جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  51 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  164 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  176 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  280 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  194 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: دادگاه شماره 10
ارسال شده در: چهارشنبه 28 آبان 1393 19:39
نمایش جزئیات
آفلاین
موهاى بافته شده زير کلاه پنهان مى شوند، زيپ کاپشن سياه رنگ بالا مى رود، پاى راست محکم به پاى چپ کوبيده و عينک دودى گذاشته مى شود. دختر احترامى نظامى به خود درون آينه مى گذارد و مى گوید:
- تو شکارش مى کنى فلورانسو!

و دوربین به دست از محفل خارج مى شود.

چند ساعت بعد- چت باکس

فلورانسو، مالسيبر را از دور مى بيند که دستش را به سمت نگهبان خانه ريدل دراز کرده است. ضبط صوت و دوربینش را برداشت و در پشت بوته اى که ناگهان در کنار آن دو سبز شد کمين کرد. صداى مالسيبر غذای ضبط صوت شد.
- چلام چليچم.

چند ساعت بعد- چت باکس

مالسيبر در حالى که به اين شکل مى خنديد، رو به تمام حضار گفت:
- چلام چليچم.

و همراه با سکوت همگان فلورانسو به راحتى شواهد را ضبط کرد.

چند ساعت بعد- جنگل هاى چت باکس

درحالى که حضار در حال بحث درمورد مسائل سياسى بودند، مالسيبر درهاى چت باکس را باز کرد و گفت:
- چلام چليچم.

چند ساعت بعد- بيابان هاى بى آب و علف چت باکس

در چت باکس پرنده پر نمى زد و با اينکه پنج الى شش نفر آنلاين بودند کسى حوصله ى صحبت را نداشت. انگشتان مالسيبر روى کيبرد رقص گرفت.
- چلام چليچم.

چند ساعت بعد- همچنان چت باکس

ملت سکوت پيشه كرده و منتظر شخصي بودند كه حرفي بزند و آن ها هم سرگرم شوند. مالسيبر ناگهان ظاهر شد و تا خواست دهانش را باز کند ممدها فریاد زدند:
- مى دونيم، چلام چليچم. :vay:

فردا روز

مالسيبر با دستش چشمانش را مالش داد، خميازه اى بس بلند کشيد و فریاد زد:
- چلام چليچم.

و بعد غرغر کردن چند کاربر سکوت دوباره برقرار شد.

- چرا کسى جواب نميده؟

و بعد دوباره فریاد زد:
- کپک ها! :vay:

و همراه با ضبط شدن توهين، خلاف سه پيام پشت سر هم به خلاف هايش اضافه شد.

يکى از روزهاى سال

- چلام چليچم!

پایان تحقيقات

فلورانسو نامه را دوباره خواند.

جناب کراوچ من براى جمع آورى اطلاعات، گاهى مجبور به جواب دادن به سلام هاى مالسيبر شدم اما بلافاصله براى او قوانين چت باکس را يادآور شدم. اميدوارم اين مدارک به دردتان بخورد.

و بعد نامه را همراه با صداها و عکس ها براى قاضی فرستاد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده


I'm James.
پاسخ به: دادگاه شماره 10
ارسال شده در: چهارشنبه 28 آبان 1393 16:36
نمایش جزئیات
آفلاین
روونا کنترل آبی تلویزیون آبی اش را برداشت.خواست تلویزیون را روشن کند که ناگهان متوجه شباهت کمی تا قسمتی در نواحی شرقی()بودار خود با رودولف شد.برای در امان ماندن از حملات بلاتریکس،تلویزیون را زمین گذاشت و روی مبل آبی اش نشست و پس از اندکی فکر کردن و استفاده از هوش ریونکلاوی اش،روزنامه را به دست گرفت:

-مالسیبر محاکمه می شود!

به سرعت روزنامه را زمین گذاشت.برای شروع رول همینقدر کافی بود.قلم کاغذ را برداشت تا نامه بنویسد که بازهم متوجه شباهت کمی تا قسمتی در نواحی شرقی()بودار خود با رودولف شد.برای در امان ماندن از حملات بلاتریکس،قلم و کاغذ را زمین گذاشت،و به سوی اتاق خواب روانه شد تا لباس مناسب خارج شدن از خانه به تن کند.
کمی بعد

دستی به پیراهن بلند و آبیش کشید و گرد خاک آن را تکاند.برس را در دست گرفت موهای سیاهش را مرتب کرده،روی شانه هایش رها کرد.صندل های آبیش را پوشید،و کیف آسمانی کوچکش را در دست فشرد.چراغ را خاموش کرد و پس از آخرین نگاه به چشمان سبزش در آیینه،خانه را به مقصد وزاتخانه ترک کرد.

کمی بعد تر

-با جناب کراوچ کار داشتم!
کارمند میانسال وزارتخانه،از بالای عینک نگاه عاقل اندر سفیهی به روونا انداخت:
-چه کار با ایشون داری دخترم؟
روونا اخم کمرنگی کرد:
-تعجب می کنم که شما روونا راونکلاو رو نشناختید!
چشمان زن میانسال گرد شد.با دستپاچگی از جا برخاست و شروع به عذرخواهی کرد:
-ب..ببخشید!بانو روونا شمایید؟پ..پس..پس راسته که میگن شما جوون موندید؟م..من خ..خودم راونکلاو درس خوندم و..
روونا لبخند شیطنت آمیزی زد:
-با جناب کراوچ کار داشتم!
زن میانسال،در حالی که سرخ شده بود با قاضی کراوچ تماس گرفت.لحظاتی بعد،روونا اجازه ورود به اتاق بارتی را یافت.دستی به صورت سفید خود کشید و وارد اتاق شد.قاضی مقتدرانه نشسته بود:
-سلام باری..یعنی..خلاصه!سلام خلاصه!
قاضی اخم کرد:
-روونا میشه جدی باشی؟رول جدیه!
روونا خندید:
-باوشه..خب،اومدم شکایت!
-میدونم!خودم گفته بودم اگه شکایت داری بیای.الآنم بهت یه کاغذ میدم که شکایتت رو ثبت کنی!
روونا شیطنت آمیز خندید:
-فقط برگه ش با برگه رودولف فرق کنه لطفا!
-چشم!امر دیگه ای بانو؟
-تچکر میشه!
کاغذ را از بارتی گرفت.قلم را در دستانش فشرد و شروع به نوشتن کرد:

-بسم مورگانای کبیر!
اینجانب،روونا راونکلاو شکایت خود را به مراتب زیر،از مالسیبر اعلام می دارم!

خندید.
-سعی کن به جمله سازیش دقت نکنی خلاصه!

1-توهین به شخص شخیص بانو راونکلاو درچتر!
2-امتناع از مطالعه قوانین چتر.
3-عدم رعایت قوانین چتر علی الخصوص اقدام به سلام کردن.
4-استفاده از کلماتی نظیر "چلام" ، "چلام چلوم" ، "ژلام" ، "خلام" و.. تحت عنوان اعلام حضور (و الحق که کسی متوجه سلام نمودن وی نشد!)
5-استفاده از الفاظ بسیار بد برای کاربران در چتر
6-خارج شدن از فضای ایفای نقش در چتر
7-استفاده از الفاظ نامفهوم مثل "بی ادب خنده شیطان رو"
8-..
روونا سرش را خاراند.8؟هشتی وجود نداشت!همین ها هم برای اعدام مالسیبر کافی بود.در قلم را بست و به همراه کاغذ تحویل بارتی داد:
-من رفتم خلاصه!در ضمن من شاهد حرفای رودولفم هستم!به شرطی که در امان بودن من از جانب بلاتریکسو تضمین کنید!

و با خنده صحنه را به سوی افق ترک کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دادگاه شماره 10
ارسال شده در: یکشنبه 25 آبان 1393 20:12
نمایش جزئیات
آفلاین
رودولف سریعا از رو مبل بلند شد و دست به قلم پر برد و نامه ای به قاضی کراوچ فرستاد...

متن نامه به شرح زیر است:

نقل قول:
بسم المرلین و المرگخوارها

قاضی کراوچ...با سلام.

عرض شود نظر به این که جناب مالسیبر در حال حاضر به عنوان متهم در حال محاکمه است و اینکه شما فرمودین که اگه شاهدی وجود داره بیاد و شهادتش رو ارائه بده،من الان اون شاهدم!

من شهادت میدهم که مالسیبر به شدت انسان غیر اخلاقی هستش!یعنی چی؟! الان خدمتتون عرض میکنم...این آقا بارها و بارها سراغ مادر بچه های بنده یعنی بانو بلاتریکس لسترنج از دیگران گرفته...حالا از مادر بچه ها چی میخوان و چرا میخوان پیش ایشون برن،در حالی که من هویج نیستم که!شوهرشم و اطلاع ندارم که ایشون چرا سراغ مادر بچه ها رو میگیره،بماند...

پ.ن:بارتی...من رو که یادت میاد...با هم رفتیم آلیس و فرانگ لانگ باتم رو شکنجه کردیم...بعد با هم رفتیم آزکابان و تو سلول رو به رو به ریمون بودی...حالا به هر حال...فقط گفتم یادت بندازم وگرنه هیچ قصد و غرض خاصی ندارم!

با تشکر
رودولف لسترنج
سنه هزار شونصد بعد از نزول مرلین


رودولف نامه رو در پاکت گذاشت و پاکت رو به پای جغدش بست و اون رو راهی دادگاه کرد...سپس رودولف به سمت مبل برگشت و بعد از اینکه مطمئن شدم کسی اون دوروبرا نیست،با خیال راحت به تماشای تلویزیون جادویی نشست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دادگاه شماره 10
ارسال شده در: شنبه 24 آبان 1393 00:09
نمایش جزئیات
آفلاین
محاكمه جديد!!!

صبح سردي بود و باد همچون سيلي از چاقوهاي يخي بر در و ديوار ميكوفت، رودولف در گرماي خانه اش روي مبل لم داده بود و آب كدوحلوايي ميخورد، از روي عادت تلويزيون جادويي خود را روشن و شروع به گشتن در كانال ها كرد و پس از عبور از چند كانال غير آسلامي () صحنه اي از كانال رسمي وزارت توجهش را جلب كرد:

-بله بينندگان عزيز! بعد از مدتها قراره اولين مجرم در اين دادگاه محاكمه بشه و قاضي پرونده هم جناب قاضي عالي مقام بارتي كراوچ پسره! () اينطور كه از يك مقام مسئول كه خواست نامش فاش نشه شنيديم اين يه پرونده اخلاقيه!!

با شنيدن آخرين جمله گوشهاي رودولف تيز شد و صافتر نشست. گوينده ادامه داد:
-بله و فردي كه الان وارد دادگاه ميشه قاضي كراوچه!

قاضي بلند قد و خوش چهره دادگاه () در حالي كه رداي سياه و بلندش پشت سرش پيچ و تاب ميخورد به همراه محافظينش از درهاي سرسرا وارد شد، با قدم هايي شمرده و منظم به سمت جايگاهش رفت و بر صندلي قضاوت تكيه زد، سپس چوبدستي خود را از ردايش خارج و به سمت گلويش گرفت:
-سكوت!!!

صداي قاضي با ديوارهاي بلند دادگاه برخورد كرد و پژواك آن چندين بار تكرار شد، تا زماني كه كوچكترين زمزمه ها نيز به خاموشي گراييد، سپس كراوچ ادامه داد:
-امروز در مقابل ما مردي نشسته، مردي كه به تازگي به دنياي سياه چتر باكس وارد شده... مردي كه امروز بايد در مقابل اتهامات وارده بهش از خودش دفاع كنه! متهم رو بياريد!!

دو تن از مامورين ساواج كه با جوراب صورتشان را پوشانده بودند () از درب سرسرا وارد شدند درحالي كه مرد ديگري را به دنبال خود ميكشيدند، اثرات بازجويي در چهره ي مرد به خوبي ديده ميشد، مامورين وي را روي صندلي سياه و سخت وسط سرسرا نشاندند، زنجير هاي جادويي مانند مارهايي كه به دور طعمه ميپيچند به حركت درآمدند و دست و پاي متهم را ميان خود و صندلي به دام انداختند، مرد سرش را كمي بلند كرد و به قاضي نگاه كرد، كراوچ نيم نگاهي به او انداخت و گفت:
-خودت رو براي حضار معرفي كن.

متهم سرفه اي كرد و پس از تف کردن خون جمع شده در دهانش با صدايي ضعيف گفت:
-اسم من مالسيبره... بهم مالي هم ميگن...
-مالسيبر، ميدوني كه امروز چرا اينجايي؟؟
-نه... كسي بهم چيزي نگفته...

بارتي كراوچ پوزخندي زد، نگاهي به افراد حاضر در دادگاه انداخت و گفت:
-تو بخاطر تشويش اذهان عمومي، اقدام عليه امنيت چترباكس، توطئه براي ترور پرنس، امتناع از مطالعه قوانين و طراحي كودتاي مخملي بر عليه وزارت بايد محاكمه بشي، اما اين جلسه فقط به مسائل مربوط به چتر باكس اكتفا ميكنيم... اعتراضي به اتهامات وارد شده عليهت داري؟
-بله من به ...
-اعتراض وارد نيست مدارك محكمي بر عليه فعاليت هاي خلاف قوانينت در چترباكس وجود داره! از جمله ارسال پيام هاي خلاف قوانين و صحبت هايي كه باعث ایجاد ناراحتي در بين ساحران و ساحره ها شده... در دفاع از خودت حرفي داري؟

مالسیبر با چهره ای مضطرب و نگران گفت:
-بله من ...
-سكوت!! زماني كه نوبت به دفاعت رسيد ارايه ميديش! مدارك و شواهد زيادي عليهت وجود داره!! شاهدها رو به دادگاه احضار ميكنم كه صحبت ها و مداركشون رو ارائه بدن!
سپس قاضي كراوچ چكشش را محكم روي ميز كوبيد!

---------------
تا ساعت ١٢ شب جمعه آینده (30 آبان؟؟) شاهدها + شاکی ها + وکیل (اگر کسی وکیله ) میتونن پست بزنن، متهم تا اون موقع نمیتونه خودش از خودش دفاع کنه. مدت زمان دفاع از ساعت 12 شب جمعه آینده تا 12 شب دوشنبه آینده (3 آذر؟) خواهد بود.

با احترام فراوان
قاضی القضات
بارتی کراوچ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بارتی کراوچ در 1393/8/24 12:42:48
ex Marcus Flint
تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: دادگاه شماره 10
ارسال شده در: دوشنبه 19 آبان 1393 15:25
نمایش جزئیات
آفلاین
-حضار به پا خیزید، قاضی کراوچ وارد میشود.

منشی دادگاه با صدای بلند این را اعلام کرد، مردی قد بلند با موهایی شانه کرده، لباسی مرتب و ردایی سیاه در حالی که دو بادیگارد همراهیش میکردند از درب بزرگ دادگاه شماره 10 وارد شد و حضار همه از جای خود برخواستند.

مرد نیم نگاهی به محیط دادگاه انداخت، دیوار های سنگی بلند بر سکو هایی که جایگاه حضار، مسئولین و شاهدین بود سایه انداخته بود و در وسط این سرسرای دایره ای شکل، فقط یک صندلی سیاه و فلزی به چشم میخورد.

مرد پوزخندی زد و به سمت جایگاه خود در بالاترین نقطه ی دادگاه حرکت کرد و در این حین برای چند نفری سر تکان داد. کراوچ بر صندلی خود تکیه زد، چکش قضاوت را برداشت و آن را بر روی میز کوبید. سپس چوبدستی خود را به سمت گلویش گرفت و در حالی که صدایش در تمام سرسرا پخش میشد گفت:
-لطفا سکوت رو رعایت کنید. امروز کسی محاکمه نمیشه، فقط برنامه ی کاری دادگاه شرح داده میشه. روال کار به این صورته:

"1- ابتدا یک مجرم انتخاب و مدارک اولیه ای بر علیهش تهیه (یا ساخته ) میشه و یک پست از جانب قاضی (شخص شخیص خودم ) زده میشه که هم به مجرم تفهیم اتهام کنه و هم شروعی باشه بر سوژه. البته با مجرم قبل از شروع سوژه هماهنگ میشه که وقت کافی برای زدن حداقل یک رول داشته باشه.

2- پس از پست تفهیم اتهام به مدت یک هفته فرصت هست تا اگر فردی میخواد به عنوان شاهد رول بزنه اینکارو انجام بده.حداکثر 3 نفر میتونن به عنوان شاهد پست بزنن (پست های شماره 2 و 3 و 4 سوژه) شاهد ها میتونن بر علیه متهم، یا به نفعش شهادت بدن.

3-متهم باید پس از پایان این یک هفته در یک رول در ادامه رول های قبلی از خودش دفاع کنه، متهم برای دفاع کردن به مدت 3 روز فرصت داره که یک رول بزنه، و در صورتی که فراموش کنه، و یا به هر دلیلی این رول زده نشه فرصت دفاع رو از دست میده

*3*-متهم میتونه فردی رو به عنوان وکیل انتخاب کنه، وکیل متهم باید در همون مدت یک هفته که شاهد ها اجازه رول زدن دارن از متهم دفاع کنه، همچنین در صورت درخواست متهم وکیل میتونه به جای متهم هم رول بزنه.


4-در پایان این سه روز پست پایانی سوژه که همانا تصمیم نهایی دادگاهه بوسیله قاضی زده میشه.

5- هر سوژه حداقل در 3 پست و حداکثر در 5 یا 6 پست تموم میشه. اما احتمالا بیشتر در 3 و 4 پستی ببینیم سوژه ها رو.

6-افراد میتونن به قاضی سوژه و متهم پیشنهاد بدن و در واقع قاضی از این مسئله نهایت استقبال رو به عمل میاره

7-در صورتی که شاهدین یا متهم بخوان مدرکی به دادگاه ارائه بدن به صورت اسکرینشات و بوسیله پیام خصوصی باید به قاضی ارسالش کنن و قاضی در پست پایانی یا آغازی سوژه از اونها استفاده کنه.

8-طبیعیه که سوژه ها از چترباکس و یا انجمن های جادوگران و از مکالمات خود افراد استخراج میشن، اما نمیشه از اسکرینشات های مربوط به انجمن های خصوصی به عنوان مدرک و یا برای استخراج سوژه استفاده کرد."

سپس قاضی صدایش را صاف کرد و ادامه داد:
-به زودی و طی چند روز آینده اولین متهم به دادگاه احضار خواهد شد با تشکر از همه دوستانی که امروز در دادگاه حضور به عمل آوردن.

قاضی کراوچ بار دیگر چکش را بر میز کوفت، از جای برخاست و به همراه بادیگاردهایش از دادگاه خارج شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بارتی کراوچ در 1393/8/19 18:10:28
ex Marcus Flint
تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: دادگاه شماره 10
ارسال شده در: یکشنبه 18 آبان 1393 18:08
نمایش جزئیات
آفلاین
دادگاه شماره 10 مجددا با حضور قاضی سراج کراوچ شروع به کار خواهد کرد.

جناب قاضی لطفا از فردا کار خودتون رو آغاز کنید و در پست ابتدایی اهداف و روند تاپیک رو شرح دهید.

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: دادگاه شماره 10
ارسال شده در: شنبه 10 آبان 1393 20:31
نمایش جزئیات
آفلاین
بنا به صلاحدید و تصمیم مشترک وزیران فعلا پلمپ شد!

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دادگاه شماره 10
ارسال شده در: یکشنبه 27 مهر 1393 21:12
نمایش جزئیات
آفلاین
خدمت قائم مقام محترم وزارت
جناب استاد دکتر لودو بگمن

با سلام و عرض ادب

احتراما به استحضار می رساند یکی از کاندیدا های تصدی پست وزارت با مشخصات سجلی سیوروس توبیاس اسنیپ در مختصر جوابیه ای در برابر کامنت سراسر مودبانه من مبنی بر دعوت به جانب سپیدی و دین مبین آسلام ، اقدام به تخطئه ی بنده و در طی یک لفاظی هنرمندانه ، تخریب خاندان دامبلدور نموده اند.
و البته این تخریب و توهین ناجوانمردانه در جوابیه به خواهرشان " سوپ ها" نیز تکرار شده است.

لذا از آن مقام محترم خواستارم با توجه به قانون حقوق شهروندی و اصول اخلاقی متعدده که کاندیداها موظف به اطاعت از آنند و با عنایت به این که جوابیه ی ایشان در ملاء عام بوده و باعث هتک آبروی خاندان دامبلدور گردیده و نیز اصرار ایشان بر ارتکاب این جرم اخلاقی ، اشد مجازات را برای مظنون مذبور منظور فرمائید

ارادتمند
پرسیوال والفریک برایان دامبلدور
بزرگ خاندان دامبلدور


نقل قول:
نقل قول: توبه کن پسرم ... آغوش من بازه برای تو .... تا دیرنشده توبه کن و به زیر پتو برگرد
چندان متوجه منظورتون نشدم جناب دامبلدور پدر. پسرتون که به فکر شما نیست وقتی می دونه شما عادت دارین تو خواب راه برین.از شدت سرما خواب رو خواب شدین و خواب وزارتتون با احساس سرمایی که دارین مخلوط شده...بیا پدر جان...بیا بگم یکی از بچه ها برت گردونه تو تختت...هوا سرده سرما می خوری...برات خوب نیست.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسیوال دامبلدور در 1393/7/27 21:20:17
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند....
تو روح هرکی بد برداشت کنه









دامبلدور
یک دامبلدور
یک دامبلدور دیگر
من یک دامبلدور دیگر هستم
پیر آزرده دلی در انتظار بوسه ای از اعماق ته قلب
پاسخ به: دادگاه شماره 10
ارسال شده در: چهارشنبه 20 فروردین 1393 16:40
نمایش جزئیات
آفلاین
گویا این مملکت صاحاب نداره!

بنده همینجا و در همین لحظه بازگشت خودم به کرسی وزارت که همان خدمت به مردم است را اعلام کرده و آغاز فصلی نوین در دولت آزادی و پرواز را اعلام می نمایم. بالاخره همگان دیدند که زمستان تمام شد و روسفیدی اش به دامبل ماند و زنده باد تابستان!

ای ملت!

بدانید و آگاه باشید که همه ی حق های تصاحب شده و یارانه های قطع شده در دولتین کودتایین! را به مردم بازگردانده و حتی مبلغ آن را به 250 گالیون در هفته خواهم رسانید.

همچنین اعلام می دارم به زودی در این مکان و یا آن مکان و یا آزکابان دادگاه محاکمه ی سران فتنه ی زمستانی به صورت علنی برگزار شده و دژخیمان آن رژیم های منحوس به سزای اعمال ننگین خود خواهند رسید.

زنده باد تابستان
وزیر سحر و جادو؛ مورفین گانت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1393/1/20 16:53:33

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
پاسخ به: دادگاه شماره 10
ارسال شده در: شنبه 9 فروردین 1393 20:55
نمایش جزئیات
آفلاین
ای ریاست یا روسای محترم دادگاه شماره ده!

با وجودیکه موفق نشدم به نتیجه مشخصی برسم که پست زدن روی پست وزیر مردمی کار صحیحیه یا خیر اما تصور هم نمی کنم اعلام حمایت از وزیر کار ناپسندی باشه و تردیدی ندارم که شما هم با من هم عقیده این!
لذا ضمن تایید سخنان ایشون خواهشمندم اقدامات لازم جهت بازگشت هرچه سریعتر وزیر منتخب و مردمی رو به جایگاهشون فراهم کنید.

پیشاپیش از مساعدت شما کمال تشکر رو دارم.

آیلین پرنس رییس سازمان حمایت از ساحره ها

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!