ایگور کارکاروف
از قلعه دورمشترانگ
- تولد نقش
- 1396/07/22
- آخرین ورود
- امروز ساعت 20:03
- عضویت
- 1384/11/01
- پستها
- 3123
"مربوط به آكادمي اسكار"!
دوربين سر جايش ايستاده بود و تيتراژ شروع فيلم از مقابل آن ميگذشت.بك گراند سياه به همراه نوشته هاي سفيد باعث ميشد توجه بينندگان به نام دست اندركاران فيلم جلب شود.
بازيگران:لودو بگمن،ريتا اسكيتر،ماندانگاس فلچر،اما دابز،پيوز و دنيس.
نويسنده:ايگور كاركاروف
كارگردان:بارون خون آلود
آهنگ ملايمي كه پخش ميشد كم كم به سكوت مي پيوست و در لحظه اي ديگر صداي آن آهنگ به گوش نمي رسيد.صفحه براي چند لحظه سياه مانده بود كه عنواني نارنجي رنگ در مركز آن نمايان شد.
هافلپاف قدرتمند!
تيتراژ كم كم كمرنگ شد و بعد از چند لحظه ديگر اثري از آن نبود.
بچه هاي هافلپاف در تالار عمومي خودشان نشسته بودند و با خوشحالي و شادي به تفريح زمان را ميگذارندن.دنيس و ماندانگاس شعر ميخواندن و بقيه هم صداي زيباي آنها لذت ميبردند.
-دوباره كنار آب زير ستاره هاييم...خوشحال از اينكه تو بهترين سه ماه ساليم..تنها مشكل اينه كه تحت فشار خوابيم...همه چي عاليه اگر بذاره پاييز!
در بين تمام اين خوشحالي ها لودو به فكر فرو رفت.در مغزش خاطرات خوبه اتفاق افتاده رو مرور ميكرد و لبخند رضايتي بر روي لبانش نقش بسته بود.
آغاز فلش بك!
هافلپافي ها در سراسري عمومي همراه با بقيه گروه ها نشسته بودند.پرفسور كوييرل بالاخره به جايگاه مدير مدرسه آمد.بعضي از بررسي هاي انجام شده بر روي امتيازات گرفته شده قصد داشت نتيجه نهايي و قهرمان اين ترم را مشخص كند.سكوت تمام سراسري را فرا گرفته بود و بچه ها اسليترين با شادي و خوشحالي در گوشه اي منتظر نتيجه قهرماني خودشان بودند.هافلپافي ها هم اميد داشتند.آنها مثل قهرمانان تلاش كردند و حالا بايد مزد زحماتشون رو مي گرفتند.
صحنه با سرعت عبور كرد و به جايي رسيد كه جام قهرماني در دستان هافلپافي ها بود.اسليترين و هافلپاف هر دو قهرمان شده بودند.هافلپافي ها جام را در دستانشان ميچرخاندند و جملاتي را خطاب به ايگور تكرار ميكردند:
-هه هه!ايگور مردي!؟ديدي قهرمان شديم ما هم؟
-دماغ سوخته...دماغ سوخته!
-خدا اين ايگور رو بكشه ما رو راحت كنه!مرتيكه ****!
لبخندي از روي ناراحتي و اندوه بر لبان ايگور نقش بسته بود.او چه گناهي كرده كه بايد اينجوري مورد ظلم قرار بگيره!؟آيا او نبايد در مدرسه شركت ميكرد؟
صحنه محو ميشه و رو برد نتايج جام جهاني كوييديچ زوم ميكنه!صداي خوشحالي و خنده از اطراف به گوش ميرسه و همين باعث بالا رفتن هيجان ميان بينندگاه ميشه.همه دوست دارند ببيند دليل آن خنده ها چيست.
حالا بيننده ها ميتوانند مطالبي كه بر روي برد نوشته شده است به طور واضح بخوانند.
تيم هاي صعود كننده:پاورداس و چيورون از گروه يك.آرماديلو و ترنسيلوانيا از گروه دوم!
و باز هم افتخار ديگري براي هافلپاف در آنجا رغم خورده بود.تيمي كه كاملا از نويسنده هاي خوب هافلپاف تشكيل شده بود به مرحله بعدي صعود كرده.
صفحه كاملا تار ميشه و تالار عمومي هافلپاف جاي آن را ميگيرد.!حالا دنيس خسته شده و نشسته بود ولي ماندانگاس هنوز با همون انرژي در حال رقص و خوانندگي است.صفحه باز سياه ميشود و دوباره لحضاتي در همون حالت ميمونه.نوشته اي قرمز رنگ در ابعاد بزرگ در وسط آن قرار ميگريد.همه مردم به آن توجه ميكنند و لبخند رضايت را در چهره آنها نمايان ميكنه.
زماني كه گروهي در دو مسابقه بسيار سخت نتيجه پيروزي ميگرد نشان از قدرت آن گروه دارد!با آرزوي پيروزي هاي بيشتر براي هافلپاف!
---------------------
اين فيلم تماما به اعضاي پر تلاش و گل هافلپاف تقديم ميشه!!
دوربين سر جايش ايستاده بود و تيتراژ شروع فيلم از مقابل آن ميگذشت.بك گراند سياه به همراه نوشته هاي سفيد باعث ميشد توجه بينندگان به نام دست اندركاران فيلم جلب شود.
بازيگران:لودو بگمن،ريتا اسكيتر،ماندانگاس فلچر،اما دابز،پيوز و دنيس.
نويسنده:ايگور كاركاروف
كارگردان:بارون خون آلود
آهنگ ملايمي كه پخش ميشد كم كم به سكوت مي پيوست و در لحظه اي ديگر صداي آن آهنگ به گوش نمي رسيد.صفحه براي چند لحظه سياه مانده بود كه عنواني نارنجي رنگ در مركز آن نمايان شد.
هافلپاف قدرتمند!
تيتراژ كم كم كمرنگ شد و بعد از چند لحظه ديگر اثري از آن نبود.
بچه هاي هافلپاف در تالار عمومي خودشان نشسته بودند و با خوشحالي و شادي به تفريح زمان را ميگذارندن.دنيس و ماندانگاس شعر ميخواندن و بقيه هم صداي زيباي آنها لذت ميبردند.
-دوباره كنار آب زير ستاره هاييم...خوشحال از اينكه تو بهترين سه ماه ساليم..تنها مشكل اينه كه تحت فشار خوابيم...همه چي عاليه اگر بذاره پاييز!
در بين تمام اين خوشحالي ها لودو به فكر فرو رفت.در مغزش خاطرات خوبه اتفاق افتاده رو مرور ميكرد و لبخند رضايتي بر روي لبانش نقش بسته بود.
آغاز فلش بك!
هافلپافي ها در سراسري عمومي همراه با بقيه گروه ها نشسته بودند.پرفسور كوييرل بالاخره به جايگاه مدير مدرسه آمد.بعضي از بررسي هاي انجام شده بر روي امتيازات گرفته شده قصد داشت نتيجه نهايي و قهرمان اين ترم را مشخص كند.سكوت تمام سراسري را فرا گرفته بود و بچه ها اسليترين با شادي و خوشحالي در گوشه اي منتظر نتيجه قهرماني خودشان بودند.هافلپافي ها هم اميد داشتند.آنها مثل قهرمانان تلاش كردند و حالا بايد مزد زحماتشون رو مي گرفتند.
صحنه با سرعت عبور كرد و به جايي رسيد كه جام قهرماني در دستان هافلپافي ها بود.اسليترين و هافلپاف هر دو قهرمان شده بودند.هافلپافي ها جام را در دستانشان ميچرخاندند و جملاتي را خطاب به ايگور تكرار ميكردند:
-هه هه!ايگور مردي!؟ديدي قهرمان شديم ما هم؟
-دماغ سوخته...دماغ سوخته!
-خدا اين ايگور رو بكشه ما رو راحت كنه!مرتيكه ****!
لبخندي از روي ناراحتي و اندوه بر لبان ايگور نقش بسته بود.او چه گناهي كرده كه بايد اينجوري مورد ظلم قرار بگيره!؟آيا او نبايد در مدرسه شركت ميكرد؟
صحنه محو ميشه و رو برد نتايج جام جهاني كوييديچ زوم ميكنه!صداي خوشحالي و خنده از اطراف به گوش ميرسه و همين باعث بالا رفتن هيجان ميان بينندگاه ميشه.همه دوست دارند ببيند دليل آن خنده ها چيست.
حالا بيننده ها ميتوانند مطالبي كه بر روي برد نوشته شده است به طور واضح بخوانند.
تيم هاي صعود كننده:پاورداس و چيورون از گروه يك.آرماديلو و ترنسيلوانيا از گروه دوم!
و باز هم افتخار ديگري براي هافلپاف در آنجا رغم خورده بود.تيمي كه كاملا از نويسنده هاي خوب هافلپاف تشكيل شده بود به مرحله بعدي صعود كرده.
صفحه كاملا تار ميشه و تالار عمومي هافلپاف جاي آن را ميگيرد.!حالا دنيس خسته شده و نشسته بود ولي ماندانگاس هنوز با همون انرژي در حال رقص و خوانندگي است.صفحه باز سياه ميشود و دوباره لحضاتي در همون حالت ميمونه.نوشته اي قرمز رنگ در ابعاد بزرگ در وسط آن قرار ميگريد.همه مردم به آن توجه ميكنند و لبخند رضايت را در چهره آنها نمايان ميكنه.
زماني كه گروهي در دو مسابقه بسيار سخت نتيجه پيروزي ميگرد نشان از قدرت آن گروه دارد!با آرزوي پيروزي هاي بيشتر براي هافلپاف!
---------------------
اين فيلم تماما به اعضاي پر تلاش و گل هافلپاف تقديم ميشه!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط [fa]ايگور کارکاروف[/fa][en]IGΘЯ[/en] در 1386/6/27 19:21:35
ویرایش شده توسط [fa]ايگور کارکاروف[/fa][en]IGΘЯ[/en] در 1386/6/27 23:17:08
ویرایش شده توسط [fa]ايگور کارکاروف[/fa][en]IGΘЯ[/en] در 1386/6/27 23:17:08
هر کسی جرات داره بیاد جلو
(فقط از قبل اطلاع بده که اونجا نباشم
)
(فقط از قبل اطلاع بده که اونجا نباشم
)



به فری میندازه . 
!














) [/spoiler]


