رزمرتا:از کی تا حالا قورباغه ها میان کافه؟
رودولف:بچه ها این قورباغه به نظرتون زیادی بزرگ نیست؟
سیبل تریلانی در رو پشت سرش میبنده و برای اینکه ملت متوجه بشن اون سیبل تریلانیه نه قوربافه موهای وزوزیشو از جلو صورتش کنار میزنه و تا اینکار رو میکنه ملت ناخودآگاه با انزجار یک قدم عقب میرن.سیبل تریلانی با عصبانیت نگاهی با گوشه چشمش به بقیه میندازه و یه گوشه میشینه
بلاتریکس در حالیکه به شدت سعی میکنه جلو بالا آوردنشو بگیره میگه:
- کی این قورباغه پیر رو تو گروه اصیل ما راه داد؟
ملت به خوردن و ریخت و پاش ادامه میدن که ناگهان کافه با صدای دورگه و خطرناک سیبل تریلانی میلرزه:
- اوووووووووووووووووووه...آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه...ماااااااااااااااااااا
ملت:چی شد؟
سیبل:اوووو...میبینم...میبینم...دیدمش...دیدم...دیدم...بلاتروف همه چیز رو بهم گفت...اوووووو...آآآآآآآ...ماااااا
(بلاتروف اسم چشم درون سیبل تریلانیه مخفف بلاتریکس و رودولفه)
ایوان:خب چی بهت گفت چشم درونت؟
سیبل سرش رو به آرومی بلند میکنه و با تاسف به اسکاور زل میزنه
- آه فرزندم....فرزند بیچاره من
اسکاور:خب جون بکن دیگه...چی شده؟
سیبل:راستشو بخوای یکم قبل داشتم به آینده نزدیک نگاه میکردم ولی میدونی چی دیدم؟
- چی دیدی؟
- تو رو بی دماغ دیدم....و در کمال افتخار باید بگم که دماغت رو صورت لرد سیاه بود...متاسفم ولی لرد سیاه دماغتو خیلی پسندیده
- چـــــــــــــــــــــی؟میشه بگی این آینده چقدر نزدیک بود؟
سیبل:هوم...اونقدر نزدیک که تا چند دقیقه دیگه در باز میشه و دماغ تو به فنا میپیونده
رزمرتا:گوش نده به حرفش اسکاور....حرفای این قورباغه پیر کی درست از آب در اومده که بار دومش باشه؟
بلا:
...لرد من لایق قشنگترین دماغاس...حیف اون صورت زیبای مثل ماه لرد من نیست دماغ این اسکاور شبه وزغ روش باشه؟در همین لحظه در کافه باز میشه و قدم های لرد سیاه کافه رو به لرزه در میاره...لرد رداشو از روی صورتش کنار میزنه و یک لبخند به اسکاور میزنه....اسکاور پس می افته و....
نقد اسکاور: بی تردید سوژه های نابی رو استفاده میکنی...مخصوصا اینکه در حال حاضر کمتر کسی تویه سایت هست که میتونه با شخصیت کتابی شخصیتش جلو بره ولی خوشبختانه سیبل سوژه های خوبی داره که خیلی خوب ازش استفاده کنی(چشم وزغ مانند و پیشگویی)
در کل نمایشنامه عالی ای بود ولی مشکل عمده ای که تویه نمایشنامت دیدم پارگراف بندی بود که دقیقا همین مشکل رو ایوان روزیه هم تویه دو سه پست قبل تر داشت.
متاسفانه ظاهر نمایشنامت عالی نیست و فقط خوبه!
سعی کن حتما بین دیالوگ و فضاسازی فاصله بدی!...فاصله بین دیالوگ و فضاسازی!...فاصله بین دیالوگ و فضاسازی!...یادت نره!
و البته بگم که من به هیچ عنوان پیشنهادی رو که به بقیه کردن رو به تو نمیکنم!....اینکه رویه علائم نگارشیشون تجدید نظر بکنن و از علامت سوال زیاد استفاده بکنن!...به نظر من تو تویه علائم نگارشی هم سبک خاص خودتو داری...یعنی همه سبک خاص خودشونو دارن ولی سبک تو خیلی عالیه و مشکلی نداره و حتما به همین صورت ادامه بده!
به هر حال بزرگترین مشکل همین ظاهر نمایشنامه بود که البته خیلی هم بد نبود ولی بهتره روش دقت بکنی و پارگراف بندیتو بهتر بکنی...
اگر بخوام به نمایشنامت از 100 نمره بدم، بالای 87 نسبیت میشه...عالی بود!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج












!!)