جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  96 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  175 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  293 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  279 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  350 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  254 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
ارسال شده در: دوشنبه 16 تیر 1393 18:46
نمایش جزئیات
آفلاین
کلاه جان
من مادر گریفندویی هست و پدرم راونکلاو...
حالا به نظرت پدرم رو بیشتر دوست دارم یا مادرم رو؟
اسلیترین هم که اصلا حرفش رو نزن...
هافلپاف هم برم که مادرم از خونه بیرونم میکنه!
بین گریفندو و راونکلاو کد.م رو برام تنخاب میکنی؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: سال اولی ها از این طرف : کلاه گروهبندی
ارسال شده در: یکشنبه 15 تیر 1393 20:11
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

سانتور نوشته:
من شرورم
عاشق جادوی سیاهم
از گریفیندوری ها بیزارم
متنفر از گشت و کارم
بی خود و بی جهت به خود می بالم
روزی یکبار هم بیمارم
عاشق گروه های سیاهم


ولی می خوام برم گریفیندور



بعد از اوریک عجیب و غریب که 528 سال پیش اصرار داشت به گروهی که ازش متنفره بره، تو دومین موردی سانتور عزیز!
با اینکه کلاهم ولی هرگز نفهمیدم توی سرش چی می گذره و بعدها هم بر ضد انسان ها شورش کرد و دستگیر و اعدام شد! تو هم خیلی مواظب خودت باش و برو به...

گریفندور!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سال اولی ها از این طرف : کلاه گروهبندی
ارسال شده در: یکشنبه 15 تیر 1393 19:44
نمایش جزئیات
آفلاین
من شرورم
عاشق جادوی سیاهم
از گریفیندوری ها بیزارم
متنفر از گشت و کارم
بی خود و بی جهت به خود می بالم
روزی یکبار هم بیمارم
عاشق گروه های سیاهم


ولی می خوام برم گریفیندور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
درمیان برفها کناراتشی کم رمق نشسته وچشمانش رابسته بوددانه های سفید برف از اسمان به ارامی برروی اوفرود .
گرگ بزرگ خاکستری رنگی خون الود درحالیکه یک پایش میلنگیدوازان خون برروی زمین برفی میریخت به ارامی قدم برمی داش بادیدن مرد دندانهای تیزش رابه نمایش گذاشت چشمان زردش پرازوخشونت وسهوت خون بودگرگ به سمت مردحرکت کردقصد داشت دندانهای تیزش رادرگردن این سانتور فروببرد به مردنزدیک شد مردهمچنان بدون حرکت نشسته بود گرگ قصد داشت که به اوحمله کند ناگهان مردچشمانش راگشودگرگ خشکش زدچشمان مردبرخلاف هرانسان دیگری رنگ زرد داشت درست همرنگ چشمان گرگ بود
مرد برخاست
شکار اوکیست
به چه گناهی طعمه او میشود
ارام وبی صدا به گرگ نزدیک میشود
درچشمان او مینگرد
گرگ خود میداند که باید تسلیم شود
صدای شکارچی درون ذهنش می پیچد
واین اخرین صداست برای او
صدای گلوله وسکوت مرگ
پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
ارسال شده در: یکشنبه 15 تیر 1393 15:46
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

jocker نوشته:
درود بر شما ای کلاه عزیز!
بنده نه شجاعت گریف رفتن دارم، نه هوش ریون و نه تلاش و پشتکار هافل! جدا از اینکه اصالت مثل مروارید از سر و روم میباره، از این بیم دارم که اگر تو گروهی بیوفتم که اطرافم یک مشت مشنگ و چند مثقال دورگه ی بی ارزش باشه، دستام رو به خون کثیفشون آلوده کنم. نه اینکه تهدید کنماااا! نه! ... فقط میگم آدمه دیگه، تا حالا کی نشده که یکی به اشتباهی بالش بذاره رو صورت هم اتاقیش خفش کنه و یا به طور اتفاقی چندتا مار و عقرب سمی بندازه تو تختشون؟ ممکنه برای منم پیش بیاد که نا خواسته بزنم چند نفر رو از قصد بکشم. فلذا کمی هنگام گفتن اسم گروهم درنگ و تامل کنید هم خودتون پشیمون نمیشین هم منو خرسند میکنین. با وجود تمام ارادتی که به شما دارم، میگم به پیریتون رحم کنین و منو بفرستین اسلیترین. نخطه سر خط



یادمه ده ها سال پیش پسری به نام تام ریدل رو به اسلیترین فرستادم. پسری که باهوش و پر تلاش بود و از هیچ چیز نمی ترسید جز مرگ!
بنابراین کسی که هیچکدوم از این خصوصیات رو نداشته باشه جاش اسلیترین هم نیست. اصلا نباید براش نامه ی هاگوارتز ارسال بشه!
اما تو دوست جوان من!
سعی نکن کلاه رو فریب بدی! بخشی از همه ی خصوصیاتی که گفتی نداری رو در وجودت می بینم. ضمن اینکه اسلیترین تنها خانه ی اصیل زاده ها نیست. مثالش ویزلی های مو قرمزن که تقریبا همشون رو به گریفندور فرستادم.
تهدید هم روی من اثری نداره عزیزم! 1000 ساله که دارم تهدید میشم. دیگه تبدیل به بخشی از زندگی روزمره م شده. با اینحال برو به...

اسلیترین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
ارسال شده در: یکشنبه 15 تیر 1393 11:42
نمایش جزئیات
آفلاین
درود بر شما ای کلاه عزیز!
بنده نه شجاعت گریف رفتن دارم، نه هوش ریون و نه تلاش و پشتکار هافل! جدا از اینکه اصالت مثل مروارید از سر و روم میباره، از این بیم دارم که اگر تو گروهی بیوفتم که اطرافم یک مشت مشنگ و چند مثقال دورگه ی بی ارزش باشه، دستام رو به خون کثیفشون آلوده کنم. نه اینکه تهدید کنماااا! نه! ... فقط میگم آدمه دیگه، تا حالا کی نشده که یکی به اشتباهی بالش بذاره رو صورت هم اتاقیش خفش کنه و یا به طور اتفاقی چندتا مار و عقرب سمی بندازه تو تختشون؟ ممکنه برای منم پیش بیاد که نا خواسته بزنم چند نفر رو از قصد بکشم. فلذا کمی هنگام گفتن اسم گروهم درنگ و تامل کنید هم خودتون پشیمون نمیشین هم منو خرسند میکنین. با وجود تمام ارادتی که به شما دارم، میگم به پیریتون رحم کنین و منو بفرستین اسلیترین. نخطه سر خط

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط jocker در 1393/4/15 11:47:58
....I believe I can fly

تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
ارسال شده در: یکشنبه 15 تیر 1393 04:23
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

Tyler نوشته:
من تاریکی رو دوست دارم کلاه. حس راحتی می کنم توش. از تنهایی واقعا خوشم میاد. دوست دارم کار هارو خودم انجام بدم. گاهی اگه از یه نفر خوشم بیاد بهش کمک می کنم، اما همش همین. من خودمم و یه مسافر تاریک روی دوشم.

گروهی که من دوست دارم توش باشم گروه خلوت و کم دردسریه. که بتونم کارهایی که خودم دوست دارم رو انجام بدم و کسی، حتی خودت(!) مزاحمم نشه :دی



خیلی خوب خودت رو معرفی کردی جوان!
هممم... یه گروه خلوت و کم دردسر... ها؟... هم اسلیترین خوبه و هم هافلپاف... اما جاه طلبیت کمه و تفکرت زیاد. پس شاید بهتر باشه بری به...

هافلپاف!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
ارسال شده در: یکشنبه 15 تیر 1393 02:01
نمایش جزئیات
آفلاین
من تاریکی رو دوست دارم کلاه. حس راحتی می کنم توش. از تنهایی واقعا خوشم میاد. دوست دارم کار هارو خودم انجام بدم. گاهی اگه از یه نفر خوشم بیاد بهش کمک می کنم، اما همش همین. من خودمم و یه مسافر تاریک روی دوشم.

گروهی که من دوست دارم توش باشم گروه خلوت و کم دردسریه. که بتونم کارهایی که خودم دوست دارم رو انجام بدم و کسی، حتی خودت(!) مزاحمم نشه :دی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
ارسال شده در: شنبه 14 تیر 1393 13:53
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

سانتور نوشته:
من شرورم
عاشق جادوی سیاهم
از گریفیندوری ها بیزارم
متنفر از گشت و کارم
بی خود و بی جهت به خود می بالم
روزی یکبار هم بیمارم
عاشق گروه های سیاهم


هر چقدر که تعیین گروه غول های غارنشین برام راحته، تعیین گروه سانتورها همیشه کار سختی بوده. البته با این معرفی کارم رو تا حد زیادی آسون کردی اما قبلش به مراحل ورود به ایفای نقش دقت کن:

1- خواندن قوانین ایفای نقش
2- شرکت در تاپیک کارگاه نمایشنامه نویسی
3. حضور در تاپیک سال اولی‌ها از این‌طرف: کلاه گروه‌بندی
4- انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک شخصیت خودتون رو معرفی کنید.

من اینجا منتظر می مونم سانتور دانا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
ارسال شده در: شنبه 14 تیر 1393 12:57
نمایش جزئیات
آفلاین
من شرورم
عاشق جادوی سیاهم
از گریفیندوری ها بیزارم
متنفر از گشت و کارم
بی خود و بی جهت به خود می بالم
روزی یکبار هم بیمارم
عاشق گروه های سیاهم













افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
درمیان برفها کناراتشی کم رمق نشسته وچشمانش رابسته بوددانه های سفید برف از اسمان به ارامی برروی اوفرود .
گرگ بزرگ خاکستری رنگی خون الود درحالیکه یک پایش میلنگیدوازان خون برروی زمین برفی میریخت به ارامی قدم برمی داش بادیدن مرد دندانهای تیزش رابه نمایش گذاشت چشمان زردش پرازوخشونت وسهوت خون بودگرگ به سمت مردحرکت کردقصد داشت دندانهای تیزش رادرگردن این سانتور فروببرد به مردنزدیک شد مردهمچنان بدون حرکت نشسته بود گرگ قصد داشت که به اوحمله کند ناگهان مردچشمانش راگشودگرگ خشکش زدچشمان مردبرخلاف هرانسان دیگری رنگ زرد داشت درست همرنگ چشمان گرگ بود
مرد برخاست
شکار اوکیست
به چه گناهی طعمه او میشود
ارام وبی صدا به گرگ نزدیک میشود
درچشمان او مینگرد
گرگ خود میداند که باید تسلیم شود
صدای شکارچی درون ذهنش می پیچد
واین اخرین صداست برای او
صدای گلوله وسکوت مرگ
پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
ارسال شده در: پنجشنبه 12 تیر 1393 20:17
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

Thomas-Andrew-Felton نوشته:
من همیشه گریفی بودم
خاندانم گریفندورین
سر به هوام
شجاعم
شجاعم
شجاعم
شجاعم
شجاعم
شجاعم
لج بازم
زیاد درس خون نیستم
من میخوام گریف برم



مطمئنی پسرجون؟
اما ظاهرت که بیش تر شبیه دراکو کوچولوییه که چند سال پیش فرستادمش اسلیترین. تاکید زیادی روی گریفندور داری اما بهتره به کلاهی که 1000 ساله کارش تقسیم سال اولی هاست و گروه ها رو بهتر از تو می شناسه اعتماد بیش تری داشته باشی. با تمام این ها می فرستمت به...

گریفندور!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!