جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  103 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  115 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  244 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  158 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  191 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: ورزشگاه نقش جهان (در حال تعمیر!)
ارسال شده در: جمعه 17 مرداد 1393 20:09
نمایش جزئیات
آفلاین
کیو.سی.ارزشی


Vs.


ترنسیلوانیا


پست یکم!


- اِلای بُپُِکی... ینی چی ورزشگاه در دست تعمیرِه‌س؟

تدی، خشمگین، جفت دستای مشت کرده‌اش رو روی میز مدیریت ماندانگاس فلچر، شعبه ی وزارت ورزش و جوانان کوبید و با چشمانی که ازشون آتیش می‌بارید، منتظر جواب ایستاد.

- تو چرا لهجه‌ت عوض شده تدی جان؟ اصلا مگه دست منه؟ مگه من به کارگراشون گفتم بعد از سه ماه یادشون بیاد حقوقشون عقب افتاده و اعتصاب کنن؟

تدی روی صندلی وا رفت; همه ی نقشه‌هاش نقش بر آب شده بود.. صدای سیاوش تو گوشش پخش میشد که میخوند:

آخر اون همه لبخند و سرود/ دست پر حسادت زمونه بود

- الان جواب سیا رو چی بدم؟ جواب تیم رو چی بدم؟ جواب هوادارا رو چی بدم که از یه ماه پیش دارن کوچه‌ها رو آب پاشی میکنن واسمون.. وااااای... جواب جیمزو چی بدم؟

فلاش بک

- قدم سر چِشِ ما میذارین آقای لوپین. افتخاریه‌س واسمون که ورزشگاه نقش جهونو بازی شوما و ترانسیلوانیا افتتاح کُنهِ‌س. این دعوت‌نامه شهردار اصفهونه‌س، چن روز زود تشریف بیارین پیشی ما هم مهمون نوازی اصفهونیا رو نیشونیتون بدیم، هم ببینین اگه به اینجا میگِن نصفه جهون، دارِن فروتنی نیشون میدن، اینجا همه‌ی جهونه‌س.

تدی به صورت نماینده‌ی شهرداری اصفهان که با برگزاری بازی تو ورزشگاه تازه تاسیس نقش جهان موافقت کرده بود، لبخند زد.

- حتمنی مزاحم شوما میشیم حج آقا. شهر قشنگتون همه جا زبونزده‌س. خدافس!

وقتی کله‌‌ی نماینده‌ی شهردار بین شعله‌های شومینه ناپدید شد، تدی هم بلند شد و به طرف اعضای تیم برگشت که همه به حالت نگاش میکردن.

- باز چتون شده‌س؟

ویولت که داشت یه لیوان آب‌قند دست خانم رولینگ می‌داد، گفت:

- تو چرا لهجه‌ات عوض شده؟ خب جو پس افتاد! هی تو حرف میزدی، این بال بال میزد که این چرا لهجه داره؟ ایفای نقشش چرا انقدر بوقه؟ کی این بلا رو سر تدی من آورده؟
-

- تدی من؟

هم‌زمان جیمز و ویکی به سمت رولینگ حمله کردن، یکیشون لیوان آبو از زیر دستش پرت کرد اونور و اون یکی ویولتو هول داد و با هر ضربه ی یویو بهش یادآوری کرد:

- اون تدی تو نیست... اون تدی تو نیست... تدی تو نیست... نیست.. نیست
- بچه‌ها.... بچه‌ها... بسه! آها... ببینین! دیگه لهجه ندارم. خوشحال شدی خانم ...

و با دیدن نگاه برادر و نومزدش! جمله‌ش رو اصلاح کرد.

- ... خانم‌ها؟ آقایون؟

- آقو به نظر بنده هم خیلی خوبه که تدی انقدر قشنگ با لهجه‌ی محلی حرف میزنه، تاثیر داره. اتفاقا من یاد یه خاطره‌ای افتادم که یه جایی با لهجه محلی حرف نزدم..

- خف بمیر بابا!

و آقای همساده با اردنگی ویولت از کادر خارج شد.

- باور کنین به اون بدی هم نیست!
-الکی میگه! تصویر تغییر اندازه داده شده


تدی چپ چپ به باباپنجعلی نگاه کرد ولی به احترام ریش سفیدش چیزی نگفت و چراغا رو خاموش کرد. مسئول نور یک لحظه جوگیر شد و خواست نورافکن رو بندازه روی سیاوش که شروع به خوندن کنه که به دو دلیل بی‌خیالش شد، دلیل اول که پر واضحه نورافکن طبیعی بودن سر سیاوشه ولی دلیل دوم، تدی بود که دستگاه نمایش اسلاید جادویی رو روشن کرده بود تا برنامه‌ی سفر رو ارائه بده... ظاهرا خبری از کنسرت نبود!

- من میخوام از امکانات این شهر هم واسه سیاحت استفاده کنیم، هم ریاضت! مثلا اینو ببینین... بهش میگن چهل ستون.. تمرین پاسکاری بین ستوناش از مهم‌ترین برنامه‌هامونه. بله جیمز؟
- اینکه ۲۰ تا ستونه استاد ریاضیات جادویی!
- نخیرم، اینم مثل توئه.. نصفش زیر زمینه! همین برنامه رو تو سی و سه پل هم داریم. یه تمرینم مخصوص ضربه‌زنا داریم که باید با بلاجر این بنا رو که اسمش منارجنبونه، بجنبونن، ولی طوری که رو سر ملت خراب نشه. اینم که رودخونه معروفشه، زاینده رود..
- برم اونجا بشینم، در کنار زاینده رود... بخونم از ته دل، ترانه و شعر و سرود... همم؟ نگاهی میکنی ما را؟

ویکی لوموس گویان، نور رو به طرف سیاوش گرفت و سر تاپاش رو ورانداز کرد. بالاخره label سیا رو پیدا کرد. بعد از مکث کوتاهی، آهی کشید و گفت:

- باید از اول حدس می‌زدیم جنسش تقلبیه! ایناهاش.. اینجا نوشته made in china!

و به این ترتیب معمای پارازیت‌های گاه و بیگاه مهاجم کچل کیو.سی. که گاهی معین میخوند، گاهی شادمهر و حتی در رول ‌های ثبت نشده.. ساسی مانکن حل شد.

- داشتم میگفتم، زاینده رود بهترین فرصت واسه آقای بلوپ جیمزه!

جیمز توجهش به موضوع جلب شد.

- ادامه بده تدی!
- من شنیدم اصلا اسمش به خاطر این زاینده روده که تنها رودیه که به نهنگا قدرت زایندگی! میده.
- زودتر بریم! تصویر تغییر اندازه داده شده


پایان فلاش بک

- متاسفم تدی! راستش لودو خیلی راحت‌تر از تو با این قضیه برخورد کرد و اتفاقا از ورزشگاه جایگزین خیلیم خوشش اومد.
- ورزشگاه جایگزین؟
- بهت نگفتم مگه؟ هوومم.. انگار نگفتم.. انقدر فلاش بک طولانی بود، دیالوگام یادم رفت. با وقت کمی که داریم و اینکه یه روز بیشتر به بازی نمونده، زمین کوئیدیچ هاگوارتز رو با کلی التماس از مدیرش کرایه کردیم.

تدی یک لحظه انگار خواست چیزی بگه ولی یک مرتبه دوزاریش افتاد:

- مدیرش که خودتی، مرد حسابی!
- راست میگیا... اصلا حواسم نبود. :grin: بهر حال بازی تو هاگه. دست تیمتو بگیر بیار تو اتاق رمزتازها که جا نمونین.
- رمزتاز چرا؟ خب آپارات می‌کنیم.

ماندانگاس این‌بار بلند شد و رو در روی تدی ایستاد، به نظر عصبانی و خسته می‌رسید، میشد حدس زد که همین بحث‌ها رو با لودو هم داشته، بهر حال هر روز اتفاق نمیفته که کاسه‌ صبر دست‌کج معروف رو سرریز ببینیم.

- ببین، میدونی چقدر واسه این رمزتازها هزینه کردم که همه به موقع به بازی برسین؟ میدونی چقدر هماهنگیش سخته؟ چقدر پول دادم به ممد قلی..میشناسیش که.. فوق تخصص رمزتازشناسی وزارته .. که اینا رو دوباره تنظیم کنه؟ میدونی چقدر به وزارتخونه رشوه دادم؟
- ولی وزارتخونه هم که دست خودته!

دانگ یک لحظه جا خورد، چند لحظه فکر کرد و بعد خنده‌ی عصبی سرداد.

- راست میگیا تدی! بهر حال... بار و بندیل و تیمتو جم کن... اگه میخوای آپارات کنین، مشکلی نیست ولی یادت باشه هاگوارتز منطقه ی آپارات ممنوعه.

و انصافا این یکی رو دیگه راست میگفت. کیو.سی.ارزشی باید به هرچه زودتر آماده‌ی پرواز با رمزتاز به مقصد جدیدی میشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: ورزشگاه نقش جهان (در حال تعمیر!)
ارسال شده در: جمعه 17 مرداد 1393 08:43
نمایش جزئیات
آفلاین

ترنسیلوانیاVs.کیوسی ارزشی
پست اول


خورشید رفته رفته به خط افق نزدیک میشد ... البته کسی نمیدانست چرا از سمت مشرق! برخی کارشناسان هواشناسی و محققان اعتقاد داشتند در شرق نذری پخش میشد و کمال همنشین بر خورشید که چند صباحی در آسمان اصفهان اسکان داشت اثر کرده بود و نتیجتا از چیز مفتکی نمیگذشت! باری به هر جهت ...

- با پاپیون سیاه بازی نداری آقا بیخود لفظ قلنبه سلنبه نیا نمیتونی باش جناس بسازی!

تماشاگران زیادی به امید این که به مناسبت افتتاحیه ورزشگاه نقش جهان شیرینی یا شربتی پخش شود خودشان را به آن جا رسانده بودند و البته نه شناختی از دو تیم داشتند و نه از کوییدیچ! نتیجتا نه خبری از پلاکارد در بین آن ها بود و نه کسی شعار میداد و تشویق میکرد .... یک سوت ناقابل مفت هم نمیزدند لامصّب ها! با تمام این ها آدمی به امید زنده است و این امید باعث شده بود تماشاگران توجهی به ابر های سیاهی که برفراز ورزشگاه تجمع کرده بودند نداشته باشند و سر جایشان میخ شوند. ظاهرا آسمان آبستن نزولات زیادی بود، درست مانند بازی که آبستن حوادث غیر منتظره ...

- لیلا آبستــنــــه؟ تصویر تغییر اندازه داده شده

تد ریموس لوپین و ویکتوریا ویزلی دوان دوان از رختکن آمدند بیرون و بابا پنجعلی را بلند کرده و به داخل برگرداندند. در رختکن جیمز سیریوس پاتر؛ کاپیتان تیم، مشغول گوشزد کردن آخرین نکات به بازیکنانش بود.

- همساده! من هر سه تا مهاجمشون رو آنالیز کردم، خطرناک ترین مهاجمشون دافه که خیلی ریزنقشه و تو پرواز های سریع از توپ قابل تشخیص نیست ... دقت کن که وقتی خودش و توپ رو با هم پرتاب میکنه از روی رنگ سیاهش تشخیصش بدی و فریب نخوری ... ویلیام هم بازیکن بدی نیست اما اگه بتونی یه توپش رو با حرکت نمایشی دفع کنی روحیه شو از دست میده و آپست میشه و بازی رو رها میکنه! میمونه گلرت که از جلو خطر چندانی نداره ... اما سعی کن از پشت بهت نزدیک نشه. :worry:

- هـــــا کاکو حواسم هست ... گفتی از پشت یاد یک خاطره ای افتادم اتفاقا! مرحوم پدر ما یک بار ...

- بزار برای بعد خاطره رو ویولت و پنجعلی ... پنجعلی! پدر جان؟ با همین کت و شلوار قهوه ای میخوای بازی کنی؟ لباستو عوض کن باب!

- زشته جلو بچه ها!

- برو اون پشت عوض کن ما قول میدیم نیایم اون طرف! چی میگفتم؟ ها! شما دو تا اول از همه که سعی کنید هیچ بلاجری سمت گراوپ نفرستید وگرنه آخرین بلاجریه که در طول عمرتون میزنید! زدن آماندا هم خطر گاز گرفتگی داره، زدن لودو هم خطر بلاک! دافنه هم که با اون ابعادش عملا نمیشه هدف گرفتش، حسن مصطفا هم شنیدم قالیچه پرنده اش دفع بلاجر اتومات داره ... گلرت رو میتونید بزنید اما فقط از جلو آپ ست تنها گزینه اس! اگه بلاجر بخوره روحیه شو از دست میده و آپست میشه و بازی رو رها میکنه! همون آپست رو بزنید فقط

- لازم نی چیزی به من گوشزد کنی جیمز! حاجیت همه رو میزنه کسیم نمیتونه بش بگه بالا چشت ابروئه.

- از ما گفتن بود! خود دانی ... تد و ویکی، خواهشا توی زمین از روش های تنفس از طریق گوش استفاده نکنید اصلا شما چپ و راست حرکت کنید استاد قمیشی مهاجم وسط باشه. استاد شما در طول بازی بین این دو تا پرواز کنید؛ فقط سعی کنید له نشید

- بین تو و تو ... فاصله غوغا میکنه

- این مال خودتون نبودا بدلتون بود خوب میرسیم به یارگیری من تو من ...

- زشته جلو بچه ها!

- میگفتم! حالت ایده آل اینه که ویکی با گلرت من تو من کنه تا خطری تهدیدش نکنه و غیرت تد هم تحریک نشه، تد با داف، استاد شما هم با آپ ست من تو من کنید ... چن تا کار غمگین واسش اجرا کنید فاز دپ ورمیداره بازی رو رها میکنه! باید وقتی توپ دست ما نیست بچسبین به بازیکنایی که گفتم ...

- میگم زشته جلو بچه ها! بخوابونم دهنت؟

- با رعایت فاصله بچسبین خوب بچسبین و سعی کنید بزنیدشون ... ضمنا فراموش نکنید که کیوسی هرگز بازی جوانمردانه رو فراموش نمیکنه! هرکیو زدین ناکار کردین یا از جارو پرتش کردین ازش عذرخواهی کنید و یک گل سرخ بهش تقدیم کنید.

پنجعلی بالاخره لباس کوییدیچ به تن کرد و به سایر هم تیمی هایش پیوست. جیمز روی یک صندلی ایستاده بود و سخنرانی میکرد ... تد و ویکی گوشه ی تاریکی از رختکن ایستاده بودند و به طور واضح مشخص نبودند! همساده به یاد خاطره ی مرحوم پدرش کف رختکن افتاده بود و ریسه میرفت، قمیشی برای خودش آواز میخواند و ویولت تنها کسی بود که به جیمز گوش میداد ...

- هی بچه ها! حرفام تموم شدا! جاروهاتونو بردارید و ...

- تمرین تبر کنیم با خودمون؟

- ولدمورتـــه؟ تصویر تغییر اندازه داده شده

- نه پدر جان ... درسته از سرش نور میتابه ولی دماغ داره!

- تمرین تبر نکنید بشینید روش!

- زشته جلو بچه ها!

تد به همراه ویکی که ریملش پاک شده بود از سایه خارج شدند و به بقیه پیوستند. همگی سوار جارو های متحد الشکلشان که لوگوی تیم رویش نقش بسته بود شدند تا از رختکن خارج شوند ... البته همه به جز یک نفر!

- پدر جان شما چرا نمیای؟!

- ناهار نخردمه!

- خوردی پدر جان جای همه ما هم خوردی

- اَره؟!

- آره! عسل با نون ... عسل بی نون ... عسل کیک ... به من چیزی نرسید دوباره!

- حالا بریم؟

- نــــا ... لیلا حاضر نشده!

- باوبزرگ خو بگو حاضر شه دیه معطلیم ... خودم تنش کنم؟

- نــا ... لباس کوییدیچ چسبونه!

-


استدیو برنامه دویست و یک، چهار


- در ادامه چند مورد از پیش بینی های این بازی توسط موجودات جادویی رو آماده کردیم براتون! ببینید.

تصویر دو پرچم با لوگو دو تیم را نمایش میداد در یک اتاق خالی ...

- خوب این تسترال پیشگوئه ... البته چون دوربین ما تا حالا از صحنه مرگ فیلم برداری نکرده تصویر تسترال رو هم ضبط نکرده و مشخص نیست کدوم تیم رو انتخاب کرده

تصویر عوض شد و همان دو پرچم را در منظره ای از کوهستان نشان داد ...

- این بار غول غار نشین پیشگو قراره برنده رو مشخص کنه.

یک جفت پای غول آسا پرید وسط صحنه و هر دو پرچم را له کرد!

- ایشون نظرش به مساوی نزدیک تره! فقط یکم خشن اعلام کرد.

دو پرچم این بار در دل یک جنگل انبوه قرار داشتند.

- خوب این یکی دیگه ردخور نداره! شک ندارم همه تون منتظرین ببینید سنتور پیشگو کدوم تیم رو انتخاب میکنه و تمام گالیون هاتون رو روش شرط ببندین!

علی سنتوری آمد وسط تصویر و نیم نگاهی به هر یک از دو پرچم انداخت و شروع به صحبت کرد:

- دانش پیشگویی ما سنتور ها بسیار فراتر از چیز های پیش پا افتاده و بی ارزشی مثل یه بازی کوییدیچه! من نظری ندارم و ضمنا به نشانه اعتراض دوربینتون رو منهدم میکنم!

سنتور کمانش را در دست گرفت و تیری در آن قرار داد. جمله "صحنه های هولناک ... وزغ ها نگاه نکنند!" زیرنویس شد و سنتور نیز وسط تصویر را با تیر زد.

- بسه آقا نمیخواد! الان اژدهائه هم میزنه جفت پرچما رو با دوربین و فیلمبردارش و متعلقات آتیش میزنه دیگه از پیش بینی ها میگذریم و میریم به ارتباط مستقیمی که با ورزشگاه نقش جهان برقرار شده ...


نقش جهان


خورشید بالاخره به خط افق رسیده بود و ذره ذره پشت آن پنهان میشد. تمامی تماشاگران سکو هایشان را رها کرده و مقابل دوربین و پشت سر مسئول بهره برداری پروژه استادیوم نقش جهان جمع شده بودند. مسئول مربوطه قیچی به دست آماده بریدن روبان و افتتاح رسمی ورزشگاه بود که گزارشگری از ناکجا آباد مقابلش نازل شد ... کاش هیچ وقت نازل نمیشد!

- سلام میکنم به شما بینندگان عزیز ... در خدمت شما هستم با گزارش مستقیم از افتتاح ورزشگاه نقش جهان. جناب آقای ککه آبادی! یک توضیحی در مورد تاریخچه ساخت ورزشگاه و مراسم افتتاح میدین؟

- بنده هم سلام عرض میکونم خدمت شما و بینندگاندون! پروژه ورزشگاهی نقش جهان دقیقا مشخص نیست کی آغاز شدس اما در کتابی تاریخی بیهقی اومدس که شاه مسعود غزنوی در یکی از سفرهاش از این پروژه دیدن کردِس! ینی حداقل قدمت این ورزشگاه برمیگردد به زمانی غزنویان، حدود 69 بار تا حالا بازسازی شدس اما این اولین افتتاحشس که به لطف مرلین در دوره ماس ... ما هم تصمیم گرفتیم این ورزشگاها همزمان با بازی دو تا تیم ریشه داری کوییدیچ افتتاحش کونیم که به محض افتتاح اولین بازیم توش برگزار شِد و کسی نگد که این افتتاح سوریس.

بازیکنان دو تیم در حال ورود به زمین بودند.

- غروب همیشه واسه من ... نشونی از تو بوده

یکی از تماشاگر نماها همان ابتدا ترقه ای پرتاب کرد بین بازیکنان ...

- نقی نقی در انّه! اما قهرمان در انّه

- تصور کن یه شهری رو ... که توش تماشاگر نما یه افسانه اس

گراوپ که به دلیل ارتفاع زیاد گوش هایش از سطح زمین و همچنین ترافیک سنگین در سلول های عصبی و نورون هایش با اندکی تاخیر متوجه صدای ترکیدن ترقه شده بود، با وحشت از جا پرید و وقتی فرود آمد تمام سکوهای ورزشگاه فرو ریخت ...

- خوب حالا هم که بازیکونا وارد زمین شدن من با اجازدون روبانا ببرم تا ... هــــــــــولی شـــــــت

به این ترتیب نقش جهان باز هم افتتاح نشد و مسئول مربوطه فلنگ را بست و تماشاگران که فهمیدند شیرینی احتمالی به لقاء الله پیوسته نیز همگی استادیوم بدون سکو را ترک کردند تا بازی بدون تماشاگر برگزار شود.

- آاااااااا ورزشگاه خراب شد ... اینم از بخت سیاه و شور مائه آقو.

بازیکنان دو تیم سورا جارو ها شده و در پست خودشان مستقر شدند تا سوت آغاز بازی زده شود. لودو در چشم های پنجعلی خیره شد و طوری که کسی نفهمد چشمک ریزی زد ... پنجعلی بدون عکس العملی به روبرو خیره ماند! لودو طوری که توجه بازیکنان اطراف را جلب میکرد چشمک نه چندان ریزی زد و گردنش را هم به راست خم کرد ... پنجعلی علائم حیاطی را نیز نشان نمیداد! ماندانگاس بلاجر ها را رها کرد. لودو طوری که کل ورزشگاه، ناظر بازی، بازیکنان دو تیم، دوربین ها و تماشاگران تلویزیونی متوجه شوند دو دستش را بالا برد و برای پنجعلی تکان داد و یک سوت بلبلی هم زد!

- خودیـــــه؟!

پنجعلی چماغ را بالا برد و زارپ! با بلاجر گذاشت وسط شکم لودو. ماندانگاس کوافل را نیز رها کرد و قمیشی بلافاصله آن را تصاحب کرد. آماندا در اقدامی تلافی جویانه پیش از این که قمیشی به جلو پرواز کند یا توپ را پاس دهد بلاجر دیگری را سمت او پرتاب کرد ...

- بلاجر هر تنگ غروب ... تو چیز من میکوبه! لامروّتا رحم کنید ... واسم چیزی نمونده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لودو بگمن در 1393/5/18 19:10:19
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: ورزشگاه نقش جهان (در حال تعمیر!)
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 مرداد 1393 17:51
نمایش جزئیات
آفلاین
هفته دوم مسابقات کوییديچ


ترنسیلوانیا - کیو.سی.ارزشی

زمان: از ساعت 18:00 روز 14 مرداد ماه - 18:00 روز 19 مرداد ماه

* قبل از شروع مسابقه قوانین را به دقت مطالعه کنید.
* با عرض پوزش، با توجه به تأخیری که در اعلام شروع بازی از جانب رئیس فدراسیون کوییدیچ اتفاق افتاده، ساعت بازی ها تغییر کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ورزشگاه نقش جهان (در حال تعمیر!) (تیم برتوانا)
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 مرداد 1393 17:45
نمایش جزئیات
آفلاین
ورزشگاهی باستانی و همواره در حال تعمیر، شامل انواع نقش های جهان!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1398/4/30 2:03:36
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/7/16 23:00:25
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 18:53:03