===================
هرميون: من هيچ وقت بر ضد تو دست به يكي نميكنم ..ببين تو هنوزم ميتونى معاون باشي
كرام:منظورت چيه؟
هرمیون: خوب ببین ویکتور تو 3 تا راه داری :
1- یا با کینگزلی صحبت کنی و قانعش کنی یک انقلاب سفید بکنه و در ضمن سفید بشه ... و معاونتت را هم حفظ کنی .
2- با موضع کینگزلی بمونی و با سقوط حکومت سقوط کنی .. که اینو منم نمی تونم برات کاری بکنم چون من با فاج نیستم و نفوذ ندارم .
3-با فاج وارد مذاکره بشی و بعد از وزارت فاج .. ومعاونتشو به عهده بگیری .. اگه فاج قانع شد که سفید بشه و با دامبلدور باشه که هیچی ولی اگر موافقت نکرد سفیدها وارد نوعی انقلاب فرهنگی می شوند و فاج را سر جاش میشونند.
بهترین راه اینه که با کینگزلی صحبت کنی قانعش کنی ..
کرام : این یک خورده پیچیده شد .. هووم .. من به کینگزلی خیانت کنم ؟؟؟
نگهبانا .... اینو ببرین انفرادی ..هرمیون: ..مگه من چی گفتم؟ ..
منو کجا میبرین؟ ...انفرادی؟ ولم کنین ...
.. ای بابا ولم کنید !!!!!هرمیون را میندازند تو زندان ..
هرمیون میله های زندان را گرفته داره تکون میده : بابا یعنی چی ؟من به سازمان حمایت از کودکان شکایت میکنم ..به پروفسور مک گونگال میگمتون ... این بر خلاف موازین اخلاقی آسلامی ..
برابریه !!! من به سازمان حمایت از نوجوانان بسیجی شکایت میکنم ... من به یونسکو شکایت میکنم .به ایوپاک شکایت میکنم (چه ربطی داره !!)... ازتون به SIRP(سیستم اینترنشنال آف رول پلیینگ) شکایت میکنم
... من به نحوه ی برخوردتتون با من اعتراض دارم .. میله ها کنده میشه هرمیون میافته زمین : اه این دیگه چه وضعشه ؟؟ همه میله های اینجا پوسیده ... من به سازمان بین المللی رسیدگی به امور زندانیان شکایت میکنم !!! :YMAD: هلال احمر اینجا چی کارست؟ صلیب سرخ چرا کاری نمیکنه آخه؟ من نسبت به این موضوع شکایت دارم ..
یکی از نگهبانا : یکی اینو خفه کنه ...
هرمیون :
جرئت داری یک قدم به من نزدیک شو ... 
دوربن کم کم میاد بیرون ساختمان آزکابان را از بیرون نشون میده .. بعد صدای جیغ گوشخراش هرمیون میاد(کشدار) .. کل آژکابان مدل تام و جری مشکنه میریزه زمین ..
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



من ازت شکایت میکنم . میرم به استانداری میگم ..
!
من کی اعلامیه پخش کردم ؟