اعضای ارتش سیاه: ما گشنمونه..ما گشنمونه...زود زود(قاشق چنگالاشونو می زنن رو میز)
مرلین یه پیش بند بسته از این ور می دوه اون ور..
بلا:هی پیش خدمت..زود باش..زود..فایریوس!
پشت مرلین آتیش میگیره..یه بشقاب غذا میزاره جلوی بلا
بلا:هوووووممم
..
مرلییییییییییینن..اه اه..ریشات ریزش داره
اقا اینجا غذاش هپله...هی تو پاتر اون ملافه رو از دور خودت بردار برو یه پرس دیگه وردار بیار..
پاتر با خشم بلا رو نیگا می کنه..هی زور می زنه تا شاید بلا باد بشه
گیلدی:هیی اونجا رو..باد کنک پاتر!
هرمیون: اا نفست کم اومد؟ بزار بهت تنفس مصنوعی بدم..پای پاترو می گیره میکشه میارتش پایین..
مرلین از دور میپره رو هرمیون:هی بی ناموس..مگه نگفتم هر کی نفسش بند اومد ولش کنین..ما بی ناموسی نمی کنیم...پای پاتر ول می کنه...
بلا:هوووممم پاتر با یه سوزن چطوری؟
بنگگگگگگگگگ
پاتر دور اتاق می چرخه...همه سراشونو می دزدن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
