و اما خود من هم فکر میکنم چند مورد سوتی پیدا کردم که البته اینها خیلی بزرگتر از حد یک سوتی هستند:
اول اینکه اسنیپ در کتاب پنجم نشون داد که کاملا طرف محفل هست چونکه به اعضای محفل خبر داد که بچه ها رفتند به وزارت سحر و جادو تا آنها بروند جون بچه ها رو نجات بدهند و اسنیپ با این کارش باعث شد که هم جون بچه ها رو نجات بده هم باعث بشه که همه بفهمند ولدمورت برگشته و هم اینکه یکی از مهمترین نقشه های ولدمورت رو خراب کنه خب این وقایع میتونه ثابت کنه که اسنیپ طرف دامبلدور هست ولی در کتاب ششم اسنیپ اول نشون میده که شخصیتس با گذشته فرق کرده و قول شرف میده و....بعدشم که یکدفعه میاد و ناگهان دامبلدور رو میکشه و نشون میده که طرف ولدمورت هستش (در واقع حمایت خودش از ولدمورت رو علنی میکنه) همان طور که دیدی این دو رویداد در متن بالا کاملا مغایر هم هستند
و حالا به این قسمت توجه کنید:
در کتاب پنجم دامبلدور به هری گفت اون شخص جاسوس(اسنیپ)بعد از شنیدن قسمت اول پیشگویی از کافه بیرون شده پس یعنی قسمت دوم پیشگویی رو نشنیده ولی در کتاب ششم نوشته:(جمله عین جمله کتاب.زمانی که تریلانی داشت در مورد دخالت اسنیپ در بین جلسه مصاحبه با هری حرف میزد)
در آن لحظه هری برای اولین بار با دقت به او توجه کرد زیرا میدانست بعد از آن چه اتفاقی افتاده است پروفسور تریلانی چیزی را پیشگویی کرده بود که به کلی مسیر زندگی هری را تغییر داده بود درباره ی هری و ولدمورت پیشگویی کرده بود
_...ولی بعدش سیوروس اسنیپ در کمال گستاخی مصاحبمون رو متوقف کرد!
خب این عین جمله کتاب هست و در آن به طور غیر مستقیم گفته که اسنیپ بعد از شنیدن پیشگویی وارد اتاق شده چون که تریلانی هنگام پیشگویی کردن که متوجه چیزی نمیشه پس مسلما وقتی که دیده اسنیپ در درون اتاق هست و صاحب کافه او را در هنگام جاسوسی کردن گرفته یعنی اینکه بعد پیشگویی وارد اتاق شده پس در نتیجه میشه گفت که اسنیپ تمام پیشگویی رو شنیده (هم قسمت اول و هم قسمت دوم پیشگویی رو شنیده)و این کاملا خلاف قضیه است که دامبلدور در کتاب پنجم بهش اشاره کرد
به نظر من این دو قسمت به جز اینکه سوتی هایی از طرف رولینگ هستند بلکه بیانگر چند قضیه دیگه هم هستن اول از همه که من فکر میکنم هر دوی این سوتی ها به یک دلیل به وجود آمدن و دوم اینکه من فکر میکنم که این دو سوتی با هم ارتباط مستقیم دارند من در این مورد یک نظریه دارم البته شاید غلط باشه ولی حالا میگم چون فکر میکنم درسته:
به نظر من رولینگ همیشه در نظرش این بوده که اسنیپ یک شخصیت خوبه و وفادار به دامبلدور و عضو محفل و تا آخر کتاب محفل ققنوس هم همین نظر رو داشته ولی وقتی میخواسته کتاب ششم رو بنویسه ناگهان تغییر عقیده داده و خواسته که یک کاری کنه که نشون بده اسنیپ هیچ وقت طرف دامبلدور نبوده و همیشه طرف ولدمورت بوده و در نتیجه تغییراتی در کتاب ششم پدید آورده ولی چون که یک ذره ناشیانه عمل کرده باعث به وجود آمدن چنین اشکالاتی شده اگر شما یکبار دیگه از نوع متن های بالا را به دقت بخونید میبینید که همه این نوشته ها به اسنیپ ربط دارند
لطفا در این مورد نظر بدهید فقط لطفا فحش ندید قلبم ضعیفه
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

:
و هري وارد خانه ي اسلاگهورن ميشوند روي ديوار خوني قرمز ميبينند كه بعد اسلاگهورن ميگه كه خون اژدها بيده :

پس نبايد از اين حرفا تويه كتاب داشته باشيم.