جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

28 کاربر(ها) آنلاین هستند (17 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
28 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[single]] اختلاف‌گاه تیم‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: پنجشنبه 18 خرداد 1385 04:06
نمایش جزئیات
آفلاین
آقا جون اصلا من میخوام اینجا با همه کل کل کنم رنگ و منگ و این حرفا سرم نمیشه
از همین جا اعلام میدارم بلر سگکش سگ میکشه فتیر
اعلام میدارم مسابقات از چند روز دیگه شروع میشه بعد ببینم کی جرات داره بیاد اینجا برا داورا وز وز و قد قد و هو هو و جیر جیر و قار قار کنه
اعلام میدارم هر کی با داورا در افتاد خیلی سریع ور افتاد
اعلام میدارم چون من نویسنده ی این پست هستم میتونم به هدویگ بگم باب به خودت میگی گنجشک تو حتی سوسک هم نیستی اوهوع به سوسک بی احترامی کردم پس دیگه نمیدونم بهت چی بگم تو حتی .... هم نیستی وای به .... هم توهین کردم از همه عذر میخوام
اعلام میدارم سریع این جک و جونورارو بندازید تو قفس
یارو مسئول حراست : چشم جناب پروفسور بینز
اعلام میدارم بچه ها میخوام یه صحنه ی جالب رو براتون تشریح کنم
یه جغد رو تصور کنین که میخواد یه نفر رو جادو کنه چوب جادو رو باید با نکش بگیره اونوقت چطوری میخواد ورد بخونه خودش هم نمیدونه حالا همین جغده رو تصور کنین بشینه رو چوب جارو چقدر قیافه ی با حالی پیدا میکنه حالا همین جغده رو هم تصور کنین کاپیتان یه تیمه و میخواد بازو بند کاپیتانی ببنده به بالش که بعد نمیتونه پرواز کنه با نک میره تو زمین حالا همین جغده رو تصور کنین که با یه سوسک ریخته رو هم و هی بهش اطلاعات میده حالا من نمیدونم یه جغد زبون یه سوسک رو از کجا میدونه حالا یه صحنه ی دیگه رو تصور کنین همین جغده مثلا میخواد با سوسکه صحبت کنه اون هی هو هو میکنه اون یکی هی جیر جیر میکنه آخر سر هر دو تاشون سر از سنت مانگو قسمت قفس در میارن . حالا نمیگم اسم این جغده هدویگه و اسمه سوسکه سوسکه!!
اعلام میدارم من زبون سوسکی رو بلد نیستم آخه خیلی سخته ولی صدای جیر جیرش رو شنیدم باید این هدویگ رو به عنوان دیلماج استخدام کنیم تا برامون ترجمه کنه
اعلام میدارم اون پست رو حتما ادامه میدم ولی بعدا
یک بار دیگه اعلام میدارم برا من هیچ تیمی فرق نمیکنه گریف اسلی فمن حذم یا غیره همتون به یک اندازه بی ارزشید
اعلام میدارم دیگه چی اعلام دارم؟
اعلام میدارم این تیم حذم دیگه چیه ؟ هر چی درب و داغونن اومدن عضو این تیم شدن دیگه کسی درب و داغون نبود بیاد تو این تیم عضو بشه ؟ باب یکی بیاد این تیم رو از درب و داغونی نجات بده چی ؟ نجات پیدا نمیکنه بیخودی تلاش نکنم ؟ چشم
دیگه فعلا اعلامی ندارم برید برا خودتون حال کنید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور بینز در 1385/3/18 4:09:34
[b][color=0000FF]بينز نام
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: چهارشنبه 17 خرداد 1385 19:46
نمایش جزئیات
آفلاین
ببینم این کیه داره جیک جیک میکنه...صداش ناموزونه...بدین موتورشو عوض کنند.
ببینم تو همون ققنوسی نبودی که وقتی داشتی پرواز میکردی به وسیله آتیش اژدهای سوسک پرات سوخت.و مجبور شدی مدتی بمونی تو سن مانگو تا پرات در بیان
ببینم ققنوس تو از حالت افسردگی خارج نشده ای .میگن از وقتی زنت مرد(نوش جان کوسه) کنج خونه (خونه که چه عرض کنم) نشستی و اون قدر گریه کردی که دور چشات سیاه شد ..
ببینم شما چرا تیمتون این شکلیه
ببینم اگه تو بال داری دیگه چرا سوار جارو میشی.جلل خالق به حق چیزای ندیده و نشنیده...
من نمیدونستم تیم شما نمیتونه گفته های منو هزم کنه وگرنه اینطور بهتون حال نمیدادم.
چون سدریک حالا حالا تو حالش خواهد موند.
بیینم چرا تو اینقدر میگن میگن انداختی...نکنه تو هم تکه کلامت اینه
بهتره بری ترک کنی
البته من تا حالا نشنیدم ققنوس ها هم ترک عادت میکنند یا نه
ببینم تو الان باید پیش همزادهات باشی اینجا چیکار میکنی کنار جادوگر ها
میگن اون موقعی که سوسک و حاجی باهم کل کل میکردن تو زیر پاهاشون داشتی کفشاشونو پاک میکردی(نوع دیگری از پاچه خواری)
----------------------------------------
برات نگه داشتم .ققنوس جان پس بزن نترس دارمت.


تیم دراگون حاضر است با تیم حزم تار کبود یک مسابقه دوستانه ترتیب بدهد. زمانشم .بهتره روز جمعه26 خرداد باشه تا همه بتونند بیان .نظرتون چیه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اوتو بگمن در 1385/3/17 19:59:06
فعلا با این حال میکنیم...


شخصیت جدید
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: چهارشنبه 17 خرداد 1385 19:11
نمایش جزئیات
آفلاین
چـــــــــــــــی کل کل با تیم ما بزنم نصفتون کنم...ما که اهل کل کل نیستیم ولی خفن اهل ضایع کردنیم...
اه...این سوسک اینجا چیکار می کنه؟!!این همون سوسک بید که ما بچه گی ها لهش می کردیم این همونه که با حاجی کل کل می کرد کم میاورد بعد ادعا می کرد این همونه که از سایت پرت شد بیرون ماااا...این همون بود که می گفتن دزدیدن...(سانسور)من ادامه نمی دم دیگه...

اِ ببین فرانک لانگ باتم کپیتانه...فرانک جان عزیزم درخواست 166263747 شما برای ناظر شدن بلاخره تایید شد یا رد؟

یه اوتو بگمن می گن با اوتو جمله بساز
میگه اوتوبوس کردم لبم سوخت...آخه اینم شد اسم...

به اوتو بگمن می گن با توبوس جمله بساز

میگه اون اوتو بوس نبود...آخه اینم شد اسم...

به اوتو بگمن می گن با مبیل جمله بساز
میگه اون اوتومبیل نبود...آخه اینم شد اسم...

خوب شد ما اسم جستجوگرمون رو گذاشتیم کور ممد که شما هم تقلید بکنین هااااا

آنیتا دامبلدور...یکی از هزار دامبلدور دیگه یک خز دیگه...ای بابا جمش کنین...هرکی می رسه علی بن دامبلدور و انیتا دامبلدور...نچ نچ نچ...

گیلدروی لاکهارت...زمانی که تو تیم شما در خواست می داده زمان جسوف بوده...جسوف یه چیزی مثل کسوف مثل خسوف...می گن ماه گرفتگی شده شده شده خسوف..
این گیلدی هم تو جسوف(جو گرفتگی) عضو تیم دراگون شد...

خوب شد رستوران گلدن دراگون(اژدها طلایی) رو زدن ما بفهمیم این اسم های خز چیست؟!!...البته تیم هم مثل همون رستوان خز می باشه ...
خسته شدم یه کم هم برای بعدتون نگه دارم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: چهارشنبه 17 خرداد 1385 18:50
نمایش جزئیات
آفلاین
لک لک با تیم...
وای ببخشید کل کل تیم سدی اینا با تیم ما اینا



اول صبر کنید میخوام یکمی خودمو بگیرم . گرفتم...د...د
بابا ول کن چرا منو گرفتی بابا ول تو کی هستی بابا یکی به داد ما برسه اه ول کن دیگه ول نمکنی
آواداکادورا... خوب لامثب انگار مثله سریش بود ول کن نبود.
بابا ما این قدر با حال بودیم که نمیدونستیم ،بابا طرفدارمن، الانه که از حال برم..
بابا سدی جان تیم ما کجا تیم شما کجا
اینو دریاب ماله تو هست
اونو بکشش:
کدوم رو ارباب
اون پسر درازه رو
اها ...آواداکادورا...
ناگهان نوری سبز رنگ از چوب جادویی مردی خارج شد و به...
انا ال...و انا علیه راجعون
خدا رحمتتتون کنه ... منکه یادم نبود شما شهید شده بودید. به همین خاطر به خودت تسلیت میگم .اون قسمت فیلم خیلی دردناک بود. خیلی خندیدم.
این هم برای سرژ هست
نه مرا نبرید... نه ... من بیگناهم... به مرلین قسم میخورم....سقلم را خواهم زد ... نه ... بابا از ته میزنم... بابا کمک من نمیخوام برن آزکابان ... کمک ...
چنین هست که دیوانه سازها سرژ را به آزکابان میبرند.
اینم برادر عزیز تر از خودش یعنی برادر حمیدمون

ببینم آخه بردار حمید ربطی به جادو و جادوگری داره یکی این ربطشو بگه شاید ما متوجه شدیم... میگند ... برادر حمید وقتی سوار جارو میشه اباشو باز میکنه و با اون خودشو میبنده به جاروش ...
میدونم میدونم چرا ایشون از ارتفاع میترسه...

اینم فقط به خاطر ققیه خودم
همین طور که دو ققنوس در در بالای دریا شنا میکردند ناگهان کوسه ی از درون آب پدیدار شد و دو ققنون را بلعید.
خدا رحمتشون کنه...اما شنیدم ققی خودش زنده مونده اما مثله اینکه دنیا وفا نداره چون خانومش رو کوسه خورده.
به همین خاطر تسلیت میگم.
ببینم این سرژتون چرا اینقدر خودکشی ناموفق تو پرونده اش هست خوب بابا بگید زیاد خودشو ناراحت نکنه میدیم بعد از مسابقه یکی از اژدها ها بخورندش.
------------------------------------------
سوسک من دلم نیومد این سدریک جونمون تو خماری بمونه ...بهش حال داد ،پس برو شاید تونستی این گفته های منو هزم کنی.نه اینکه اسمه تیموتون حزم تار کبوده گفتم شاید هزم کردنتون خیلی خوبه وگرنه این حرف رو نمیزدم.
راستی سوسک یکی از داورا رو از قلم انداختی...پرسی ویزلی ...اینو میزارم به اختیار تو ...ببینم چیکار میکنی...
--------
بابا سرژ من دیگه از تو انتظار نداشتم . نگفتم مگه بالا پستون بنویسید دارید با کدوم تیم یا شخص بخصوص کل کل میکنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اوتو بگمن در 1385/3/17 19:05:03
فعلا با این حال میکنیم...


شخصیت جدید
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: چهارشنبه 17 خرداد 1385 17:31
نمایش جزئیات
آفلاین
کل کل تیم فمن با تیم جواتها(البته اصلا مایل به اینکار نیستم)
خب خوشحالم از اینکه با تک تک اعضای تازه وارد جواتها اشنا شدم.البته یکی از اعضای محترمشون رو از قبل میشناختم که نباید از حق گذشت چند بار فرستادمشون سنت مانگو قسمت تازه واردین بی مهارت!چون نمیتونستند درست تعادلشون رو روی جارو حفظ کنن .بهمین خاطر از اون موقع عصبانی اند و کینه به دل گرفتند.میشه درک کرد که با دیدن قدرت تیم فمن هیجان زده بشن و بخوان کل کل کنن.ولی من باید از همینجا بهشون بگم:آقای ایگور حرص نخور برا کله ات که تو تمرین هدف چوبم قرار گرفت خوب نیست.(البته این توصیه دکتر سنت مانگو بود. )
نه تنهامن بلکه تمام فمنیهای قدرتمند نه علاقه ای به بازی با تیم دست چندمی مثل جواتها دارند و نه به کل کل کردن با چنین افرادی.فقط باید یادآور بشم بیان صف سبزی و .... تنها میتونه به دلیل عقده های شخصی سرکوب شده و خیالبافیهای مکرر شما جواتیان محترم باشه.
من از همین تاپیک به دوستان فمنی خودم اعلام میکنم اصلا نیازی به کل کل نیست.چون افراد مقابل باید قدرتی از خود نشون بدن تا لایق کل کل کردن با تیم همیشه پیروز فمن بشن.اگر جواتیان عزیز واقعا قدرتی دارید در مسابقات بعدی نشون بدین تا ما گوشه ای از این قدرت خیالی رو ببینیم. گرچه میدونم تمام حرفهاتون راجع به قدرت، امیدهای واهی و ساخته ذهن شماست.بهر حال قدرت ما دست کم برای یکی دو تیم ثابت شده اما شما هنوز در تشکیل تیمتون هم تردید دارید.
در ضمن هرتیمی حوصله کل کل داره بره تیمای هم رتبه اش رو انتخاب بکنه نه تیم بزرگی مثل فمن!
آقای سرژ محترم فکر نمیکنم خندیدن هم تقلید باشه وگرنه هر انسانی دقیقا داره از ادم و حوا تقلید میکنه.نوع نوشتن خنده هم وابسته به میزان خنده است.و احتمالا دیانا در اینجا خواسته یه خنده شیطانی رو نشون بده که فکر نمیکنم عیبی داشته باشه.در هر حال اگر شما هم دوست دارید کل کل کنید بسم الله!ولی به حرف نه، بلکه با عمل...تیم ما اماده مسابقه دادن با هر تیمیه.حالا میخواد خیلی معروف باشه یا میخواد مثل تیمهای شما دوستان باشه.
دوستان این تنها پستیه که من در اینجا میزنم.امیدوارم دیگه توهینی نبینم وگرنه مجبور به یه حمله میشم .چون واقعا خودم رو کنترل کردم.از شما هم میخوام چون ما مایل به کل انداختن با شما نیستیم تیم ما رو به این تاپیک نکشونین.
این اولین و اخرین اخطار منه....گرچه میدونم این کارهاتون طبیعیه.قدرت ،حسادت دیگران رو جلب میکنه.مخصوصا قدرت ساحره های اصیل زاده!

با احترام
A.M
استاد شیطان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایدی مالفوی در 1385/3/17 18:44:54
"صبحدم مرغ چمن با گل نو خاسته گفت...ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت"


[b][color=006600]"گل بخندید که از ر
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: چهارشنبه 17 خرداد 1385 17:07
نمایش جزئیات
آفلاین
این کل کل با شخص شخیص پرفسور بینز می باشد!

قبل از شروع حرفهای زیبایم به همه دشمنان آسلام و افراد آستاکبار دوست اعم از رقبا می گم که همتون خدایید و هیچ کس قویتر از شما توی کل کل تا حالا ندیدم!شما خیلی خفنید!به ما کوچولوها هم یه چیزی یاد بدید تو رو خدا!البته دوست عزیزمون سوسک از این قاعده مستثنی است چون جنبه تعریف کردن نداره.

به یه نکته خیلی جالب هم اشاره کنم که این تاپیک قرار بود رول داشته باشه و من بهترین رولی که توش دیدم 90 درصدش خاله بازی مطلق بود!
حرف اضافی بسه می ریم سر کل کل.

_____________________________________________________________

هدویگ با سرعت به سمت دفتر داورا می رفت.باید حساب بینز رو کف دستش می گذاشت.با خودش گفت:
_روح بی خاصیت!به من می گه ترسیدم!شیطونه میگه با نوک برم تو چشش!
هدویگ به دفتر می رسه و درشو محکم باز می کنه!
بینز که داشت جلوی میزش چرت می زد با صدای مهیبی که از کوبیده شدن در به دیوار ایجاد شد از جا پرید و کله پا روی هوا قرار گرفت!
_جمع کن خودتو پیرمرد.یعنی انقدر ترسناکم من؟!
_این وقت صبح اینجا چی کار می کنی گنجشک؟کی بهت اجازه داد بیای تو؟
بینز تکونی به خودش داد و خودشو کله پا کرد و صاف روی هوا ایستاد!چشمای نداشتشو(!) مالید و دوباره شروع به حرف زدن کرد:
_خوب آقای نوک قشنگ اینجا چی کار می کنی تو؟
_حال کردم اول صبحی بیام حالتو بگیرم!می بینم که داشتی طبق معمول می خوابیدی!تو کار دیگه بلد نیستی پیری؟
_همینه که هست!مشکلی داری برو تو تاپیک مشکلات بازیکنان مطرح کن تا ببینی بلرویچ چجوری حالتو می گیره!
_ای بابا!می بینم که هنوز داری پاچه بلر رو برای ناظر شدن می خارونی!باب باهوش اون خودش هیچکاره اس!باید بری مخ کوییرلو بزنی!
_خیلی بچه ای واسه فهمیدن این چیزا!پس فردا که ناظر شدم همه پستاتو پاک کردم می فهمی!
_زهی خیال باطل!باش تا صبح دولتت بدمد پیری!تو اگه تونستی یه پست منو پاک کنی من دیگه جغد نیستم!
_الانشم جغد نیستی بچه!گنجشک کوچولو فکر کردی کی هستی؟میزنم لهت می کنم کوچولو!
_ببین کی منو تهدید می کنه!!!یه روح بی خاصیت!مفت خور مطلق هاگوارتز!
بینز با حرفهای هدویگ از کوره در میره و به سمتش هجوم می بره.مشتش رو گره می کنه و به سمت صورت هدویگ می بره!
هدویگ بدون نگرانی سر جاش ایستاده و بینز رو نگاه می کنه!
مشت بینز هر لحظه به صورت هدویگ نزدیکتر می شه.ولی وقتی بهش می رسه از صورتش رد می شه و از پس کله اش بیرون میاد!
_هوهاهاهاها...هنوز واسه زدن من بچه ای!روح بی خاصیت!
_الان نشونت می دم!
بینز دفتر یادداشتشو از روی میز بر می داره و به سمت هدویگ پرت می کنه.ولی هدویگ جاخالی می ده و دفتر پشت سرش به دیوار برخورد می کنه!
هدویگ بر میگرده و در حالی که داره خنده ای تمسخر آمیز می کنه به دفتری که روی زمین افتاده نگاهی می اندازه!
ولی وقتی بر میگرده...بوووووووووووووووم!
جامدادی که بینز انداخته بود به صودتش برخورد می کنه...سر هدویگ گیج می ره و به زمین میفته!
بینز بالای سرش میاد و با خنده ای شیطانی می گه:
_نبینم دیگه با من در بیفتیا!
هدویگ که خیلی تعجب کرده بود می پرسه:
_ببینم تو مگه روح نیستی؟چجوری تونستی دفتر و جامدادی رو بندازی؟
_نیدونم!
این نامردیه!حالا که اینجوریه با نوک میام تو شکمت!
هدویگ با یه حرکت سریع بلند می شه و با نوک به شکم بینز برخورد می کنه!
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ...مامانی!
_مامانت تا الان مرده بیچاره!درد بکش!!!!!!!!
_ببینم مگه من روح نیستم؟تو چجوری به من خوردی؟
_مثل اینکه یادت رفته من نویسنده این رولم...پس هر کار دلم خواست می کنم.
ادامه دارد...
_______________________________________________________
پرفسور بینز جیگر که خاطرتو شدیدا می خوام این پست رو ادامه بده.خیلی امیدوارم مرام داشته باشی و نامردی نکنی!متعادل بنویس تا منم ادامه بدم!

در ضمن اگه توی این پست به پرفسور بینز توهینی شده صد درصد عمدی بوده و هیچگونه سهوی در کار نیست!من حال کردم به بینز توهین کنم!

یه نصیحت برای دوستانی دارم که اینجا کل کل می کنن!
عزیزان من!سعی کنید کسی یا تیمی رو برای کل کل انتخاب کنید که عقده برتر نشون دادن خودشو نداشته باشه و جنبه کل کل رو داشته باشه!امیدوارم منظورمو بفهمید!

با تشکر
هدویگ ، جغد کل کل دوست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: چهارشنبه 17 خرداد 1385 16:35
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
مو هاهاهاهاها ! ژوهاهاهاهاها


آبجي حاجي!! ژوهاهاها مينويسي يك كپي رايت هم بنويسي كنارش بد نيستا ..اخه اين صدا از اسد الله تانكيان(جدمو ميگم) بهم ارث رسيده...الان تن اون بد بخت تو قبر داره بندري ميزنه آخه آدم چنين چيز مقدسي رو بي هوا بدون حق كپي رايت مياره تو پست؟

اسم تيمت چيه؟، بخاطر اينكه حق كپي رايت رو رعايت نكردي واجب شد باهات كل كل كنم اونم در حد كل كل هاي السامور پارگات معروف ، ميدوني ديگه اين يارو السامور مغز تو كلش نيست ، گاهي وقت ها احساس ميكنم تناسخ رخ داده آخه منم....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سرژ تانكيان در 1385/3/17 16:52:29
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: چهارشنبه 17 خرداد 1385 15:57
نمایش جزئیات
آفلاین
مو هاهاهاهاها ! ژوهاهاهاهاها
من قصد توهین به کسی رو ندارم ولی یه چیزی بگم :ادریان شما اول بزار تعداد پستات دو رقمی بشه بعد بیا اینجا به قول سامانتا ابراز وجود کن ... آره داداش
با فمن در میوفتی ! مو هاهاهاهاها
بخور که گوارای وجودت ! ژوهاهاهاهاها
جوات جماعت جرات درافتادن با فمن رو نداره اونوقت تو ...
البته یه بار این جرات رو به خودشون دادن که اگه خوانده باشین می بینید همچین خوردن که کیک تو کله شون بی کشمش شده
آره داداش ...
دلایلی که شما فمن رو برای کل کل انتخاب کردین ایناست :
1- شما نه که تازه واردین نمیدونستین که با کی میخوایین در بیوفتین !
2- خواستین که قپی پیشه بچه جواتا بیاین که یعنی ما هم هستیم ... میتونیم با ساحره ها در بیوفتیم !
راستی یه چیزی کیدونی چرا هیچ تیمی حاضر نیست با ما بازی کنه ... چون جراتشو ندارن
__________________________________________________
ببخشید شما خودتون خواستین ما این طوری بگیم ! پس لطفا بهتون بر نخوره !
من اصلا توهین نکردم و البته بستگی به برداشت خودتون داره
و اگر هم ناراحت شدین تقصیر خودتونه چون شما کل کل با فمن رو آغاز کردین
با تشکر دیانا شاگرد شیطان !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
مهاجم یک تیم همیشه پیروز فمن
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: چهارشنبه 17 خرداد 1385 14:48
نمایش جزئیات
آفلاین
كل كل با تيم داورها
لرد بلوويليچ:
نقل قول:
- به من احترام بزارین !!! - به جون خودم من ناظر اینجام .

لرد بلوويليچ! آخخ گريه نكن كه من قبلم حساسه! دل بي رحمم به رحم مياد خب! آخه لرد احترام هم زوركي ميشده؟ نميشده ديگه! نه! جون ما التماس نكن راه نداره! نه! جون آقا التماس نكن ديگه قبلم داره به رحم مياد!

نقل قول:
چرا دارین همدیگرو می کنین؛ تو سوراخ !

نه! خب لرد اين حرف چه معني داره! برم لوت بدم! داريم توي سوراخ چي كار مي كنيم؟ استغفرالله! لرد از تو بعيد بود واقعا! ما غلط بكنيم بخوايم توي سوراخ يك كاري بكنيم! اگه ادامه بدي مجبور ميشم به مسئولين شكايت كنم شناسه ات رو ببندن!

نقل قول:
من خیلی قاطیما !!

خب اينكه مشخصه لرد! اگر حال و روز خوبي داشتين كه شما رو نميگذاشتن داور! تو تيم هاشون راتون مي دادن!

اون يكي داور ديگه، اون روحه ي كسل كننده رو ميگم!
به به! به به! پروفسور من عاشق اين قيافه ي روحتم! روح آدم رو به پرواز در مياره! اصلا لذت مي برم مي خوام باهت كل بندازم! حيف كه كسل كننده اي رو اعصاب آدم راه ميري!

نقل قول:
شخص مورد نظر رو به مسئول حراست مسابقه : هی یارو بیا این جک و جونرا رو ببر بنداز تو قفس
یارو مسئول حراست : چشم جناب پروفسور بینز

جناب پروفسور بينز! نه! خودت رو هم تحويل مي گيري ماشاء الله! همون بينز خالي هم از سرت زياده پروفسور! روح كسل كننده!
- در اين هنگام روح كسل كننده از خواب مي پرد! موقع بيرون آمدن از اتاق دستش را روي دستگيره جا ميگذارد! پايش را توي كفش پروفسور مك گونگال جا گذاشته و سرش را وقتي كه مي خواهد از دستشويي بيايد بيرون جا ميگذارد! خب پروفسور تقصير من چيه تو همه اش خودت رو اين ور اون ور جا ميگذاري! آخه آدم چقدر مشنگ باشه كه بدنش رو تو دفتر جا بگذاره روحش بره سر كلاس درس!

---
تيم سدريك اينا فعلا تو خماري كل كل بمونن! اگه حال داشتم تا شب جواب شون رو ميدم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پس از هجده سال حبس به سبب ارتکاب جرائم جنسی، به میان شما بازگشته‌ام...
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: چهارشنبه 17 خرداد 1385 14:11
نمایش جزئیات
آفلاین
آرشام پريد و آمد و گفت: فرار كنيد كه اين فمن آمد.....
ايدي بگفت: محاصرشون كنيد كه دگر صبرم به سر آمد!

ايگور بگفت: نزن بر ملاجم اي مري
گفتا كه از دسته تو شده ام دگر جري!

آدريان كه بود كاپيتان اين مشت جوات
اشتياه نكنيد كه اين نيست تيم بچه هاي لات....

آروم و سركش و گام به گام آمد كه از در رود كند فرار
ديانا يقه اش بگرفت و گفت: كجا داداش مي كشمت به دار

ديگر براي ما شاخ و شونه مي كشي؟
اين مشت را بخور كه فقط اندازه يه شيپيشي!

آرشام كه مي گرييد فرياد زد: بچه ها در
آدريان گفت: بدوييد مگر كه هستيد كر

آرشام زخم و زيلي دوييد به سنت مانگو
در همين هنگام سامانتا خنديد و پا انداخت جلوش، گفت : بددو

آدريان و ايگور و آرشام هي التماس
كه ببخشيد فقط ما گذاشتيم كلاس

به خدا جواتي كرديم همين و بس
ايدي گفت: خانم هاي محترم بس است خوردن يه فس

تيم جوات ويزارد لند شدند سخت پشيمان
براشان تجربه ايي شد كه ديگه ابراز نكنن وجودشان!

سامانتا بگفت اين شعر را
كه بگويد جوجه ها ديگه نشنوم جيك جيك ،آ آ آ آ آ آ آ !!!!!!!!!

__________________________________________________

فقط شعر بودا...سرودم بخنديم!!!!از بچه هاي جوات ويزاردلند تشكر ميكنم كه سوژه شعر دادن ولي بيت آخر نكته انحرافي داشت.........!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سامانتا ولدمورت در 1385/3/17 14:27:50
از دفتر خاطراتم :

از او می ترسم... گاه تصور می کنم با هیبتی عظیم در مقابل من ایستاده و م