جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  142 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  254 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  248 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  329 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  231 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 4 مرداد 1391 10:28
نمایش جزئیات
آفلاین
1. کسی که شغل خوبی داره .

اسم : خانم میم
شغل : فضانورد

خانم میم فضانورده بعد از کلی نمره 20 گرفتن و به قول خودش" ثابت کردن خود " تونست به شغل رویاییش برسه . اون روز قرار بود خانم میم بره فضا . خانم میم تا از خواب بلند شد ، دل پیچه گرفت باورش نمی شد می تونه به فضا بره .از خونه که بیرون اومد هزار تا خبرنگار منتظرو دید که از بس مشتاق بودن همکاراشون زیر پاهاشون له می کردند .

_ خانم میم ، الآن چه احساسی دارین ؟

_خانم میم ، باورتون می شه دارین میرین فضا ؟!

_ خانم میم ...

خانم میم بعد از کلی سر و کله زدن تونست از دست خبرنگارا خلاص بشه و به درون سازمان هوایی فضایی ناسا فرار کنه .

خانم میم بعد از پوشیده یک لباس بسیار سنگین به درون موشک رفت و ....

چند ساعت بعد

خانم میم داشت از نبودن جاذبه لذت می برد و تو هوا پشتک می زد . نمی دونست صبحه یا شب ولی مهم هم نبود ، اون عاشق فضا بود .

کسی که شغل بدی داره


نام : آقای جیم
شغل : جاسوس دو طرفه

آقای جیم بدبخت جاسوسه ، تازه یه طرفه هم نه ، دو طرفه . اون روز صبح موبایل آقای جیم زنگ زد . آقای جیم به سختی چشماشو باز کرد و به ساعت خیره شد . ساعت دو و نیمه صبح بود !

آقای جیم موبایلشو برداشت .

_ بله ؟

_ هوی ، جیم تویی ؟

_ پ نه پ من نیستم عممه . خوب تو به موبایل من زنگ زدی .

_ جیم مگه یادت نیست امشب قرار بود مدارکو بدزدی واسم بیاری ؟

آقای جیم که تازه یادش اومده بود با گیجی گفت : آهان آره اونارو از آقای الف دزدیدم امشب واستون میارم توشون هم نوشته بود : ...........

نیم ساعت بعد

_ جیم الاغ تو مدارک منو دزدی ، من آقای الفم ! نکنه تو جاسوس دو طرفه ای ؟! شما دو تا . ( به دو نفر در دفترش اشاره کرد . ) برین زود سر اینو واسه من بیارین .

2.شغل مشنگی

فضانورد ( من عاشق فضا و ستاره ها و سیاره هام .)

منجم ( در صورت نبودن شغل بالا )

باستان شناس ( شغل جالبیه زمینو کندن برای اشیای باستانی و یا پیدا کردن تونل های قدیمی )

شغل جادوگری

معلم کلاس ستاره شناسی

مرگخوار ( خوب یه نوع شغله تازه پر در آمد هم هست )

تا حالا در مورد آرایش گری جادویی چیزی شنیدین ؟ من که خیلی دوسش دارم .

3.
1.چرا مشنگا زودتر از ما جادوگرا میمیرند ؟
2.چرا وجود جادوگرارو قبول نمی کنند ؟
3.چرا اونا از یه چیزی به نام " مداد " و " خودکار " به جای قلم استفاده می کنند ؟
4.آیا مشنگا می تونن پرواز کنند ؟
5.اسباب بازی مشنگا تو بچگی شون چیه ؟
6.مشنگا چه جوری بدون استفاده از نامه با هم ارتباط برقرار می کنند ؟
7.مشنگا چه جوری خونه هاشونو روشن می کنند ؟
8.مشنگا چه جوری بدون پاتیل دارو درست می کنند ؟
9.چرا مشنگا می گذارند یه آدم دیگه تکه پارشون کنه ؟
10.واقعا مشنگا می تونن پله هایی درست کنن که خودش می ره بالا ؟ چه جوری ؟
11.ادیسون که این همه مشنگا بهش افتخار می کنن کیه ؟
12.انیشتین چه طور ؟


4. دوست دارین عنوان جلسه ی بعد چی باشه ؟( 3 نمره )


مشنگ ها و اختراهات و اکتشافاتشون .
مثلا دانشمند هایی که جادوگر بودند ولی همه اونارو مشنگ می شناسن .

دکتر ها و درمانگر ها
تفاوت این دو شغل که یکی اند ولی از زمین تا آسمون با هم فرق می کنند .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 4 مرداد 1391 10:23
نمایش جزئیات
آفلاین
1. کسی که شغل خوبی داره .
اسم : خانم میم
شغل : فضانورد

خانم میم فضانورده بعد از کلی نمره 20 گرفتن و به قول خودش" ثابت کردن خود " تونست به شغل رویاییش برسه . اون روز قرار بود خانم میم بره فضا . خانم میم تا از خواب بلند شد ، دل پیچه گرفت باورش نمی شد می تونه به فضا بره .از خونه که بیرون اومد هزار تا خبرنگار منتظرو دید که از بس مشتاق بودن همکاراشون زیر پاهاشون له می کردند .

_ خانم میم ، الآن چه احساسی دارین ؟

_خانم میم ، باورتون می شه دارین میرین فضا ؟!

_ خانم میم ...

خانم میم بعد از کلی سر و کله زدن تونست از دست خبرنگارا خلاص بشه و به درون سازمان هوایی فضایی ناسا فرار کنه .

خانم میم بعد از پوشیده یک لباس بسیار سنگین به درون موشک رفت و ....

چند ساعت بعد

خانم میم داشت از نبودن جاذبه لذت می برد و تو هوا پشتک می زد . نمی دونست صبحه یا شب ولی مهم هم نبود ، اون عاشق فضا بود .

کسی که شغل بدی داره

نام : آقای جیم
شغل : جاسوس دو طرفه

آقای جیم بدبخت جاسوسه ، تازه یه طرفه هم نه ، دو طرفه . اون روز صبح موبایل آقای جیم زنگ زد . آقای جیم به سختی چشماشو باز کرد و به ساعت خیره شد . ساعت دو و نیمه صبح بود !

آقای جیم موبایلشو برداشت .

_ بله ؟

_ هوی ، جیم تویی ؟

_ پ نه پ من نیستم عممه . خوب تو به موبایل من زنگ زدی .

_ جیم مگه یادت نیست امشب قرار بود مدارکو بدزدی واسم بیاری ؟

آقای جیم که تازه یادش اومده بود با گیجی گفت : آهان آره اونارو از آقای الف دزدیدم امشب واستون میارم توشون هم نوشته بود : ...........

نیم ساعت بعد

_ جیم الاغ تو مدارک منو دزدی ، من آقای الفم ! نکنه تو جاسوس دو طرفه ای ؟! شما دو تا . ( به دو نفر در دفترش اشاره کرد . ) برین زود سر اینو واسه من بیارین .

2.شغل مشنگی

فضانورد ( من عاشق فضا و ستاره ها و سیاره هام .)

منجم ( در صورت نبودن شغل بالا )

باستان شناس ( شغل جالبیه زمینو کندن برای اشیای باستانی و یا پیدا کردن تونل های قدیمی )

شغل جادوگری

معلم کلاس ستاره شناسی

مرگخوار ( خوب یه نوع شغله ، تازه پر در آمد هم هست )

آرور

تا حالا در مورد آرایش گری جادویی چیزی شنیدین ؟ من که خیلی دوسش دارم .

3.
1.چرا مشنگا زودتر از ما جادوگرا میمیرند ؟
2.چرا وجود جادوگرارو قبول نمی کنند ؟
3.چرا اونا از یه چیزی به نام " مداد " و " خودکار " به جای قلم استفاده می کنند ؟
4.آیا مشنگا می تونن پرواز کنند ؟
5.اسباب بازی مشنگا تو بچگی شون چیه ؟
6.مشنگا چه جوری بدون استفاده از نامه با هم ارتباط برقرار می کنند ؟
7.مشنگا چه جوری خونه هاشونو روشن می کنند ؟
8.مشنگا چه جوری بدون پاتیل دارو درست می کنند ؟
9.چرا مشنگا می گذارند یه آدم دیگه تکه پارشون کنه ؟
10.واقعا مشنگا می تونن پله هایی درست کنن که خودش می ره بالا ؟ چه جوری ؟
11.ادیسون که این همه مشنگا بهش افتخار می کنن کیه ؟
12.انیشتین چه طور ؟


4. دوست دارین عنوان جلسه ی بعد چی باشه ؟( 3 نمره )


مشنگ ها و اختراهات و اکتشافاتشون .
مثلا دانشمند هایی که جادوگر بودند ولی همه اونارو مشنگ می شناسن .

دکتر ها و درمانگر ها
تفاوت این دو شغل که یکی اند ولی از زمین تا آسمون با هم فرق می کنند .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 مرداد 1391 22:30
نمایش جزئیات
آفلاین
پروفسور چانگ،سلام!!!

سوالی در مورد سوال یک داشتم

شخص ،خوب باشه یا شغلش؟

منظورم اینه که یه رول درمورد آدمی بزنیم که شغل خوب یا بدی داره یا یه رول درمورد شخص خوب یا بدی بزنیم که

یه شغل داره؟

من که با توجه به سوال جواب میدم.

سوال1.

کسی که شغل خوبی داره:


اسم:آقای مهندس

شغل:...فکر کنم...آها...مهندس

رول:


آقای مهندس با صدای گوشخراش ساعتش از خواب بلند میشه و دوباره میخوابه.دوباره ساعتش زنگ میزنه و بیدار

میشه.ساعت مچیشو نیگاه میکنه (6:10)دوباره میخوابه.6 بار این عمل تکرار میشه وبلاخره آقای مهندس بیدار

میشه و به ساعتش نگاه میکنه و این بار عدد هایی که میخونه رو میفهمه.(6:17)

عجله ای عجله ای آماده میشه(ولی نمیدونست که چرا هر وقت خودشو تو آینه میبینه حس میکنه که یه چیزیش

جور نیست.)

صبحانه رو خورده نخورده،لباسو پوشیده نپوشیده،مسواک زده نزده،خمیازه کشیده نکشیده ،میره سر کار.

ساعت 6:20 دقیقه میرسه.(جت خصوصی داره.شوخی کردم.محل کارش طبقه بالا ی خونشه.)و به کارمندش که

همزمان با اون اومده بود ،گیر میده.

نمی دونست که چرا کل کسانی که از اون میترسیدن،امروز با دیدنش پوزخند میزدند؟!!

کل زمان کارش( که گیر دادنه!) به کار منداش گیر میده.

برای جبران 20 دقیقه دیر اومدنش هم 20 دقیقه زودتر میره!!!

و با سر و وضعی شلخته و خسته به خونه میاد.از جلوی آینه که رد میشه خودشو میبینه که لباس زیرشو

بالای لباس کارش پوشیده.

پس بگو چرا مدام فکر میکرد یه کاری رو اشتباه انجام داده.

کسی که شغل بدی داره:

اسم:آقا دزده

شغل:دزد

رول:


آقا دزده که برخلاف آقای مهندس خیلی سحر خیز بود،ساعت 2 شب بیدار شد و برای بدست آوردن یه کم پول

برای نون شبش دست به دزدی زد.

اول به طرف خانه یه آقا به نام آقای پول پاروکن رفت.فقط یه تلوزیون و مقداری پول برای خریدن خانه 38 هکتاری و

وسایلش دزدید.

فقط همین...

و برای خودش یه خونه درست کرد و از توی تلوزیونش فقیری رو دیده بود که از گرسنگی مرده.

و با خوشحالی به خودش گفت:

-اگه من از اون دزدی میکردم،حتما زودتر میمرد.

و حس خیلی خوبی بهش دست داد.این بود از قصه کسی که شغل بد و دل پاکی دارد.

برخلاف آقای مهندس.

سوال 2.

3 شغل مشنگی:


1.فسیل شناس.البته فقط مال دایناسورا.خیلی دوستشون دارم.چون به دایناسورا ربط داره

و من...دوسشون دارم.

2.همونایی که فضا میرن.اسمشون رو نمیدونم.فک کنم فضارو باشه.چون میخوام فضا رو ببینم.

3.اینم نمی دونم اسم اصلیش چیه.روبات ساز یا یه چیزی تو این مایه ها.چون دوست دارم از تکنولوژی

مشنگا سر درارم.

سه شغل جادویی:

1.استاد جادوی سیاه:جادوی سیاهو عشقه و کلی در موردش اطلاعات دارم.

2.وزیر سحر و جادو:قدرت میده.

3.کاری که باعث بشه عکسم روی کارت قورباقه شکلاتی چاپ بشه.چون معروف میشم.

سوال 3.


شغل های مشنگی ای که گفتم اسمشون چیه؟

چرا مشنگ ها میگن دماغتو بگیر؟مگه میتونن دماغشون رو جا به جا کنن؟

چرا مشنگ ها از ما میترسن؟

گالیون مشنگ ها چه شکلیه؟

چرا حیوونای فیلماشون حرف میزنن؟

کتاب هری پاتر مشنگیشونو من چند روز پیش خوندم.اگه مشنگ ها باور کنن چی کار کنیم؟

کامپیوتر چیه؟

ساعت های مشنگ ها چه جوری کار میکنه؟

اونا با چی با هم حرف میزنن؟

چرا بعضی چیزا رو مامیبینیم اونا نمیبینن؟

چرا مشنگ ها از سوسک میترسن؟

سوال 4.

نممممممممممممممممممممممممممیدونم!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 مرداد 1391 17:23
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام خدمت پروف چانگ و بقیه بچه ها! اینم از تکالیف ما،‏ باشد که خوشتان بیاید!‏

جواب سوال یک:

شخص بد بخت:‏ فوق لیسانس ریاضی محض،‏ آقای عبداللهی:

رواقی(مدیر مدرسه ای که شخص مذکور در اون درس میده)‏:
-شفیعی،‏ زنگ رو بزن،‏ این معلما تا کی باید اون تو بخورن و حرف بزنن؟ من نتیجه کنکور میخوام،‏ بهشون بگو برن سر کلاسا!‏

آقای شفیعی(معاون مدرسه) در حالی که داره با موبایلش حرف میزنه،‏ میره سمت اتاق دبیران،‏ در رو باز میکنه و میگه:
-‏ سلام آقایون،‏ خسته نباشید،‏ کلاس ها آماده هستند،‏ میتونین برین سر کلاس ها!‏

معلم ها با نارضایتی ار جاشون بلند میشن و میرن سمت کلاس ها،‏ ولی آقای عبداللهی هنوز نتونسته دفتر نمره اش رو پیدا کنه.
بالاخره بعد از یه مدت گشتن توی قفسه ها،‏ پیداش میکنه!‏
آماده میشه که بره سر تنها کلاسی که امسال بهش توی اون مدرسه دادن،‏ سوم تجربی ‏۱‏ !‏

وارد کلاس میشه،‏ یادش نیست که امروز روز معلمه،‏ واسه همین همون لحظه ای که وارد میشه با دیدن کلاس شوکه میشه!‏
بچه ها همه جای کلاس رو تزیین کردن،‏ یه تیکه کیک برای معلم کنار گذاشتن،‏ واسه همه آبمیوه گذاشتن و کلا همه چیز آماده ی یه جشن درست و حسابیه!‏
یکی از بچه ها سنتور آورده بود،‏ یکی ویولن،‏ یکی هم ارگ! کلا بچه ها دل تو دلشون نبود که یهو معلم گفت:
-‏ آقای ‏....‏ و آقای ‏....‏ میز رو ببرین سر جاش بذارین،‏ این وسایل رو هم جمع کنین،‏ ینی چی این کارا،‏ دفتر ها رو در بیارین امروز میخوام درس بدم.

اون روز معلم درس میده،‏ ولی برگشتنی به خونه،‏ میبینه که هر چهار چرخ ماشینش پنچر شده و همینطور فردا هم نمیاد مدرسه،‏ چون پاش به طور عجیبی شکسته بود!‏


نفر دوم:‏ فرد خوشبخت ماجرا:‏ برادر بهداد،‏ لیسانس زیست شناسی سلولی و مولکولی،‏ شغل:‏ فعلا بیکار در جامعه!‏

امروز یکی از بهترین روز های برادر بهداد بود،‏ ازدیشب که با عشقش حرف میزد و توی بغل اون خوابید،‏ تا صبح که با هم از خواب بیدار شدند!‏
یکمی با عشقش حرف زد و لباسش رو پوشید و بوسش کرد و رفت بیرون.
ناسلامتی چند جا مدیر بود،‏ باید به همه ی کاراش میرسید،‏ از سرکشی به طبقه ها تا سرکشی به تک تک افراد جدید و قدیمی،‏ ولی باز هم دلش پیش عشقش مونده بود! همه ی کار هاش رو سریع انجام میداد،‏ خیلی وقت نبود که ارتقای شغلی گرفته بود،‏ ولی باز هم با همه ی توانش کار میکرد و از کارش لذت میبرد،همیشه سعی میکرد بهترین باشه.
یکمی از ضهر گذشته بود که تلفنش زنگ زد،‏ سرپرست سازمان بود،‏ اونو احضار کرد به اتاقش:
در اتاق:
-‏ سلام،‏ با من کاری داشتید؟
-‏ بیا بشین،‏ کار خیلی مهمی دارم برات،‏ از وقتی که مدیر بخش شدی زیر نظر دارمت،‏ خیلی خیلی خوب کاراتو انجام میدی،‏ با اینکه قبل از اومدنت یه سری آدم عوضی هم میخواستن مدیر بشن،‏ ولی چون لیاقتش رو نداشتن،‏ خودشون رفتن!‏
ولی الان برات یه خبر خیلی خوب دارم،‏ میخوای بشنوی؟
-‏ البته رئیس،‏ خیلی هم خوشحال میشم.
-‏ پس بیا جلوتر،‏ کنار من.
-‏ چشم ولی ‏...
-‏ ولی نداره،‏ بیا.
برادر بهداد میره سمت صندلی رئیس،‏ و کنارش می ایسته،‏ رئیس از صندلیش بلند میشه و میگه:
-‏ از این به بعد تو اینجا میشینی،‏ تمام اتاق و بخش و اداره ها مال توئه،‏ ولی باید با تمام وجودت کار کنی،‏ این قول رو میدی؟
-‏ ولی رئیس،‏ من نمیتونم اینو...
-‏ تو میتونی و قبول میکنی،‏ دیگه نمیخوام حرفی بشنوم.

دل تو دل برادر بهداد نبود،‏ با تمام قدرتش کاراشو انجام داد و خیلی سریع رفت خونه تا تمام جریان رو به عشقش بگه.


جواب سوال دوم:

سه شغل مشنگی:

دندانپزشک،‏ چون کاراش راحت تره،‏ مثل قلب نیستش که یکی باشه،‏ سی و سه تاست! خرابش هم کرد،‏ مصنوعی هم داره!‏

معلم اول ابتدایی،‏ خیلی حس فوق العاده ای داره که ببینی بچه ای که تا دیروز نمیتونست بنویسه،‏ الان برات داره کتاب میخونه!‏

استاد دانشگاه،‏ دلیل نداره که،‏ خیلی خیلی خوبه،‏ تازه برادر بهداد هم شاید رفت استاد دانشگاه شد.

سه شغل جادویی:

وزیر سحر و جادو،‏ اینم دلیل نمیخواد،‏ چون بدون شوخی قدرت مدیریتیم فوق العادس،‏ خیلی خوب میتونم جامعه ی جادوگری رو اداره کنم.

مدیر هاگوارتز،‏ اینم به همون دلیل بالا،‏ ولی علاقه م به این بیشتره!‏

معلم تاریخ جادوگری،‏ اینم که خودمم،‏ خیلی هم از تاریخ خوشم میاد!‏

جواب سوال سوم:

معنی دقیق عبارت "تن لش" چیه؟
چرا اکثر مشنگ ها عقده ی مدیریت دارن؟ و اگه مدیر نشن کلا غیبشون میزنه مثلا،‏ ولی بازم اونجا ها میخوان خرابکاری کنن؟
چرا اتوبان ها همیشه شلوغن؟
چرا دایی چاقه؟
آیا تام و جری واقعا وجود دارند؟
چرا مدیرا از صندلیشون خیلی خوششون میاد؟
چرا مشنگ ها به موهاشون ژل میزنن؟
چرا شامپو هاشون رو ماهی یه بار عوض میکنن؟
چرا ناخناشون رو باید با آهن بر برید؟
آیا واقعا ز‌وپس چیز خوبیست؟
پرکاربردترین نام مشنگی چیست؟

جواب سوال چهارم:

علم بهتر است یا ثروت؟
ج) پزشکی!‏

این ینی چی؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال

الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 مرداد 1391 11:54
نمایش جزئیات
آفلاین
1.

پرفسور من درباره ی دنیای مشنگی نوشتم !

شخصی که شغل خوبی داره :

شخص : آقای X

شغل : آتش نشان

دیرررریییینگ

صبح شده ، آقای X از خواب می پره ، با مشت میکوبه به ساعت ، کش و غوسی به خودش میده و بلند میشه و به سمت پنجره میره.

- صبح بخیر خورشید! صبح بخیر گنجشکا! صبح بخیر همه ی مردم! امیدوارم امروز روز خوبی داشته باشم!

آقای X کمی به منظره ی بیرون نگاه می کنه و بعد به سمت آشپزخونه میره. بعد از اینکه صبحانه خورد و همه ی کارهاش رو کرد ، از خونه خارج میشه و با ماشینش به طرف محل کارش میره.

توی محل کار :

از توی بلندگو اعلام میشه که خونه ای توی یکی از محله های شهر آتش گرفته و آقای X و همکارانش باید خودشونو سریع به اون محل برسونن.

بعد از اینکه آقای X و همکاراش با موفقیت خونه رو خاموش کردن و آدمای توی خونه رو نجات دادن ، آقای X که ساعت کاریش تموم شده برمیگرده خونه و به خودش افتخار میکنه که این دفعه هم تونسته کسی رو نجات بده!

شخصی که شغل بدی داره:

شخص : آقای Y

شغل : تکدّی گری!

یه روز صبح ، آقای Y بعد از اینکه شب رو با کارتن خوابی و سرما سر میکنه ، با قیافه ای کثیف و ژولیده خودش رو واسه تکدی گری آماده میکنه.

کارتن هاش رو دستش میگیره و دمپائی هاش رو پاش میکنه و کشان کشان به سمت چهار راه میره. کارتن ها رو میندازه رو زمین و عینک آفتابی درب و داغونشو به چشمش میزنه و میشینه روی کارتن ها.

کاسه ای رو از توی کیف کثیفش درمیاره و میگیره دستش و تکه مقوایی که از قبل آماده کرده بود رو میذاره جلوش. روی مقوا نوشته شده بود : من یک نابینا هستم. خواهش میکنم به من کمک کنید تا خداوند نیز به شما کمک کند.

عده ای از جلوی آقای Y بدون توجه به او رد میشن ، آقای Y با خودش میگه : خب اینا که پولی ندادن ، امیدوارم نفرات بعدی بدن.

دختر بچه ای به همراه مادرش از جلوی قای Y رد میشن ، دختر بچه دست مادرشو میکشه و پولی که توی دستش مچاله شده بود رو توی کاسه ی آقای Y میندازه و به راهشون ادامه میدن.

چندتا پسر بچه ی شیطون به آقای Y میرسن. یکیشون به بقیه میگه : یچه ها این مرده که کوره! پس بیاین پولشو بدزدیم!

و به سمت کاسه ی آقای Y میرن. آقای Y که این صحنه رو میبینه با عجله عینکشو بر میداره و سر پسر بچه ها داد میزنه و دست روشون بلند میکنه. مردم که شاهد این صحنه بودن به پلیس زنگ میزنن و آقای Y راهی اداره ی پلیس میشه!

2.

سه شغل مشنگی :

1. توی پزشکی قانونی کار کنم و کالبد شکافی کنم ، چون از کار های چندش آور خوشم میاد.

2. دامپزشک بشم ، چون عاشق حیوونام.

3. مدیر بیمارستان بشم!!! این یکی دیگه دلیل نداره!

سه شغل جادویی :

انواع و اقسام شغل ها توی وزارت سحر و جادو! خودش شامل بیشتر از سه شغل میشه دیگه پروفسور!

3.

1. "بگیر بخواب" یعنی چیو باید گرفت و خوابید؟!
2.تو این کارتون های مشنگی که میبینید پلنگ صورتی چرا صورتیه؟
3.اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟
4. شما چرا نمیتونید جادو کنید؟
5.چرا اگه بگن این دیوار رو تازه رنگش زدن خیسه ، حتما باید دست بزنید ببینید راست میگن یا نه؟!
6. چرا مشنگا همشون دارن معتاد میشن؟
7.چرا وقتی جادو اینقدر خوبه شما ها ازش استفاده نمی کنید؟
8.چرا اینقدر برنامه های تلویزیونی تون مسخره اس؟
9. چرا چند نفر میشینن خنده بازار رو میسازن اونوقت 70 میلیون آدم بیکار میشینن میبین؟
10.حالتون خوبه؟
11.چه خبرا؟!

4.

پرفسور این چه سوالیه آخه! اگه میدونستم که خودم میرفتم پروف میشدم!! اما درمورد پزشک بودن مشنگا باشه پیلیز!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven!


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 30 تیر 1391 15:23
نمایش جزئیات
آفلاین
1.شخصی که روز خوبی رو داره:آقای صادقی خبرنگار روزنامه ی همشهریه .امروز که به اداره رسید همکارش به او اطلاع داد که رئیس با او کار داره .با قیافه ای متعجب یه سمت دفتر رئیس حرکت کرد وقتی جلوی در رسید مکثی کرد و در زد.
_بیا تو.
در رو باز کرد و با دیدن قیافه ی خوشحال رئیس خیالش راحت شد.
_آقای صادقی شمایید.روزتون به خیر.
_روز شما هم به خیر با من کاری داشتید.
_بله. می خواستم بهتون تبریک بگم جدا که گزارشتون عالی بود دیروز فروش فوق العاده ای داشتیم.
آقای صادقی با خوشحالی گفت :ممنون.
شخصی که روز خوبی نداره:آقای سهرابی شخصی بسیار نا منظم و بی دقته او در بانک کار میکنه.چند روز پیش وقتی به بانک رسید صدای خشمگین رئیس بانک را شنید که میگفت:
سهرابی بیا اینجا. :vay:
آقای سهراب یاز همه جا بی خبر رفت به سمت میز رئیس و گفت :
چی شده آقای رئیس؟ :worry:
_چی شده؟چی شده؟ده میلیون پول بی زبونو اشتباهی به یه حساب دیگه واریز کردی؟
آقای سهرابی که دیگه نگران شده بود گفت :چی؟
_این خانوم می خواستن دیروز ده میلیون به این حساب واریز کنن ولی جناب عالی شماره حسابو اشتباهی واریز کردی؟
_امکان نداره.نه!!!!!!!!!!!!!!
_بله و من می خوام بهت بگم تو اخراجی.
2.سه شغل مشنگی:آتشنشانی چون این کار افراد شجاعه و منم که گریفیندوری هستم.
منجم چون واقعا از تماشای ستاره ها ،کهکشان ها و... لذت می برم.
پزشک چون نجات دادن جون انسان ها برام لذت بخشه.
سه شغل جادویی:کاراگاه بودن چون هیجان انگیزه.
پرفسور هاگوارتز بودن چون دوست دارم اطلاعاتم رو در اختیار دانش آموزان بذارم.
کار در وزارت سحر و جادو به عنوان نگو و نپرس چون چیز های هیجان انگیزی در اونجا نگه داری میشه.
3.مشنگ ها چگونه اخبار را به هم اطلاع می دن؟
مشنگ ها چگونه خود را سرگرم می کنند؟
وسایل شوخیه مشنگ ها چگونه است؟
مشنگ ها چرا از جادو بدشون می یاد؟
تلویزیون به چه دردی می خوره می کند و چه گونه کار می کند؟
اینتر نت به چه دردی می خوره؟
چرا در عکس های مشنگ ها هیچ کس تکان نمی خورد؟
بقیه ی سوال ها رو بعدن می پرسم.
مشنگ ها چرا از جادو خوششان نمی آید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.

پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 29 تیر 1391 17:00
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه ی چهارم ماگل شناسی
گریفیندور
پروتی پاتیل

توضیحاتتون خوب بود ولی مورد اخر کامل نبود
10+10+2+2+2+1=27
چمع امتیاز گریفیندور: بعد اعلام میشه
ریونکلاو
ماری مک دنالد

مورد اول یکم فهمیدنش سخت بود ولی بقیش کامل بود
9+10+2+2+2+3=28
وزیر دیگر
توضیحاتتون کم بود
10+10+0+1+1+3=25
جمع امتیاز ریونکلاو : بعد اعلام میشود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 29 تیر 1391 16:48
نمایش جزئیات
آفلاین
تدریس جلسه ی چهارم ماگل شناسی
بچه ها وارد کلاس شدند ولی مثل این که پروفسور زود تر رسیده بود
وقتی همه سر جای خود نشستن پروفسور شروع کرد به صحبت:
خوب بچه ها استاد چشاش ظعیف شده بود 28 رو 29 دید به خاطر همین دیروز نیومد و توی تکلیف غلط داشت اما دیگه مشکل هل شد و من سالم اینجام!
صفحه ی 1010 زندگی مشنگی رو هم باید مطالعه کنید .
حالا صفحه ی 1020 رو بیارین شغل ها ی مشنگی فقط بگم که اون ها هم مثل ما شغل های رده بالا و دره پایین دارن
خوب بچه ها من باید برم جلسه پس کلاس تمومه ینم تکلیف هاتون
1.دو رول کوتاه در مورد یک روز اداری کسی که یک شغل خوب داره و یک کسی که برعکس اونه بنویسید( 20 نمره )
2.سه شغل و سه شغل مشنگی جادویی که دوست دارین داشته باشین با دلیل ( 6 نمره )
3. تاجلسه ی بعد باید حداقل 11 سوال که راجب مشنگا دارین بپرسین.( 11 نمره )
4. دوست دارین عنوان جلسه ی بعد چی باشه ؟( 3 نمره )
پ.ن به بهترین پیشنهاد درباره ی سوال 4 نمره داده میشود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 27 تیر 1391 15:49
نمایش جزئیات
آفلاین

1.رولی در مورد اتفاقاتی که درون یک کلاس ( ورزشی هنری موسیقی ) می اوفته بنویسید ترجیحا طنز باشه ( 10 نمره )


- خو بچه ها ازتون می خوام که طبق چیزهایی که توی این هفته بهتون یاد دادم ظرف یه ساعت آینده یه کوزه ی زیبا به سلیقه ی خودتون درست کنید! :pretty:

دخترا یک صدا: باوشه خانووووووووم!

معلم از کلاس خارج میشه و بعد از یه ساعت که دخترا به گل بازی و گیس کشی و خندیدن و جیغ زدن _ این جیغ زدن خیلی مهمه!! _ صرف کردن به کلاس برمی گرده! خوشحال و خندان و با گونه های گل انداخته (! داشته یه ساعت با عیال مربوطه تلفنی حرف می زده! ) رو به بچه ها میگه:

- خب دخترای گلم... کاردستی هاتون رو بیارید ببینم! :pretty:
-

معلم جلوی اولین دانش آموزی متوقف میشه و با دیدن استوانه ی خیارشکلی که به جای گلدون ساخته به این شکل تغییر می کنه:
- این چیه دیگه!؟
-
- گلدون عمه ش این شکلی بوده خانوم!

دختر مربوطه ابتدا جیغ می زنه بعد به سمت اون دختر دیگه بر می گرده و میگه:
- از مال تو که بهتره مث *** ** کدخدای داهاتتونه!

معلم بعد از دیدن کار دستی مورد اشاره به حالت در میاد و قبل از غش کردن فقط فرصت گفتن این که " بچه ها این حرفای بد چیه شما می زنین به هم!؟" رو داشت!

دخترا هم همچنان به کشیدن گیس همدیگه ادامه می دن!

2.یک کلاس کمک درسی ماگلی رو به صورت رول شرح بدین اینم ترجیحا طنز باشه ( 10 نمره )

- پرنس چارلز.. بگو ببینم سرور من دو به علاوه ی دو چند میشه!؟
-
- چی ینی بلد نیستید سرورم!؟
- چرا ولی مگه شما خودتون جوابو نمی دونید!؟
- چرا من می دونم سرورم..
- خو په چرا وقت کلاسو می گیرید!؟
-

معلم بخت برگشته ای که برای آموزش شاهزاده ی بریتانیا انتخاب شده بود هر روز با یه مشکل جدید رو به رو می شد. در طول یه هفته ای که به این شاهزاده ی بیریخت بی استعداد درس می داد.. صد سال پیر شده بود.. موهای سرش به دیدار موهای لرد ولدمورت رفته بودند و کم کم داشت به رماتیسم مغزی دچار می شد.. در حدی که ظاهرش دیگه به ظاهر کریچر هم گفته بود غلط کردی من خوشگلترم!

- خب ببینید شاهزاده .. اجازه بدید براتون توضیح بدم!

معلم یه بار روی تخته.. و بارهای بعد با مقادیری سیب و گلابی و نارگیل و شلیل و .. سعی کرد به شاهزاده یاد بده که یه جمع و تفریق ساده چطوره و بعد اینها گفت:

- خب کی متوجه نشد؟!
- من!
- شما باید گوش می کردید!
- توله بلاجر!
- چی گفتی!؟
- شما باید گوش می کردید!

معلم خصوصی شاهزاده در نهایت خودش رو از پنجره پرت کرد پایین!

3. 2 کلاس ورزشی مورد علاقتون با ذکر دلیل ( 2 امتیاز )

ورزشی؟ وات هل ایز دت!؟ ما با این همه کار مملکتی که سرمون ریخته پاشیم بریم کلاس ورزش؟! اصن ورزش چی هس که لازم باشه براش کلاس رف.. فک کردی سر الکس فرگوسن ما چطوری فوتبالیست شد.. دنبال یه توپ دویید فقط.. حالا گاهی بهتر از بقیه.. ولی خب فقط دویید.. همین!

ما وقتی بچه بودیم تو کاخ سلطنتی به ما شطرنج یاد می دادن که بتونیم خوب سپاهمون رو رهبری کنیم بعدا.. بعله!

4. 2 کلاس موسیقی مورد علاقتون با ذکر دلیل ( 2 امتیاز )


موسیقی؟! هممم.. اصولا در سازی که در شان نجیب زاده های ساکسون باشه فقط پیانوئه.. بعله!

5. 2 کلاس هنری مورد علاقتون با ذکر دلیل ( 2 امتیاز )



یا گیسای سفید ملکه! کلاس هنری که دیگه نه.. ما اصن دوس نداریم!!!

6.کلاس های تابستانه ی مشنگی با ماگلی رو مقایسه کنید (4 امتیاز )

مشنگی با ماگلی؟! هن!؟

مشنگی با جادویی ینی!؟

خو کلاسای مشنگی خیلی هم خوبن خیلی هم عالین.. این کلاسای جادوگراس که عجیب غریبه! حتی عجیب تر از اون تابلوی جادوگر زشتی که توی دفتر من چسبوندین!
اصن ببینم مگه جادوگرا کلاسای تابستونه دارن!؟ تابستونا که هاگوارتز تعطیله!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 27 تیر 1391 09:22
نمایش جزئیات
آفلاین
1.

- پس این رنگ آبی من کو؟ رنگ من کوو؟

دختری با ظاهر ژولیده و موهای نامرتب که یک مانتو آغشته به رنگ در تن داشت از پشت یک بوم نقاشی‌ دو برابر خودش نمایان شد و با جیغ و داد دنبال رنگش می‌گشت.

- ماری!

- رنگ من کوو؟؟

- ماری!!

- ها!!! تو دزدیدیش؟ تو ورش داشتی؟ زود باش رنگ منو پس بده! زود باش جواب بده! اعتراف کن!

دوستش در حالی‌ که آه می‌کشید اشاره به چهار پایه‌ای کرد که کنار بوم بود و یک تویوپ رنگ آبی روش مشخص بود.
ماری: ‌هه اینجاس ! ممنون از راهنماییتون! به کارتون ادامه بدید!

و در حالی‌ که این را میگفت دوباره به پشت بوم ۲ متریش رفت.

بقیه:

بعد چند لحظه دوباره صدای جیغ گوش خراشی سکوت سالن رو شکست:
- قلموی من کجاس؟؟!!

-

2.

- هی‌!! پیس پیس! پیس پیس!

- آروم تر بابا! الان دوباره برای بر دهم پرتمون میکنه بیرون ها!

- چی‌ می‌شه مگه حالا... بهتر! اون شکلاتارو که بهت اول کلاس دادم... رد کن بیاد! گشنم شد! ساندویچا هم که تموم شد...!

۱۰ مین بعد:

پس همیشه برای موازنه کردن معادله‌ها اول فلز هارو...خانوم مکدونالد! حواستون به من هست؟

ماری سرش را از رو میز برداشت و با صدایی خواب الود پاسخ داد:

- بله بله استاد! کاملا! تفاوت‌های بین هسته سلولی گیاهان و حیوانات ... ببخشید!

- گویا هنوز در خواب به سر می‌برید دوشیزه! اگر علاقه‌ای از شرکت در کلاس‌های کمک درسی‌ شیمی‌ ندارید بهتر بود در خانه میماندید و استراحت میکردید!

ماری که گوی با شنیدن کلمه شیمی‌ خواب از سرش پرید بهت زاده به دبیر خیره شد.

- شیمی‌؟ من الان باید سر کلاس زیست میبودم! آه! چرا از اول نگفتید که اینجا کلاس شیمیه استاد؟ کسی‌ می‌دونه کلاس فوق العاده زیست شناسی‌ کجا برگزار می‌شه؟

ماری این هارو گفت و با همان حالت بهت زده دوان دوان کلاس رو ترک کرد.

3.

اصولاً ما ورزش اینا دوس نداریم! ولی‌ حالا... :

شنا: دلیلم اینکه نشاط و شادابی می‌آره! کلا آب را دوس داریم!

فوتبال: هیجانش از بقیه ورزش‌ها بیشتره!

4.

پیانو: به شدت آرامش انگیزه!

ویولن: صداش رو خیلی‌ دوس میداریم!

5.

نقاشی‌: یک راه خیلی‌ خوبه که احساساتی‌ که نمیتونی‌ با زبان بگیو با رنگ بیان کنی‌!

تئاتر: این دلیل‌ها هم رو اعصابه ها! خوب دوس داریم دیگه!

5.

اکثرا کلاسای تابستونی جادوگری درباره ی معجون سازی و کوییدیچ و این حرفاس! پس یکی‌ از تفاوت‌های اصلی‌ بین این کلاسا موضوعشونه! تفاوت دیگه هم می‌شه استفاده جادو رو گفت یا حتی طرز تدریسشون! نه؟

یه پیشنهاد: به نظر من تکلیفا واقعا زیاده! بهتره یه کم از موضوع‌های جالب ترم استفاده کنی‌ یا سوژه تکلیف هارو سرگرم کنننده تر و راحت تر بزنی‌ که همه خوششون بیاد و رغبت کنن پست بزنن!


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!