جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  331 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 9 شهریور 1388 21:41
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چهار نوع دعوا را نام ببريد و هر كدام را يك خط توضيح دهيد ... 8 امتياز

دعوای نوع اول : این نوع دعوا در کودکان ماگل و قلدر دبستانی شدیدا شایع میباشد . در این نوع دعوا قلدر به سمت کودک ضعیف یورش میبره و ابتدا با لحنی آهسته از او تقاضای خوراکی و پول توجیبی میکنه اگر ضعیف حاضر به همکاری نشد پای چشمش بادمجانی به اندازه ی کله ی عمه مارچ ( ) کاشته خواهد شد !

دعوای نوع دوم : این نوع دعوا که اصولا به دعوای برره ای معروق است میان جماعت جنوب شهر و شمال شهر در میگیرد ! در این دعوا حکومت جنگل پادشاهی میکند و همانند تمام دعواهای دیگر قلدر میبرد و ضعیف جان به جان آفرین تسلیم میکند !

دعوای نوع سوم : این نوع دعوا به دعوای دوستانه هم معروف است ! برای درک بهتر به مثال زیر توجه فرمایید :

اولی : هی ! تاپ !! سلام رفیق !! شپلخ ! خوبی !؟ توپ !!( تاپ ، شپلخ و توپ به ترتیب افکت پس گردنی ، سیلی و اردنگی بوده اند ! )
دومی : ااا ! چق ! تویی که فلانی ! شاپ ! کره خر (!) خیلی وقت بود ندیده بودمت ! شوت !! (چق ، شاپ و شوت به ترتیب افکت برخورد دست شخص دوم با کله ، شکم و جفتک زدن به شخص میباشد که در نتیجه ی حرکت آخر شخص دوم به مکانی نامعلوم پرتاب میشود ! )

دعوای نوع چهارم : این نوع دعوا بین زوج های جوان تازه به هم رسیده صورت میگیرد که معمولا هم در دوران ماه عسل و نامزدی به شکل فراوان یافت میشود ! در این نوع دعوا زوج جوان با پرتاب لنگه دمپایی ، کفش پاشنه بلند ، قنودون شیشه ای جاهاز عروس ، ادوکلن محبوب داما و ... به یکدیگر نشان میدهند که چقدر همدیگر را به طور عاضقانه ، عارفانه ، صادقانه و بی بهانه دوست میدارند و میپرستند !


2. آبرفورث و دراكو و مورگانا در آخر كلاس چه كار ميكردند و به چه دليلي؟! ... 10 امتياز

این سه تن از دانش آموزان در پایان کلاس به دلیل سخت کوشی و عشق و علاقه ی بی اندازه نسبت به فراگیری علم و هنرهای رزمی مشنگی شروع کردند به ناز و نوازش یکدیگر به همان صورت یعنی به صورت جنگ و درگیری ماگلی ! البته گفته اند که در این بین فریاد های مستانه ای هم گاه و بی گاه به گوش میرسیده !

3. طي يك رول كوتاه و ده خطي، كتك خوردن عمه مارج توسط دانش آموزان را توصيف كنيد؛ علت كتك خوردن و شيوه ي كتك خوردن در رول بايد مشخص بوده و امتياز خودش را خواهد داشت ... 10 امتياز

ببعد از کلاس عمه مارچ خوشحال و خندون از بچه هاش خدانگهداری میکنه و برای اون ها آرزوی قبولی در امتحانات پایان ترم و اینا رو هم میکنه یقینا ! به هرحال کمترین کاری هست که حتی اسنیپ هم توی آخرین جلسه انجام میده !
دراکو : اااا ! استاد صبر کنید ! شما این مواردی رو که تدریس کردید رو باید به صورت عملی به ما یاد بدید ! تئوری کافی نبود !


دوربین این لحظه ی فوقالعاده حیاتی رو به صورت اسلوموشن ضبط میکنه ( فارسی را پاسداری کنیم ! حرکات آهسته و اینا ! )
عمه مارچ که پشتش به دراکو و ملت تو کلاسه و روش به سمته دره ، طی یک عملیات اکروباتیک و مارپیچی دستش رو زیر رداش میکنه و انگار میخواد چیزی رو بیرون بکشه !
موسیقی مرموزی زیر کلام این حرکات آهسته میشه و البته لبخند و چشمک موذیانه عمه مارچ از لنز دوربین پنهان نمیمونه !
دراکو که حرکات غیر عادی استادش رو میبینه با دستش محکم شقیقه هاش رو فشار میده و سعی میکنه یکی از بهترین فن های جکی چان رو یادش بیاد ! حالا بروسلی هم اشکالی نداره ! فقط یه فن یادش بیاد !
دوربین دوباره رو دست عمه مارچ که داره از زیر رداش میاد بیرون زوم میکنه ...
و هم اکنون دست به طور کامل اومده بیرون اما ...
دوفشت !!
ملت تماشاگر ضدحال میخورن ! چون فرصت پیدا نمیکنن تا اون شیئی رو که توسط دست عمه بیرون اومد رو مشاهده کنن !
بله ! دراکو جفتکی در هوا انداخته باود و با لنگان خود بر کله ی عمه مارچ فرود میاد !
همه با هیجان زیادی قطرات آب و خونی رو که از دهان عمه مارچ به زمین پرت میشن نیگا میکنن !
پیکر بلورین عمه مارچ با زمنی دماغ تو دماغ میشه و دستش زود تر از خودش به زمین میرسه !
والبته خودکاری که از دست عمه مارچ افتاده بود زمین همون شیئی بود که از زیر ردا در اومد !


4. نظرتون راجع به به عمه مارج چيه؟! ... 2 امتياز
ماگلی نژاد پرست و ضد فیمینیست و در عین حال آنتی هری !
اما عمه ای مهربون و ناز و خنده رو ! خانمی متشخص که هر عصر مهمونی چایی دارن با پرفسور آمبریج توی حیاط هاگوارتز !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
What if you were feeling something you are not able to talk about or you are not allowed to think about ??
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 9 شهریور 1388 13:39
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چهار نوع دعوا را نام ببريد و هر كدام را يك خط توضيح دهيد ... 8 امتياز

دعوای هاگوارتزی :
این دعوا فقط انحصاری بین پرسی و مری انجام میشه و با قوانین خودشون هم صورت میگیره و هیچ کس هم حق دخالت نداره ، از جمله قوانین فحش تاسر حد مرگ

دعوای لندنی :
این دعوا در صورتی انجام میشه که یکی از شهروندان لندن یه ذره پاشو توی خیابونای آن انجمن کج بزاره و ناظرا ( یا همون پلیسها ) بدشون بیاد برای همین سریع میرن حیثیت طرف رو به بوق میکشن و برمیگردن
نکته : این دعوا باعث میشه نوع بعدی دعواها هم شکل بگیره .

دعوای مدیریتی :
کلاً وقتی دوزار قدرت زیاد میشه باید حس کنی که بالا دستی و زور داری برای همین باید به اولین نفری که یه ذره از خودت کوچکتر بود زور بگی و توی سرش بزنی ، البته این موردر و از یاد نبرین که حتما کنار دستتون نوشته شده باشه مدیر وگرنه با فرآیند بلاک و دعوا نوع لعدی موجه میشین .

دعوای بلاکی (فیزیکی ) :

این مورد دیگه آخر همه دعواهاست یعین وقتی که دیگه هیچ نتیجه ای از بحثهای مختلف نمیگیرین چند تا از بچه ها رو با هم بسیج میکنین که همدیگه رو به بوق بکشن و در آخر هم توسط یه مدیر فرستاده بشن به جزایر بالاک و تمام



2. آبرفورث و دراكو و مورگانا در آخر كلاس چه كار ميكردند و به چه دليلي؟! ... 10 امتياز

یکی از جلسات توجیهی پرسی ویزلی در آن لحظه به طور همزمان به وجود آمد به طوری که سه نفر از اعضایی که معمولا پشت هم هستن که تو خوبی و چه تو بدی و کلا اگر تشخیص بدن و اینا سریع پشت همدیگه در میان اصلا هم مهم نیست که حق با کیست ( شعر شد تو نمیری )
این فرآیند ضایع کردن تا سرحد مرگ هست که سریع تر از دفترتوجیهات پرسی طرف رو توجیه میکنه !

این مورداحتمالا برگرفته از دو موضوع است یکی اینکه تشخیص یک عضو تازه وارد بایستی از طرف مدیرا انجام بگیره و ممکنه که بعضی از اعضا هم یک دفعه یادشون بیاد که همچین عضوی قبلا بوده ، اما برای اینکه رایها ضایع نشه و کلا این فراد هم دوستشون یا از افراد جدید باشگاه رو مورد عنایت قرار بدن ، سریع رفتن که فرد خاطر رو توجیه کنن .
مورد دوم هم همون دعوای لندنی هست که گفتم احتمالا یکی پاشو کج گذاشته دوباره ، به جای اینکه بری راه رفتن یادش بدی باید بری بزنی مشتمان! یا همون قلم پاشو خرد کنی


3. طي يك رول كوتاه و ده خطي، كتك خوردن عمه مارج توسط دانش آموزان را توصيف كنيد؛ علت كتك خوردن و شيوه ي كتك خوردن در رول بايد مشخص بوده و امتياز خودش را خواهد داشت ... 10 امتياز

افراد بسیاری دم در ایستاده بودند ، کلاس عمه مارج هم اکنون پایان یافته بود و او و ریپر در حال خروج از کلاس بودند ، تجمعی از دوستان با وقار حزبی و غیر حزبی با دیدن او یکسره پا و سرعت گشته و دنبال او کردند .

عمه که هل گشته بود تا آمد به خود بجنبد و فرار کند توسط یکی از اعضا که مری نام داشت دستگیر شده و یک دستبند بلندی از گردن تا پای او را فراگرفت سپس دومین نفر که گویی آسپ بود با باتوم او را مورد عنایت قرار داد ، و نفر بعدی یک شیشه نوشابه در حلق او خالی کرد تا همشو نوش جان کنه ( استاد گفتین بیناموسی نداشه باشه ) ، در آخر نیز آخرین نفری که به تجمع افرادی که عمه را زیر مشت و لگد خود ناکار کرده بودند نزدیک میشد ریپر را در حلق او فر کرده و افسانه‌ی عمه پایان یافت !

بعدها در کتبی که از این فرآیند تاریخی در خود اشار ای کرده بودند دریافت شد که این درگیری مفصل فقط برای تمرین تکلیف درسی بوده ست که عمه در آخرین جلسه خود ارائه کرده بود .


4. نظرتون راجع به به عمه مارج چيه؟!

سعی میکنه مثلا خیلی با صفا و اینا باشه منتهی خراب کرده یه طورایی هم میخواد بگه که تو کاره و اینا منتهی انقدر ازش سوتی یددیم که اگرهم باشه دیگه باورمون نمیشه

در کل دختر خوبی ، از عینکی متنفره ، روزی دوبار برای آن مییمره و زنده میشه ، قابلیت شوخی با ریپر رو داره ، منتهی سوژه ای دیگه خز شده بهتره یه چیز جدید رو کنه

چون دو امتیاز بیشتر نداره از گفتن نکات اصلی معذوریم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 شهریور 1388 17:38
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چهار نوع دعوا را نام ببريد و هر كدام را يك خط توضيح دهيد ...

دعوا خانوادگی :

معمولا به گیس و گیس کشی میان خانومای دعوا کننده منجر شده و در نهایت به قطع شدن صله رحم که بسیار توسط آسلام توصیه شده ، منجر میشه .

دعوا عشاق :

که در نهایت به پاره کردن عکس همدیگه توی کیف پولشون ، تیکه تیکه کردن نامه های عاشقانه ، جواب ندادن به تماس های همدیگه شده و منتهی به پیروی از قوانین آسلام برای ممانعت دوستی جنس مخالف می شود .



دعوا خواهرانه برادرانه :

در این حالت پدر و مادر منتهای تلاش خود را برای جدا کردن خواهر و برادر کرده و به شکسته شدن شیشه ها و نارضایتی همسایه پایینی و مخدوش شدن احساست گربه ی صابخونه می شود .

دعوا مدیران و کاربران در جادوگران :

که به عبارات رکیک ِ مخفی منجر شده و یحتمل شناسه ی کاربر بلاک می شود و موجب مکدر شدن خاطر کاربران و اسباب آسایش مدیران و ناظران می شود .



2. آبرفورث و دراكو و مورگانا در آخر كلاس چه كار ميكردند و به چه دليلي؟! ...


هدف تشکیل گروهک تروریستی جهت مبارزه با بی فرهنگی و خشونت در خانواده ها و هم چنین بررسی این نکته که آیا دامبلدور کانون اصلاح و تربیت می رفته بوده است .


3. طي يك رول كوتاه و ده خطي، كتك خوردن عمه مارج توسط دانش آموزان را توصيف كنيد.

روزی روزگاری عمه مارجی در یک جنگل سرسبز ! بخشید در مدرسه ی مزخرف تدریس می کرد . روزی عمه با مقداری ساندویچ بلغاری مخصوص وارد کلاس شد . در همین حین که در اوایل ماه رمضان بود و ملت از ترس دفتر توجیهات اسلامی روزه بودند از دیدن ساندویچ ها مشعوف شدند .

عمه که اصولا بی آسلام بود یکی از ساندویچ های بلغاری را سر کلاس باز کرد و با ولع گازی به آن زد . در همین حین گرواپ که شکمش را مقدس ترین می دانست چشم غره ای رفت و بارها به رئیس دفتر توجیهات اسلامیه لعنت فرستاد . عمه باز با ولع به خوردن ادامه داد و کاسه ی صبر بچه ها لبریز شد .

گراوپ بلند شده و دراکو نیز بعد از او برخاست و به سوی عمه رفت . عمه با مهربانی علت را جویا شد که گراوپ مشتی بر بینی عمه روانه کرد . در همین حین عمه با ناراحتی بغض کرده و در حالی که سعی می کرد خود را نجات دهد بقیه بچه ها به او حمله کردند و روی شکمش نشستند ! ساندویچ های بلغاری را برداشتند و در اعتراض عمه او را به شدت کتک زدند و دستشان را درون چشم عمه فرو کردند . سپس افطار کرده و بی آسلامی عمه را به دفتر توجیهات عالیه ابلاغ کردند .

پ .ن : عمه جون ببخشید خیلی رولی نشد چون وقت ندارم اما نمی خواستم کلاس رو هم از دست بدم !


4. نظرتون راجع به به عمه مارج چيه؟!

آخی خیلی کپلی ِ جالبی داره و البته بی آسلام هم هست که روزه خواری می کنه و بنده دیگه نظری ندارم نظر من همون نظر دفتر توجیهات عالیه اس ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
گیلبرتو تصویری عالی از رفتار ما می دهد . به گفته ی او ، آدم ها مثل هندی ها بر روی زمین راه می روند . با یک سبد در جلو ، و یک سبد در پشت . در ?
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: شنبه 31 مرداد 1388 12:50
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چهار نوع دعوا را نام ببريد و هر كدام را يك خط توضيح دهيد ... 8 امتياز

دعوا سر ساحره : شما ميري و پيله ميكني به يك ساحره محترم تو خيابون و در همون لحظه تعدادي مرد با قمه و شمشير شما رو توجيح ميكنن!

دعوا سر غذا : اين نوع دعوا ها بسيار رايجه و روزانه هزاران بار در جهان اتفاق ميفته !

دعوا داخل چتر : اين نوع دعواها در ابتدا حال ميده ولي بعد از چند لحظه ديگه حال نميده و فقط جنبه خشانت اميز داره ، در انتها هم شما بلاك مي شي !

دعواهاي اجباري : اين نوع دعواها در مسابقات ماگلي به چشم ميخوره و بسيار هم بي معنيه ، بعضي از اين ورزش ها عبارتند از : كشتي كج ، كشتي راست ، كشتي با چوخه .


2. آبرفورث و دراكو و مورگانا در آخر كلاس چه كار ميكردند و به چه دليلي؟! ... 10 امتياز

كاملا مشخصه و جاي هيچ ترديدي نيست كه اون پشت كسي رو داشتند توجيح ميكردند و صداي فرياد هاي عاجزانه پشت كلاس صحت اين امر را مشخص ميكند!


3. طي يك رول كوتاه و ده خطي، كتك خوردن عمه مارج توسط دانش آموزان را توصيف كنيد؛ علت كتك خوردن و شيوه ي كتك خوردن در رول بايد مشخص بوده و امتياز خودش را خواهد داشت ... 10 امتياز

عمه مارج با حرف هايش همين طور بچه ها را تحريك ميكرد : خب ببينديد من به شما اين قسمت اعظم از كتاب رو درس نخواهم داد و حتما" هم از همين قسمت امتحان خواهم گرفت ، حالا هم ميزانپلي دارم بايد عجله كنم.

عمه پس از گفتن اين حرف با قدم هايي شمرده به سمت در رفت ، در همين هنگام ترورس رو به جيمز كرد و گفت : خاك بر سرت اگه بابات بود جلو بندي اين زنكه رو مياورد پايين بعد بادش مي كرد بره تو اسمونا باهاش بادبادك بازي كنه ولي تو نشستي بوقه منو نگاه ميكني !

با گفتن اين جمله خشم جيمز به خودش رسيد ، به سمت عمه حمله و رشد و روي او پريد .
بچه ها باديدن اين حركت انتحاري به كمك جيز رفتند ؛ يكي قصد داشت چشم عمه را در بياورد ديرگي تمام تمركزش را گذاشته بود كه موهاي عمه را با موچين بكند ، پسري خپل هم داشت شلوار عمه را پايين ميكشيد!
ترورس باديدن موقعيت سريع به سمت عمه خيز برداشت و در همان ابتداي كار با جف پا دهن عمه رو مستفيض كرد سپس به سمت انگشت پاي عمه رفت و ان را گاز گرفت ... !
مري تمام ساندويچ هاي بلغاري را توي دهن عمه كرده بود و دختري ديگر با اشتياق سعي داشت پاي راستش را در دماغ عمه فرو كند.
سرژ از انتحاي راه رو با قدم هاي بلند به سمت عمه امد و با چوب بيسبالي كه در دست داشت كله عمه را مندهدم كرد!
ليني و لونا گروه خوبي ساخته بودند و تمام بدن عمه را با نيشكون هايشان كبود كرده بودند ... !

بچه ها سخت مشغول كتك زن عمه بودن و سعي ميكردند تمام عقده هاي دوران زندگي خودشان را روي عمه پياده كنند.


4. نظرتون راجع به به عمه مارج چيه؟! ... 2 امتياز

در سه كلام : عشق ريپر ، ساندويچ بلغاري ، بادبادك !

عمه چرا اين همه ضد بي ناموسي هستي ! من نصف بيشتر پستمو ويرايش كردم واسه همين از زيبايش كاسته شد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ترورس در 1388/5/31 13:00:06
ویرایش شده توسط ترورس در 1388/5/31 13:04:49
خدا يكي ؛ زن يكي ، يكي !

"تا دنیا دنیاست ابی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست"
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: شنبه 31 مرداد 1388 01:34
نمایش جزئیات
آفلاین
امتيازات جلسه ي چهارم ماگل شناسي


گريفيندور: 29

جيني ويزلي: 30

آفرين...راضي بودم

آليشيا اسپينت: 30

خوب بود آليشيا؛ ولي ظاهر پستت آشفته بود و چشم عمه دراومد!! دفعه ي ديگه اينجور پستي بزني ميدم ريپر با يه نون اضافه همراه بلغاري بخورتت

لاوندر براون: 27

خيلي خوب بود لاوندر؛ يكي از موارد سوال اول رو به نظرم نميشد بهش گفت يه مورد براي سكته!! منظورم مورد پرتقال فروشه؛ حداقل ميتونستي دركنارش توضيح بدي كه چجوري ربط پيدا ميكنه به سكته؛ چون واضح نبود متاسفانه يك امتياز اين رو از دست ميدي؛ مورد حمام هم كه به نظرم يه كوچولو بيناموسي داشت و منم تذكر داده بودم براي كسر امتياز و چون عمه روي حرفي كه زده ميمونه يك امتياز كم ميكنم؛ آشفتگي پستت هم خيلي خيلي زياد بود لاو لاو!! من فقط به خاطر اينكه بدوني چقدر ظاهر يه پست ميتونه فريبنده باشه، حداقل امتيازي رو كه ميتونستم كم كردم. خيلي با خودم كلنجار رفتم كه انجام نشه اينكار؛ ولي مشخص نشدن موارد سوال يك كه خيلي زياد بود(اگه سوال دو بود امتيازي كم نميكردم چون نصف اين موارد بود) حداقل بوسيله ي يك خط فاصله، وادارم كرد كه يك امتياز كم كنم؛ كلا سه امتياز كم شد از پستت



راونكلاو: 9

نجيني: 27

آخه اسپاگتي ارباب!! اينهمه زحمت كشيدي تايپ كردي تو؛ مورد هشتم سوال يك رو هم مثل يه باسيليسك خوب تايپ ميكردي. طنزآميز بود، ولي يه مورد حساب نميشد؛ حيف و صد حيفِ مضاعف براي مورد چهارم سوال دو!! بايد موردي كه ذكر ميكردي مربوط به خانوم نوريس باشه. الانه اين دو امتيازي كه مجبورم كم كنم يه عامل مفيد سكته است واسه ي تو!!



هافلپاف: 28.25 ≈ 28

نيمفادورا تانكس: 28

حيف شد نيمفا؛ خيلي جالب نوشته بودي ولي تو هم مثل نجيني؛ مورد چهارم سوال دو از ويژگي هاي ريپر محسوب ميشد، نه خانوم نوريس!!

مري فريز باود: 29

آفرين؛ بسيار عالي بود!! ولي مورد چهارم سوال دو به نظرم كمي گنگه؛ اگه منظورت ورود ناگهاني خانوم نوريس به رول سايته، بايد به دانش آموزان گرامي اعلام كنم كه نزديكترين نظر به نظر بنده، نظر ايشونه!! يعني نظر باوش(بوش- BOCH- مارك تجاري معروف و گرونقيمت و پدرِ دخترِ دمِ بختْ درآري هست كه مربوط به كالاهاي خانگيه؛ فريزر هم داره!!) يا همون باود اين يعني اينكه نظر تو اصلا مهم نيست عينكي و ريپر برات واق هم نميكنه!! و مري بايد بهت بگم چه نكته سنج!! اما خب شما توضيح جانبي نياوردي و يه برداشت ديگه اي كه ميشه كرد اينه كه منظورت رول تدريس بوده كه بايد بگم همچين مثل يك مورد نيست ولي چون نسبتا يك مورده نصف امتياز مربوط به هر مورد سوال دو رو اجبارا كم ميكنم. مثلا هستيا كه هم گروهي خودت هم هست مضمون يكي از ويژگي هايي كه گفته همينه، ولي شيوه ي بيانش روي اين ايراد رو ميپوشونه.

روفوس اسكريم جيور: 28

خب تو هم مثل لاوندر؛ مورد دوم سوال يك رو متوجه منظورت نميشم و به نظرم اگه مثلا دركنارش يه توضيح كوچولو ميدادي كه از خوشي سكته كرد يا از ناراحتي جوابت از گنگي خارج ميشد. البته مثلا مورد اول همين سوال رو توضيح ندادي، ولي ميدونيم كه اون مورد يه ضرب المثله و اكثرا ميدونيم براي چي به كار ميره(بالاي چشمت ابروست)؛ در اينجا به خاطر مورد دوم مجبورم يه امتياز كم كنم... سوال دو رو هم مورد چهارمش ويژگي خانوم نوريس هست، ولي ربطي برقرار نكردي براي سكته دادن ريپر. اي كاش مثلا مينوشتي كه ريپر از ترس باز كردن كوكتل مولوتف توسط خانوم نوريس سكته كرد. كه مجبورا چون شفاف سازي نداشت اين مورد نصف امتياز رو از دو امتياز مربوط به هر مورد اين سوال بايد كم كنم. آفرين آقا كريم!! پست خوبي بود. موفق باشي

هستيا جونز: 28

عمه مارج در انتهاي پستِ خوبت سكته زد هستيا!! شما هم مثل نيمفا؛ مورد چهارم سوال دو به خانوم نوريس ارتباطي نداشت؛ دو امتياز مربوط به اين مورد كم ميشه

پ.ن به هافليا: پس پيوز كجاست؟



اسلايترين: 20

مورگانا لي فاي: 30

كلا الان من حال مي كنم كه شما رو ميبينم عمه؛ آي لاو يو با دوز بيناموسي صفر و دوز حمايتي بالا!! عمه مارج حاضره توي دهن ساندويچ بلغاريش بزنه به خاطر شما!! شما براش مثل ورنون ميمونيد و اينا!!

رابستن لسترنج: 30

ايول!! جزو دانش آموزاي مورد علاقه ي عمه. در كل عمه مارج نهايت رضايت رو از پستت داشت و ريپر هم به افتخارتون يه آروغ آتشين ميزنه!!



پ.ن به همه ي دانش آموزان:


من ايده هاي جالبي كه براي تعريف سكته، عوامل سكته، ويژگي هاي خانوم نوريس و علت سكته ي عمه داشتين رو خوندم و چون اينها سليقه اي بود و نميشد به محتواشون ايراد گرفت، در مواردي امتياز كم كردم كه به سكته ربطي نداشت يا در چارچوب سوال مطرح شده نبود؛ كلا سخت گيري نميشه براي اينجور تكاليف كرد و سعي كردم همه راضي باشن. ريپر هم براتون واق ميكنه و اينا!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
موندنی شو!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 30 مرداد 1388 23:16
نمایش جزئیات
آفلاین
تدريس جلسه ي پنجم (آخر)


عمه مارج درحالي وارد كلاس ماگل شناسي ميشه كه ريپر پشت سرشه و ساندويچاي بلغاري زيادي رو با خودش حمل ميكنه؛ مارج به محض رسيدن توي كلاس گوش جيمز رو توي دستش ميپيچونه و با تركه(!) يكي محكم ميزنه كف دستش؛ بعد هم بهش ميگه كه بره يه لنگه پا كنار تخته بايسته و دستاشم بالا ببره؛ بچه ها هم هيچ كاري از دستشون ساخته نيس چون ميدونن عمه ميخواد سر به تن اون عينكي نباشه و اون عينكي باباي جيمزه و جيمز به خاطر اينكه باباش سالها سربار پتونيا و دورسلي بوده بايد تقاص بده!! (جيمز: )

ريپر ساندويچا رو ميذاره روي ميز و ميره كنار پاي عمه مارج مي ايسته. (ريپر: )

- خب خب!! دانش آموزاي عجيب و غريب عمه!! امروز بايد طبق كنوانسيون بين اللملي اي كه به شما مروبط نيست بهتون درس ماگل شناسي بدم. به هر حال بهترين درس زندگيتونو دارين فرا ميگيرن؛ چون ما ماگلا خيلي گل هستيم و افتخار ميكنم كلا به ماگل بودنمون و اصلا با شما جادوگرا و ساحره ها حال نميكنيم. ( ريپر به پرسي كه رديف اول نشسته چشمك ميزنه؛ پرسي: )

مارج زرورق دور ساندويچشو باز ميكنه و ريپر براش از گچهايي كه پايين تخته ريخته يه تيكه ي صورتيشو براي عمه مياره و عمه همونطور كه يه گاز از بلغاريش ميخوره گچ رو ميگيره و پنجه ي ريپرو به نشونه ي تشكر فشار ميده و بهش يادآوري ميكنه كه اگه كار خارج از چارچوبي داشت ميتونه به مرلينگاه شعبه ي عينكي مراجعه كنه و محيط پاكيزه ي كلاسو به گند نكشه!!

- درس امروز مربوط به دعواي ماگلهاست؛ يا طبق عناون كتابتون "چگونه يك جادوگر را به روش ماگلي ادب كنيم!!"

مري: عمه مارج فكر نكني ما نيستيم!! شما آن موقع يادت نيست؟!

- عه فريزر بوش!! چطوري عمه؟! شما بعد از كلاس بمون كه قراره با كلنل و ريپر بريم زيارت؛ كلا ماشتينمون يه جا اضافه داشت و قرعه به نام شما پيوند خورد!! فقط روبنده خواهري يادت نره عمه؛ آره و اينا!!

مري: تو چقدر با من مهربوني عمه!!

- خب كتك زدن اقسام مختلفي داره؛ و در مكانهاي مختلفي صورت ميگيره؛ اين كتك گاهي افراطيه و گاهي به شدت سودمنده كه اين نوعش در سنت بروتوس مركز نگهداري پسران مجرم ناسازگار اتفاق ميفته و بزرگترين لطفي كه ورنون در حق عينكي انجام داد فرستادنش به اين مركز ماماني بود!!

جيمز:

- تو خيلي چش درآوردي جيمز سيريوس پاتر؛ بايد هماهنگ كنيم تو رو به اون مدرسه منتقل كنن!!

جيمز:

- خب از اونجايي كه عمه مارج به تنبيه دسته جمعي اعتقاد داره بقيه ي درسو نميده و شما مجبورين از صفحات مربوط به درس از كتاب درسيتون هشت بار بنويسيد؛ البته ازتون اين درس پرسيده نميشه، همينجوري محض ادب شدن بايد بنويسين!! حتما هم توي امتحان ميارمش!!

دانش آموزا با خشم به عمه مارج خيره ميشن؛ و ته دلشون آرزو ميكنن كه اي كاش ميشد يه فصل كتك مفصل به عمه مارج بزنن!!

نجيني هموطنور كه دور رابستن حلقه زده با شوق به عمه مارج نگاه ميكنه و فكر ميكنه كه آخجون!! اينو كتك بزنن غذاي امروزم جور شده!!

عمه مارج ميخواد از كلاس خارج بشه، ولي ياد اين ميفته كه امروز آخرين جلسه است و درحالي كه سعي ميكنه بغض ريپرو توي حلقش فرو كنه ساندويچايي كه باخودش آورده بود تا به عنوان يادگاري به دانش آموزا بده رو با پرخاش توص صورتشون ميكوبه و از كلاس بيرون ميره.

هنگام بيرون رفتن عمه مارج آبرفورث و دراكو و مورگانا درآخر كلاس تجمع كوچيكي راه انداخته بودن و با يكي از دانش آموزان مشتمان بي ادبي- فرهنگي ترتيب داده و صداي داد و فرياد عاجزانه اي به گوش ميرسيد.


تكالــــــيـــف:


1. چهار نوع دعوا را نام ببريد و هر كدام را يك خط توضيح دهيد ... 8 امتياز

2. آبرفورث و دراكو و مورگانا در آخر كلاس چه كار ميكردند و به چه دليلي؟! ... 10 امتياز

3. طي يك رول كوتاه و ده خطي، كتك خوردن عمه مارج توسط دانش آموزان را توصيف كنيد؛ علت كتك خوردن و شيوه ي كتك خوردن در رول بايد مشخص بوده و امتياز خودش را خواهد داشت ... 10 امتياز

4. نظرتون راجع به به عمه مارج چيه؟! ... 2 امتياز



پ.ن: از پستهايي كه داراي هرگونه بيناموسي باشد امتياز كم ميشود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
موندنی شو!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 29 مرداد 1388 18:53
نمایش جزئیات
آفلاین
1. از ميان انواع بيماري هاي ماگلي سكته را شرح داده و بگوييد چگونه ميشود افراد را سكته داد؟! هشت عامل را نام ببريد .... 12 امتياز

سکه انواع مختلف داره و به طور کلی در اثر یه شوک ناهانی ، پیری ، نارسایی یکی از اعضا مثل قلب یا مغز ، تصادف و کلا شرایط نا مساعد اتفاق می افته . گاهی با ایست قلبی همراهه که در اون صورت با یه صندلی مشکل حله گاهی به افلیج یک یا چند عضو منجر میشه که در حیطه تخصص من نیست ، گاها (از پشت صحنه اشاره می کن که گاه کلمه فارسیه و نمیتونه تنوین بگیره . ولی ما چون خیلی گولاخیم و قلم و کاغذ هم دست ماست(!) فلذا حرف حرف ماست و ما کار خودمون رو میکنیم) هم ممکنه طرف تموم کنه که دو حالت داره : یا کلا میره اون دنیا ،یا روح میشه . اگه روح شد که هیچی ، اگه رفت اون دنیا دو حالت داره . یا میره بهشت ، یا میره جهنم . اگه رفت جهنم که هیچی ، اگه رفت بهشت دو حالت داره .... کلا از بحث منحرف شدیم رفت!

عوامل متاثره!

-منتظر بمونید تا طرف پست صد خطیش رو بعد از نیم ساعت تموم کنه و آماده ارسالش بشه . بعد درست لحظه ای که میخواد ارسالش کنه کامپیوتر رو از برق بکشید ! آی حال میده!

-توی یه مهمونی مهم دهنتون رو پر از غذا کنید و یهو به خنده بیفتید . دو حالت پیش میاد : غذا تو گلوتون می پره و میمیرید ، غذا بیرون می پره و بقیه سکته و الفاتحه...آی حال میده!

-مدام به ناظران انجمن ایکس پیام بدین که چرا فلان تاپیک سوژه نداره و چرا خاک می خوره و... . وقتی بالاخره یکی یه سوژه برای تاپیک داد بلافاصله یه پست بزنید که سوژه رو به خاک و خون بکشه و حتی تمومش کنید! آی حال میده!

-فیلم هری پاتر و شاهزاده دو رگه رو بگیرید و همه رو به دیدنش دعوت کنید . وقتی همه برای دیدنش مشتاق شدن اعلام کنید که از وسیله مشنگی سی دی من سر در نمیارید!درصورتی که مشنگ زاده اید میتونید در لحظات حساس فیلم رو قطع کنید و بگین:
-بقیه ش برای فردا!

آی حال میده!

-طرف مقابلتون رو قانع کنید که تنها عشق زندگیتونه و فقط اونو دارید و اینا . وقتی به قضیه ایمان پیدا کرد و حساس شد مدام به تلفن های مشکوک زنگ بزنید و به مدت طولانی با موبایل حرف بزنید . وقتی حسابی کنجکاویش گل کرد و مشکوک شد موضوع رو علنی کنید . سکته ناقص کمترین دستاوردشه . آی حال میده!

-اعلام کنید که شب میخوایم با هم بریم یه رستوران شیک و پیک و حال کنیم . دهن طرف رو حسابی آب بندارین و بعد جلوی یه رستوران چینی که بهترین غذاش جیرجیرک سوخاریه توقف کنید . بعد از اینکه طرف سکته ناقص زد وارد شین و سفارش پلو مورچه با سوسک له شده به همراه دسر گربه و آب تمشک صحرایی بدید . قبل از در اومدن کلمه آخر طرف با عزراییل دیدار کرده...آی حال میده!

-زمین و زمان رو به هم بریزید که برید تهران واسه میتینگ ، اما همین که بلیتتون آماده شد قهر کنید و بگید:نمیخوام!
آی حال میده!

-پوست طرف رو بکنید تا توی فلان گروه تاییدش کنید . همین که تایید شد اعلام کنید که گروه منحل میشه!پق!
آی حال میده!

2. چهار مورد از ويژگي هاي خانوم نوريس را نام ببريد كه باعث سكته دادن ريپر شد.... 8 امتياز

اندام متاسب و اسکینی خانم نوریس دل هر سگ و گربه و موشی رو برده!
حضور ترقه مانند و بی ربط خانم نوریش در رول باعث کف بریدگی ریپر شد . توانایی فوق العاده نویسنده در سورپریز* کردن سگ بدبخت تاثیر بسزایی داشت!
همین که یه گربه جرات کرده در حضور ریپر! وارد کلاس بشه سکته بر انگیزه!
در همون حاله که داشت تو فضای این دلایل سیر می کرد مارجوری پاشو گذاشت رو پنجه ش! اگه به خاطر بالایی ها سکته نمی زد واسه این دیگه میرفت تو اغما .

3. عمه مارج چرا سكته كرد؟ .... 10 امتياز

عم جون در حال بررسی در و دیواره که با عکس دامبلدور و هری در کنار هم مواجه میشه که به دیوار آویزون بوده . نفس توی سینه ش حبس میشه ولی به روی خودش نمیاره . نگاهش میخوره به پوستر جومونگ که از کیف هستیا یرون زده و قلبش به شکل بیرون میزنه ولی به روی خودش نمیاره . ولی دیگه وقتی چشمش میخوره به آسپ که با چشمای سبز پاتریش! از بالای عینک پاتریش! با اخم پاتریش!(اه!پاتریش کیه! منظورم هریه!) نگاهش می کنه دیگه نمیتونه جلوی خودش رو بگیره و درجا...تپلق!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
گل می کند شقایق، دانه ی اسفند می رسد
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 27 مرداد 1388 17:09
نمایش جزئیات
آفلاین
تكاليــــــف
1. از ميان انواع بيماري هاي ماگلي سكته را شرح داده و بگوييد چگونه ميشود افراد را سكته داد؟! هشت عامل را نام ببريد .... 12 امتياز

در دنياي ماگول ها بيماري هاي زيادي از جمله استفراغ ( روي استفراغ تاييد ميشه ! ) و سرماخوردگي وجود دارد كه محيط خاصي از بدن را تحت تصرف خودشون در ميارن ! ( چقدر مثل شرلوك هلمز حرف زدم ها ... ) ولي بعضي بيماري ها وجود دارند كه فقط برروي يك ناحيه از بدن تاثير نميگزارند بلكه بلكه برروي تعدادي از بخش هاي بدن تاثير ميگذارند . سكته يك از اين بيماريهاي چند ناحيه اي ميباشد كه ميتواند همزمان چند عضو بدن را از كار بيندازد ؛ براي مثال بعضي سكته ها باعث ميشوند كه تمام سمت چپ يك نفر از كار بيفتد ! به همين راحتي
لازمه كه من هشت عامل كه سبب سكته ميشوند را نام ببرم :

1- اولين كار براي سكته دادن افراد ، اينه كه بهشون بگي : بالاي چشمت ابروست ! در اين صورت طرف خود به خود به ملكوت اعلا ميپيونده ديگه نيازي به سكته نيست !‌*

2- براي مثال من ناظر يكي از تاپيك هاي سايت جادوگران هستم و يه نفر كه تازه عضو شده ، تقاضا ميكنه كه من يكي از رول هاشو براش نقد كنم و من آخر نقدم مينويسم :
نقل قول:
موفق باشي !

اون حتي ديگه به انتقاد هاي رولش كه من كردم توجه نميكنه و در جا سكته ميكنه ! فقط به خاطر يك ( موفق باشيد ) !
3 - وقتي توي خوزستان* زندگي كني ،‌ و فردا صبح يه امتحان سخت داشته باشي و دوستت هيچي درس نخونده و فقط به تقلب دلبسته ولي ييهو توي اخبار استان صدايي به گوش ات ميرسه ...
نقل قول:
تمام مدارس استان ، فردا به دليل گرد و خاك تعطيل ميباشد !

تو هم با تلفن* زنگ ميزني به دوستت و خبر رو بهش ميگي ...
فردا صبح ...
صداي بلندگو به گوش ات ميرسه ...
اي دل ... اي دل ... جوان ناكام ...
بله دوستت به خاطر شنيدن خبر تعطيلي و سكته ي ناگهاني مرد !

4- عضو سايت جادوگران باشي و توي ايفاي نقش به يكي از دوست هات كه نقشش توي كتاب هاي هري پاتر معروفه ، ميگي كه سكانس هايي كه نقش اون توي فيلم بوده ، حذف شد . مطمئن باشيد كه سكته رو ميزنه اما فكر نكنم بميره !
5- يكي از افراد ايفاي نقش براي انتخابات وزارتخونه ، كانديد ميشه و توي راي گيري تا دقيقه ي آخر با رقيبش مساويه ولي تو توي همون لحظه ي آخر ! به رقيبش راي ميدي و اون هم بالافاصله سكته رو ميزنه !
6 - وقتي توي ايفاي نقش ، نقش ولدمورت رو داشته باشي و يكي بيش از 200 بار درخواست مرگخوار شدن داده ولي تو باز هم ردش كني ، سكته رو ميزنه !
7- وقتي كه به عله بگي عمه ي واقعيت ، عمه مارجه !

2. چهار مورد از ويژگي هاي خانوم نوريس را نام ببريد كه باعث سكته دادن ريپر شد.... 8 امتياز
1 - خوشتيپ بودن و خوشگل بودن خانوم نوريس
2 -سليقه و زدن عطري با بوي سگ پخته شده كه باعث سكته و مرگ لرد كبير ميشه چه برسه به ريپر !
3 - دستپخت خانوم نوريس ، چون در همون لحظه يك سگ پخته شده رو به عنوان تغذيه براي زنگ تفريح اورده بود .
4 - خنگ بودن خانوم نوريس چون در همون لحظه درحال باز كردن يك عدد كوكتل مولوتف به جاي نوشابه بود !

3. عمه مارج چرا سكته كرد؟ .... 10 امتياز
دلايل زيادي رو ميتونيم مورد بررسي قرار بديم ولي ازهمه مهم تر ساندويچ عمه مارج بود . اون ساندويچ حاوي مقداري از آلمينيوم و منيزيوم كه تركيب اونها ، ثبب مسموميت شديد و حتي گاهي سكته ميشود . در ضمن ايشون يك عدد دوغ مصرف كردن كه اين دوغ سبب توليد گاز و همچنين سبب ايجاد مايع (سولفوريك روفوسبريك اسكريمجايت ) ميشود كه عامل اصلي سكته است ولي تنها اميد زنده موندن عمه مارج ، آروغ ايشون بود كه تا حدي به زنده بودن ايشون كمك ميكنه !

* 1 = اين راه بيشتر براي سكته دادن خانم ها استفاده ميشه !
* 2 = استاني است كه ميتوان آن را جهنم صدا كرد !
* 3 = وسيله اي ماگولي

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روفوس اسكريم جیور در 1388/5/27 17:13:35
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 27 مرداد 1388 13:05
نمایش جزئیات
آفلاین
1.از میان انواع بیماری های ماگلی سکته را.....
هنگامی که شخصی به شدّت ناراحت می شود و یا استرس و هیجان شدیدی به او وارد می شود و یا وقتی که بطور عمیق فکر می کند،ناخواسته تعداد زیادی جلبک سرگردان را بسوی خودش جذب می کند.اگر تعداد جلبک های سرگردان از 400عدد بالاتر برودّشخص دچار سکته می شود.از آنجایی که جادوگران نیز همانند ماگل ها بهره ای از دیدن آنان نبرده اند،این حالت برای تمام افراد بطور ناگهانی رخ می دهد.در ادامه به هشت عاملی که در دو دهه ی گذشته بیشتر مردم را سکته داده اند،می پردازیم:
پریدن بصورت جفت پا بر روی صورت شخصی که به خوابی عمیق فرو رفته است.
باز کردن درب اتاق توسّط مادر شخص هنگامی که درحال چت کردن با دوست دختر خود است.
گفتن نمره ی ریاضی شخص به مادرش.(از موارد نادری است که در آن مادر شخص به جای خودش سکته می کند! )
فکر کردن بر سر پیدا کردن پرتقال فروش.
باز کردن درب حمّام توسّط خواهرش بطور کاملاً اتّفاقی وقتی که شخص در حمّام است.
هنگامی که شخص ببیند پدرش درحال چک کردن گوشی اوست.
هنگامی که خبر مرگ مادر شخص را به وی بدهند.
یادآوری خاطرات تلخ و آزاردهنده ی گذشته.
2.چهارمورد از ویژگی های خانوم نوریس............
1..اوّل از همه اینکه نوریس خانوم بود و خانوم ها همیشه باعث و بانی سکته کردن آقایان می باشند.
2.از آنجایی که خانوم نوریس دوست و همدم فیلچ بوده است،شخصیّت وی را به خود گرفته است و ناخودآگاه باعث سکته کردن همه می شود.
3.بوی بدن خانوم نوریس.(از مواردی است که شخص بلافاصله پس از سکته دار فانی را وداع می گوید.)
4.ته نگاه خانوم نوریس که کمی تا قسمتی شبیه نگاه های مک گونگال است!
3.عمّه مارج چرا سکته کرد؟
همانطور که در آخرین مورد سکته دادن افراد گفته ایم،یاد آوری خاطرات تلخ و آزاردهنده ی گذشته بطور متوسّط حدود 920جلبک سرگردان را جذب می کند که این تعداد برای سکته دادن یک فیل نیز کافی است چه برسد به عمّه مارج!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جان اسیر دل/دل اسیر دوست/دوست چه میداند/ دل اسیر اوست
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 27 مرداد 1388 10:41
نمایش جزئیات
آفلاین
1. از ميان انواع بيماري هاي ماگلي سكته را شرح داده و بگوييد چگونه ميشود افراد را سكته داد؟! هشت عامل را نام ببريد .... 12 امتياز

سکته انواع مختلفی داره که باید دید از کدوم نقطه نظر طبقه بندی مورد بررسی قرار میگیره !

در رابطه با تعریف سکته باید بگیم که وقتی که یک اتفاق غیر مترقبه برای یک نفر صورت میگیره و کلی حرص طرف رو در میاره و اونم دستش به جایی بند نیست و هیچ کاری نمیتونه بکنه بهترین کار اینه که بیخیال همه چیز بشه و کلا همه چی رو فراموش کنه ، اما اگر همین کار رو الکی و یهویی انجام بده بعدش کلی ضایع میشه و ملت بیشتر بهش میخندن و اینا برای همین بهتر راه یه کلکی هست به نام "سکته" که فقط کافیه شما چند ثانیه بی حرکت روی زمین بیفتین که نه تنها ملت دیگه بهتون نمیخندن بلکه عده بیشماری چپ و راست میرن که نجاتتون بدن بعدشم احتمالا اگر یکی دو جای بدنتون رو الکی تکون ندین کلی به محبوبیتتون اضافه میشه

انواع سکته :

نوع 1 :

الف : سکته ناقص : در این نوع سکته فقط کمی طرف حرص میخوره و فقط همونیه لحظه غش کردن کفایت میکنه ، مثل همنی که ریپر انجام داد !
ب : سکته کامل : این نوع سکته وقتی انجام میشه که دیگه هیچ چاره ای نیست و شما باید همه چیز رو ختم به خیر کنین و اگر خودتون رو عادی جلوه بدین احتمال اینکه صد نفر همزمان برین سرتون زیاده و برای همین کلیه جسم رو به یکباره تعطیل میکنین

نوع 2 :

الف : سکته مغزی : این نوع سکته معمولا در رابطه با عوامل مادی انجام میشه و وقتی که یه نفر زیادی به خودش فشار میاره به جای اینکه از منفذهای دیگه این فشار رو خارج کنه ، به قولی میگن فشار پایینش به بالا زده میزن به مغز و دیگه تعطیل !

ب : سکته قلبی : موار احساسی ، مخصوصا اینکه یکی که احتمالا هم اسمش شادی یا شقایق باشه چون تاثیر بیشتری داره بهتون جواب منفی بده ، بعد برای اینکه ضایع نشین و حالشو بگیرین این احساس از وسط قلبتون میزنه بیرون و بوم!

اما انواع سکته !

1. پدره کلی برای درس خوندنتون زحمت کشیده و کلی پول خرج کرده ، فقط کافیه سر هیچ کدوم از جلسات نرین و به راحتی کارنامه خالی از نمرهرو بزارین شب کنار بالشش
2. حرص یکی رو که خیلی به یه کاری اهمیت میده در بیارین ، مثلا اعلام کنین منیره وزیر شده و بزارین کلی کار کنه بعد همین که وزرت یکم سر و سامون گرفت دسترسیشو بگیرین و به یه بهانه ای بلاکش کنین بعد خودش خود به خود سکته میکنه
3. بیست تا پست پشت سر هم توسط یه خانم توی دفتر توجیات عالیه بزنین ، مدیر مدرسه به شدت از فرط خوشحال سکته میکنه !
4. همین که سر سفره عقد نشستین و کلی به طرف قول دادین و کلی براش نقشه های مختلف ر تعریف کرین یه جواب نه ! اونم بار سوم که میخونن بگین که سکته کامل رو بزنه و برتکه
5. وقتی یکی ز دوستاتون که عضو جادوگرانم هست یه پست مهم مخصوصا گلایه از مدیرا میویسه همچین که تموم شد بیاین کامپیوتر رو از برق بکشین که حال کنه
6.یکی مثل پیوز رو که خیلی برای گروهش حرص میخوره همین که گروهش دار قهرمان میشه از گروه پرتش کنیم بیرون تا درس عبرتی بشه برای سایرین
7.یکی رو که علاقه به کاری نداره مثل لرد ولدومورت که از کوییدچ کاملا متنفره ! داور مسابقات کوییدیچش کنین و سیصد تا تیمم دعوت کنین و بهشم بگین یه شبه باید کل مسابقات رو داوری کنه
8. یه سوژه خیلی خفن رو از یکی بگیرین ، یعنی مثل اینکه بریم همین الان به رولینگ بگیم فردا یه قسمت کوتاه بنویسه بگه ریپر سگ مری بوده و عمه مارج اصلا هیچی نیست



2. چهار مورد از ويژگي هاي خانوم نوريس را نام ببريد كه باعث سكته دادن ريپر شد.... 8 امتياز

1. اصول اولیش اینه که اصلا اینا به خانمها حساسن و همین که یه خانم میبینن که زیادی هم خوشگل مشگل و تر گل ورگله سریع احساساتی میشن !
2. همچین با ناز و غمزه راه رفتن که توی این شبکه های مدل زنا راه میرن ؟ چون حرص ما رو هم در میار چه برسه به ریپر !
3. اینکه خانم نوریس همین که به ریپر نزدیک میشه یک خنده ملیح بکنه و خودش رو سریع برسونه به بقل ریپر و بخواد که الکی خودشو قاطی کنه ! این دیگه رو دست نداره سصد در صد سکته رو زده
4. خانوم نوریس خیلی تابلو وارد رول شده بوده بعد برای اینکه یه سوژه ای چیزی پدید بیادو دیگه زیادم روش حرف نزنیم گفتیم ریپر سکته رو بزنه که شخصیت نوریس خراب بشه و کلا دیگه هیچ حرفی حول و حوشش زده نشه


3. عمه مارج چرا سكته كرد؟ .... 10 امتياز

خب دلایل زیادی در این مورد میشه گفت اولش اینکه اصلاً یادآوری قیافه آن عینکی هیچ راهی به جز شکته و خود خالی کردن برای عمه باقی نمیزاره ، دوم اینکه یاد دوران ذلت باری که پتونیا و ورنون تحمل کردن تا آن بچه بوقی رو بزرگ کنن که آخرشم بچه هایی اینطوری تربیت کنه فتاده !سوم اینکه کلنل رو دید که روی صورتش یه عینک کشیدن که احتمالا یه لحظه فکر کرده نکنه منظورش از امضاش و آن عینکی نکنه همین کلنل بوده آخرم اینکه دیگه هیچی برای گفتن نبود اگر سه خط دیگه رول ادامه پیدا میکرد تقریبا کل جادوگران سکته میکردن و کلی آدم روی دست عمه میموند برای همین یه طورایی باید ختم به خیر میشد و بیخیال ایچیزا برای همین سکته زد که دیگه همه چیز تموم شه و بیش از این دیگه حرف الکی نزنه !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!