جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

299 کاربر(ها) آنلاین هستند (205 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
298 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری

بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات

نامزدهای تأییدصلاحیت‌شدهٔ وزارت سحر و جادو

ثبت‌نام نامزدها پایان یافت
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۰ مهر

نامزدهای تأییدصلاحیت‌شده

مکان‌های مجاز فعالیت

شخصیت خودتون رو معرفی کنید

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 9 کاربر مهمان
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 13 آذر 1399 23:45
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: تو شناسنامه یکم طولانیه ... که مهم هم نیست! همون آسپ بگین.

نام خانوادگی: من خودمم! خود خودم. به اسمی که از یکی دیگه به ارث ببرم نیازی ندارم. منو از روی خودم قضاوت کنین نه خونوادم!

گروه: جایی که همه می‌خوان با شجاعت و هوش و نژادشون شاخ باشن، تو به جای شاخ بودن، یه هافلپافی خاص باش.

چوبدستی: چرا دوست دارین آدمو از چوبدستیش قضاوت کنین؟ چوبدستی یه چیز شخصیه ... من حق دارم که چوبدستیمو فقط به کسی نشون بدم که خودم بخوام و اونم منو بخواد. حتا بابامم حق نداره چوبدستیمو تفتیش کنه.

جارو: نمی‌دونم چرا براتون مهمه. به هر حال یه آذرخش آخرین مدل فول آپشن چیزی نیست که آدم بخواد هر جا می‌شینه در موردش حرف بزنه.

ویژگی‌های ظاهری: یه سری حسود پلاستیکی همیشه کل استایل خاصمو بی‌خیال می‌شن و می‌پرسن سیاه‌پوست بودنمو از کی به ارث بردم؟! این اسکلای نژادپرست فکر می‌کنن لک‌لک‌ها هم مثل خودشون عقب‌مونده‌ان و رنگ واسشون مهمه! بدبختای عصر حجری!
به هر حال از اون که بگذریم همیشه خاص خودم لباس می‌پوشم و به نظرم هیچ‌کس حق نداره بگه چی خوبه چی بد چی زشته چی قشنگ. من همینم که هستم. نمی‌خوره نصیحت به دردم.

ویژگی‌های اخلاقی: سرم تو لاک خودمه ... تا وقتی که کسی کاری به کارم نداشته باشه و به خودش اجازه نده تو کارم دخالت کنه. در کل تیپ اخلاقیم خار (خیلی آرام و رنجور) هست. از جنجال و جنگ و دعوا هم خوشم نمیاد. بذارین یه چیزی رو همین‌جا روشن کنم! شاید بابای من با خیلیا دشمنی داشته ... و به خیال خودش هنوزم بعضیا بدخواهشن ... ولی به نظر من تا کاری به کسی نداشته باشی، کسی کاری به کارت نداره. هرچیم که قبلا بوده، تموم شده رفته. ایزی بابا! تا کی طلسم و طلسم کشی؟! الان دوره‌ی گفت‌وگو شده ... به نظرم وقتشه یک بارم که شده بابام با آقای ولدمورت بشینه سر میز مذاکره و سنگاشونو وا بکنن. الکی هم یه عده کاسه‌لیس دنبال رداش راه نیفتن و آتیش بیار معرکه نشن. بقیه‌ی مردمو هم با این توهمات اسیر نکنن. خلاص!

تایید شد. خوش اومدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/9/14 0:21:13
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 12 آذر 1399 15:29
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: اریکا جی
نام مستعار: شکیلا
نام خانوادگی : جی (کوتاه شده جایمز)
تاریخ تولد:۴ سپتامبر ۲۰۰۶
حیوان خانگی: شاهین
نژاد: دورگه (مادر:مشنگ_پدر:جادورگر)
والدین:
پدر:هنری Henry جایمز(او در دنیای مشنگ ها پزشک بود و در دنیای جادوگری از کارمند های وزارتخانه بود و بعد از اشنایی با دامبلدور عضوی از محفل شد
در گروه اسلایترین بود )
مادر: مارلین اولیور(او نیز پزشک است و در دانشگاه با هنری اشنا شد)
گروه: گریفندور
اخلاق: من صبور هستم زیاد دعوا نمیکنم اما اگه کسی ظلم کنه در مقابلش می ایستم مهربان هستم و به همه کمک میکنم زیاد شجاع نیستم ولی اگه کسی یا چیزی که دوستش دارم در خطر باشه از همه شجاع ترم عاشق درس و کتاب هستم و بازی و تفریح رو د‌وستدارم با همه زود جور در میام
ظاهر:
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ پوست: سبزه
رنگ مو:مشکی
قد:۱۶۵cm
سن:۱۴
جنسیت:زن
محل تولد: اسپارکس
چوب دستی:
۳۲ سانتی متر،مغز:مو و پودر تک شاخ،چوب درخت بید،انعطاف پذیر
پاترونوس: دلفین
علاقه مندی ها:کتاب رمان و درسی/عکاسی/نقاشی/کوییدیچ/درمانگری/کاراگاه
جارو: آذرخش
نقش درتیم کوییدیچ: دروازه بان
زندگی نامه:من فقط ۴ سال داشتم که ولدمورت برای گرفتن اطلاعات از پدرم به خونه ما اومد اما پدرم اون اطلاعات رو نداد و ولدمورت پدرم و مادرم رو کشت زنی که اونجا حضور داشت که به شدت دلش برای من سوخت و منو به فرزندی قبول کرد اون به خاطر این کار یک چشم خودش رو از دست داد اما این برای من هیچی از زیبایی هاش کم نکرد اون دیگه هیچ وقت به مرگ خوار ها ملحق نشد و تمام وقتش رو برای من گذاشت و شبانه روز کار کرد و منو به مدرسه فرستاد تا اون روز من نمیدونستم واقعا چه خانواده ای داشتم اما بعد از اومدن اون جغد همه چی تغییر کرد و من به مدرسه جادوگری هاگوارتز رفتم و.....

----
لطفا مجددا ملاحظه فرمایید

----

تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ۳۶۶۱۲۵۷۱۷۱ در 1399/9/12 15:46:43
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1399/9/12 21:03:58
ویرایش شده توسط ۳۶۶۱۲۵۷۱۷۱ در 1399/9/13 10:16:15
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1399/9/13 13:18:13
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1399/9/13 13:19:07
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 9 آذر 1399 21:36
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:هپزیبا
نام خانوادگی : اسمیت
مشخصات ظاهری : خوش هیکل ،زیبا ،موهای بلند خرمایی روشن ، چشمان عسلی و قد بلند.!
اصالت : اصیل زاده ،یکی از نوادگان هلگا هافل پاف
مشخصات اخلاقی: دختری بسیار مهربان ،خوشرو ،سخت کوش و یک هافل پافی اصیل
چوب جادو: :پنجه ي گوركن استوايي پوشيده شده با كيتين شاخ اسب تك شاخ.35 سانتي متر.
جنسیت : مونث
توضیحات اضافه : هپزیبا اسمیت یکی از نوادگان اصیل هلگا هافلپاف است که شباهت بسیار زیادی از لحاظ اخلافی و ظاهری با وی دارد .همچنین او وارث چوب دستی هلگا هافل پاف بوده و یکی از سخت کوش ترین دانش اموزان هافلپاف است .همچنین امتحانات سمج را با بهترین نمرات پشت سر گزاشته و به نوعی نگهبان مخفی ارثیه ی هافل پافی هاست همان طور که پیشبینی شده بود یک نفر از نوادگان هلگا که بسیار به وی شبیه است خواهد امد و وارث هافل پاف خواهد شد .!

.....

تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مروپ گانت در 1399/9/9 21:45:58
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 3 آذر 1399 23:52
نمایش جزئیات
آفلاین
جینی در حال خواندن مطلبی درباره ی موجودات جادویی در کتابخانه است. دراکو، کرب و گویل هم وارد شده اند.
دراکو کتاب را از دست جینی چنگ زد و گفت:
- هی دختره! این چیه داری می خونی؟
جینی عصبانی شد و کتاب را از دست دراکو گرفت:
- سمت من نیا! برو کار خودتو بکن!
-وای وای مامان! دختره ی لوس! معلومه دیگه! وقتی بابات پول نداره برات کتاب بخره مجبوری بیای همینارو بخونی!
جینی کتاب را باز کرد. سعی کرد اشک هایش را پنهان کند. از جایش بلند شد و به سوی دیگری رفت. دراکو دنبال جینی رفت و گفت:
- هی ترسو! کجا داری می ری؟
- دنبالم نیا!
دراکو کتاب را به سوی کرب دراز کرد و گفت:
- هی بچه ها! یکی اینو بگیره ببینم این دختره چی میگه!
سپس خطاب به جینی گفت:
- مثلا دنبالت بیام می خوای چیکار بکنی؟
جینی سر جایش میخ کوب شد. دیگر نمی توانست خشم خود را کنترل کند. چوبدستی را از جیب ردایش دراورد و رو به دراکو گرفت و از ته دل فریاد زد:
- اکسپلیارموس!
چوبدستی دراکو به هوا پرتاب شد. جینی نزدیک تر رفت، اما دراکو فرار کر

---

با سلام، داستان شما در کارگاه داستان نویسی رد شده، اول از همه چیز باید اونجا تایید بشید، بعد در تاپیک گروهبندی از علایق و مشخصات اخلاقی خودتون بگین و دو اولویت به کلاه بدید تا بسته به چیزی که ازتون می‌دونه، گروهبندی‌تون بکنه و سپس؛ یکی از شخصیت‌های آزادِ لیست شخصیت‌های ایفای نقش رو انتخاب کرده و در همین تاپیک - معرفی شخصیت - معرفی‌تون رو بنویسید.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/9/4 0:08:54
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 2 آذر 1399 21:54
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: دراکو...اما بهم دریک، دراک،درام دلا دما، راکو، اکو هم میگن... میتونی انتخاب کنی... دستتو باز میزارم.

نام خانوادگی =مالفوی های... اصیل

گروه: دلبرمان اسلی

ظاهریات:


دراکو مالفوی (متولد ۵ ژوئن ۱۹۸۰) یک پسر بی روح و از خود راضی بور و زیباست با چشمانی خاکستری رنگ

اخلاقیات
:


شاید اطرافیان او بگویند او بسیار از خود راضی و مغرور است...ولی این کمبود ریشه در زندگی کودکی او و سن مدرسه رفتنش دارد.
او بسیار بد اخلاق است و همیشه قصد دارد سال اولی ها را اذیت بکند.

معرفی شخصیت
:


معرفی شخصیت:(با لحن راز بقا بخوانید) او موجودی موذی... و شیطانی بود که در خانواده ایی مایه دار متولد شد و زندگی خود را اغاز کرد... او انقدر حسود بود که به خانواده خود نیز حسادتت میکرد.
بعد چندین سال ازار مشنگ و غیر مشنگ به هاگوارتز راه پیدا کرد و به گروه اسلایترین... و انجا ازار خود را ادامه داد...
او موجودی پاچه خوار و دختر کش بود... که در طول سال تحصیلی خود همه را به گور فرستاد...
او علاقه زیادی به لرد دارد و تنها بغل کننده لرد نیز هست
او هم مانند بقیه بقیه اصیل زاده ها...(به جز ویزلی ها) از مشنگ ها و درگه ها متنفر بود و حتی بعد از عاشق شدن بچه اش اسکورپیوس او را از خانواده ترد کرد.



از زبان وی

دقیقا یادم می اید...در حیاط خانه مشغول مسخره کردن مشنگ ها بودم که جغدی از اسمان به زمین امد و نامه من را از مدرسه هاگواتز برایم اورد.

هنگام رفتن به سالن با ان کله زخمی اشنا شدم و قصد دوستی با ان را کردم ولی او به جای من با ان ویزلی بی اصل و نصب دوست شد و من را تحقیر کرد.
در اخر سال تحصیلی گروه ما پیروز شد...ولی ان پیر خرفت با امتیاز دادن به ان کله زخمی ویزلی خوائن و هرمیونی گروه گریفیندر را پیروز کرد.

سال دوم


سال دوم بود معلمی پر حرف و خرفت گیر ما افتاد و ما مجبور شدیم به ان گوش بدهیم...در این سال نیز از من به عنوان نواده سالازار اسلایترین کبیر نیز یاد شد.

سال سوم


زندانی روانی از زندان فرار کرد و جان ما را به خطر انداخت ولی ما اصیل کامل جان به در بردیم.

سال های بعدی

اتفاق زیادی برای من افتاد و باعث شد کینه قدیمی از ان کله زخمی به دل بگیرم...نوزده سال بعد از جنگ هاگواتز با استوریا ازدواج کردم و پسری به نام اسکورپیوس نواده من شد.


----

جایگزین شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مروپ گانت در 1399/9/2 22:01:28
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 2 آذر 1399 20:52
نمایش جزئیات
آفلاین
توجه! توجه!
شما درحال خواندن بیوگرافی جذاب ترین،خاص ترین،خفن ترین شخصیت جهان هستید که نه تنها دستمالش بلکه همه چیزش زیر درخت آلبالو گم شده!!
نام: رز وکس
گروه: گریفیندور ~
سن:15
جنسیت:دختر
محل تولد:پاریس،فرانسه
تاریخ تولد:14 مارس 2006
چوب دستی: ساخته شده از چوب بید، ۲۵ سانتی متر با ریسه قلب اژدها، انعطاف پذیر
پاترونوس: راسو
جانور نما:سنجاب
علاقه مندی ها: کتاب خوندن،ورزش کوییدیچ،کتاب نوشتن،نقاشی،یادگیری زبان های مختلف جهان،دوئل و ...
ارباااااااب !!
ویژگی های ظاهری: قد متوسطی داره،چشمای گربه ای که همیشه با القابی مثل:"گربه،پیشی و.." مسخره میشه !!
رز دختری با موهای کوتاه مشکی-قهوه ای و چتریه
که اونارو بلند نگه میداره تا چشمای پر جذبه اش که همه محو تماشاش میشن رو پنهان کنه،باید بگم که چتریای اون اصلا تکون نمیخورن و به همین خاطرِ که بعضیا فکر میکنن چتریاش چسبیده به پیشونیش !!
از همه مهم تر اینکه اصلا دوس نداره کسی به چتریاش دست بزنه!!اکثر وقتا دوس داره لباس شل ول تن کنه ..
رز به ظاهر خودش خیلی خیلی اهمیت میده ولی بعضی وقتا اصلا ظاهرش براش مهم نیست و اهمیت نمیده که بقیه در موردش چی فکر میکنن ..
رز توی هاگوارتز به خاطر زیبایی و مهربونیش محبوب بوده و...
(کی اینو نوشته هااان؟! پس بقیش کو؟! )
ویژگی های اخلاقی:بعضی وقتا خیلی از خود راضیه،سعی میکنه مغرور باشه ولی بی فایده اس،گرم و صمیمی ..
اون همچنین استعداد یادگیری سریع،صحبت با حیوانات و هرچی که فکرشو بکنین داره جز کنترل کردن خودش!!
تنهاییش رو با نوشتن میگذرونه،نمیتونه در مقابل بی محلی کردن افراد نسبت به خودش خونسرد باشه ...
هرجایی بخواد بره قبل از خودش تعریفش اونجاست !!
سرکلاس به حرفای پروفسور گوش نمیده و مشغول کشیدن نقاشیه ولی وقتی پروفسور ازش سوال میکنه هرچی که پروفسور گفته رو مو به مو توضیح میده !!
با این حال رز معتقده که به هیچ دردی نمیخوره …
و این دردها هستن که از چپ و راست بهش میخورن …
حس میکنه بدبخت ترین فرد تو جهانه !!
بعضی وقتا فکراشو بلند بیان میکنه که کار دستش میده !!
رز به مرگخوار بودن،کارای ترسناک و عجیب غریب و ورد آوادا کِداورا(avada kedavra) علاقه زیادی داره!
الگوی اول و آخرش پروفسور اسنیپ هست.
.
.
در صورت امکان جایگزین قبلیه بشه لطفا !

----

جایگزین شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رز وکس در 1399/9/2 21:01:51
ویرایش شده توسط رز وکس در 1399/9/2 21:16:40
ویرایش شده توسط مروپ گانت در 1399/9/2 21:33:55
Quand je te regarde et la lune, je sens
...la lune diminuer face à ta beauté
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 1 آذر 1399 20:57
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: دراکو مالفوی (بهم دریک، دراک،درام دلا دما، راکو، اکو هم میگن)

نام خانوادگی:مالفوی

ظاهر

دراکو پسری بی روح با موهای بور زیبایی است که از کودکی این قیافه مورد تایید خانواده و دوستان بود که خودش نیز به این قیافه نیز علاقه داشته... لازم به ذکر است که وی موهایش را از پدر ش به ارث برده است.

اخلاق

شاید اطرافیان او بگویند او بسیار از خود راضی و مغرور است...ولی این کمبود ریشه در زندگی کودکی او و سن مدرسه رفتنش دارد.
او بسیار بد اخلاق است و همیشه قصد دارد سال اولی ها را اذیت بکند.


معرفی شخصیت




معرفی شخصیت:(با لحن راز بقا بخوانید) او موجودی موذی... و شیطانی بود که در خانواده ایی مایه دار متولد شد و زندگی خود را اغاز کرد... او انقدر حسود بود که به خانواده خود نیز حسادتت میکرد.
بعد چندین سال ازار مشنگ و غیر مشنگ به هاگوارتز راه پیدا کرد... و انجا ازار خود را ادامه داد...
او موجودی پاچه خوار و دختر کش بود... که در طول سال تحصیلی خود همه را به گور فرستاد...
او علاقه زیادی به لرد دارد و تنها بغل کننده لرد نیز هست
او هم مانند بقیه بقیه اصیل زاده ها...(به جز ویزلی ها) از مشنگ ها و درگه ها متنفر بود و حتی بعد از عاشق شدن بچه اش اسکورپیوس او را از خانواده ترد کرد.


از زبان وی

دقیقا یادم می اید...در حیاط خانه مشغول مسخره کردن مشنگ ها بودم که جغدی از اسمان به زمین امد و نامه من را از مدرسه هاگواتز برایم اورد.

هنگام رفتن به سالن با ان کله زخمی اشنا شدم و قصد دوستی با ان را کردم ولی او به جای من با ان ویزلی بی اصل و نصب دوست شد و من را تحقیر کرد.
در اخر سال تحصیلی گروه ما پیروز شد...ولی ان پیر خرفت با امتیاز دادن به ان کله زخمی ویزلی خوائن و هرمیونی گروه گریفیندر را پیروز کرد.

سال دوم

سال دوم بود معلمی پر حرف و خرفت گیر ما افتاد و ما مجبور شدیم به ان گوش بدهیم...در این سال نیز از من به عنوان نواده سالازار اسلایترین کبیر نیز یاد شد.

سال سوم

زندانی روانی از زندان فرار کرد و جان ما را به خطر انداخت ولی ما اصیل کامل جان به در بردیم.

سال های بعدی
اتفاق زیادی برای من افتاد و باعث شد کینه قدیمی از ان کله زخمی به دل بگیرم...نوزده سال بعد از جنگ هاگواتز با استوریا ازدواج کردم و پسری به نام اسکورپیوس نواده من شد.



تایید شد!
ورود یک اصیل‌زاده‌ی اسلیترینی به ایفای نقش رو به تمام جادوگران با اصالت تبریک می‌گم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مالفوی.دراکو در 1399/9/1 21:03:01
ویرایش شده توسط ماروولو گانت در 1399/9/1 21:15:03
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 1 آذر 1399 19:26
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:دراکو
فامیل:مالفوی






دراکو مالفوی (متولد ۵ ژوئن ۱۹۸۰) یک پسر بی روح و از خود راضی بور و زیباست با چشمانی خاکستری رنگ .پدر او لوسیوس مالفوی (به انگلیسی:lusiuc malfoy) یک مرگخوار اصیل است. و مادر او نارسیسا بلک یک اصیل زاده از خانواده بلک است . خاله او بلاتریکس لسترانج به مدت سه سال در آزکابان بود که بعد از آنجا فرار کرد . دراکو مالفوی یک اصیل زاده پولدار زیبا است او در ۱۱ سالگی به هاگوارتز فرستاده میشود تا جادوگری را به خوبی یا بگیرد . دراکو در 16 سالگی یک مرگخوار میشود و توسط لرد ولدمورت ماموریت میابد که البوس دامبلدور را بکشد و مرگخواران لرد سیاه را به هاگوارتز ببرد. اما به دلیل اینکه قلب مهربانی دارد فقط میتواند دامبلدور را خلع سلاح کند . که در پی این موضوع ابر چوب دستی آلبوس دامبلدور به مالکیت او در می آید . که بعد از آن هری پاتر بدون آنکه خودش بداند با خلع سلاح کردن دراکو مالفوی مالک ابر چوب دستی میشود .

دراکو در هاگوارتز

دراکو مالفوی در هاگوارتز در اولین روزی که هری پاتر را میبیند در ردا فروشی است که با او میخواهد دوست شود و هری هم با او دوست میشود ولی بعد ها وقتی در هاگوارتز هم دیگر را میبینند هری با دراکو دست نمی‌دهد و باعث میشود دراکو با او دشمن شود و همیشه معتقد باشد که هری پاتر و رونالد ویزلی(دوست هری پاتر) را دو دست و پا چلفتی بنامد. دراکو در گروه اسلیترین دوست هایی دارد به نام گراب ، گویل و پانسی پارکینسون و...این دوست ها همیشه دوست او هستند ولی گراب و گویل دو مرگخوار هستند که در داستان هری پاتر و جام اتش معلوم میشود.دراکو در هاگوارتز تنها سورس اسنیپ را دوست دارید و فقط برای این او را دوست دارد که همیشه به او نمره ی کامل ولی به هری پاتر نمره ی افتضاح میدهد دراکو مالفوی معهتقد است دامبلدور یک پیر خرفت است و باید از هاگوارتز برود... وی در آخر با آستوریا گرین گراس ازدواج میکند .


___________


دراکوی عزیز امیدوارم ناراحت نشی که این بار هم معرفیت تایید نمیشه. البته به خاطر کپی بودنش!
مساله فقط کوتاه و بلندی نیست. همون‌طور که نوشته بودم، باید به دراکو از دید خودت نگاه کنی. به این خاطر من معرفی قبلیت رو خیلی بیشتر دوست داشتم و فقط کافی بود کمی کامل تر باشه.
عجله نکن. یکمی فکر کن و با خلاقیت خودت یک معرفی برای دراکو بنویس. بالاخره مدت‌ها قراره با این شخصیت ایفای نقش کنی و باید توی ذهنت تمام ویژگی‌های شخصیتیش رو داشته باشی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماروولو گانت در 1399/9/1 19:33:35
ویرایش شده توسط ماروولو گانت در 1399/9/1 19:34:24
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 1 آذر 1399 19:09
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم: دراکو

فامیلی =مالفوی دونه دونه... خیلی تیزو گرونه...

گروه:اسلایترین

معرفی شخصیت:(با لحن راز بقا بخوانید) او موجودی موذی... و شیطانی بود که در خانواده ایی مایه دار متولد شد و زندگی خود را اغاز کرد... او انقدر حسود بود که به خانواده خود نیز حسادتت میکرد.
بعد چندین سال ازار مشنگ و غیر مشنگ به هاگوارتز راه پیدا کرد... و انجا ازار خود را ادامه داد...
او موجودی پاچه خوار و دختر کش بود... که در طول سال تحصیلی خود همه را به گور فرستاد...
او علاقه زیادی به لرد دارد و تنها بغل کننده لرد نیز هست
او هم مانند بقیه بقیه اصیل زاده ها...(به جز ویزلی ها) از مشنگ ها و درگه ها متنفر بود و حتی بعد از عاشق شدن بچه اش اسکورپیوس او را از خانواده ترد کرد.



_____


سلام.
معرفیت خیلی کوتاه بود. مسلما همه‌ی ما چیزهای زیادی از دراکو می‌دونیم ونوشتن در موردش زیاد سخت نیست. پس یکمی به این فکر کن که توی ایفای نقش، دوست داری روی کدوم ویژگی‌های دراکو و چه بخش‌هایی از زندگیش مانور بیش‌تری بدی، یا حتی بعضی از ویژگی‌هاش رو مثل کاریکاتور بزرگنمایی کنی، یا جزییاتی بهش اضافه کنی و با توجه به این موارد، معرفی کامل‌تری بنویس.

تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماروولو گانت در 1399/9/1 19:20:00
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 1 آذر 1399 00:27
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی: سیبل تریلانی

گروه: Only Raven

محل زندگی: کوجه-پس‌کوچه‌های هاگوارتز

زمینه‌ی فعالیت: پیشگویی، پیشگویی زمان مرگ، پیشگویی زمان بدبختی، پیشگویی بیچارگی، پیشگویی به خاک سیاه نشستن، نفوس بد زدن

بانو تریلانی از اساتید به نام هاگوارتز و قدرتمندترین و دقیق‌ترین پیشگوی کل دنیای جادوگری است. او تنها پیشگویی است که توانست پودر شدن لرد سیاه را پیشگویی کند. پیشگویی او باعث شد لرد سیاه هری را به عنوان همتای خود برگزیند و پودر شده، به باد برود، در حالی‌که منظور او هری نبود و لرد سیاه کلا اشتباه گرفته‌بود... پسر برگزیده نویل بود!

سیبل از بچگی قدرت پیشگویی را در نوک انگشتانش حس می‌کرد، جایی کاملا اشتباه از بدنش.
او در سن سه سالگی مرگ وزغش را پیش‌بینی کرد. در پنچ سالگی مرگ بچه‌ی همسایه را. در هشت سالگی مرگ عمویش. در یازده سالگی مرگِ... نه، در یازده سالگی قبل از آن‌که مرگ کسی را پیشگویی کند نامه‌ی هاگوارتزش آمد و راهی مدرسه شد. هرچند، نواده‌ی کاساندرای بزرگ چه احتیاجی به مدرسه داشت؟!

او بدبختی را بو می‌کشید! همیشه قبل از آن‌که اساتید نامش را صدا کنند، متوجه می‌شد قرار است نامش صدا شود. هروقت قرار بود بچه‌ها اذیتش کنند هم می‌فهمید. خلاصه‌اش هرگونه بدبختی را از فرسنگ‌ها دورتر می‌فهمید، هرچند تخصص اصلی‌اش پیش‌بینی مرگ بود.

بین هم‌کلاسی‌هایش اصلا آدم محبوبی نبود، همه او را فرد عجیب-غریب و نحسی می‌دانستند و حاضر به رفاقت با او نبودند. بعد از اتمام مدرسه تمام تلاشش را کرد وارد بازار کار شود، اما بازار کار نمی‌خواست او واردش شود و نهایتا به کارتن‌خوابی و کف‌بینی و رمالی در گوشه‌ی خیابان برای یه نات و ده گانت رو آورد. او در جوب‌ها آواره و سرگردان بود که دامبلدور پیشنهاد کار و زندگی و زن و بچه... نه... تدریس کردن در مقابل محل زندگی به او داد. اما با روی کار آمدن آمبریج ورق برگشت و از تدریس در هاگوارتز کنار گذاشته‌شد.

او تصمیم گرفت به ادامه‌ی تحصیل رو بیاورد و زندگی بی‌حاشیه و بی‌درامایی را تجربه کند، اما از آن‌جا که هیچ‌وقت نتوانست جلوی زبانش را بگیرد -و لعنت بر دهانی که بی‌موقع باز شود!- خودش را دستی دستی به هچل انداخت و ملخک یک‌بار و دوبار جست، اما آخر سر دستی پس یقه‌اش را گرفته و مجبورش کرد در محل اجتماع جادوگران و ساحرگان عضو شود. در حال حاضر هم دست، چوب‌دستی به دست، بالای سرش ایستاده تا این متن را به پایان ببرد. اگر این متن را تا بدین جا خوانده‌اید... کمک!


تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.