- تو شکارش مى کنى فلورانسو!
و دوربین به دست از محفل خارج مى شود.
چند ساعت بعد- چت باکس
فلورانسو، مالسيبر را از دور مى بيند که دستش را به سمت نگهبان خانه ريدل دراز کرده است. ضبط صوت و دوربینش را برداشت و در پشت بوته اى که ناگهان در کنار آن دو سبز شد کمين کرد. صداى مالسيبر غذای ضبط صوت شد.
- چلام چليچم.
چند ساعت بعد- چت باکس
مالسيبر در حالى که به اين شکل
مى خنديد، رو به تمام حضار گفت:- چلام چليچم.
و همراه با سکوت همگان فلورانسو به راحتى شواهد را ضبط کرد.
چند ساعت بعد- جنگل هاى چت باکس
درحالى که حضار در حال بحث درمورد مسائل سياسى بودند، مالسيبر درهاى چت باکس را باز کرد و گفت:
- چلام چليچم.
چند ساعت بعد- بيابان هاى بى آب و علف چت باکس
در چت باکس پرنده پر نمى زد و با اينکه پنج الى شش نفر آنلاين بودند کسى حوصله ى صحبت را نداشت. انگشتان مالسيبر روى کيبرد رقص گرفت.
- چلام چليچم.
چند ساعت بعد- همچنان چت باکس
ملت سکوت پيشه كرده و منتظر شخصي بودند كه حرفي بزند و آن ها هم سرگرم شوند. مالسيبر ناگهان ظاهر شد و تا خواست دهانش را باز کند ممدها فریاد زدند:
- مى دونيم، چلام چليچم. :vay:
فردا روز
مالسيبر با دستش چشمانش را مالش داد، خميازه اى بس بلند کشيد و فریاد زد:
- چلام چليچم.
و بعد غرغر کردن چند کاربر سکوت دوباره برقرار شد.
- چرا کسى جواب نميده؟
و بعد دوباره فریاد زد:
- کپک ها! :vay:
و همراه با ضبط شدن توهين، خلاف سه پيام پشت سر هم به خلاف هايش اضافه شد.
يکى از روزهاى سال
- چلام چليچم!
پایان تحقيقات
فلورانسو نامه را دوباره خواند.
جناب کراوچ من براى جمع آورى اطلاعات، گاهى مجبور به جواب دادن به سلام هاى مالسيبر شدم اما بلافاصله براى او قوانين چت باکس را يادآور شدم. اميدوارم اين مدارک به دردتان بخورد.
و بعد نامه را همراه با صداها و عکس ها براى قاضی فرستاد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

) صحنه اي از كانال رسمي وزارت توجهش را جلب كرد:

