جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 21 تیر 1388 22:38
نمایش جزئیات
آفلاین
1- نمایشنامه ای بنویسید که در طی آن یک جارو طبق پست من و مطالب کتاب پروازی کوییدیچی بنویسید.

اهم!


2- پنج ورد دیگه رو معرفی کنید و فایده آن را نیز بنویسید.

1. هيسارگا
اين ورد که در داستان نيز به کار برده شده براي ساخت صندلي نامرئي مي باشد.

2. تيمگاريو
اين ورد باعث ميشود در اوج گيري ها ، فشار هوا از سرعت جارو نکاهد.

3. سينيماريوس
اين ورد بيشتر براي افراديست که به زيبايي جاروي خود اهميت خاصي ميدهند. اين ورد باعث ميشود جلاي چوب جارو و همچنين زيبايي و يکنواختي دم جارو بعد از سال ها نيز باقي بماند.

4. هيپريمان
اين ورد باعث مي شود که قدرت جارو در ضدحمله ها و حمله هاي خشن بيشتر شده و توسط جارو هاي ديگران منحرف نشود.

5. هيتينگا
اين ورد براي جلوگيري از سرخوردن هاي ناگهاني جارو سوار مي باشد.به طوريکه با کمي لزج شدن جارو ، ردا به جارو چسبيده و جارو سوار با اطمينان بيشتري به پرواز مشغول مي شود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
تاپیک انجمن
Re: مغازه ورزشي كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 21 تیر 1388 22:36
نمایش جزئیات
آفلاین
پيرمرد در زير نور کم شمع کم سو بر روي ميز کار خم شده بود و هر ازگاهي صداي خرش خرش برش چوبي شنيده ميشد.

شاخه هاي هرس شده در گوشه اي قرار داشتند و منتظر متصل شدن به بدنه خوش ساختش بودند. پيرمرد با سمباده اي کوچک مشغول صيقل دادن به چوب جارو بود. اين را ميشد از بوي خوش چوب تازه که در اتاق پراکنده شده بود متوجه شد. سپس شاخه ها را بعد از وارسي دوباره به چوب صيقل خورده متصل کرد.

پيرمرد ، نفسش را با سر و صدا بيرون داد.
- آها! خودشه...

پيرمرد نفس عميقي کشيد و سرش را بالا گرفت تا به اولين چوب جاروي ساخته شده توسط خودش نگاه کند.
چشمانش غرق در شادي و خوشحالي بود.

چوب جارو ، البته هنوز ناقص بود. شاخه هاي مرتب و هرس شده کرمي رمگ و بدنه صيقلي و صاف جارو يک محرک عالي براي سوار شدن بر روي آن بود.
ولي هنوز جارو کامل نشده بود...

پيردمرد چند قدم عقب رفت و چوب جادويش را به طرف جارو گرفت. بايد يک صندلي نامرئي مي ساخت.
- هيسارگا!

برق کم رنگي براي چند لحظه در اطراف جاروي دست ساز ديده شد ولي دوباره همان نور کمرنگ بر فضا حاکم شد.
پيرمرد سلانه سلانه به طرف جارو رفت تا از صحت جارويش مطلع شود. دستي بر روي آن کشيد. بله... صندلي اي نرم و کوچک ولي غيرقابل مشاهده بر روي جارو ايجاد شده بود.

دوباره به عقب رفت تا چند طلسم ديگر را نيز اجرا کند.
- سياسفوال!
همان برق کمرنگ. هم اکنون ديگر بدخواهان نخواهند توانست چرخشي را در جارو ايجاد کنند.

پيرمرد سرش را تکان داد و ورد ديگري را به کار برد.
- آداسفوال!
و بلافاصله طلسم ديگري را نيز به کار برد.
- فاوانس!
پيرمرد هيجان زده شده بود.
- بلاجشلد!

سرانجام پيرمرد چوب جارويش را به سامان رسانده بود. او توانسته بود يکي از بهترين ، مقاومترين ، سريعترين و زيباترين جاروي دست ساز را در دوران خود بسازد. جارويي که نام تندر را بر خود گرفت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
تاپیک انجمن
Re: موزه جادو و تاریخ جادوگری
ارسال شده در: یکشنبه 21 تیر 1388 15:14
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه سوژه :
اوباش برای بدست آوردن وسایل قیمتی جاسم آل کاپون وارد موزه جادو و تاریخ جادوگری شدند. در آنجا در حال پیدا کردن وسایل جاسم آل کاپون بودند که ناگهان روحی آنهارا غافلگیر کرده و از آنها خواست تا برای اینکه نجات یابند هویت واقعی او را پیدا کنند.

موزه جادو و تاریخ جادوگری
لیسا پچ پچ کنان به لینی گفت : باو حالا مگه چرا باید به حرفش گوش کنیم و ببینیم این چه خری بوده؟!
روح : هوی! دهنت رو ببند! خودت خوب می دونی که اگه نتونین متوجه بشین من کی هستم ، شما می میرید!

لینی : و اگه تونستیم بفهمیم کی هستی؟
روح : بهتون جای مخفی وسایل جاسم آل کاپون رو میگم!

اوباش یکم چونه می خوارونن و فکر می کنن و بعدش متوجه میشن که معامله خوبیه.
زنوف : چطوره بیست سوالی بپرسیم؟
روح : هومممم فکر خوبیه!
- کجا میتونیم پیدات کنیم؟
- همینجا!
- چند سالته؟
- دو هزار سال!
- خونت کجاست؟
- تو باغچه!
- چندتا بچه داری؟
- به توچه!
و...

ده دقیقه بعد!

بیست تا سوال پرسیده شده و حالا همه بچه ها تو فکرن که زنوف با فریادش سکوت تالار رو میشکونه.
- هــــا! یافتم! فهمیدم تو کی هستی...!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
تاپیک انجمن
Re: ژاندارمری هاگزمید
ارسال شده در: یکشنبه 21 تیر 1388 00:40
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه سوژه:
مونتگومری مونتگومری ، شهردار بزرگوار لندن که با به راه افتادن دوباره گروه اوباش به آنها پیوسته است توسط ماموران حفاظتی در ژاندارمری دستگیر شده است.
حال اوباش برای بیرون آوردن او تلاش کرده و پرسی ویزلی با پوشیدن لباس قاسم کماندو به عنوان فرد نفوذی به ژاندارمری وارد شده و توانست مونتگومری را به هر طریقی که شده آزاد کند. زاخاریاس به عنوان سوژه توانست برای لحظه ای سر ماموران را گرم کند ولی او بلاک شده و ماموران دوباره به سمت ژاندارمری حرکت کردند...

ژاندارمری!

پرسی، مونتگومری رو کول کرده و داره از ژاندارمری بیرون می برش. ژاندارمری ای که به لطف زاخاریاس اسمیت، هم اکنون عاری از هر گونه مامور می باشــ...
- ایـــــست!
عـــــــی!(اینجا پرسی دستی میکشه!)

مامور شماره 1 : قاسم کماندو! داشتی با زندانی چیکار می کردی؟
پرسی : ها؟!
مامور سوالش رو دوباره می پرسه. پرسی ایندفعه جواب میده : راستش من داشتم نگهبانی می کردم. دیدم از آلونک این یارو صدایی اومد...
- خو؟
پرسی : بعدش اومدم و دیدم بعله! آقای شهردار میگه که دست به آب داره! الان هم دارم میرم ببرمش دست به آب!
مامور شماره 2 : مرلینگاه که این طرف نیست! اون طرفه!
و با دست به طرف خرابه ای اشاره کرد!

پرسی زیر لب یک فحش نثار بادراد میکنه و بعدش هم درود میفرسته که میتونه به دلیل موجه توی یک مرلینگاه با مونتگومری باشه که اونو کول کنان به سمت مرلینگاه میبره.
مونتگومری : نه تو رو خدا....! به من رحم کنید.
پرسی : می خوام بهت ثابت کنم به من میگن پرسی ویزلی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بادراد ريشو در 1388/4/21 0:42:35
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
تاپیک انجمن
Re: دفتر توجیهات عالیه
ارسال شده در: شنبه 20 تیر 1388 21:34
نمایش جزئیات
آفلاین
مدیر عزیز!
می خوام ازتون بپرسم بعد از اینکه شما سه امتیاز از راونکلاو بابت لحن نادرست بیدل کم کردین چرا دوباره پنج امتیاز دیگه؟

به خدا قسم ، اگر دوست عزیز شما مینروا مک گونگال دنبال کلاس بود خوب به من می گفتین ، اصلا خودم دفاع در برابر جادوی سیاه رو در اختیار ایشون قرار می دادم!

پرسی! چرا پنج امتیاز دیگه کم کردی؟ مگه بعد از اینکه اون سه امتیاز رو کم کردی بیدل حرفی زد؟ چرا اینجوری میکنی؟ اگر مینروای عزیز یهو هوس کردن که توی این ترم استاد بشن چرا بهانه قرار می دید؟ چرا ریونکلاو قربانی شد؟

آیا باید در هر ترمی که میاد شاهد تحریم باشیم؟ درست نیست...

از شما میخوام اون 5 امتیاز ناعدلانه رو برگردونین و بیدل رو بزارید استاد تاریخ جادوگری. بیدل که فحش خواهر و مادر نداد که مستحق اینچنین گناه بزرگی باشه! در ضمن شما قانونی رو بیارید که نوشته باشه به جرم بد دهنی هشت امتیاز از یک گروه کم بشه و استاد همون درس خلع بشه!
احساسی تصمیم نگیرید!

در صورت جواب درست ندادن و مغلته کردن پیگیری های لازم برای تحریم کردن هاگوارتز توسط ریونکلاو به عمل خواهد آمد.

با تشکر.

پ.ن : بیشتر از این ترم هاگوارتز رو حاشیه دار تر نکنید! ما قبول کردیم سه امتیاز کسر کردید ولی پنج امتیاز و خلع کردن فوق العاده منو ناراحت کرد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
تاپیک انجمن
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: شنبه 20 تیر 1388 13:21
نمایش جزئیات
آفلاین
1 - بصورت یک مقاله طنز یا جدی در مورد یک جانور محافظ یا متکلم نوشته ای بنویسید.این جانور میتواند ساخته ذهن شما هم باشد. توضیحات خود را کامل و جامع ارائه نمایید تا امتیاز بهتری نصیبتان شود.(در مورد محل زندگی، ظاهر، اخلاقیات و...)

هومنار!
هومنار که اولین بار در افسانه های یونانی مطرح شد ، سری به مانند گراز و بدنی بلند و قرمز رنگ دارد. شاخ های بلند و تیزش هر حریفی را به هراس وا می دارد.
هیکل عضلانی و دندان های تیزش از او یک جانور خطرناک و محافظ ساخته است به طوریکه تا آخرین ثانیه های عمرش مشغول به حفاظت از شیء مربوطه است.
این موجود در اعماق غار های ایتالیا ، یونان و آلمان قرار دارد و در بعضی موارد نادر در کشور های آمریکای شمالی و جنوبی نیز دیده شده است.
این موجود بر خلاف اکثر محافظان از هوش زیادی برخوردار نیست و فیزیک را برتر از عقل و درایت می داند لذا سعی می کند که با ابراز خشونت محافظت کند. این مورد برعکس دیگر جانوران محافظ مانند ابولهول است که ابتدا با طرح سوال و معما سعی می کند که متجاوز را دور براند.
اخلاقیات این موجود همانطور که گفته شد ، بسیار خشن می باشد. عکس العمل های ناگهانی امری طبیعی برای این موجود است. به طوریکه در بعضی موارد کمین کرده و اگر متجاوز پا از حد فراتر نهد بدون هیچ گونه هشداری حمله ور می شود. بنابراین مامورین وزارت سحر و جادو سعی خرید و فروش نوزاد این جانور را غیرقانونی اعلام کرده اند هرچند همچنان این موجودات برای حفاظت از اشیا سری و خطرناک مورد استفاده قرار می گیرند.


2 - چه کسانی و چگونه میتوانند از موجودات محافظ استفاده کنند؟

در وزارت سحر و جادو بخشی به عنوان مراقبت از موجودات محافظ و متکلم وجود دارد که زیر مجموعه مراقبت از موجودات جادویی می باشد. این بخش سعی بر این داشته است که با به کار گیری افراد مجرب و توانا در رام کردن و اهلی کردن اینگونه حیوانات یک زیر مجموعه و بخش کنترلی قوی تاسیس کند.
افرادی که در این بخش قرار دارند، قادر هستند که از موجودات محافظ نیز استفاده کنند.این افراد دارای قابلیت بالای جادویی می باشند. همچنین از فیزیک فوق العاده قوی و بالایی برخوردار هستند و در اغلب موارد می توانند بر موجودات خطرناک غلبه کرده و آنها را رام کنند.
اینگونه افراد که نظیر آنها در سطح جادوگری زیاد دیده نمی شود می توانند از موجودات محافظ استفاده کنند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
تاپیک انجمن
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 19 تیر 1388 19:05
نمایش جزئیات
آفلاین
- تکلیف : چیز عشقی که در ابتدای جلسه ریتا بهش اشاره کرد چیست و نشانه های آن را نام ببرید . چطوری میشود از خوردن ِ چیز ِ عشقی جلوگیری کرد؟

چیز عشقی همون ضربه عشقیه. البته این ضربه عشقی توجیه بنده هست بدون انحراف ذهنی. توجیه من با انحراف ذهنی رو نمی گم بزارید همون چیز عشقی بمونه!
ولی از ضربه عشقی میگم!
ضربه عشقی میتونه واقعا روی روحیات تاثیر بذاره. بشدت نابود میکنه طرف رو! بله آقا! بنده خودم یک بار ضربه عشقی خودم رفتم قلب های زیر شلواریمو نقاشی کردم! بله آقا! اینجوری تاثیر میذاره! کلا افسردگی ، سوءهاضمه و سوءتغذیه و سوء چیزی و... نشانه های سطحی و کلی ضربه عشقیه.
چجوری میشه ازش جلوگیری کرد؟
برای جلوگیری از چیز عشقی : باور کنی یارو ایدز داره!
برای جلوگیری از ضربه عشقی : اصلا بیخیال باشی. همیشه چهار تا زاپاس داشته باشی. یکی تو رو نخواست بری اون یکی!


یک مراسم عروسی ماگلی رو توصیف کنید.

خب ما مراسم عروسی در کشور ایران رو مد نظر قرار میدیم!
معمولا عروسی در باغ یا تالار و در موارد معدود در خانه های بزرگ انجام می شود. تالار یا باغ رو به دو قسمت آقایون و خانوما با یک پرده تقسیم می کنن که در بعضی موارد آقایون قبلش به مدیر اونجا رشوه میدن که بین پرده یک درزی بندازه!

عروسی از ساعتای هشت شب آغاز میشه و خانوما اولین کسایی هستن که به عروسی میان. از اون طرف هم آقایون با کراوات حضور دارند.

عروس و داماد میرن تو بخش خانوما مینشینن که این به دلیل پشم حساب کردن آقایونه. بعدش همون آخرا اگه عروس خانوم حال بکنه با شوورش میاد و یک چرخی میزنه توی آقایون.

آهنگ هم پخش میشه. ما در اینجا لیست آهنگ های عروسی یک راننده خاور رو برای شما مثال می زنیم :
دور هم بودن - عباس قادری
گل سرخ - آقاسی
زیارت - عباس قادری
اذان - هایده
و هم چنین آهنگ هایی از حشمت ، دلکش و...!

ساعتای یازده ، دوازده هم شام داده میشه. در اینجا ما شاهد هستیم که انسانیت انسان ها به بوق ترین و خز ترین شکل ممکن به زیر پا له میشه به این صورت که آقایون و خانوم های متشخص و دکتر و مهندس با دیدن شام مثل گشنه های موزامبیک و گینه نو و عین پلنگ به طرف میز شام حرکت می کنند.

بعد از شام هم که بهتره وارد نشیم فقط اشاره جزئی می کنیم. معمولا خونه مادر زن تخت دو نفره هست که اگه درست بگم به اون شب مخصوص میگن شب هجله و اینا...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بادراد ريشو در 1388/4/19 19:08:45
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
تاپیک انجمن
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 19 تیر 1388 19:04
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف اول : خصوصیات جادوگرانی که به دو گروه انتیکوموس و سینسیماریوس وارد شده اند را بنویسید.

انتیکوموس :
جادوگرانی که به این گروه گرویدند اغلب مغرور ، با چهره هایی زیبا و دلربا بوده و هیچوقت علاقه ای به برقراری ارتباط به افرادی به غیر از گروه خود بروز نداده اند.
همچنین این گروه از درایت و ذکاوت خاصی برخوردار است و بعضا با هوش و درایت خود مانع وقوع جنگ شده بودند.
ایشان همچنین به فصل بهار علاقه خاصی دارند و همچنین افرادی هستند خوشخواب و خوشگذران.

سینسیماریوس :
جادوگرانی که در این گروه قرار دارند شخصیت کاریزماتیکی داشته و با زور بازوی فوق العاده ای که داشتند سعی می کردند در همه جا زور را بر عقل برتر بشمارند.
این گروه عاشق جنگ و جدال بوده و همچنین به فرزندانشان از همان سال های اولیه عمرشان کار با جادوهای خطرناک را آموزش می دادند.
این جادوگران هرگز استراحت را قبول نداشته و همیشه سعی بر این داشت که گلیم خود را با تلاش و کوشش بالا بکشد.


تکلیف دوم : اولین جنگی که بین سه قبیله رخ داد را نوشته و بنویسید که چه گروهی این جنگ را شروع کرده و چه گروهی پیروز این جنگ بوده است.

جنگی که در باتلاق آهار بین سه قبیله رخ داد به دلیل مکان روی دادن آن جنگ آهار نام گرفت.
قوم خشن سینسیماریوس به دلیل اینکه قبیله انتیکوموس ها دختر پادشاهشان را دزدیده بودند جنگ خونینی را آغاز کردند. قبیله ریپیرسیموس ها نیز به حمایت از انتیکوموس ها برخواست ولی چون قوم سینسیماریوس ها از نیروی بدنی و جادویی فوق العاده ای برخوردار بودند توانستند پیروز مسابقه شوند.


تکلیف سوم : این جلسه رو چطور دیدید؟

جلسه خیلی خوبی بود. مخصوصا اینکه شما نقطه نظرات و پیشنهادات جلسه قبلی که توسط دانش آموزان ارائه شد رو مد نظرتون قرار داده بودید.
همچنین تکالیف غیر رول بودند که این خود موهبتیست در میان کلاس های رول.
و تکالیف نیز آسون و قابل هضم بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
تاپیک انجمن
Re: دفتر اساتيد
ارسال شده در: جمعه 19 تیر 1388 12:15
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام
مری فریز باود عزیز نوشتن :
نقل قول:
امتیازات همه دوستان عزیز با ارفاق ارسال شد

من به شخصه خودم هرچی فکر کردم دیدم نتونستم ریونکلاوی ها رو بیارم زیر مجموعه همه دوستان آخه ارفاقی نشده بهشون! در صورتی که دوستان هافلپافی ما شاهد رشد 3 امتیازی در میانگینشون بودن.
دلیلش رو می خوام جویا بشم.
موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
تاپیک انجمن
Re: ژاندارمری هاگزمید
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1388 21:01
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه جدید!
لطفا برای پی بردن به سوژه کامل به این جا بروید

نگهبانان با آن لباس های سبزرنگ به صورت کاملا ویژه ای از ژاندارمری نه چندان بزرگ هاگزمید محافظت می کردند. اوباش به سرپرستی بادراد ریشو زیر آلاچیق بزرگی نشسته بودند و از دور ژاندارمری رو زیر نظر داشتند.

بادراد در حالیکه جرعه ای از لیموناد رو به رویش می نوشید شروع به صحبت کرد.
- خب برای ورود به اونجا کار خیلی سختی داریم! ما تونستیم یکی از اون لباس های سرباز ها رو گیر بیاریم. باید یکی برای ورود به ژاندارمری به همین وسیله نفوذ بکنه و من هم برای این کار پرسی ویزلی رو مد نظر دارم!

پرسی : چی؟ من از اون لباس های جوات پلنگی بپوشم؟ عمرا!
بادراد : مثل اینکه دوست داری زبونت رو لای در بزارم؟!
پرسی به سرعت آروم میشه و بادراد به پرسی اشاره میکنه که بره و توی دست شویی لباس پلنگی رو بپوشه.

چند دقیقه بعد...
پرسی از توی مرلینگاه بیرون میاد در حالیکه به جای رداهای زربفت گرانبها اینبار لباس پلنگی پوشیده.
بادراد به پرسی اشاره می کنه که بیاد تا آخرین حرفا رو بزنه.
- تو میری توی ژاندارمری! اونجا باید کاری بکنی که همه سربازا بریزن بیرون و مونتگومری رو هم بیارن بیرون! یعنی یک جوری اعلام خطر بکنی. اون وقت ما توی فضای باز میتونیم مونتگومری رو بگیریم. در ضمن اونجا کسی اسمتو پرسید بهشون میگی قاسم کوماندو! این لباس اونه!

اوباش :
پرسی ویزلی درحالیکه زیر لب دشنمام می داد به طرف ژاندارمری حرکت کرد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بادراد ريشو در 1388/4/16 21:03:48
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
تاپیک انجمن