مربوط به مسابقه ی شمشير گريفندور:
استرجس در را گشود و لبخند ابلهانه اش بر لبانش خشكيد. در حالی كه از ديدن دامبلدور در آنجا كاملا متعجب شده بود گفت:
-سلام، خوبی دامبلدور؟ ميگم بد نيس بيای تو و يه ليوان چای در خدمت باشيم.
دامبلدور بدون آنكه چيز ديگری بگويد سرش را پايين انداخت و وارد اتاق استر شد. استر به در و ديوار اتاق عكس خودش را از زوايای مختلف چسبانده بود كه همه شان می خنديدند و دست تكان می دادند. ميز كار كوچكی در زير پنجره در ضلع شمالی اتاق قرار داشت كه روی ميز پر از اسناد و مدارك بودند. روی زمين هم مقدار زيادی كاغذهای مچاله شده ريخته شده بود. دامبلدور با حالتی تمسخر آميز گفت:
-می بينم كه خيلی اتاقت رو منظم نگه داشتی.
استر كه نمی دانست چه كار كند لبخند خفيفی زد و زير لب بدون آنكه دامبلدور بفهمد گفت:
-چند بار به اين كويی گفتم يه دگمه ی قرمز مثل مال خودش تو اتاق منم بذاره.
دامبلدور در حالی كه اسناد و كاغذهای استر را نگاه می كرد چشمش به اعلاميه های دستگيری او و ريموس و جيمز سوروس افتاد كه روی قاليچه ای در گوشه ی اتاق افتاده بودند. دامبل دستی بر ريش بلند و نقره ای فامش كشيد و عينكش را صاف كرد سپس با صدايی كه به گوش استر و ساير گريفی ها می رسيد گفت:
-هـوف! اوضاع كم كم داره جالب ميشه.
استر عرق سرد روی پيشانی اش را با دستمال گلی رنگش پاك كرد و به دامبلدور نگريست كه اعلاميه ها را از روی قاليچه برداشته بود و آنها را نگاه می كرد. مدتی اتاق در سكوت فرو رفت اما پس از مدتی استر سكوت را شكست و گفت:
-من يه كار كوچيك بيرون دارم، زود برمی گردم...
-نه.
صدای قاطع و بلند دامبلدور اورا در جای خود نگه داشت آنگاه دامبلدور ادامه داد:
-حتما می دونی كه من برای يه بازديد ساده پيشت نيومدم...
استر بدون آنكه چيزی بگويد دامبلدور را نگاه كرد. دامبلدور با عصبانيت خاصش ادامه داد:
-پس فكر كنم اون كار كوچولويی كه باهات داشتم را بايد تموم كنم...
بعد چوبدستی مرغوبش را بالا گرفت و در حالی كه ابروهايش را با ظرافت خاصی به هم گره زده بود گفت:
-آبليويت!
آنلاینها
13 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] مجموعه ورزشی گودریك
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: مجموعه ورزشي گودريك
Re: مجموعه ورزشي گودريك
Re: مجموعه ورزشي گودريك
Re: مجموعه ورزشي گودريك
Re: مجموعه ورزشي گودريك
Re: مجموعه ورزشي گودريك
Re: مجموعه ورزشي گودريك
Re: مجموعه ورزشي گودريك
Re: مجموعه ورزشي گودريك
Re: مجموعه ورزشي گودريك
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



به كورمك خيره شده بود...
همه بچه ها رو خبر کنین! می خوام اون خائنو با دستای خودم خفه ش کنم!!!!
همه تو دفتر من جمع شن!زود!!!!
).ناگهان دامبلدور بدون هیچ اخطار قبلی یا پیش پرده ای در را باز کرد و آن را به دیوار کوبید. -چند نفر که به در نزدیک بودند با این حرکت دچار ریختگی کرک و پر شده و به حالت
در آمدند-
-

... به مالی میگیم و به مونتی و تدی هم می گیم. خوبه؟
به آنها نگاه می کرد.