بوده و باید خودش این فکرو می کرد که ممکنه تجربه هاش به درد هری بخوره
مثلا چطور دامبلدور این همه قدرت پیدا کرد و شد بهترین جادوگر زمان خودش از چه راهی و چه چیزایی یاد گرفت فکر کنم هری اگر خاطره ها رو داشته باشه بتونه به تنهایی راهشو برای مراحل بعد پیدا کنه چون دامبلدور و تجربه هاش همیشه کمکش کردن حالا که دامبلدور نیست افکارش اونو کمک می کنن بازم باید بحث کنم و یکم فکر دوباره نظراتمو می گم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/06/25
تولد نقش: 1383/08/04
آخرین ورود: یکشنبه 20 آبان 1403 09:08
از: یخچال خانه ریدل
پستها:
1709

البته به نظر من هری راه خروج از قدح رو یاد گرفته چون در کتاب پنجم هری به طور خود آگاهانه وارد قدح شد یعنی از قبل قصد چنین کاری رو داشته و مطمئنن اون هرگز نمیخواسته منتظر بمونه تا اسنیپ بیاد و اون رو از خاطرش بیرون بکشه از روی این موضوع میتوان اینطوری نتیجه گرفت که هری بلده چه طوری از قدح خارج بشه همون طور که در کتاب هم نوشته شده بود هری قصد داشت قبل از رسیدن دوباره اسنیپ از درون خاطره در بیاد فقط از زمان غافل شده بود
در ضمن در یکی از خاطرات دامبلدور که دامبلدور رفته بود به پرورش گاه که به تام ریدل بگه جادوگر هست و.......در آخر دامبلدور فقط به هری میگه که فکر میکنم دیگه بسه و بعد مدتی هر دو میان بیرون میخوام بگم که در این قسمت اصلا گفته نشده که دامبلدور دست هری رو گرفته بلکه هری خودش به تنهایی آمده بیرون
در ضمن در یکی از خاطرات دامبلدور که دامبلدور رفته بود به پرورش گاه که به تام ریدل بگه جادوگر هست و.......در آخر دامبلدور فقط به هری میگه که فکر میکنم دیگه بسه و بعد مدتی هر دو میان بیرون میخوام بگم که در این قسمت اصلا گفته نشده که دامبلدور دست هری رو گرفته بلکه هری خودش به تنهایی آمده بیرون
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط hardy boys در 1384/7/21 15:19:42
جزئیات کاربر

منم خودم مثل ايليدان و hard boys
تصوري از سياهي مطلق دارم شايد وقتي از محدوده ي خاطره دور بشيم در تاريكي مطلق بمانيم و اصلا" نتوانيم از قدح بيرون بيايم
و تا أخر عمر در أنجا بايد توي تاريكي وول بخوريم
به نطرم رولي بايد بيشتر راجع به قدح توضيح بده مثل موقع خارج شدنشان در كتاب اشاره شده كه دامبل دست هري رو مي گيره و بيرون ميان و اگر توجه كرده باشين هيچ وقت هري خودش از قدح خارج نشده و هميشه يك نفر او رو بيرون كشيده و اين يكي از نكته هاي مبهم جزييات كتابه ....
خوب نمي خواستم موضوع رو به اينجا بكشونم
اما جدا" نظر شما راجع به دور شدن هري از خاطره چيه ؟؟؟؟
بقيه كاربران محترم هم لطف كنند و نظر بدن
تصوري از سياهي مطلق دارم شايد وقتي از محدوده ي خاطره دور بشيم در تاريكي مطلق بمانيم و اصلا" نتوانيم از قدح بيرون بيايم
و تا أخر عمر در أنجا بايد توي تاريكي وول بخوريم
به نطرم رولي بايد بيشتر راجع به قدح توضيح بده مثل موقع خارج شدنشان در كتاب اشاره شده كه دامبل دست هري رو مي گيره و بيرون ميان و اگر توجه كرده باشين هيچ وقت هري خودش از قدح خارج نشده و هميشه يك نفر او رو بيرون كشيده و اين يكي از نكته هاي مبهم جزييات كتابه ....
خوب نمي خواستم موضوع رو به اينجا بكشونم
اما جدا" نظر شما راجع به دور شدن هري از خاطره چيه ؟؟؟؟
بقيه كاربران محترم هم لطف كنند و نظر بدن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=990
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/06/25
تولد نقش: 1383/08/04
آخرین ورود: یکشنبه 20 آبان 1403 09:08
از: یخچال خانه ریدل
پستها:
1709

به نظر من شخصی که در درون قدح اندیشه هست از یک حدی نمیتونه از شخص صاحب خاطره دور شود و اگر این کار را بکند محیط اطرافش تیره و تار شده و همچنین صداها را به وضوح نمیشنود و اگر از شخص صاحب خاطره بیشتر دور شود دیگه به جایی میرسد که جز سیاهی چیزی وجود ندارد.
البته در مورد نظر نوربت باید بگم که رولینگ در یکی از مصاحباتش گفت که خاطرات درون قدح همشون مربوط به خاطرات شخص صاحب خاطره نیست و قسمتهایی هم وجود دارد که جزو خاطرات شخص نیستند اما از طریق نیروی جادویی قدح در درون قدح وجود دارند و این نیروی جادویی قدح انیشه است.به عنوان مثال در فصل بدترین خاطره اسنیب در کتاب 5 مطمئنن اسنیب در دوران نوجوانیش حرفهای سیریوس و جیمز و دوستانش را نشنیده بود ولی در درون قدح اندیشه هری در کنار بدرش و سیریوس و لوبین و بیتر نشسته بود و به حرفهایشان گوش میداد.
البته در مورد نظر نوربت باید بگم که رولینگ در یکی از مصاحباتش گفت که خاطرات درون قدح همشون مربوط به خاطرات شخص صاحب خاطره نیست و قسمتهایی هم وجود دارد که جزو خاطرات شخص نیستند اما از طریق نیروی جادویی قدح در درون قدح وجود دارند و این نیروی جادویی قدح انیشه است.به عنوان مثال در فصل بدترین خاطره اسنیب در کتاب 5 مطمئنن اسنیب در دوران نوجوانیش حرفهای سیریوس و جیمز و دوستانش را نشنیده بود ولی در درون قدح اندیشه هری در کنار بدرش و سیریوس و لوبین و بیتر نشسته بود و به حرفهایشان گوش میداد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

با نظر منالیزا مخالفم به نظرم از محدوده اون شخص بیرون بیاد میره تو سیاهی و همون حس بی نهایت یا خاطره دیگه ای جایگزین میشه یعنی یک چرخش در قدح و یا از قدح بیرون میاد و پایان خاطره ولی کلا ارزش بحث کردن نداره،اگه می رفت اگه فلان می کرد اگه ها رو باید گذاشت برای پیرزن ها بشینن با هم حرف بزنن هزار تا اگه میگن.اما فعلا شما در جوانی هستید و به جای وقتتون رو با بیهوده جواب دادن پر کنید از عقل تون استفاده کنید و تو یه تاپیک دیگه شرکت کنید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

دوستان عزيز کاملا دقت داشته باشيد که فقط يکبار ميگم
من تا اين لحظه 4 تا پست از اين تايپيک پاک کردم اگر پستي نيم خطي و يک خطي , اظهار وجودي , ارزشي , من موافقم و من مخالفم , حرفهاي فرندشيپانه مثل قربونش برم و فداش بشم و .. , و پستها خارج از جواب اين سوال سريعا پاک ميشه و در ضمن اگر اين موارد بيش از 10 مورد از اين لحظه افزايش پيدا کنه سريعا تايپيک قفل و بعد پاک ميشه
اين رو بگم فقط يکبار گفتم براي اخرين بار
و در ضمن براي اينکه زياد هم پستم بي مورد نباشه منم نظرم رو بگم
به نظر من اگر فردي که در خاطره فردي ديگريست و بخواد از نزيديکيهاي صاحب خاطره دور بشه مطمئنا که نيتونه بره دنبال يه چيزه ديگه اي . چون همونجوري که اين دوست عزيز اشاره کردند تو همون فصل و همون خط اومده که هري ميدانست که اگر اسنيپ بخواهئ به مسيري غير از مسير پدر و دوستان پدرش برود او ديگر نميتواند جيمز را دنبال کند
خب اينجا يه موضوع روشن شده اينکه يه کلمه منفي به نام نميتواند در جمله وجود داره يعني اينکه بخواد مثلا جيمز رو ببينه نميتونه که شايد ممکن اصلا هيچي نبينه و اگر اينجوري بشه که نتونه هيچجا رو ببينه ممکن هست گم بشه و يا هزار تا اتفاق ديگه نميدونم منظور رو فهميدين يا نه
من تا اين لحظه 4 تا پست از اين تايپيک پاک کردم اگر پستي نيم خطي و يک خطي , اظهار وجودي , ارزشي , من موافقم و من مخالفم , حرفهاي فرندشيپانه مثل قربونش برم و فداش بشم و .. , و پستها خارج از جواب اين سوال سريعا پاک ميشه و در ضمن اگر اين موارد بيش از 10 مورد از اين لحظه افزايش پيدا کنه سريعا تايپيک قفل و بعد پاک ميشه
اين رو بگم فقط يکبار گفتم براي اخرين بار
و در ضمن براي اينکه زياد هم پستم بي مورد نباشه منم نظرم رو بگم
به نظر من اگر فردي که در خاطره فردي ديگريست و بخواد از نزيديکيهاي صاحب خاطره دور بشه مطمئنا که نيتونه بره دنبال يه چيزه ديگه اي . چون همونجوري که اين دوست عزيز اشاره کردند تو همون فصل و همون خط اومده که هري ميدانست که اگر اسنيپ بخواهئ به مسيري غير از مسير پدر و دوستان پدرش برود او ديگر نميتواند جيمز را دنبال کند
خب اينجا يه موضوع روشن شده اينکه يه کلمه منفي به نام نميتواند در جمله وجود داره يعني اينکه بخواد مثلا جيمز رو ببينه نميتونه که شايد ممکن اصلا هيچي نبينه و اگر اينجوري بشه که نتونه هيچجا رو ببينه ممکن هست گم بشه و يا هزار تا اتفاق ديگه نميدونم منظور رو فهميدين يا نه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
How can you escape...if they can see everything? V.M
وقتی اونها میتونند همه چیز رو ببینند ... چطوری میتونی فرار کنی؟ وی ام
وقتی اونها میتونند همه چیز رو ببینند ... چطوری میتونی فرار کنی؟ وی ام
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/06/25
تولد نقش: 1383/08/04
آخرین ورود: یکشنبه 20 آبان 1403 09:08
از: یخچال خانه ریدل
پستها:
1709

در جلد سوم هری باتر و محفل ققنوس فصل 28 بدترین خاطره اسنیب نوشته بود:
هری با نگرانی به بشت سرش نگاهی انداخت. اسنیب که هنوز غرق در سوال امتحانی اش بود با آنها فاصله زیادی نداشت .اما این خاطره اسنیب بود و هری میدانست که اگر اسنیب در محوطه مدرسه به سمت دیگری برود او دیگر نمیتواند به دنبال بدرش برود.
خب جمله بالا عین جمله کتاب هست که من براتون نوشتم و در این جمله به روشنی گفته شده که هری مجبور هست که به دنبال اسنیب برود چون این خاطره اسنیب است.
هری با نگرانی به بشت سرش نگاهی انداخت. اسنیب که هنوز غرق در سوال امتحانی اش بود با آنها فاصله زیادی نداشت .اما این خاطره اسنیب بود و هری میدانست که اگر اسنیب در محوطه مدرسه به سمت دیگری برود او دیگر نمیتواند به دنبال بدرش برود.
خب جمله بالا عین جمله کتاب هست که من براتون نوشتم و در این جمله به روشنی گفته شده که هری مجبور هست که به دنبال اسنیب برود چون این خاطره اسنیب است.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
شاید کسانی وارد خاطره شخص دیگری می شدند فقط می توانستند در محدوده ی همان خاطره این طرف و طرف بروند یعنی فقط چیزهایی رو ببینند و بشنوند که صاحب خاطره دیده یا شنیده یا در اطرافش اتفاق افتاده...
شاید هم اگر هری از اون محدوده بیرون میرفت وارد محدوده ی خاطره های دیگری می شد.مثلا خاطره ای که قبلا در قدح بوده.
شاید هم اگر هری از اون محدوده بیرون میرفت وارد محدوده ی خاطره های دیگری می شد.مثلا خاطره ای که قبلا در قدح بوده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

در تمامي كتابها وقتي هري توي قدح انديشه بود چه با دامبلدور چه به تنهايي مثل وقتي كه در خاطره ي اسنيپ به خودش ياد أوري مي كرد كه نبايد زياد از او دور شود و ...
هيچ وقت از محدوده ي فرد اصلي كه خاطره به او تعلق داشت دور نمي شد.
به نظر شما اگرهري از محدوده ي فرد صاحب خاطره دور مي شد و به دنبالش نمي رفت چه اتفاقي مي افتاد ؟
(فقط جواب اين سوال رو بدهيد و حاشيه نرويد )
هيچ وقت از محدوده ي فرد اصلي كه خاطره به او تعلق داشت دور نمي شد.
به نظر شما اگرهري از محدوده ي فرد صاحب خاطره دور مي شد و به دنبالش نمي رفت چه اتفاقي مي افتاد ؟
(فقط جواب اين سوال رو بدهيد و حاشيه نرويد )
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=990
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج