روان خانه سیاه - سفید !!!
ممنون
جادو در راه است…
لطفاً یک لحظه صبر کنید
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|


همینی که گفتم...ناراحتی زنگ بزن 118

در حالی که سی دقیقه از شروع کار وزارتخانه می گذشت ، تعداد زیادی از مرگ خواران با همان پوشش قدیمی خود به وزارتخونه حمله کردند .
محفل ققنوس نیز با تعداد زیادی از اعضا وارد عمل می شه و به دفاع از کارکنان و وزارتخانه می پردازه . محفلی ها با افسون هایی که مختص آن هاست به مبارزه پرداختن
مجهز به ردیاب هست و به راحتی می توانند



نیمفا با دست پاچگی از جای خود پاشد
توسط ننه سیریوس، البوس با کلی سعی

تدی کمی نگرانم به نظر می رسید




و وقتي انگشت هايش به دور نخ يويو پيچيده شد و شور شوقی اونو گرفت .
البته شایدم مشکل از ناآگاهی منه...اما فک میکنم اینجا میتونستی از "انگشت هایش تن سرد یویوی صورتی را لمس کرد" یا یه همچین چیزی هم استفاده کنی.تدی با دستش جای زخم گاز گرفتن خودشو به جیمز نشون داد .
- اینها ببین اینم از این زخم گوگوری مگوریت !
جیمز :![]()



ورفین تکرار کرد:کی اونژاست؟مای لرد شمایی؟
ریموس گفت:با علامت من حمله می کنیم...یک...
-این شدای ژِیه؟
-...دو...
- گرگه...؟
-سه...!

همینی که گفتم...ناراحتی زنگ بزن 118







تدی : درسته ، اونا خیلی زودتراز ما به سوی محفل راه افتادن

همه ی محفلی ها منتظر رهبر خود بودن تا ببینن اون بحث های که توی خانه ریدل شد درسته یا نه ؟
همه ی محفلی ها منتظر رهبرشون بودن تا ببینن اون بحث های که تو خونه ی ریدل شد درسته یا نه ؟
همه ی محفلی ها منتظر رهبر خود بودند تا ببینند بحث هایی که در خانه ی ریدل جریان داشت درست است یا نه ؟
ریموس در حالی که داشت نامه داشت با صدای بلند می خواند !

ملت مرگخوار چند دقیقه ای قبل از ظهور محفلیا، تدی رو به زیر زمین برده بودند و طلسمش کردن تا صدایی ازش در نیاد، سپس همگی سعی کردند مثل همیشه رفتار کنند.
، زیاد از سه نقطه استفاده نکن تو یه جمله یا یه دیالوگ.
ملت مرگخوار چند دقیقه ای قبل از ظهور محفلیا، تدی رو به زیر زمین برده بودند و طلسمش کردن تا صدایی ازش در نیاد، سپس همگی سعی کردند مثل همیشه رفتار کنند.
، زیاد از سه نقطه استفاده نکن تو یه جمله یا یه دیالوگ.
ناگهان چند اتفاق با هم افتاد . صدای جیغ های جیمز و زوزه های تدی با هم مخلوط شد وصداهای خفنی تولید شد و باعث شد کل امین اباد با خاک یک سان شه !

هری در حالی که دونه دونه مشنگ هارو از زیر خاک بیرون می کشید و جیمز با یویوش بر سر انها می کوبید تا فراموشی بگیرند ! هری اخرین نفر رو در اورد و جیمز ضربه اخر رو زد .




