جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  103 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  115 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  244 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  158 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  191 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1383 12:19
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس تو خونه تنها با کریچر نشته
سیریوس:کریچر تو بودی مگه مرض داری؟
کریچر: وای
شق!! دنگ دونگ دیش دیش!!
کلوز آپ از کریچر
سیاها به سر کرده ای بلا وسفیدا به سر کردی ایه مرلین:آیایی حمله !!
سیریوس:وای بد بخت شدم تاتارا حمله کردن
دارکی:سلام اسی پا طلا یه ماشین خربزه گرفتم گفتم تک خوری نکنم اومدم پیشت
کینگی:سیریوس این واکست کجاست میخوام یه حالی به کلم بدم
بلا و گیلدی: :bigkiss:
مرلین چشماشو با دستش میگره:وای!!! من نمیتونم تحمل کنم افکاره بد دارن بهم حمله ور میشن دور شید ای افکار پلید
مغ(نمیدونم از کجا پیداش شد):میمونها تو آفریقا مسواک میزنن بعدش تو اروپا میمون موهاشون شونه میکنن پس ما هم تخلیم
سیریوس:گیلدی اون چی بود که به فرش مالیدی؟؟
گیلدی:نه جانه تو هیچی نبود اشتب میکنی من خیلی خوشگلم که از سوراخ دیوار میام تو
سیریوس:خودتو به اون راه نزن من دیدم بگو جی بود فقط دوست دارم دماغت باشه
گیلدی در میره:نه!!!
سیریوس میپره گردنشو میگره میندازدش زمینو هی سرشو به زمین میزنه
تو.... فرشه منو... دماغی ... کردی ..میکوشمت
دارکی:اسی ولش کن بد بختو بیا کنار
تو اون هریبیری کله سیریوس میخوره به تلوزیون برق تلوزیون میگردش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 28 مرداد 1383 16:50
نمایش جزئیات
آفلاین
بلای عزیز
کاری نداره کافیه تابلوشو بدی دست ویزلی و بگی: آرتور دیدی مشنگا چقدر قشنگ نقاشی می کنند تو هم میتونی
تو میتونی ....تو میتونی

ارتور با قلموی نقاشی به تابلوی سر کادوگان نزدیک میشه
سر کادوگان:جلو نیا .. جلو نیا وگر نه با شمشیرم میزنم تو مخت
آرتور:کادوگان عزیز من پیش پیکاسو مشنگا شاگرد بودم بلدم چیکار کنم
سر کادوگان:پیکاسو سبکش چی بود؟
آرتور:کوبیسم
سر کادوگان:نه نه نه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 18 مرداد 1383 19:51
نمایش جزئیات
آفلاین
کله بلا از تو اتیشه آشپز خونه معلوم میشه :((رودی بیا خونه ضرفارو بشور من کار دارم میخوام برم مهمونی))
رودی:وای! وای ! عیالم اگه نرم از سقف آویزونم می کنه
گیلدی به دختره بغلیش :داشتم میگفتم من رفتم جزیره گومبا گومبا 3000تا خون اشام استاد کردم
دختره با دهن و چشم های باز
شپلق
گیلدی:اه سیریوس چرا کهنه پرتاب میکنی اونم خیس
_بدو برو اتاق نقاشی یو پاک کن _اه آلبوس کی شما به هم چسبونده
دومبول:به من نگید دمبول به من پرفسور دامبل دور
اسی: حالا کی به تو گفت دومبول
پاکشومایوس (دماغ پاک میشه)
اسی:خوب بیاد اینم طی شما برید زمین بسابید
آلبوس:چی من رییس محفلم اینم مرلین بزرگترین جادوگره که به ارتور کمک کرد
اسی میزنه تو خط ترکی:هان چی من رییس ممیوس آردتور شارتور حالیم نیها تزول تزول اگه پاک نکید با بیل میزنم تو سرتون اندازه آسمون از سرتون خون بیاد
آلبوس و مرلین:عزیزمی الان اصلا محفلو می کنیم این ماه :-D
اموش تو دستش ظرف باقلوا دوتا دوتا میره بالا :اخی اخی شیرنه
اسی:بده من اینو کثله کمباین بالا میره توپ بخوری بدو به دیگران کمک کن_بدوید کار بکنید وگرنه از شام خبری نیست

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 18 مرداد 1383 17:48
نمایش جزئیات
آفلاین
پروفسور لاکهارت اخر نمایش بود
هووم
گلی: دیگه دعوایی نیست ؟؟
رودی :نه قربون اون خوشگلیت برم
اون گوشه اموش مثل بنگی ها نشسته چند مثقال هشیش دستشه رو یه میل ه داره داغ ش میکنه سیگار ش بر میداره توتون ها خالی میکنه بعدش ... بعدشو نمیگم ( چبه تو که نباید یاد بگیری )
در همین حین چند از دختر ها از بوی هشیش سر درد گرفته و بیدار میشوند
بله این مالی ویزلی داره میاد طرف گیلی
گیلی بد بخت ما فرار میخواد کنه یقه شو میگیره و میبینه از پشت تانکس هم اومده
(گاوش زاییده به عبارتی)
گیلی : رودی نجاتم بده
رودی : یادته اون موقع بچه بودی من خوش تیپ بودم خوشگل وبدم دختر ها میفتادن دنبالم هر چی بهت میگفتم اون چوب دستی منو بیار نمیوردی حقته
گیلی : چه خیالی حالا و نفر اگه به بانو لسترنج نگفتم اون جوونی ها به کی نفس مصنوعی میدادی
رودی : نگی ها
گیلی : نجاتم بده
رودی : الوخوارزمی به داد گیلی
دکتر نورتون ظاهر میشه
دومبول : ما که نگفتم ابو ریحان بیرونی نگاه خوارزمی
رودی : خاک بر سرت جون به جونت کنن بی سوادی
دومبول : به من نگید دومبول ه من بگید پرفسور دامبلدور
گیلی : :brush: دندونامو
.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 17 مرداد 1383 13:09
نمایش جزئیات
آفلاین
این هم تحولی جدید در صنعت نمایشنامه نویسی بی مزه:

گیلدروی که خودش خوشتیپه از سوراخ محفل میاد تو و هنوز شروع به صحبت نکرده که همه زنا و دخترای محفل غش میکنن!
گیلدروی: اینجا چه خبره؟
رودی: دعوا شده!
گیلدروی: اینا چرا غش کردن؟
رودی: از بس خوشگلی!

گیلدروی یه لبخند میزنه و از شدت زیبایی لبخند، مرلین و دامبل و آموس هم غش میکنن!
گیلدروی به مرلین اشاره میکنه و میگه: این یارو کیه؟
رودی: مرلینه دیگه... دیگه مرلین رو هم نمیشناسی؟
گیلدروی: همین دیروز همه ریشاشو زدیم... اوه مای گاد ( از ظرافت بیان این عبارت انگلیش دو نفر دیگه از اعضای محفل هم غش میکنن ) ... ببین یه روزه چه قدر ریش دراورده... یه متر میشه فکر کنم!
گیلدروی خم میشه و ریش مرلینو از روی زمین ور میداره و دور یک ستون میپیچونه و گره میزنه! یه خورده هم از محتویات دماغش میماله به سر ریش مرلین که خوب بچسبه!
گیلدروی: خوب این که دیگه نمیتونه از جاش تکون بخوره... إ... دامبل که جا موند!
سریع میره سمت دامبل که ریش اونم به یه متر میرسید و ریش اونم دور همون ستون، در جهت مخالف ریش مرلین میپیچونه و یه خورده دیگه هم دماغ میچسبونه به محل اتصال ریش مرلین و ریش دامبل!
رودی: إ... انگار آموس داره به هوش میاد
گیلدروی میره پیش آموس و خم میشه و با دقت به آموس نگاه میکنه.
آموس: رحم کن با وفا... خماااارم!
گیلدروی: موادیوظاهریو! ( از غیب یه خورده مواد ظاهر میکنه )
آموس: آخ ژون مفاد!
گیلدروی: بیا اینا رو بگیر... فقط قول بده بچه خوبی باشی و برای ما مزاحمت ایجاد نکنی!
آموس: رو چشم با وفا...
گیلدروی:
چند نفر باقی مونده از اعضای محفل هم با دیدن گیلدروی که به طرز مهیبی خوش تیپ ایستاده بود، غش میکنن!

قصه ما به سر رسید، کلاغه به خونش نرسید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 17 مرداد 1383 03:10
نمایش جزئیات
آفلاین
هووم نمکایش نامه نوویسی این طوری هم داریم پس بکوبم که اومد
ولمدورت دوباره ظاهر میشه مرلین خاک زیر پاش میشه ( تا اینجاش طبیعی ) کلی تعظیم میکنه التماس ارباب خونه خودتونه خوش امدید
ولدمورت : خفه خون لجنی که به تو میگه کبیر من از التماس کردن بدم میاد و از شنیندنش بیشتر
کراشیو
مرلین داد میزنه سیریوس میاد میگه تو حق نداری
ولدمورت : شعر نگو چایی تو بریز
سیریوس : همه منو مسخره میکنن عمرا دیگه اینجا کار نمیکنم دومبول
دومبول ظاهر میشه : جان دومبول
سیریوس : این ها منو مسخره میکنن
دومبو : چی میگن
سیریس: میگن چایی بریز
دومبول :
شیریوس کلی حال میکنه
دومبول با همون عصبانیت میگه هنوز چایی نریختی شپلخ برو بیرون
سیریوس میفته بیرون
بانو بلاتریکس با رودی ظاهر میشن
بلا: اینجا چه خبره
رودی :هووم فهمیدی به ما هم بگو
بلا این ور اون ور نگاه میکنه : هوم از قضایا پیداست که دومبول خاک بر سر خونه اصیل زاده ها رو محفل کرده و گند زاده ها رو راه داده
دومبول : به من میگی احمق بگیر که اومد یهو یه دست پشت خودش احساس میکنه میبینه اوضاع پسه ارباب پشت سرشه
اجی مجی هوتو شی
دومبول دیدی ندیدی
رودی : اینجا رو گند زدایی کنیم
بلا: ولش کن خونه که توش سیریوس زندگی کرده باشه هر کاریش کنی گنده
----------------
یک ساعت بعد تو بیمارستان یه نفر رو تخت به جای بلا و اون کسی نیست جز هیپو که معجون مصرف کرده بوده و با اعترافاتی که به مودی کرده میفهمه که سیریوس اونو استخدام کرده که یه کم کلاس بذار ه و دیگه بهش نگن فقط خونه تمیز میکنی
----------------
فی البیت
ولدمورت رفته و مرلین مونده که داره زجه میزنه رودی دست پاشو میبنده و بلا اونو به شکنجه گاه جادوگران سفید میبه میتونید از همون جا ادامه شو بخونید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 16 مرداد 1383 23:26
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
مرلين درو ميكوبونه مياد تو.. يك باره از يه طرف صداي جيغ ميشنوه...
ميره به طرف راهرو و مادر سيريوس رو در قاب عكس ميبينه كه داد ميزنه: خون كثيفها... لعنت به شما... ضد اجداد...
نه مثل اينكه صداي زجه و ناله از جاي ديگس...
ميره به آشپزخونه و بلاتريكس لسترنج رو ميبينه كه جلوي سيريوس زانو زده..
بلا: خواهش ميكنم... نزن... ارباب خواهش ميكنم!!!
سيريوس: 12 سال زندان بودم اينقدر حالم بد نشده بود... اگر يادت باشه تو زندان بهت گفتم نميخوام اين دور و برا ببينمت.. گفتم يا نگفتم؟
بلا اشك ريزان گفت گفتي گفتي... غلط كردم ديگه پامو اينجا نميذارم... كمك كمكم كنيد...
مرلين وارد آشپزخونه ميشه: چي شده سيريوس؟
سيريوس: تو فكر ميكني اين بلاتريكس هيچ حق اينو داشت به اين خونه برگرده؟
مرلين: حالا اون چوبت رو بگير كنار كردي تو چشش... حداقل بكن تو دماغش كه بجاي كور شدن مشكلاي ديگه براش پيش بياد.
سيريوس چوبش رو از توي چشم بلا در مياره و لباس نخ نماي گريچر تميز ميكنه...ولي بلا از فرصت استفاده و شيرجه ميره طرف چوب سيريوس...
سيريوس: لعنتي مرلين!!!
مرلين بشكن ميزنه بلا از روي زمين بلند و به ديوار كوبونده ميشه.
مرلين: اين همه زجه زدي و ناله كردي به كجا رسيد؟
بگير اين ناز شصتم را... شيللخ..
دستي سفيد و روح مانند از دست مرلين جدا ميشه و محكم به صورت بلاتريكس ميخوره...
يكهو همه جا تاريك ميشه..
-: موهاهاهاهاها... به نوكر من توهين كردي؟ افراد منو شكنجه ميدي؟
مرلين چشماش رو تنگ ميكنه به سمتي كه صدا ميومد.
مرلين: ولدمورت؟ خودتي؟
ولدمورت از تاريكي در مياد...: چيزي نيست مرلين من اومدم بلا رو ببرمش... فكر ميكنم نبايد پاش رو توي خونه اجداديش ميگذاشت!
مرلين: صد البته.. ميتوني نعششو جمع كني ببري!
ولدمورت بلاتريكس رو از روي زمين بلند ميكنه و تو چشماش خيره ميشه..
ولدمورت: جلوي اينا نه! تو رو بايد ببرم بيمارستان به تنفس مصنوعي فوق ديجيتال ونوس احتياج داري.
يه بشكن ميزنه و غيب ميشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 15 مرداد 1383 00:58
نمایش جزئیات
آفلاین
برو بیرون بلا
کریچر:بلا بلا جون
اسی:عشقت اومد تحویل بگیرش
بلا:سلام عزیزم هوق
کریچر منو دوست داری؟
_معلومه که دارم
_بیا این نامه برای تو
_چیه کاغد دامبله
کریچر با خجالت:نه نامه ی خودمم برو تنهایی بخون
_عزیزم کاغذ دامبلدور کجاست هان بیا بوست کنم
کریچر:عیههههههههههههه!! گمش کردم بیا منم بوست کنم
_برو گم شو حیونه کثیف
_چیه از دسته عاشقت ناراحت شدی
_برو گم شو
پوخ!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 14 مرداد 1383 23:53
نمایش جزئیات
آفلاین
تق تق...تق تق
من : بابا اسنافلز بیا درو باز کن...
اسنافلز:کریچر...کجایی...جاروتو ول کن برو ببین...
کریچر: ارباب یه خائن کثیفه که نمی ذاره من با بانو تنها باشم...
کریچر با غر غر درو باز می کنه و من میام تو...
من: سلام...این بروبچ محفل کوشن؟ منم می خوام بیام تو محفل میشه؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
lona
خانه شماره دوازده گریمولد
ارسال شده در: چهارشنبه 14 مرداد 1383 23:33
نمایش جزئیات
آفلاین
اسنافلز وارد میشه
اهو اهو کریچر!کریچر! کجایی!؟ جن خرفت چرا اینجارو تمیز نکردی هان!! بیام با بیل بزنم تو سرت
کریچر:سلام ارباب حال بهم زنه کثیف دوباره چی شد برگشتی داشتم با خانوم صحبت می کردم کثیف نرنر
_بدو این جا رو تمیز کن که دوباره افراد محفل می خوان بر گددن چون هنوز اینجا به غیر از هاگوارتز امن ترین جاست
_بروبابا کی حال داره این جا رو تمیز کنه
_برو اتو بیار این یک دستوره!
_چشم قربان !!
_خوب حالا بگو ببینم دوست داری اتوت کنم یا که اینجارو تمیز کنی پس برو جاروهو بیار

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیریوس بلک در 1384/2/24 12:55:30
ویرایش شده توسط سیریوس بلک در 1384/2/24 12:56:16
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1386/4/1 19:21:33
ویرایش شده توسط جیمز سیریوس پاتر در 1387/12/4 17:49:57
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1391/5/28 22:06:09
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري