جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  45 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  160 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  170 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  278 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  192 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: سالن ورزش های ماگلی
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 مرداد 1388 19:21
نمایش جزئیات
آفلاین
بز چند ثانیه به قیافه ی آشفته ی جیمز نگاه کرد.سپس سرش را جلو آورد و پاچه ی شلوار جیمز را کند و شروع کرد به نشخوار کردن!

ملت مرگخوار:

جیمز به شدت عصبانی شده بود و صورتش کاملا به رنگ سرخ در آمده بود.او چوبدستی خود را بالا برد تا خودکشی کند.ناگهان صدای عجیبی به گوش رسید.چند ثانیه بعد، در با سرعت نور باز شد و لرد و مرگخواران که پشت در بودند، همانند پشه به دیوار برخورد کردند.

بزی تنومند با عینک دودی، به طور گولاخانه ای وارد سالن شد و ناخن های خود را نگاه کرد.طولی نکشید که بقیه ی بز ها پشت سر او وارد شدند.در یک لحظه، بز تنومند بشکنی زد و بز ها شروع کردند به قر دادن.ملت مرگخوار که به شدت بهت زده شده بودند، با ناباوری به حرکات موزونی که بز ها انجام می دادند نگاه می کردند!

جیمز چوبدستی خود را انداخت زمین و به درخواست بز، توپ بسکتبالی را به او داد و خود کنار رفت.یک آهنگ خارجی هم بلافاصله از بلندگوی سالن پخش شد!پس از لحظاتی بز ها شروع کردند به حرکات تکنیکی و هر کدام پشت سر هم، پشت سر بز تنومند سه گام های تمیزی رفتند.ملت مرگخوار به شدت تعجب کرده بودند؛ حتی بعضی ها، مثل آنتونین، به شدت جو گیر شده بودند و پشت سر بز ها داشتند قر می دادند.حتی ولدمورت هم تحت تاثیر جو قرار گرفت و شروع کرد به تکنو زدن!

جیمز همچنان داشت بز ها را تشویق می کرد.در همان حال، مرگخوار ها یکی پس از دیگری داشتند جو گیر می شدند و به آنتونین می پیوستند.

چند دقیقه بعد

بز ها برای آخرین بار حرکات را انجام دادن و موزیک قطع شد.زمانی که مرگخوار ها به هوش آمدند، خود را میان ملت محفلی یافتند!آبر که یک طرف کله اش شبیه بادکنک شده بود، تک تک بز های خود را بغل گرفت و همانند دیگر محفلی ها، مرگخوار ا را در یک گوشه ی اتاق محاصره کرد.

مرگخوار ها داشتند با ترس و لرز ناخن های خود را می جویدند.

محفلیون:

ناگهان صدایی از طرف در ورودی سالن شنیده شد؛

قیـــــــــــــــــــــــــــــــژ!

محفلیون با دیدن آنها به شدت شوکه شدند.آن سه نفر کسانی نبودند جز مینروا، مورگانا و تره ور که برای بازدید از ورزشگاه آمده بودند!

محفلیون:

لرد:

...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=000066]Catch me in my Mer
Re: سالن ورزش های ماگلی
ارسال شده در: دوشنبه 12 مرداد 1388 19:22
نمایش جزئیات
آفلاین
2 ساعت بعد، آلبوس دامبلدور در حالی ک مشغول کندن آخرزین تارهای ریشش بود رو به آبر کرد و گفت : آبر جان، واش من، 10 جین بز میخرم واست الان باید بزاری ما بز هارو بفرستیم تا جیمز نجات پیدا کنه.

آبر : نچ!نمیشه، نمیخوام.
آلبوس ناگهان خشم اژدها زد و گفت : غلط کردی تو!به تو چه اصلا !بچه ها...

هنوز حرف آلبوس پایان نیافته بود که آبرفورث فریاد زد : چــــــــــــــــی؟با من بودی؟مــــــــــــــــــــــــــــع!
در کسری از ثانیه، مه بز ها دم در خانه گریمولد صف کشیده و آماده بازگشت به بزستان شدند.


در این بین، استرجس که تازه وارد خانه شده بود، نزد دامبلدور رفت و گفت : باو واسه جیمز خیلی نگرانیم، این بزا چیه دم در جمع شدن؟
آبرفورث با خونسردی تمام گفت : چیزی نیست اسوو، بزای من داریم بر میگردیم به بزستان.
استرجس سرش را خاراند و گفت : خوب... امممم یه نظر!چرا با همین پتانسیل بز های آبر، حمله نمیکنیم خونه ریدل؟
همین که آلبوس خواست خوشحالیش را ابراز کند، آبرفورث گفت : آقا جان، عمرا!من نمیخوام هیچـ...
در همین لحظه بود که گرابلی با چماق کوییدیچ جیمز، محکم بر سر آبر کوبید.مرد چوپان نیز به آرامی با مغز به زمین خورد.دامبلدور که حالتی بین ناراحتی و خوشحالی داشت گفت : خوب شد! بریم پیش بز ها!



در همین لحظه، خانه ریدل


جیمز در حالی که قطره ای اشک از گوشه چشمش جاری شده بود گفت : آخه بز من، عزیز من، بیشعور من، احمق جان یه شوت ساده که کار سختی نیست!
بز دمی تکان داد و به تاخت به سمت جیمز دوید.پسرک با دیدن استیل حمله از سوی بز، به سرعت به بالای تیر دروازه رفت.سپس با مهربانی گفت : آخه عزیز من، بز گولاخ تنومند، یه شوت بزن مارو از این هچل بیار بیرون دیه!

در همین لحظه، لرد وارد سالن شد و گفت : هووووووم جوجه پاتر، چی کردی بالاخره؟
جیمز بخ تته پته افتاد و گفت : اوه اممم چیزه بــــله!الان میزنه، بزی گلم شوت کن بابا!


سپس با نگاهی سرشار از آرزو، به بز نگریست...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: سالن ورزش های ماگلی
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 تیر 1388 15:04
نمایش جزئیات
آفلاین
خونه ريدل ها!

- اي بميري! اسلم دانک بزن... بزن بوقي! نه... نگفتم توپو گاز بزني! يا تمبون مرلين تو هيچي بلد نيستي‍!
جيمز در حاليکه موهاش بهم ريخته دو دستي ميزنه به سرش!
- بابا اينا ياد نمي گيرن! کو عزيزم يکم دريبل بزن!
بز :
جيمز پا ميشه بره.
فرشت!

خون يکي از بز هاي محفلي با چاقويي که آنتونين تو گلوش فرو کرده زمين خونه ريدل رو رنگ آميزي ميکنه.
جيمز : نه!
آنتونين ميره تا يک گوسفند ديگه رو قرباني بکنه که جيمز فرياد ميکشه : نه آقا غلط کردم! باشه از اول شروع مي کنم. بزمجه بيا اينجا استيل شوت بگير!

خونه گريمولد!

- هم بزامون رفت هم جيمزمون رفت!
- جيمز رو بي خيال بزامونو بچسب که رفتن!
- بوقي جيمز اگه نبود که بز بسکتباليستي نبود!
- نخير!
- چرا!
دامبلدور که از بحث بين زاخار و آبر کلافه شده با صداي نسبتا بلندي ميگه : بسه ديگه! من شما رو نياوردم اينجا که دعوا راه بندازين! اينجا جمع شديم که هم بزا و هم جيمز رو بر گردونيم و با توجه به شناختي که از مغز فندقي بزاي مرگخوارا دارم تنها راه حلي که به ذهنم ميرسه اينه که بزاي خودمون رو با بزاي مرگ خوارا عوض کنيم! اينجوري باعث ميشه که جيمز حداقل از دست اونا نجات پيدا کنه!

آبر: چي؟ محاله! امکان نداره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بادراد ريشو در 1388/4/9 15:06:26
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
Re: سالن ورزش های ماگلی
ارسال شده در: دوشنبه 1 تیر 1388 23:58
نمایش جزئیات
آفلاین
[spoiler=خلاصه سوژه]خلاصه کوتاهی از سوژه: زاخی تصمیم می گیره برای تمیز کردن زمین یه ممد گیر بیاره تا بتونه زمین رو تمیز کنه.آبرفورث هم با یه گله بز وارد ورزشگاه میشه و به زاخی پیشنهاد می ده به اونا بسکتبال یاد بدن و از طرفی دیگه اونا باید براشون ممدی کنند!زاخی هم قبول می کنه.اما بز ها باعث میشن مشتریا از اونجا دور بشن و به علاوه،خسارات مالی هم برای اونا میارن!در همین حال،دامبل و محفلیون تصمیم می گیرن با هم یه دست بیلیارد و بولینگ بزنن.به طور اتفاقی می فهمن که همچین ورزشگاهی افتتاح شده پس میرن به ورزشگاه.در ورزشگاه هم زاخی عصبانی داره فکر می کنه که ناگهان کینگزلی می پره رو سرش و بغلش می کنه ولی زاخی اونو دک می کنه.آبر هم سعی می کنه از اون پذیرایی کنه.در همین لحظه محفلیون سر و کله شون پیدا می شه.آبر شروع می کنه به بدرقه ی اونا.جیمز هم بعد از احوال پرسی،موفق میشه به بز ها بسکتبال یاد بده!بعد از چند دقیقه بز ها شروع می کنند به دانک زنی های پی در پی!آبر و جیمز هم که بسیار متعجب شده بودن،به زاخی می گن بیاد بسکتبال بز ها رو ببینه ولی به محض این که زاخی وارد سالن میشه بز ها شروع می کنن به چریدن!جیمز هماز تعجب شاخ در آورده بود و خواست یه بار دیگه اونا رو راضی کنه تا بسکتبال بز ها رو ببینن.زاخی هم همین لحظه داشت توی اتاقش یه گل رو پر پر می کرد تا بفهمه بره یا نره.جیمز وارد دفتر می شه و از زاخی خواهش میکنه اونا رو ببرن تمیرین.زاخی هم میبینه چاره ای نداره،میاد اونا رو برداره ببره.بز ها با ورود زاخی دوباره شروع می کنن به چریدن ولی اینبار زاخی دو تا متلک می پرونه و به یه بز بر می خوره و شروع می کنه به دانک زدن!زاخی هم با خوشحالی قبول می کنه اونا رو ببره. (نوشته شده توسط زاخاریاس.) بعد از ورود به ورزشگاه جیغول آباد کتول، ابر و زاخاریاس با رئیس مجموعه قرار میذارن که اگر تیم بزهای پارس از تیم رئیس مجموعه برد،ورزشگاه رو بدن به بزها تا توش تمرین کنن. بزها بعد از یک بازی جنجالی، موفق میشن تا بازی رو از تیم مقابل ببرن و ورزشگاه رو محل تمرینخ ود کنن. آبر که از این موضوع خیلی خوشحال شده بود، تصمیم به برگزاری NBAwizardمیگیره. مرگخواران که از فعالیت چشمگیر بزها خیلی متعحب شدن،تصمیم به گروگان گیری اونها میکنن. اونها قرار میزان که اگر محفلیها و ابر به بزهای مرگخوار هم روششون رو یاد بدن، مرگخواران بزهای اوتا رو ازاد کنن.... [/spoiler]

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تا زمانی که عشق دوستان هست، مونتی هرگز فراموش نخواهد شد!!


[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از
Re: سالن ورزش های ماگلی
ارسال شده در: دوشنبه 1 تیر 1388 23:16
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخاریاس برای مدتی به فکر فرو رفت...

درون افکار زاخی...


ورزشگاه مملو از تماشاگر لس آنجلس لیکرز محل برگزاری مسابقه ی بین تیم های پاس لندن و تیم میزبان،یعنی لس آنجلس لیکرز بود.تماشاچیان پاس با صدای بلند هورا می کشیدند و با به راه انداختن موج مکزیکی،جو ورزشگاه را یک پارچه سبز کرده بودند.در این میان،دو خانم زیبا میان جمعیت دیده می شدند...

(نویسنده: بوقی افکار منحرفی داری ها... )

این قسمت به دلیل مسائل کوییرلی سانسور شد...

اعضای تیم پاس با ابهت وارد زمین بازی شدند و تماشاچیان بی صبرانه برا آنها هورا کشیدند...


بیرون افکار زاخی...



-مــــــــــــــــــــــــــــــــــع!

صدای بزو (بر وزن تسو!) باعث شد رشته ی افکار زاخاریاس پاره شود.زاخی نگاهی به اطرافش انداخته و سرش را به نشانه ی موافقت تکان می دهد.آبر که از این حرکت وی خوشحال شده بود،رضایت مندانه گفت:«ایول زاخی!قول میدم جبران کنم جونیور »

بقیه ی محفلی ها نیز با علامت سر موافقت کردند و به همراه جیمز به سمت خوابگاه خود حرکت کردند.


همان لحظه،خانه ی ریدل ها:


ولدمورت با عصبانیت به تلویزیون حمله کرده و آن را به سه قسمت مساوی تقسیم کرده بود.مرگخواران از ترس وی به پشت مبل پناه برده بودند.لردمورت (!) نعره ای زده و بالش را به سمت ایوان پرتاب کرد.سپس با حالت تندی گفت:«باید بریم دنبال اون بز ها و اونا رو به خدمت بگیریم...همین الان! »

بارتی با حالت محضونانه ای گفت:

-اما....اما...اما بابایی...اونا میزنن ما رو خورد و خمیر می کنن!

-نه تا وقتی که آنتونین رو داریم!


همان شب،چند ساعت بعد:

بز ها در خوابگاه مخصوص بازیکنان مشغول استراحت بودند و صدای خر و پفشان هوفصد تا محله را در بر گرفته بود.در میان ای سر و صدا ها،ناگهان در خوابگاه باز شده و سایه ی سیاهی بر سر بز ها ظاهر می شود...


همان لحظه،خوابگاه آبرفورث:

آبرفورث در یک ثانیه به صورت اکشن از جای خود بلند شده و ضمن سر دادن جیغی بنفش،محفلی ها را نیز بیدار می کند.وی تنها یک کلمه گفت:«بز ها...»


خوابگاه بز ها:

آنتونین دالاهوف بز ها را در یک طرف جمع کرده و آنها را گروگان گرفته است.چند دقیقه بعد آبرفورث و محفلیون خودشان را رساندند و با چشمانی گرد به آنتونین نگاه کردند.

آنتونین قبل از اینکه دیگران چیزی بگویند،شروع کرد به حرف زدن؛

-ها ها ها!گیر افتادین!

و با سر خود به پشت سر ملت اشاره کرد...مرگخوار ها از هر طرف آنها را محاصره کرده بودند.دامبلدور که سعی می کرد جلوی اشک ریختن خود را بگیرد،با لحن تندی خطاب به آنتونین گفت:

-از جون ما و این بز ها چی می خوای؟

صدایی از پشت سر دامبلدور آمد؛

-ها ها ها!

-باب میگم بگو چیه...

آنتونین چاقو را به گردن یکی از بز ها نزدیک کرد و در عوض،بز دست های وی را گاز گرفت.او در حالی که می خواست نشان بدهد دردش نیامده،با حالتی دردناک گفت:«باید به بز ها ما این روش رو یاد بدین!یو ها ها!»

محفلیون نگاهی سرشار از نگرانی به هم انداختند و تا چند دقیقه سخنی نگفتند.سرانجام،بعد از این که ولدمورت چوبدستی خود را بیرون آورد،جیمز با شجاعت جلو آمد...

-باشه...بهشون یاد می دم!

در حالی که محفلیون به شدت تعجب کرده بودند،آنتونین و دیگر مرگخواران خنده ای شیطانی سر داده و جیمز را با خود بردند...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1388/4/1 23:23:39
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1388/4/1 23:26:19
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1388/4/1 23:28:32
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1388/4/1 23:30:39
[b][color=000066]Catch me in my Mer
Re: سالن ورزش های ماگلی
ارسال شده در: جمعه 29 خرداد 1388 10:32
نمایش جزئیات
آفلاین
چی؟

شصچی؟

هر چی من می گم قبول؟
باشه

در آمریکا

سلام بینندگان عزیز اینجا آمرکاست پاس لندن جیغول با تیم میامی هیت بازی داره

کوارتر اول

بازی با جنبال شروع می شه توپ دست تیم میامی می افته و بازی کنان تیم میامی جلو می رن و یک پرتاب سه امتیازی میندازند و حالا توپ دست تیم پاس می افته و بازی کنان توپو جلو می برن و یک دانک زیبا می زنند ابر برای تشویق بزانش یه بع طلایی گفت و بازی کنان جیغول جوابش را با بع دادند در همین زمان بازی کنان تیم میامی یک بک دانک () زیبا میزنند و دوباره توپ در دستان پاس می افته وبازی کنان توپو جلو می برن ویک پرتاب زیبا سه امتیازی می زنند و در همین زمان کوارتر اول تموم می شه و بازی کنان روی نیمکت هایشان می شینند در این سمت جیمز تیم را هدایت میکرد و ابر برای بزان ترجمه می کرد.

کوارتر دوم

بازی کنان پاس بازی را شروع می کنند توپ رو جلو می برن ولی بازی کن میامی توپ بز شماره ی 9 رو میزنه و توپ به سمه بزه می خوره و وارد سبد می شه

ابر:

جیمز:

زاخی:

بز شماره ی 9:

این کار بز باعث می شه تیم حریف تایم اوت بگیره

بازی رو تیم میامی شروع می کنه بازی کنان میامی توپ رو جلو می برن و یک سه امتیازی زیبا می زنن و اون ور وقتی داشت زمان کوارتر تموم می شد بازی کنان پاس یک سه امتیازی زیتا میزنند و بازی 50-49 در این کوارتر تموم میشود

کوارتر سوم

با توجه به درخواست زننده تاپیک پست حساب نمیشه. لطفا از پست بعدی ادامه بدید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور اسپراوت در 1388/3/29 22:18:38
ویرایش شده توسط مونتگومری در 1388/4/1 14:09:24
ویرایش شده توسط مونتگومری در 1388/4/1 14:10:34
دیدگاه هر کس نشان
Re: سالن ورزش های مشنگی
ارسال شده در: جمعه 29 خرداد 1388 02:32
نمایش جزئیات
آفلاین
خانه ی ریدل

لرد:
مرگخوارها:
مورفین:
لرد:
- ای بوق به این آنتونین که از چارتا جوجه بز محفلی باخت! مگر دستم بهش نرسه ...

ورزشگاه

- خوب میتونین تشریف ببرید! آفرین که برنده شدید! :D
- نه جونیور نشد، یادت رفته قرارمون چی بود؟ زین مال ما شد، این شمایید که باید برید. خداحافظ!
-اولا که فقط دو ساعت میتونید تمرین کنید دوما، اصلا شما مدرکی برای ادعاتون دارید؟
- آره داوش، جیمزی اون قرار داد رو بده من ...

جیمز یویویش را زمین انداخت تا از کیفش قرارداد را پیدا کند و بلافاصله بععی بعععو کاپیتا تیم پاس لندن یویو را خورد!
- جییییییییییییییغ
- بععععععععععععععععع(کوفت به زبان بز ها!)
- عمو این بزه یویومو خورد
- ده تا یویو واست میخرم تو مدرک رو بده بیاد
- زیر 16 تا راه نداره!
- باشه جونیور 16 تا!
جیمز به سرعت یک تکه کاغذ پوستی از کیفش درآورد و به آبر داد.

- طبق این قرارداد زمین مال ماست!
- کی اینو امضا کرده؟
- معاونتون! پیتر پتی گرو!
- پیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییتر
پتی گرو با عجله از اتاق بغل بیرون آمد و گفت:بله؟
- آوادا کداورا!

آنتونیون با عجله پیتر را کشت و سپس با خشم استادیوم را ترک کرد!
بز ها هم سریعا مشغول خوردن جسد پیتر شدند!
- ایول! حالا میتونیم این جا رو بکنیم شعبه ی دوم خودمون آبر!
- تند نرو زاخخ این جا مال بز های منه که به دستش آوردن!
- برو باو، اینا باید تو شعبه ی شماره ی یک ممد بشن!
- عمرا! من میخوام با این جونیورا قهرمان NBAwizard بشم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، [color=FF0000]شجاعت و غلب�
Re: سالن ورزش های مشنگی
ارسال شده در: چهارشنبه 27 خرداد 1388 14:48
نمایش جزئیات
آفلاین
بازيكن دو متری تيم استقلال جيغول آباد توپ را برای هم تيميش انداخت اما بزی كه در حال بع بع كردن بود توپ را رباييد و آنرا برای هم تيميش انداخت . عمو آبر در گوشه زمين آرام و قرار نداشت :
- بعی بع ، توپ رو بده به بععع بع .

بعد بعی بع توپ را برای بععع بع اداخت و او با يك سه گام فوق العاده توپ را وارد حلقه استقلال جيغول آباد كرد .

- بله ، گل ميشه ، تيم پاس لندن جلو ميفته با سه گام طلايی بعی بع ؟ يا شايدم ببعی ، يا شايدم بععع بع . حالا اسمش مهم نيس ، چه گلی بود واقعا .

جيمز بغل آبر جا خوش كرده بود و انگشت شصتش زا به نشانه موفقيت برای بععع بع تكان داد و يكی محكم زد پشت زاخارياس . زاخارياس كه متفكرانه به بازی چشم دوخته بود و ماكت بازی بسكتبال را در دست داشت با عصبانيت تمام آنرا بر سر جيمز كوبيد .

- جيـــــــــــغ ! عمو جون ، اين زاخارياس زد تو سرم .

عمو آبر در حالی كه تيمش را تشويق می كرد كه اختلاف را به ده رسانده بودند به سمت زاخارياس رفت و با سردرگمی پرسيد :
- چی كار كردی با اين بچه زاخارياس ؟

زاخارياس در كمال خونسردی گوش چپ جيمز را پيچاند كه نتيجه آن نگاه خشن آبر به او و پيچاندن گوش چپ او بود . كينگزلی كه خيلی به زاخارياس علاقه داشت رفت و گوش چپ آبر رو پيچوند . بعد دامبل متفكرانه اونها رو نگاه كرد و رفت گوش راست كينگزلی رو پيچوند تا يه تنوعی هم شده باشه !

- اوه ، مثل اينكه درگيری در نيمكت تيم پاس لندن به اوج رسيده ، حالا ببينيم بعد بازی مسئولين چه تصميمی برای اين كار خواهند گرفت ...

يه بز پاس دا به بز ديگه تا اون با يه دانك زيبا اختلاف رو به دوازده برسون و كوارتر اول تموم بشه .

در نيمكت تيم استقلال جيغول آباد :

آنتونين يه نگاه خشن به تيمش ميندازه و يكی ميزنه تو گوش بازيكن دو متريش و ميگه :
- آخه تو خجالت نميكشی ؟ يه بز نيم متری از تو بهتر بازی ميكنه ، خجالت نميكشی ؟

بعد ماكت زمينش را برداشت و مهره هايی كه نشان دهنده ی بازيكنان بودند را روی ماكت حركت داد و بازيكنانش نقشه بازی را تمرين كرد .

در نيمكت تيم پاس لندن :

زاخارياس در حالی كه گوش چپ جيمز را گرفته بود و گوش چپش توسط آبر گرفته شده بود و گوش چپ او توسط كينگزلی گرفته شده بود و گوش راست او توسط دامبل گرفته شده بود تا يه تنوعی هم ايجاد بشه به بازيكنان نكاتی رو گوشزد ميكردن كه آبر برای بزها ترجمه ميكرد . ملت محفلی هم رو نيمكت نشسته بودن و به هر طريقی به تيم روحيه ميرسوندن .

كوارتر دوم :

بزها با مهرتی خاص و با پاسهای بلند توپ را به خارج ذوزنقه نيمه حريف رساندند و با پرتاپ زيبای ببعی صاحب سه امتياز شدند . آنتونين با كلافگی تمام تابلوی امتيازات را نگاه كرد كه نتيجه بيست به سی و پنج را به نفع تيم پاس لندن نشان ميداد .

بازيكن نسبتا كوتاه قامت تيم استقلال جيغول آبد توپ را برای هم تيميش انداخت و دوباره با پاس او توپ را صاحب شد و طبق نقشه توپ رو به گوشه برد و با يه پاس بلند بازيكن دو متريشون رو در زير حلقه صاحب توپ كرد كه اون از شدت خنده و تمسخر بازيكنان پاس لندن كه نيم متر بيشتر نبودن توپ رو از دست داد كه همون توپ با سه گام زيبای پاسی ها تبديل به امتياز شد.

- در كوارتر چهارم بازی به سر ميبريم . نتيجه نود و پنج به هفتاد به نفعه پاس لندنه و بازی با پرتاب قوسی شكل يه بز كه اسمش زياد مهم نيس به پايان ميرسه .

- ايول ، كينگزلی ، جونيور ، گوشو ول كن كه برديم ...

كنگزلی كه كلا وقتی گوش يكی رو بگيره ولش نميكنه گوش آبر رو بيشتر فشار داد كه نتيجش جوش آوردن دامبل و بيشتر فشردن گوش راست كينگزلی بود .

دامبل و كينگزلی و زاخارياس و جيمز و ملت محفلی و كلا همه ملت با اين شكل به آقای كت شلواری چشم دوختند كه قبض جريمه ای را به علت كتك كاری در طول بازی برايشان نوشت .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: سالن ورزش های مشنگی
ارسال شده در: چهارشنبه 27 خرداد 1388 14:15
نمایش جزئیات
آفلاین
صحنه برفکی شد و ...

در همان هنگام در خانه ی ریدل!

لرد به همراه بقیه ی مرگخوارانش نشسته بود و داشتند بازی بسکتبال میدیدند که صحنه برفکی شد.

لرد گفت:لعنت بر شیطون!صد دفعه به این مورفین گفتم آنتن رو درست کنه...مورفین؟ کجایی؟

رودولف گفت:خوابه!

-اه...چرا نمیتونم یک روز هم که شده بسکتبال ببینم؟

در همان هنگام که نزدیک بود لرد سرش را در تلویزیون بکوبد صفحه برگشت.

لرد گفت:خوب شد...حتما از کله ی من ترسید،زود اومد!


در همین هنگام_ورزشگاه!

بازی در دست بازی کنان تیم استقلال جیغول بود و داشتند پاسکاری می کردند.در این مدت گزارشگر،آبرفردوسی پور داشت از قطع ناگهانی برنامه پوزش می طلبید!

بازی همچنان در دست استقلال جیغول بود.آنها توانستند یک گل سه امتیازی به پاس بزنند.در آنسوی زمین صدای گزارشگر آمد:

بله،بله...3 بر 0 به نفع تیم استقلال.حالا توپ دست بزهای تیم پاس هست که لباس نداشته و بدن خود را سبز کرده و زنگوله ی سبز بر گردن انداخته و باعث خنده ی تماشاچی ها شده اند...

تیم پاس توانست با حمله ها و نفوذ های بسیار یک دانک زیبای 360 بزند ( ) که این کار باعث قطع شدن خنده های ترفداران استقلالی و جدی تر شدن بازی شد.

در آن سوی زمین جیمز مرتبا به بازی کنان بز تیم خود دستور میداد:

-آره همونجوری خوبه...ببندش...توپشو بزن.توپشو بزن دیگه...اَه...
داور تایم اوت...آهای داور تایم اوت.

جیمز هی به داور می گفت تایم اوت بگیرد ولی داور نمیشنید.سرانجام جیمز تصمیم گرفت خود تایم اوت بگیرد:

-جـــــــــیـــــــــــغ !!!

ورزشگاه در سکوت فرو رفت و بزی که توپ در دستانش بود فهمید که تایم اوت شده و با بقیه ی بز ها به سمت نیمکت آمد.

جیمز دو سه تا نفس عمیق کشید و شروع کرد به هدایت تیم:...


ادامه دهید...

__________

بازی 3_2 به نفع استقلال جیغول هست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


غیر ممکن غیر ممکنه! همینی که گفتم...ناراحتی زنگ بزن 118
Re: سالن ورزش های مشنگی
ارسال شده در: چهارشنبه 27 خرداد 1388 10:36
نمایش جزئیات
آفلاین
ببخشید بینندگان عزیز یه لحظه صفحه رفت الان میاد
ادامه ی بازی
توپ در دستان پاس لندنه هالا بازی کن شماره ی 9 جلو می ره ودر همان زمان یه بز جلو میاد بازی کن شماره ی 9 می خواد از روی دست بزه دانک بزنه و بلاک زیبا از بز شماره ی 11 و حالا توپ در دستان بزان هستش و میره جلو و صدای مع مع بز بلند می شه

ابر و زاخی دویدند به طرف بز از بزه پرسیدند چی شده گفت:مع

ابر گفت نشون بده چی شده بزه پاشو نشون داد و پزشکه گفت احتمالا مچ پاش پیچ خورده

بازی با جنبال شروع شد ...

دو ساعت بعد
ابر:بازی رو حال کردین 120-10 بردیم

زاخی: آره

جیمز: آره

در همین لحظه
آنتونین دالاهوف از در وارد می شود:



اوری عزیز
پستتون به شدت کوتاه بود و سوژه ای رو هم که میشد تو 5-6 تا پست پرورشش داد در یک پست کوتاه تموم کردید.
لطفا دقت کنید،اگر رمق پستیدن ندارید،بگذارید یک وقت دیگه دوست من.
این پست در نظر گرفته نمیشه،دوستان از پست زاخاریاس اسمیت ادامه بدن.

موفق باشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اوری در 1388/3/27 10:39:38
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/3/27 10:52:04
شناسه ی قبلیم که بعد از این ساختمش ولی دوباره برگشتم به این

اینه

عمرا اگه فهمیده باشی چی گفتم

چاکر همه بچه های قدیمی (کینگزلی شکلبوت ، پیوز ، رفوس ، زاخاریاس ، دادالوس دیگل و خیلی های دیگه که حال ندارم بنویسم اسمشون رو )