با تشکر از الیور وود و ویولت بودلر
مهلت: از 6 تا 10 تیر ماه
اعضای شرکت کننده : جرج ویزلی ، چارلی ویزلی ، ویولت بودلر ، بورگین ، پیوز ، الیور وود ، زاخاریاس اسمیت
( پست اول رو من میزنم و پست آخر رو بورگین ، بقیه پست ها رو بقیه اعضا ، طول پست هاتون خیلی بلند نباشه که فیلم خیلی طولانی نشه ! )
--------------------------------------------
شماره ماموریت: 4-2
مکان: هالی ویزارد
نوع پست: طنز
شرح: اعضایی که در زیر گفته شده فیلم رو در سه قسمت دنباله دار و خیلی سریع و با هماهنگی میزارن تو تاپیک هالی ویزارد
مهلت: ساعت 8 صبح تا ساعت 8 شب 12 تیر
اعضای شرکت کننده : پیوز ( نفر اول ) ، ریموس لوپین (نفر دون) ، ویولت بودلر (نفر سوم )
اعضای کمکی ( در صورت نبودم اعضای گروه اصلی تا ساعت 7 اونها به ترتیب دست به کار میشن : از 7 تا هفت و ربع نوبت بورگینه ، از هفت و ربع تا هفت و نیم نوبت جرج و از هفت و نیم تا یک ربع به هشت نوبت چارلی ) : بورگین (نفر اول) ، جرج ویزلی(نفر دوم) ، چارلی ویزلی( نفر سوم)
<><><><><><><><><><><><><><><>
مشخصات فیلم :
تهیه کننده : کمپانی اوباش
کارگردان : پیوز
بازیگران : اعضای اوباش
تدارکات : بورگین
اسپانسر: اوباش ، هافلپافی های اصیل ، استودیوم کوییدیچ دیجیتال لیورپول 1
( در ضمن می تونید تو گزارشتون در پیام امروز از لیست دست اندرکاران استفاده کنید )
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[chat]] دسته اوباش دهکده
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/12/25
تولد نقش: 1396/07/21
آخرین ورود: پنجشنبه 20 آذر 1399 03:38
از: توی دیوارای تالار هافلپاف
پستها:
1511

جمع امتیازات اوباش تا این لحظه
ادوارد بونز:7
الیور وود:0
پیوز:280
جرج ویزلی:8-
چارلی ویزلی:0
ریموس لوپین:21
زاخاریاس اسمیت:6-
ویکتور کرام:5/4
ویولت بودلر: 8-
<><><><><><><><><><><><><>
سلام ...
ماموریت شماره دو در زیر اومده ... قبلش اینجا رو بخونید :
در این ماموریت فقط کسانی که مشخص شده حق شرکت دارن ... ماموریت در در قسمت 2 بخشی هست که این چهار بخش بین اعضا تقسیم شده ... هیچکس حق نداره توی قسمتی که به اون مربوط نیست شرکت کنه ... ماموریت ها باید در تاریخ مشخص شده به پایان برسه !
ماموریت شماره 2 :
قسمت اول : تبلیغات
شماره ماموریت : 2-1
مکان: پیام امروز
نوع پست: طنز
شرح: همه اعضایی که اسمشون پایین اومده باید یک پست ( فقط یک پست ) در پیام امروز بزنند و در یک گزارش یک پستی تبلیغی برای فیلم اوباش بکنند ... دقت کنید داستان فیلم نباید لو بره !!
مهلت: 1 تا 4 تیر ماه
اعضای شرکت کننده : ادوارد بونز ، ویکتور کرام ، الیور وود
----------------------------------
شماره ماموریت : 2-2
مکان : مغازه ویزلی ها
نوع پست : جدی
شرح: پیوز ، ریموس لوپین و زاخاریاس اسمیت با لباس سیاه اوباش وارد مغازه ویزلی ها میشن و میرن و صاح مغازه رو تهدید می کنن که اگه نذاره اونها اینجا تبلیغ کنن اونها رو دستگیر می کنه ... اونها هم اجازه میدن و اوباش اعلامیه های فیلمشون رو می چسبونن به در و دیوار مغازه ... پست اول رو من میزنم و بعد ریموس و زاخی هر کدوم یک پست می زنند و سوژه رو جمع می کنند تا من پست آخر رو بزنم !!
مهلت: 3 تا 5 تیر ماه
اعضای شرگت کننده : ریموس لوپین ، پیوز ، زاخاریاس اسمیت
قسمت دوم : ساخت و نمایش
شماره ماموریت: 3-2
مکان: تاپیک اوباش ( همین تاپیک)
نوع پست: طنز
شرح: باید فیلم رو بسازید ... هر کس یک پست می زنه و فقط اعضایی که در زیر گفتم شرکت می کنند.
داستان فیلم : اوباش میرن که مثل آدم بشینن و بازی کوییدیچ دو تیم آلمان و بلغارستان رو نگاه کنن . اما وقتی نشستن یهو می بینن که هافلپافی های اصیل دشمن دیرینشون هم در سالن هستن ... کم کم دعوا های لفظی پیش میاد و بعد دعوا های شدید تر و کتک کاری ... اما وقتی یادشون میاد تو استدیوم هستن تصمیم میگیرن یک جایی قرار بذارن ... اونها با هم قرار می ذارن ولی وقتی اوباش میرن سر قرار می بینن که هافلپافی های اصیل ملت وزارت رو هم دنبال خودشون آوردن ... اوباش هم برای اینکه درسی به وزارت و باشگاه هافلپافی ها بدن همه با هم شروع می کنن به کتک کاری و همه رو کله پا می کنن و فیلم تموم میشه !!
با تشکر از الیور وود و ویولت بودلر
مهلت: از 6 تا 10 تیر ماه
اعضای شرکت کننده : جرج ویزلی ، چارلی ویزلی ، ویولت بودلر ، بورگین ، پیوز ، الیور وود ، زاخاریاس اسمیت
( پست اول رو من میزنم و پست آخر رو بورگین ، بقیه پست ها رو بقیه اعضا ، طول پست هاتون خیلی بلند نباشه که فیلم خیلی طولانی نشه ! )
--------------------------------------------
شماره ماموریت: 4-2
مکان: هالی ویزارد
نوع پست: طنز
شرح: اعضایی که در زیر گفته شده فیلم رو در سه قسمت دنباله دار و خیلی سریع و با هماهنگی میزارن تو تاپیک هالی ویزارد
مهلت: ساعت 8 صبح تا ساعت 8 شب 12 تیر
اعضای شرکت کننده : پیوز ( نفر اول ) ، ریموس لوپین (نفر دون) ، ویولت بودلر (نفر سوم )
اعضای کمکی ( در صورت نبودم اعضای گروه اصلی تا ساعت 7 اونها به ترتیب دست به کار میشن : از 7 تا هفت و ربع نوبت بورگینه ، از هفت و ربع تا هفت و نیم نوبت جرج و از هفت و نیم تا یک ربع به هشت نوبت چارلی ) : بورگین (نفر اول) ، جرج ویزلی(نفر دوم) ، چارلی ویزلی( نفر سوم)
<><><><><><><><><><><><><><><>
مشخصات فیلم :
تهیه کننده : کمپانی اوباش
کارگردان : پیوز
بازیگران : اعضای اوباش
تدارکات : بورگین
اسپانسر: اوباش ، هافلپافی های اصیل ، استودیوم کوییدیچ دیجیتال لیورپول 1
( در ضمن می تونید تو گزارشتون در پیام امروز از لیست دست اندرکاران استفاده کنید )
با تشکر از الیور وود و ویولت بودلر
مهلت: از 6 تا 10 تیر ماه
اعضای شرکت کننده : جرج ویزلی ، چارلی ویزلی ، ویولت بودلر ، بورگین ، پیوز ، الیور وود ، زاخاریاس اسمیت
( پست اول رو من میزنم و پست آخر رو بورگین ، بقیه پست ها رو بقیه اعضا ، طول پست هاتون خیلی بلند نباشه که فیلم خیلی طولانی نشه ! )
--------------------------------------------
شماره ماموریت: 4-2
مکان: هالی ویزارد
نوع پست: طنز
شرح: اعضایی که در زیر گفته شده فیلم رو در سه قسمت دنباله دار و خیلی سریع و با هماهنگی میزارن تو تاپیک هالی ویزارد
مهلت: ساعت 8 صبح تا ساعت 8 شب 12 تیر
اعضای شرکت کننده : پیوز ( نفر اول ) ، ریموس لوپین (نفر دون) ، ویولت بودلر (نفر سوم )
اعضای کمکی ( در صورت نبودم اعضای گروه اصلی تا ساعت 7 اونها به ترتیب دست به کار میشن : از 7 تا هفت و ربع نوبت بورگینه ، از هفت و ربع تا هفت و نیم نوبت جرج و از هفت و نیم تا یک ربع به هشت نوبت چارلی ) : بورگین (نفر اول) ، جرج ویزلی(نفر دوم) ، چارلی ویزلی( نفر سوم)
<><><><><><><><><><><><><><><>
مشخصات فیلم :
تهیه کننده : کمپانی اوباش
کارگردان : پیوز
بازیگران : اعضای اوباش
تدارکات : بورگین
اسپانسر: اوباش ، هافلپافی های اصیل ، استودیوم کوییدیچ دیجیتال لیورپول 1
( در ضمن می تونید تو گزارشتون در پیام امروز از لیست دست اندرکاران استفاده کنید )
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پیوز در 1386/3/28 20:46:42
ویرایش شده توسط پیوز در 1386/3/28 23:10:08
ویرایش شده توسط پیوز در 1386/3/28 23:16:40
ویرایش شده توسط پیوز در 1386/3/28 23:23:04
ویرایش شده توسط پیوز در 1386/3/28 23:10:08
ویرایش شده توسط پیوز در 1386/3/28 23:16:40
ویرایش شده توسط پیوز در 1386/3/28 23:23:04
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
جزئیات کاربر

ویکتور کرام عزیز نوشته :
نقل قول:
موفق باشی!
البته امیدوارم زود برگردی چون گروه بهت نیاز داره...
نیوت عزیز :
نقل قول:
سلام علیکم
( سلام 1 ثواب داره جواب سلام 69 ثواب
والا! )
در مورد قسمت اول سوالتون باید به عرضتون برسونم که یکی از هنر های رول نویسی ( چه جدی و چه طنز نویسی ) داشتن سوژه خوب هست.
شما باید یک سوژه خوب و مناسب به طرح و شکل این تاپیک در بیارید و به هر دو جور رول نویسی طنز و جدی در بیارید و در همین تاپیک بگذارید.
در صورت خوب بودن پست مطمئن باشید که قبول خواهی شد
در مورد سوال دومتون هم باید بگم که باید یک پست بزنید که ادامه دار نباشه
موفق باشی ( امیدوارم زودتر پستت رو بزنی و عضو شی
)
-----------------------------------------------------------
چارلی ویزلی :
پست بسیار خوبی بود ، دیالوگ ها به جا و مناسب به کار رفته بود ، با اینکه مقداری طنز نویسی توش قرار گرفته بود ولی توصیف صحنه ها بسیار مناسب بود و صحنه رو بسیار دلنشین به خواننده القا میکرد!
در هر صورت پست خوبی بود...
باشد که از این پست ها در حین ماموریت از شما ببینیم
شما تایید شدی عزیز جان!
یوز هم آرم شما رو به زودی براتون از طریق پیلم شخصی ارسال میکنه
نقل قول:
آقا سلام
اومدم فقط این اطلاع رو بدم که من به علت شروع شدن امتحانات از روز شنبه که فردا هست نمیتونم زیاد بیام و به مدت 20 تا 25 روز مرخصی استعلاجی میخوام
موفق باشی!البته امیدوارم زود برگردی چون گروه بهت نیاز داره...
نیوت عزیز :
نقل قول:
با سلام خدمت مسئولین عزیز و گرامی این تاپیک و خداحافظی با ویکتور ضمن تک خطی نشدن پستم می خواستم اعلام کنم ... نه بیان کنم که :
ببخشید می شه داستانمان را بر اساس اون طرح فیلم پیوز عزیز بنویسیم ؟
و اینکه :
می شه داستانمان را به صورت ادامه دار بنویسیم ؟
سلام علیکم
( سلام 1 ثواب داره جواب سلام 69 ثواب
والا! ) در مورد قسمت اول سوالتون باید به عرضتون برسونم که یکی از هنر های رول نویسی ( چه جدی و چه طنز نویسی ) داشتن سوژه خوب هست.
شما باید یک سوژه خوب و مناسب به طرح و شکل این تاپیک در بیارید و به هر دو جور رول نویسی طنز و جدی در بیارید و در همین تاپیک بگذارید.
در صورت خوب بودن پست مطمئن باشید که قبول خواهی شد

در مورد سوال دومتون هم باید بگم که باید یک پست بزنید که ادامه دار نباشه
موفق باشی ( امیدوارم زودتر پستت رو بزنی و عضو شی
)-----------------------------------------------------------
چارلی ویزلی :
پست بسیار خوبی بود ، دیالوگ ها به جا و مناسب به کار رفته بود ، با اینکه مقداری طنز نویسی توش قرار گرفته بود ولی توصیف صحنه ها بسیار مناسب بود و صحنه رو بسیار دلنشین به خواننده القا میکرد!
در هر صورت پست خوبی بود...
باشد که از این پست ها در حین ماموریت از شما ببینیم

شما تایید شدی عزیز جان!
یوز هم آرم شما رو به زودی براتون از طریق پیلم شخصی ارسال میکنه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/01/07
آخرین ورود: پنجشنبه 27 تیر 1392 12:06
از: دوستان جانی مشکل توان بریدن!
پستها:
377

جلسه ی عضو گیری در قرارگاه اصلی دسته اوباش بورگین و رفقا
پیوز که داشت روی انگشت هاش چسب زخم می زد گفت: خب چارلی ویزلی . برات یه توضیحی در باره ی فعالیت های اوباش دادم. ولی این کار هم خطراتی داره . ما بعضی وقت ها با وزاتی ها درگیر می شیم . این جور مواقع با کار هایی مثل خودمون رو به دیوونگی زدن در می ریم . یه چیز های دیگه هم هست مثلا در اثر فعالیت های شبانه چند شب پیش ما دست های همه تاول زد . می دونی چارلی جان اون چکش هایی که ما باهاش جاروی پرنده ی دزد های خونه ها رو داغون می کردیم ، خیلی دسته اش نا هموار بود.
چارلی : با همه ی این ها من دوست دارم عضو بشم.
اعضای دسته اوباش بورگین که کله هاشان را به هم نزدیک کرده بوددند بعد از مشورتی چند دقیقه ای از هم فاصله گرفتند. بعد الیور گفت: خب چارلی تو پذیرفته شدی . برای این که ثابت کنی تازه وارد خوبی هستی ما قرار گذاشتیم برنامه ی امشب ما رو تو تعیین کنی!دوست داری؟
چارلی: من ؟ آخه... باشه صبر کنین فکر کنم...
در این لحظات روحانی که چارلی به حالت ای کی یوسان نشسته بود ناگهان چشم هایش را باز کرد و گفت: یافتم!! امشب توی وزارت یه مهمونی زیادی مجلل برگزار می شه . ( بابام بهم گفته)وزیر کشور ما و رئیس های بخش های مهم وزارت هم هستند. اونا با چند تا حذب خارج از کشور جلسه دارند با صرف شام. فکر کنم برای ما موقعیت خوبی باشه.
جرج که داشت چونه اش رو می خاروند گفت:چارلی راست می گه ، می تونیم ،اگه غذا استیک باشه کارد و چنگال رو برداریم. یا حتی ...
ویولت حرف جرج را ادامه داد : یا حتی روی صندلی وزیر از اون بادکنک هایی که وقتی می شینید روش صدا می ده بذاریم!
پیوز: خجالت بکشیت . از دسته اوباش با ید کار های بزرگتری بر بیاد مثلا...
چارلی: اگه بتونیم بریم تو آشپرخونه خیلی خوب می شه. می تونیم توی همه ی غذا ها شکر و نمک و فلفل بریزیم.. این جوری وزیرمون حتما خیلی حال می کنه!!
پیوز: فوق العاده است!! بچه ها آماده باشین ا ساعت دیگه راه می افتیم.
وزارت. سالن برگزاری مهمانی ها.
پیوز: بورگین ، این کت شلواره اذیتم می کنه.
جرج: پاپیونه داره خفم میکنه. مگه مجبور بودیم با این لباس ها بیایم؟
بورگین: نکنه انتظار دارین با همون لباس هایی که همیشه می پوشید بیاین؟ الان باید آشپزخونه رو پیدا کنیم.
ویولت به سمت راستش اشاره کرد و گفت اوناهش. اما خیلی مشکوک نیست با لباس شب و کت شلوار بریم تو آشپزخونه؟
بورگین: چارلی تو کتت سفیده! شاید بتونی خودتو جای آشپر جا بزنی. برو تو ببین می تونی چند دست لباس کش بری؟
چارلی که آب دهان را با صدای بلند قورت داد پاورچین پاورچین وارد آشپیز خانه شد. سمت راست در به یه جالباسی چندین دست لباس و کلاه مخصوص آشپز ها آویزان شده بود. چارلی همه رو برداشت و به اوباش داد. بعد همه ی افراد با لباس آشپزی وارد شدند...
سر میز شام ، بعد از انجام عملیات اوباش
وزیر: این غذا ها توسط بهترین آشپز های ما به طبخ رسیده و من از تک تک شون چشیدم. مطمئن باشید فوق العاده لذیذ اند.
صدای به هم خوردن قاشق و چنگال در سالن پیچید. و بعد صدای ... اُخ ! توووووووف!! هوووووو!!
یکی داد زد: آقای وزیر من به فلفل حساسیت دارم الان تنم پر کهیر می شه و بعد... و بعد او غش کرد!
صدای دیگه ای گفت: آقای وزیر. من از شما شکایت می کنم... حنجره ی من به زردچوبه حساس هست.
دوربین عقب می آید و روی دسته اوباش بورگین و رفقا که گوشه ای نشسته و می خندیدند زوم می شود.
-----------------------------
این هم پست من برای عضویت در دست اوباش بورگین و رفقا اگه زیاد گانگستری نشد شرمنده. اولین پستم بود دیگه!
پیوز که داشت روی انگشت هاش چسب زخم می زد گفت: خب چارلی ویزلی . برات یه توضیحی در باره ی فعالیت های اوباش دادم. ولی این کار هم خطراتی داره . ما بعضی وقت ها با وزاتی ها درگیر می شیم . این جور مواقع با کار هایی مثل خودمون رو به دیوونگی زدن در می ریم . یه چیز های دیگه هم هست مثلا در اثر فعالیت های شبانه چند شب پیش ما دست های همه تاول زد . می دونی چارلی جان اون چکش هایی که ما باهاش جاروی پرنده ی دزد های خونه ها رو داغون می کردیم ، خیلی دسته اش نا هموار بود.
چارلی : با همه ی این ها من دوست دارم عضو بشم.
اعضای دسته اوباش بورگین که کله هاشان را به هم نزدیک کرده بوددند بعد از مشورتی چند دقیقه ای از هم فاصله گرفتند. بعد الیور گفت: خب چارلی تو پذیرفته شدی . برای این که ثابت کنی تازه وارد خوبی هستی ما قرار گذاشتیم برنامه ی امشب ما رو تو تعیین کنی!دوست داری؟
چارلی: من ؟ آخه... باشه صبر کنین فکر کنم...
در این لحظات روحانی که چارلی به حالت ای کی یوسان نشسته بود ناگهان چشم هایش را باز کرد و گفت: یافتم!! امشب توی وزارت یه مهمونی زیادی مجلل برگزار می شه . ( بابام بهم گفته)وزیر کشور ما و رئیس های بخش های مهم وزارت هم هستند. اونا با چند تا حذب خارج از کشور جلسه دارند با صرف شام. فکر کنم برای ما موقعیت خوبی باشه.
جرج که داشت چونه اش رو می خاروند گفت:چارلی راست می گه ، می تونیم ،اگه غذا استیک باشه کارد و چنگال رو برداریم. یا حتی ...
ویولت حرف جرج را ادامه داد : یا حتی روی صندلی وزیر از اون بادکنک هایی که وقتی می شینید روش صدا می ده بذاریم!
پیوز: خجالت بکشیت . از دسته اوباش با ید کار های بزرگتری بر بیاد مثلا...
چارلی: اگه بتونیم بریم تو آشپرخونه خیلی خوب می شه. می تونیم توی همه ی غذا ها شکر و نمک و فلفل بریزیم.. این جوری وزیرمون حتما خیلی حال می کنه!!
پیوز: فوق العاده است!! بچه ها آماده باشین ا ساعت دیگه راه می افتیم.
وزارت. سالن برگزاری مهمانی ها.
پیوز: بورگین ، این کت شلواره اذیتم می کنه.
جرج: پاپیونه داره خفم میکنه. مگه مجبور بودیم با این لباس ها بیایم؟
بورگین: نکنه انتظار دارین با همون لباس هایی که همیشه می پوشید بیاین؟ الان باید آشپزخونه رو پیدا کنیم.
ویولت به سمت راستش اشاره کرد و گفت اوناهش. اما خیلی مشکوک نیست با لباس شب و کت شلوار بریم تو آشپزخونه؟
بورگین: چارلی تو کتت سفیده! شاید بتونی خودتو جای آشپر جا بزنی. برو تو ببین می تونی چند دست لباس کش بری؟
چارلی که آب دهان را با صدای بلند قورت داد پاورچین پاورچین وارد آشپیز خانه شد. سمت راست در به یه جالباسی چندین دست لباس و کلاه مخصوص آشپز ها آویزان شده بود. چارلی همه رو برداشت و به اوباش داد. بعد همه ی افراد با لباس آشپزی وارد شدند...
سر میز شام ، بعد از انجام عملیات اوباش
وزیر: این غذا ها توسط بهترین آشپز های ما به طبخ رسیده و من از تک تک شون چشیدم. مطمئن باشید فوق العاده لذیذ اند.
صدای به هم خوردن قاشق و چنگال در سالن پیچید. و بعد صدای ... اُخ ! توووووووف!! هوووووو!!
یکی داد زد: آقای وزیر من به فلفل حساسیت دارم الان تنم پر کهیر می شه و بعد... و بعد او غش کرد!
صدای دیگه ای گفت: آقای وزیر. من از شما شکایت می کنم... حنجره ی من به زردچوبه حساس هست.
دوربین عقب می آید و روی دسته اوباش بورگین و رفقا که گوشه ای نشسته و می خندیدند زوم می شود.
-----------------------------
این هم پست من برای عضویت در دست اوباش بورگین و رفقا اگه زیاد گانگستری نشد شرمنده. اولین پستم بود دیگه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چارلی ویزلی در 1386/3/25 16:45:10
دلم تنگ شده برات
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام
جزئیات کاربر

با سلام خدمت مسئولین عزیز و گرامی این تاپیک و خداحافظی با ویکتور ضمن تک خطی نشدن پستم می خواستم اعلام کنم ... نه بیان کنم که :
ببخشید می شه داستانمان را بر اساس اون طرح فیلم پیوز عزیز بنویسیم ؟
و اینکه :
می شه داستانمان را به صورت ادامه دار بنویسیم ؟
با تشکر
نیوت
ببخشید می شه داستانمان را بر اساس اون طرح فیلم پیوز عزیز بنویسیم ؟
و اینکه :
می شه داستانمان را به صورت ادامه دار بنویسیم ؟
با تشکر
نیوت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/08/23
تولد نقش: 1394/05/16
آخرین ورود: دوشنبه 2 تیر 1404 00:44
از: مدرسه دورمشترانگ (بلغارستان)
پستها:
509

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/12/25
تولد نقش: 1396/07/21
آخرین ورود: پنجشنبه 20 آذر 1399 03:38
از: توی دیوارای تالار هافلپاف
پستها:
1511

نقل قول:
نقل قول:
چارلی جان
اوباش گروه گانگستر های دهکده هاگزمید هستند که هر چند وقت یک باز ماموریتی رو باید اجرا کنید. به پست های شما در ماموریت ها امتیازاتی داده میشه و رده شما در گروه بالا میره. برای اطلاعات بیشتر بهتره پست شماره 55 رو مطالعه کنی ، قوانین اوباش در اون پست زده شده . نیوت جان شما هم اون پست رو مطالعه کن !
دوستان عزیز برای ورود به اوباش باید یک نمایشنامه (طنز یا جدی ، ترجیحا طنز ) بنویسید .. توسط من یا بروگین تایید میشه ... اگر تایید شد می تونید عضو اوباش بشین ..
با تشکر
پیوز ... معاون اوباش
نيوت اسكمندر نوشته:
نام: نیوت
نام خانوادگی: اسکمندر
سابقه عضویت در گروه های دیگر سایت : الف.دال - مهاجم تیم تیزپروازان - کارآگاه خبره وزارتخونه - در تشکیلات نابودی حیوانات خیلی خطرناک هم هستم - آبدارچی خبره هم هستم و ...
وقتی که می توانید برای این گروه صرف کنید: هر چقدر که بخوای ...
نقل قول:
چارلی ویزلی نوشته:
سلام شما الان هم عضو می پذیرید؟
اگه یه توضیح مختصری در مورد فعالیت های این تاپیک بدین ممنون میشم. حالا من فرم عضویت رو پر می کنم ضرر نداره که!
نام: چارلی
نام خانوادگی:ویزلی
سابقه عضویت در گروه های دیگر سایت : عضو الف دال بودم(دیگه نیستم) عضو انجمن حمایت از موجودات جادویی( قراره تازگی ها فعالیتم رو توش شروع کنم!) کار در آبدارخانه وزارت(آبدارچی خبره) مهاجم تیم کوییدیچ جاروبدستان
وقتی که می توانید برای این گروه صرف کنید: معمولی، هرچه قدر شما بگین.
چارلی جان
اوباش گروه گانگستر های دهکده هاگزمید هستند که هر چند وقت یک باز ماموریتی رو باید اجرا کنید. به پست های شما در ماموریت ها امتیازاتی داده میشه و رده شما در گروه بالا میره. برای اطلاعات بیشتر بهتره پست شماره 55 رو مطالعه کنی ، قوانین اوباش در اون پست زده شده . نیوت جان شما هم اون پست رو مطالعه کن !
دوستان عزیز برای ورود به اوباش باید یک نمایشنامه (طنز یا جدی ، ترجیحا طنز ) بنویسید .. توسط من یا بروگین تایید میشه ... اگر تایید شد می تونید عضو اوباش بشین ..
با تشکر
پیوز ... معاون اوباش
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
جزئیات کاربر

اول نوشت ( ا.ن ) :
نام: نیوت
نام خانوادگی: اسکمندر
سابقه عضویت در گروه های دیگر سایت : الف.دال - مهاجم تیم تیزپروازان - کارآگاه خبره وزارتخونه - در تشکیلات نابودی حیوانات خیلی خطرناک هم هستم - آبدارچی خبره هم هستم و ...
وقتی که می توانید برای این گروه صرف کنید: هر چقدر که بخوای ...
پی نوشت ( پ.ن ) :
من یه نمایشنامه تا بعد از ظهر به این پست ضمیمه می کنم .
با تشکر
نیوت
نام: نیوت
نام خانوادگی: اسکمندر
سابقه عضویت در گروه های دیگر سایت : الف.دال - مهاجم تیم تیزپروازان - کارآگاه خبره وزارتخونه - در تشکیلات نابودی حیوانات خیلی خطرناک هم هستم - آبدارچی خبره هم هستم و ...
وقتی که می توانید برای این گروه صرف کنید: هر چقدر که بخوای ...
پی نوشت ( پ.ن ) :
من یه نمایشنامه تا بعد از ظهر به این پست ضمیمه می کنم .
با تشکر
نیوت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نيوت اسكمندر در 1386/3/24 11:16:40
جزئیات کاربر

واقعا جالبه این طرحهایی که دادین!
ما مثلا اوباش هستیم. باید کارهای خفن انجام بدیم. باید بزنیم کوچه دیاگون رو بترکونیم. از ترس ما کسی نتونه کاری کنه. این یعنی گروه اوباش.
دوست داشتن میتونه در ادامه داستان باشه یعنی همونطور که ادوارد بونز گفتن. موضوع اصلی باید در رابطه با در گیری گروه اوباش و این جور چیزا باشه. اگر هم چیزی هست میشه موضوعات فرعی که اتفاق میفته. مثلا علاقه پیدا کردن بورگین به یک دختر.
این نظر من بود.
ما مثلا اوباش هستیم. باید کارهای خفن انجام بدیم. باید بزنیم کوچه دیاگون رو بترکونیم. از ترس ما کسی نتونه کاری کنه. این یعنی گروه اوباش.
دوست داشتن میتونه در ادامه داستان باشه یعنی همونطور که ادوارد بونز گفتن. موضوع اصلی باید در رابطه با در گیری گروه اوباش و این جور چیزا باشه. اگر هم چیزی هست میشه موضوعات فرعی که اتفاق میفته. مثلا علاقه پیدا کردن بورگین به یک دختر.
این نظر من بود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اگر به یک انسان فرصت پیشرفت ندهید لیاقت چندان تاثیری در پیشرفت او نخواهد داشت. ناپلئون
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/01/07
آخرین ورود: پنجشنبه 27 تیر 1392 12:06
از: دوستان جانی مشکل توان بریدن!
پستها:
377

سلام شما الان هم عضو می پذیرید؟
اگه یه توضیح مختصری در مورد فعالیت های این تاپیک بدین ممنون میشم. حالا من فرم عضویت رو پر می کنم ضرر نداره که!
نام: چارلی
نام خانوادگی:ویزلی
سابقه عضویت در گروه های دیگر سایت : عضو الف دال بودم(دیگه نیستم) عضو انجمن حمایت از موجودات جادویی( قراره تازگی ها فعالیتم رو توش شروع کنم!) کار در آبدارخانه وزارت(آبدارچی خبره) مهاجم تیم کوییدیچ جاروبدستان
وقتی که می توانید برای این گروه صرف کنید: معمولی، هرچه قدر شما بگین.
اگه یه توضیح مختصری در مورد فعالیت های این تاپیک بدین ممنون میشم. حالا من فرم عضویت رو پر می کنم ضرر نداره که!
نام: چارلی
نام خانوادگی:ویزلی
سابقه عضویت در گروه های دیگر سایت : عضو الف دال بودم(دیگه نیستم) عضو انجمن حمایت از موجودات جادویی( قراره تازگی ها فعالیتم رو توش شروع کنم!) کار در آبدارخانه وزارت(آبدارچی خبره) مهاجم تیم کوییدیچ جاروبدستان
وقتی که می توانید برای این گروه صرف کنید: معمولی، هرچه قدر شما بگین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دلم تنگ شده برات
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/07/23
تولد نقش: 1396/06/04
آخرین ورود: جمعه 8 فروردین 1399 21:19
از: اینوره!
پستها:
475

طرح من به عنوان عضو فعال
به نظر من خوبه كه ما از اول شروع كنيم از اول تشكيل گروه اوباش كه در اون فقط اولش بورگين هست كه بعد يكي يكي با ما ها آشنا ميشه و يه گروه تشكيل مي ده و ما هم در اونجا به به پول زيادي مي رسيم و ماموريت هاي زيادي انجام مي ديم ..بعد ما متوجه مي شيم كه بورگين به اين كارها بي علاقه شده و مي ريم بفهميم كه جريان از چه قراره و مي فهميم كه (هموني كه پيوز گفت!!) بعد ما براي حفظ كروهمون در صدد كارشكني برمي آييم و مي خوايم كه اون دو نفرو از هم دور كنيم و...
اگه سوالي بود بعدا بپرسيد ..عجولانه زدم امكان داره يه جاهاييش ابهام داشته باشه!!!

به نظر من خوبه كه ما از اول شروع كنيم از اول تشكيل گروه اوباش كه در اون فقط اولش بورگين هست كه بعد يكي يكي با ما ها آشنا ميشه و يه گروه تشكيل مي ده و ما هم در اونجا به به پول زيادي مي رسيم و ماموريت هاي زيادي انجام مي ديم ..بعد ما متوجه مي شيم كه بورگين به اين كارها بي علاقه شده و مي ريم بفهميم كه جريان از چه قراره و مي فهميم كه (هموني كه پيوز گفت!!) بعد ما براي حفظ كروهمون در صدد كارشكني برمي آييم و مي خوايم كه اون دو نفرو از هم دور كنيم و...
اگه سوالي بود بعدا بپرسيد ..عجولانه زدم امكان داره يه جاهاييش ابهام داشته باشه!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
می تراود مهتاب..
"وقتش رسیده که همهی ما بین چیزی که درسته و چیزی که آسونه، یکی رو انتخاب کنیم."
- پروفسور دامبلدور
"وقتش رسیده که همهی ما بین چیزی که درسته و چیزی که آسونه، یکی رو انتخاب کنیم."
- پروفسور دامبلدور
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج