داشتم دوباره شاهزاده ی نیمه اصیل رو می خوندم یک چیزی به نظرم رسید که شاید به درد این تاپیک بخوره! ندیدم کسی قبل تر مطرحش کرده یا نه! اگه تکراری بود زحمت اش می افته گردن ناظر چیره دست و اینکاره و حرفه ای و شب و روز به فکر ارتقا سطح کار و خوش تیپ و خوش صدا و خوش ادا و خوش ردا و ....( و از این جور حرفا دیکه) ................ هری پاتر و شاهزاده ی نمیه اصیل/ فصل "هورکراکس": دامبلدور به هری داره توضیح می ده که چطور دست اش به این روز افتاده ! ایضا می گه که انگشتر مارولو خیلی طلسم وحشتناکی داشته و اگر چیره دستی و مهارت چشم گیر خودش و اقدام به موقع پروفسور اسنیپ نبود اون حالا حتی زنده نبود که بخواد ماجرا رو تعریف کنه! خب من یک نتیجه ای می گیرم که شاید به کلی پرت ( بر وزن چرت) باشه اما بگم بد نیست: اسنیپ احیانا باید معجونی رو درست کرده باشه که بتونه باهاش دست آلبوس رو ترمیم کنه یا لا اقل کمی تاثیر مرگ بار طلسم رو خفیف کنه! یعنی قاعتدا باید دست رو دیده باشه، یا اینکه از نوع طلسم ( که خیلی قویه و از یه جادوگر به بزرگی خود آلبوس بر میاد - لرد سیاه لابد - ) با خبر شده باشه! انگشتر خانوداگی اربابش رو هم که دیده روی دست آلبوس! یعنی ماجرا اونقدر جدی هست( و همین طور اسنیپ هم ان قدر باهوش) که بتونه حدس بزنه آلبوس داره یه کاری بر علیه لرد ولدمورت انجام می ده! و با شخصیتی که ما در کتاب شش از اسنیپ کشف می کنیم اون باید خیلی زود به ولدمورت خبر می داده! اما شواهدی که نشون بده این کار انجام شده وجود نداره! شاید ماموریت محول شده به دراکو ، "بعد از" نابودی هورکراکس بوده باشه ( شاید) و این تا حدودی به این معناست که لرد احساس خطر کرده ! اما احمقانه ترین کار اینه که این رو به عهده ی دراکو بذاره! توی فصل " اسپینرز اند " ( فصل دو ) اسنیپ به نارسیسا "می فهمونه" که لرد خیلی به پیروزی دراکو فکر نمی کنه بلکه بیشتر می خواد خود دراکو رو بکشه تا لوسیوس رو مجازات کرده باشه! نه آیا که این به معنی اونه که لرد سیاه عزیز خیلی عجله ای در از بین بردن آلبوس نداره؟! ( در غیر این صورت می تونست کار رو به سیوروس عزیزش بسپاره / خیلی رحت تر بود برای سیوروس ! اون می تونست جادو های محافظ قلعه رو بی اثر کنه [در های قلعه رو برای هری باز کرد!!] و از این طریق مثلا مرگ خوار ها رو وارد کنه !) و آاین همه دست دست کردن در مورد کسی که چیز هایی در مورد جان پیچ هاش فهمیده، عاقلانه ست؟!
نتیجه ی خوش بینانه ای که من می گیرم اینه که سیوروس این موضوع رو " لو " نداده! یعنی شبیه ماجرای خبر کردن اعضای محفل در کتاب پنجم که برن و گروه بچه ها رو در وزارت خونه نجات بدن ؛ این تکه هم یه جورایی نقاب اسنیپ خائن و سیاه رو خدشه دار می کنه! نمی کنه؟!
چون اسنیپ یک طلسم و افسون بسیار مرگبار روی دامبلدور به کار گرفت.... این در حالی بود که دامبلدور در آن موقع مسلح به چوبدستی نبوده و اگر بخواهیم بگوییم که او جادوگر بزرگی بدون چوبدستی هم می تونه مقابله کنه سخت در اشتباه هستیم..
بله...بله...میشه بدون چوبدستی هم کار کرد اما مقابله با این افسون مرگبار آن هم بدون چوبدستی غیر ممکن است.. حتی بزرگترین جادوگران اعصار دور نظیر گریفیندور و اسلیترین هم نی توانستند بدون چوبدستی چندان کارهای خارق العاده انجام بدن...
البته دلایلی که در پایین میارم بعضی ش ممکنه به تاپیک های دیگه هم مربوط باشه که چون به نظر من به این تاپیک هم مربوط میشه انجا بهش اشاره میکنم
1:به نظر من اسنیپ به دامبلدور وفادار هستش حالا با توجه به این نکته به اطلاعاتی از فصل دو اشاره میکنم در فصل دو اسنیپ مجبور شد با مادر دراکو پیمان ناگسستنی ببنده که به دراکو در کشتن دامبلدور کمک کنه در همون فصل هم به این نکته اشاره کرد که لرد سیاه در نظر داره من در آخر این کار رو انجام بدم
یعنی لرد سیاه در نظر داشته که اسنیپ دامبلدور رو بکشهکه خوب دلایل زیادی هم داره و برای این اسنیپ رو انتخاب کرده کهبتونه بفهمه که اسنیپ چقدر قابل اعتامد هستش
خوب اگه قبول داشته باشیم که اسنیپ طرف دامبلدور هستش میشه فهمید که این موظوع رو به دامبل گفته و دامبل میدونسته که اگه خودش نمیره اسنیپ کشته میشه
2 با توجه به مطلب بالا میشه فهمید که دامبلدور از قبل خبر داشته که به زودی کشته میشه برای همین هم اقدامات زیر رو انجام داده
3 با توجه به این که هری تنها کسی که میتونه ولدمورت رو بکشه دامبلدور هرچی از هرکوراس های ولدمورت میدونسته به هری گفته
4 دامبلدور از اقدامات مالفوی برای کشتنش خبر داشته ولی هیچ اقدامی نکرده
5 توی فصلی که اسنیپ دامبلدور رو کشت اول دامبلدور به مالفوی صحبت کرد تا اون رو متقاعد کنه که آدم نکشه وهمینطور تنوست این فرصت رو به وجود بیاره تا اسنیپ بتونه به بالای برج بیاد و در حضور مرگخواران دامبلدور رو بکشه
حالا نتیجه گیری از مطالب بالا
وقتی اسنیپ دامبل رو کشت اول از همه باعث شد که همهی مرگخواران به اسنیپ اعتماد کنند پس اون میتونه اطلاعات زیادی به دست بیاره و در صورت لزوم به هری کمک کنه
وقتی که دراکو بعد از اون حرف ها خودش دامبل رو نکشت واسنیپ اون رو کشت این باعث شد که دراکو یه مقدار به فکر فرو بره شاید توی کتاب هفت دیگه طرف ولدی نباشه و تصمیم بگیره که به هری کمک کنه
ولدمورت بهد از این اعتماد بیشتری به اسنیپ پیدا میکنه و به احتمال زیاد اسنیپ همه جا با اون هستش
به نظر من در اخر کتاب هری تمام هرکوراس ها رو نابود میکنه ولی اسنیپ در آخرین مرحله که جنگ هری با ولدمورت هستش به کمک هری میاد و خودش ولدمورت رو میکشه
توجه تمام مطالب بالا با فرض این بود که اسنیپ طرف دامبلدور هستش اگه کسی این موظوع رو قبول نداره برای بحث به تاپیک زیر مراجعه کنه ((اسنیپ: مرگخوار ولدمورت یا یار وفادار دامبلدور؟))
سلام دامبلدور نمرده فرض کنید مرده کی به هری کمک میکنه حتما زنده هست دیگه در ضمن اگرم مرده باشه یا فداکاری کرده یا یک چیزی مثل جان پیچ درست کرده که نیاز به کشتن کسی نداره ولی هیچکی ازش خبر نداره و دامبلدور زنده هست یا شایدم یکی شبیه دامبلدور یعنی مثلا یه برادر که تو کتاب نیومده با تشکر ایگور کارکاروف
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
به نظر من دامبلدور مرده . چرا ؟ برای اینکه اگر دامبلدور زنده می ماند از بین بردن والدمورت خیلی راحت تر می شد . بالاخره باید این کار یک مقدار سخت شود یا نه ؟ نمی شود که همه ی کارها را دامبلدور انجام دهد. باید هری هم یه کاری این وسط انجام دهد یا نه
یه کلام یا مرده و این وری ها درست می گن یا نمرده و قراره در کتاب هفتم از کلاه یک شعبده باز بیرون بیاد که در این صورت اون وری ها درست میگن .
بابا به خدا دامبلدور زندس من چقد بگم خيله خوب حالا براي اينکه بهتو ن ثابت کنم دلايلمو مينویسم همان طور که ميدونيد دامبلدور قبلن استاد تغيير شکل بوده و ميتونسته خودشو به شکل ققنوس دربياره همون طور که دراسم خاکسپاري به وضوح نوشته:شعله هايي روشن و سفيد در اطراف پيکر دامبلدور و ميزي که روي آن قرار داشت زبانه کشيد در حالي که شعله ها بالا و بالاتر ميرفتند پيکراو ناپيدا ميشد دود سفيد مارپيچي به هوا بر ميخاست که اشکال عجيبي درست ميکرد هري در لحظه اي که قلبش از حرکت بازايستاد فکر کرد که او ققنوس را ديده که به صورت باشکوهي در آسمان آبي پرواز ميکرد اما ثانيه اي بعد آتش ناپديد شد در آن مقبره مرمري سفيد پيکر دامبلدور غنوده بود 2_در کتاب 6 به وردهاي غيرکلامي خيلي تاکيد شده من فکر ميکنم اسنيپ هنگام کشتن دامبلدور از يه ورد غيرکلامي استفاده کرده و ورد کشتن را براي فريب دشمنان بلند گفته 3_دامبلدور جادوگر باتجربه ايه و حتمن دليل قانع کننده اي براي اعتماد به اسنيپ داشته 4_در کل رولينگ نويسنده اي است که خواننده رو غافلگير ميکنه 5_و هزاران دليل ديگر 6_پس دامبلدور زندس Good luck
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
در رقابت عقربه های ساعت با یکدیگر همیشه بازنده چشم من است.
بلیز جان اگر من اونجا حرفی زدم درباره ی عواقبش هم حرف واسه گفتن دارم ولی نو وقت نوشتنش رو دارم نه حوصلش رو.فقط می خواستم یک خورده روش جدی فکرکنی. به هر حال من هم به این نتیجه رسیدم که بحث درباره ی این موضوع تا انتشار کتاب 7 هیچ فایده ای نداره.بعضی ها یک سری دلایلی رو نوشتند که آدم واقعاً فکر می کنه دامبل زنده ست از طرفی یک دوست عزیز مثل شما هم یک سری دلایل می یاره طوری که من فکر کردم دامبل واقعاً مرده اما کی میدونه از توی پرت و پلا هایی که تو ذهن رولینگ می گذره چی در می آد هرکس همون چیزی رو که دوست داره قبول می کنه و داستان رو هرجور بخواد تو ذهن خودش می پرورونه. اما به خاطر خوب حسن ختام هم که شده اصلا قبول دامبل مرده.اینقدر ارزش نداره باهم بحث و جر کنیم.
خوب من بايد بگم كه قبول ندارم كه دامبلدور يكهو پيداش بشه و بگه كه من نمردم...!!! ولي چيزي كه به نظرم توي كتاب خيلي مشكوكه اينه كه مرگ دامبلدور نبايد انقدر ساده مي بود.ما داريم در مورد بزرگترين جادوگر صحبت مي كنيم .مسلما اگر هم كسي تصور مي كرده كه دامبلدور بميره هيچ وقت همچين مرگي رو پيشبيني نمي كرده.خيلي الكي بود. در ضمن بارها تو همه ي كتاب ها اشاره شده كه دامبلدور كاملا از اوضاع اطرافش خبر داشته.و ما مي دونيم كه در حقيقت دامبلدور از نقشه ي مالفوي اطلاع داشته.پس چرا دقيقا همون شب كه هري هم بهش اطلاع داد كه مالفوي موفق شده رفت؟؟؟يعني مثلا نمي تونست تا فردا صبر كنه؟هوراكراكس كه فرار نمي كرد!!!! و اگر هم اون توي مدرسه مي موند قطعا خيلي از اين اتفاقات و مرگ خودش اتفاق نمي افتاد. نكته بعدي كه به نظرم بازم جاي تامل داره اينه كه همانطور كه گفتم دامبلدور نقشه مالفوي رو مي دونسته(در مورد كشتن خودش).از كجا؟قطعا از اسنيپ.ولي مگه اسنيپ بارها تو همون فصل 2 نگفته كه ما دستور داريم به كسي چيزي نگيم؟؟؟حالا اگر واقعا طرفدار لرد بوده و به دامبلدور خيانت كرده چرا صاف اين موضوع رو گذاشته كف دست دامبلدور؟قطعا نبايد همچين كاري مي كرد. پس به نظرم اين موضوع مرگ خيلي حساسه.از طرفي نمي شه فرض كرد كه اون مرده باشه و از طرفي هم نمي شه گفت كه تو جلد آخر بر مي گرده.......
من یک نظر الکی دیگه توی یه تاپیک مشابه دادم ولی اینجا هم می نویسم.(قایل توجه بلیز جان ، مخالف سرسخت) شاید اون کسی که پیمان ناگسستنی رو با نارسیسا بسته اسنیپ نبوده.منظورم همون بلایی است که سر مودی اومد. البته قبول دارم احمقانه است و با این فکر مجبورم به خیلی از عواقبش هم پاسخ بدم ولی شما هم روش یک فکر مختصر بکنید.
خب در مورد قول نا شکستنی باید عرض کنم ممکنه اسنیپ برای کمک کردن به مالفوی برای به وجود اوردن راهی برای ورود مرگخواران قول داده باشه!!!! کی گفته قول داده بوده که دامبل بکشه!!!