جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

44 کاربر(ها) آنلاین هستند (42 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
41 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخاب بهترین‌ها

هفتاد و هفتمین دوره‌ی ترین‌های سایت جادوگران برای انتخاب بهترین‌های فصل تابستان 1405، از 25 شهریور آغاز شده است و تا 28 شهریور ادامه خواهد داشت. از اعضای محترم سایت جادوگران تقاضا می‌شود تا با شرکت در عناوین زیر ما را در انتخاب هرچه بهتر اعضای شایسته‌ی این فصل یاری کنند.

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: دوشنبه 5 بهمن 1388 20:27
نمایش جزئیات
آفلاین
من برای تو میخونم
هنوز از اونور هاگوارتز
هرجای جادو که هستی
جادوگرانو نگه دار
تو نمیدونی عزیزم
حال خل وضعی ما رو
توی ذهن لردی بشمر تک تک حادثه ها رو....

هم شاگردی بخون با من
تو این جادوی بی مرز
لعنت به لردکیا
لعنت به زاغ سیا d
______________________________________________

ما میخواستیم از درختا
چوبدست جادو بسازیم
جادو کنیم تا بمونیم
پشت جانپیچ جون نبازیم
نفاق انگیز اونجا نبود
تا ببینیم که چه زشتیم...
رو درخت با نوک چوبدست
زنده باد درخت نوشتیم....
زنگ خوش ثدای هاگوارتز
واسمون زنگ خطر شد...
همه چوبای جنگل
دسته ی چوب چوبدست شد.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: دوشنبه 5 بهمن 1388 16:31
نمایش جزئیات
آفلاین
اهم اهم...
سلام منو ببخشید که نتونستم چند وقت تو سایت باشم.
تلفن خونمون قطع شده و حالا اومدم کافی نت که خبر بدم.
راستی به من خبر بدید تو این مدت چه اتفاقی افتاده؟؟؟!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: دوشنبه 5 بهمن 1388 12:27
نمایش جزئیات
آفلاین
امان از ریش دامبل


خوردست ز شر به ملت *ریشی *** همواره دراز و مهمل خیشی


سحری نبدی برای فردی *** که گرفتار گشته به پیچ ریشی


دوال بود ریش این *دوَنگ *** دریوزه شد کس که رفت سوی ریشی


هر گه که روی سوی جایی *** یا رو چرخانی به ولایی


بینی که روان است سوی آنجا *** این ریش کج معوج کذایی


ای محفلی بر کسی دلی بند *** تا نگویندت ملت که تباهی


چو مرگخواران لرد را باش مرید *** تا نگویندت که در بند ریشی


کس ندید رعب از *فر شاهد *** دیده ور شو تا ببینی این همای



توضیحات :

خیش : گاو آهن
دوال: تسمه ، کمر بند
دوَنگ: احمق
دریوزه: گدا
فر: [فرِه] فروغی ایزدی است که به دل هرکه بتابد از همگان برتری میابد و از پرتو همین فروغ است که به پادشاهی می رسد و در کمالات نفسانی و روحانی کامل می شود.
شاهد : زیباروی ،محبوب
همای : پرنده ی سعادت


*دونگ: استعاره از دامبل
* ریشی: استعاره از دامبل و ریشش (ایهام هم داره :دی)
* فر شاهد: استهاره از لرد کبیر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

خاطرات جادوگران...روز هاي اشتياق،ترس،فداكاري ها و ...
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 4 بهمن 1388 16:07
نمایش جزئیات
آفلاین
- لرد میوزیک تقدیم می کند :

- یوها ها ها ......... کروشیو.... آوادا کِ.. هاهاها ! وِر آر یو پاتر؟....یوهاهاها (افکتهای اول آهنگ) ديري ري ري ري ري رين ...


- قایم نمی کنم ازت وردی
اینو بدون خوشم نمیاد من بیردی( ریشو)
خوب سر تا پای منو کن وراندازی
بشناس منو بدون منم " ولدی "


چوبتو بده بدون تویی با من
بدون باید اطاعت کنی همیشه از من
اگه من دارم یه ارتش مرگخوار
واسه اینه که هستم مثه تو هدفدار


پس تو چوبتو بده به من
بیا مرگخوار شو هم تو مثه من
بیا که قلبت واسه من میکنه تاپ تاپ
که چند لحظه ی دیگه داخل آفتاب؟


تا نشده خسته حنجره ام
بیا با دامبی کنیم دست و پنجه نرم
بگو کیه که مسته بسته دستاتو؟
واسه بدخوام هستی تو شکنجه گر


حالا...


با تو بی تو دیگه کروشیو
اگه نیای تو مثه دامبل میشیو
پس تو چوبتو بده به من
بیا مرگخوار شو هم تو مثه من


دوباره

باتو بی تو دیگه کروشیو
اگه نیای تو مثه دامبل میشیو
پس تو چوبتو بده به من
بیا مرگخوار شو هم تو مثه من


ديري ري ري ري ري رين...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!

I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: شنبه 5 دی 1388 18:58
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدی کپک

یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیشکی نبود .
یه مردی بود که عقده داشت ، یه عقده ی صد ساله داشت .
دیوانه بود ، روانی بود ، احمق لنترانی بود .
کله کچل ، فاقد دماغ ، دارن از اون یک دل داغ .
مردم از اون آسی بودن ، به مرگ اون راضی بودن .
ترسو ها ازش می ترسیدن ، شجاعا بهش می خندیدن .
مرگخواراش همش می لرزیدن ، توی خودشون می گندیدن . ( گلاب به روتون )
یه عمر در به دری اومد ، یه موقع دردسری اومد ،
یه وقت هر خطری اومد ، تا که یه روزی پسری اومد ،
که اسم اون پاینده موند ، درسته ، پسری که زنده موند .
اسم اونم هری پاتر ، نترس بود از لرد قاطر .
جادوگران دارن به خاطر ، لرد رو جر داد مثل کاتر .
لرد ولدمورت وقتی که می خواست ، اونو بکشه ، یه سطل ماست ! ( سطل ماستو برای این نوشتم که قافیه پیدا نکردم ! )
دود شد و رفت و گم شد ، شرش از مردم کم شد .
همگی بگین : زنده باد هری پاتر ، زنده باد هری پاتر . . . حالا بیا وسط . . . دست ، دست ! قد و بالای تو رعنا رو بنازم ، شیکم گنده ی آقا رو بنازم . . .

..................................

ببخشید ، عذر می خوام ، آخرش جو گیر شدم .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"Only Raven"
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: پنجشنبه 21 آبان 1388 19:35
نمایش جزئیات
آفلاین
مرگخوار پرست !
الان عله اس ... يه زماني ببر بوده !
به چه هيبتي اين ببر از شرق تا غرب بوده !
مهد رول زدن از همين جاست !
تو يه مرگخوار ميخواي ... منم اينجام
من تنها نيستم ... مرگخوارا زيادن
اونا جام رو ميگيرن تو اعيانن ... زيادن !
اينجان هفتاد ميليون مرد و زن و بچه ان ( مرگخوار ها )
هواسشونه آوادا و ندزدن و پرچم
----------------------------------
دشمن مرگخوار بايد احمق باشه
چون اين تالار فدايي الحق داده !
اينا حقيقته ... محفلي افسانه اس !
نتيجه اش همين جنگ شش ساله اس ( از سال 82 تا الان )
رنگ سبز پرچم رنگ عشق ما
واسه اينه ... پيشكشه جونه ما !
------------------------------------
من اگه با يه پلاك بمونم زير خاك بهتر از اينه از ترس برم زير لاك
الان بهونشون كثرت مرگخوار شده ...
بگو چرا داري ساحره ي محفلي ، خودت ؟
جادوگران رو گرفتن ، پسر ... كشكي نيس
توي ترس شما كه ديگه شكي نيست !
-------------------------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: سه‌شنبه 19 آبان 1388 19:59
نمایش جزئیات
آفلاین
آی جادوگر گریه نکن
ما هممون مثل همیم.
صبا که از خواب پا میشیم...
جادو به لردک میزنیم.
یکی آمبریج میشه و
یکی میشه ارتش فروش
یکی آرتش ساز میشه
یکی میشه هاگوارتز به دوش( از هاگوارتز اخراج میشه==== هاگرید)
کهنه جادوی زندگی
تا شب رو چوبکای ماست.
گریه های پشت پاتیل
مث همیشه بی صداس
هر کسی هستی یه دفه
قد بکش از پشت جادو
از رو کتاب ورد حرف نزن
رها شو از بوم بارو( پشت بوم خونه ننه مالی)
...........................................................

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 17 آبان 1388 17:10
نمایش جزئیات
آفلاین
آروزي ديرينه

من همونم كه يه روز
ميخواستم لردي بشم
ميخواستم بزرگترين
لرد در دنيا بشم
اما يه روز كه نبود
اومد و از راه رسيد
كچل پير رو ميگم
بگو ميشناسيش يا كيــــــــــــــــــــ؟
من لرد دنيا بودم
ميخواستم سياه باشم
اما دامبل هم اومد
گفت بايد سفيد باشم
من گفتم برو بابا!
تو خودت هيچي نيستي
من از تو قوي ترم
برو حال كن و ببين

سوووووووووووووووووووووووووت جيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ داااااااااااااااااااااد
خواهش ميكنم تشويق نكنيد. من متعلق به همه ام.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1388 12:31
نمایش جزئیات
آفلاین
شعری در ستایش خودم :

دل میرود ز دستم صاحبدلان رووی را
ریون بیا که گودریک بیچاره کرده مارا !

از آتش طلسمت بر پای خود پریدم
ای وای از طلسمی کآتش زدست ما را

دل برده ای ز دستم ای دشمن الف دال
ای آمبریج ، عزیزم نام تو چون یونتابال

آن ساعتی که من هم جادوگران رولیدم
نام تو بود بعدش از من گرفته ای حال

ریونکلاو نژادم از یاد او نکاهم
مُهرش به نام من خورد تا اینچنین به بادم

دیگر شب است و من هم بر صندلی نشستم
در خلوت اتاقم مانند ولدی هستم

بلا ، دراکو ، ولدی ربطی به من ندارد
درب اتاق فیلچ را همچون پیوز شکستم ./

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!

I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 28 تیر 1388 14:10
نمایش جزئیات
آفلاین
زیر آوار ردا ها
دنباله خودت نگرد
تو هاگزمید و تو هاگوارتز
دنبال خودت نگرد.
گم نکن خودت رو تو دنیای تردید یه لرد
زیر آوار عصا ها
دنبال خودت نگرد
-------------------------------------------------

گاهی وقتا آینه هم دوروغ میگه
گاهی وقتا چوب تو مال تو نیس
گاهی حتی توی آینه خودتو
اشتباه میگیری با لردی دیگه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده